کابوس جدید کوبانی: کشته شدن ۹ زندانی در زندان احمد شرع
حاشیهای بر جنگ داخلی سوریه و سرنوشت روژآوا
نگین شیخالاسلامیوطنی ـ ادغام نیروهای کُرد در ساختار جدید سوریه قرار بود بخشی از مسیر عبور از جنگ و تثبیت نظم سیاسی تازه باشد، اما تحولات اخیر کوبانی نشان میدهد که پایان یک منازعه مسلحانه لزوماً به معنای رسیدن به صلح نیست. از قتل سیپان هزنی و اعتراضهای پس از آن تا آتشسوزی زندان کوبانی و کشتهشدن ۹ زندانی کُرد، پرسشی دوباره مطرح شده است: اگر ادغام نظامی بدون تضمین حقوق سیاسی، فرهنگی و سازوکارهای خودگردانی انجام شود، آیا خشونت پایان مییابد یا تنها شکل آن تغییر میکند؟

در کوبانیِ سوریه، نیروهای دولت سوریه در تاریخ ۲ فوریه ۲۰۲۶، بهمنظور آغاز استقرار خود در راستای اجرای توافق ۱۸ ژانویه با نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، وارد شهر عینالعرب میشوند. منبع: shutterstock
دوازده سال پیش در ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴ داعش به کوبانی تجاوز نظامی کرد. پس از تصرف بخشهای وسیعی از خاک عراق داعش با غنیمت گرفتن سلاح های آمریکایی به جا مانده به سوی شهر کوبانی پیشروی کرد، روستاها را یکی پس از دیگری تصرف کرد و موجب آواره شدن دهها هزار نفر در سوریه شد. کوبانی چند ماه بعد بهدست مبارزان کُرد آزاد شد. شهر کوبانی گرچه شاید ارزش استراتژیک نظامی خاصی نداشت اما به سرعت به نماد نبرد علیه داعش تبدیل شد. دوازدهمین سالگرد آزادی کوبانی شیرینی این پیروزی با خون جوانان کُرد در این شهر بار دیگر تلخ شده است.
در پی یک تظاهرات مسالمتآمیز، نیروهای وابسته به دولت دمشق زندان شهر کوبانی را به آتش کشیدند و نه نفر از زندانیان کُرد نیروهای دموکراتیک سوریه قسد را در این آتشسوزی کشته شدند.
جرقهی بحران: قتل سیپان هزنی و ارعاب توسط اسلامگرایان
فاجعه از آنجا آغاز شد که سیپان هزنی یک مبارز کُرد که پیشتر در صفوف یگانهای مدافع خلق یپگ میجنگید و پس از توافقهای ادغام با دمشق، به تیپ حسکه تحت امر وزارت دفاع سوریه به رهبری احمد شرع پیوسته بود به دست یکی از قبایل عرب به قتل رسید. این قبیله پس از قتل او بارها با انتشار ویدئوهایی اعلام کرد که در صورت اقدام برای خونخواهی او جواب دندانشکنی به نیروهای کُرد خواهد داد. سیپان هزنی در زمان قتل ۲۶ ساله و در زمان آزادی کوبانی تنها ۱۴ سال داشت. او بر اساس قانون جدید حکومت نوپای دمشق مانند هزاران سرباز و چریک دیگر از ساختار مستقل نظامی کُردی یپگ/قسد خارج شده بود و به نیروهای تحت امر دمشق پیوسته بود اما توسط یک گروه مسلّح عرب ربوده شد، تصویر اسارتش بارها در شبکههای اجتماعی اسلامگرایان افراطی به نمایش درآمد و پیکرش پس از قتل، مثله شد. برای کُردهای روژآوا، این تنها یک جنایت ساده نبود؛ ادبیات بصری و سیاسیِ این جنایت یادآور رفتار داعش بود که جنایت را به پیامِ ارعاب ملت کُرد بدل میکرد.
زمینههای خشم عمومی: انباشت نارضایتیها در روژآوا
شهادت سیپان مردم کُردستان را برافروخت، کوبانی بیش از پیش دستخوش تشنج شد. در ماههای گذشته کُردها به تغییر نام کوبانی به اسمی که در دوران دیکتاتوری بشار اسد وجود داشت یعنی «عین العرب» در اسناد رسمی دولت دمشق اعتراض داشتند و آن را تداوم سیاستهای هویتزدایی مرکزگرا میدیدند. تقلیل تعداد کلاسهای آموزش به زبان مادری نیز تظاهرات دانشآموزان و والدینشان را در شهرهای مختلف روژآوا دامن زده بود. بلاتکلیفی آوارگان باقی مانده از دو حمله نظامی ترکیه به روژآوا از سال ۲۰۱۹ نیز موجبات خشم روزافزون آوارگان کُرد را فراهم آورده بود. حالا با ادغام نیروهای مسلح کُرد در ارتش عرب به نظر میرسید که بدون ارائهٔ تضمینهای لازم موقعیت روژآوا تضعیف شده. تناقضِ تلخِ ماجرا هویدا بود: ادغام نیروهای مسلح کُرد در ارتش حتی نتوانسته بود از رزمندهای که به ارتش جدیدالتاسیس سوریه پیوسته بود حفاظت کند.
جرقه تظاهرات کوبانی و ورود نیروهای امنیتی اسلامی
در اعتراض به این وقایع و قتل سیپان هزنی تظاهراتی مسالمتآمیز در کوبانی و دیگر شهرهای روژآوا شکل گرفت. بر اساس اطلاع شاهدان عینی ما در کوبانی تظاهرات ابتدا مسالمتآمیز و با شعارهایی در دفاع از کرامت انسان و یاد شهدای جنبش آزادیخواهی آغاز شد. در سالهای گذشته و در دوران حکمرانی خودمختاری روژآوا بالغ بر صد تظاهرات از این دست با آفیشها و پرچمهای یپگ و قسد و نیروهای مدافع زنان یپژ در کوبانی اتفاق افتاده بود اما اینبار به روایت شاهدان محلی مردی با کد مخفی «شاهین» از چهرههای شناخته شده مرتبط با سَرمَدا (شهری کوچک اما بسیار مهم در شمال غربی استان ادلب سوریه) همراه با نیروهای ویژه نظامی ضد شورش وارد شهر شد. او بیتوجه به هشدارهای نیروهای پلیس محلی معروف به آسایش مبنی بر تنشزدایی به ایستادن در مقابل تظاهرکنندگان اصرار ورزید. برخی جوانان و نوجوانان پسر نیز با سر دادن شعارهای نژادپرستانه و پرتاب سنگ و فلاخن با آنها مقابله به مثل کردند. نیروهای مرتبط با دولت مرکزی نیز شروع به شلیک به سوی تظاهرکنندگان نمودند. به نظر میرسد جنگ داخلی سوریه هنوز پایان نیافته باشد.
مداخله آسایش، لشکرکشی شبانه و آرامش قبل از طوفان
نیروهای پلیس محلی آسایش روژآوا برای جلوگیری از شدیدتر شدن بحران به سرعت وارد عمل شده و حدود ۱۷ نفر را بازداشت کردند؛ تمام ماجرا بیش از چند دقیقه به طول نینجامید. بازداشتیها به زندان مرکزی کوبانی به دلیل محدودیتهای مرکز پلیس منتقل میشوند. به گفته مقامات کوبانی کنترل مناطق خودمدیریتی در این منطقه هنوز در دست کُردها میباشد اما برخی گزارشهای تایید نشده حکایت از آن دارد که نیروهای دولت احمد شرع در مراکز دولتی مانند زندان از پیش حضور داشتهاند.
دستور انتقال به حلب و فاجعه آتشسوزی در زندان کوبانی
پس از آن تعدادی از نیروهای نظامی و شبهنظامی شبانه وارد کوبانی میشوند؛ برای بیشتر مردم روژآوا این نوع حرکت نیروهای مسلح یادآور خاطرات تلخ روزهای جنگ داخلی است که شهرهایی مانند کوبانی را سراسر نابود کرد. به گفتهٔ شاهدان، خودروهای نظامی مردان مسلح همچون روزهای جنگ با داعش و با صدای تکبیر و اللهاکبر که این روزها به گوش مردم ایران هم سخت آشناست در شهر مشغول مانور دادن شدند. تعدادی زیادی از شهروندان در حوالی پارکها و کافهها و رستورانها با لت و کوب بازداشت شده و به زندان منتقل شدند. تظاهراتی مسالمتآمیز که برای ادای احترام به شهدای راه آزادی آغاز شده بود، به نمایش قدرت زور ماهیچه تبدیل شد.
در این میان، سرهنگ مجدالدین الشیخ که در زمان عضویت در گروه تروریستی تحریرالشام «ابوعمر» -مدیر امنیت داخلی منطقهٔ کوبانی و برادر جهاد عیسی الشیخ از مشاوران عالی احمد شرع رئیس جمهور فعلی سوریه است؛ خواستار انتقال تمامی بازداشتشدگان به زندان استان حلب در حدود ۱۵۰ کیلومتری کوبانی شد اما زمانی که نیروهای پلیس محلّی کُرد با این دستور مخالفت کردند، او و همراهانش سلاح کشیدند و در نهایت ۱۷ بازداشتشده کُرد که بسیاری از آنها از اعضای سابق یپگ بودند به سمت حلب منتقل شدند.
این اقدام موجی از تمرد و شورش را در زندان شهر کوبانی به راه انداخت که فرجام آن، آتشسوزی، کشتهشدن ۹ زندانی و مصدومیت شدید ۱۷ زندانی دیگر شد. دو طرف یکدیگر را متهم به آتش زدن زندان میکنند.
فارغ از اینکه آتش چطور شعلهور شده باشد ۹ نفر از زندانیان در آتش کشته شدهاند. این فاجعه در نتیجه تصمیمات مسئولان ذی ربط و سیاست آنها مبنی بر اقدام غیرمترقبه انتقال زندانیان از کوبانی به حلب است.
صلح و آشتی و برابری ملتها و خلقها یا انحلال ساختار سیاسی روژآوا
کُردها با دشواریهای بسیار در یک دگردیسی عظیم از سیستم خودمدیریتی به سیستم خودمختاری رسیده بودند، انحلالِ این ساختارها، واگذاریِ تاریخیِ یک قدرت نظاممند بود؛ نچیروان بارزانی رئیسجمهور کُردستان عراق در جریان مذاکرات صلح بین روژآوا و دولت جدید دمشق نوید داده بود که چیزی کمی کمتر از فدرالیسم نصیب کُردهای روژآوا خواهد شد اما رفتارهای دمشق نشان میدهد که ادغام را صرفا به معنای خلعسلاح و از بین بردن خودمختاری کُردها میداند.
دقیقا به همین دلیل است که تغییر نامهای تاریخی کُردی، محدودسازی آموزش به زبان مادری، لشکرکشی در میانهی یک تظاهرات خیابانی از شهری به شهری دیگر نویددهنده فصلی تازه از سیاست از دست دادن حقوق حقه است. فصلی که کُردها دیگر در موضع قدرت مبارزه مسلحانه نیستند؛ امری که از سوی دیگر به مذاکرات صلح حزب کارگران کُردستان ترکیه پکک با دولت اردوغان رئیسجمهور آن کشور و از سوی دیگر اعلام آمادگی حزب حیات آزادی کردستان (پژاک) با حکومت ایران بیشک بیربط و بدون پیوند نیست.
ترکیه: توافقنامه آدانا و نبرد بر سر اسلام سیاسی در کوبانی
شاید ترکیه مسئله کُردستان در سوریه را از منظر منازعه پکک و پژاک با ایران و ترکیه جدا ندیده است.
از این رو پس از اعلام انحلال قسد توسط ژنرال سابق قسد مظلوم عبدی که اکنون در سمت مشاور احمد شرع رخت نظامی از تنبدر کُرده است؛ ترکیه حملات پهپادی چندین و چند ساله خود به روژآوا را متوقف کرد.
گسست میان ادبیات حاکم بر رسانههای ترکیه مبنی «ترکیهٔ عاری از ترور» و پرابلماتیک حاکم بر روژآوا مبنی بر «کنفدرالیسمدموکراتیک» حاکی از دو پارادایم متفاوت است که آشتیناپذیر مینمایند، لذا یکی بدون قربانی کردن دیگری توان جایگزینی خود را از دست میدهد.
اصرار ترکیه و حکومت احمد شرع بر حاکمیت بر کوبانی، فراتر از اهمیت استراتژیک و سوقالجیشی این شهر ــ که با توجه به جمعیت کم آن، اهمیت تعیینکنندهای ندارد ــ بیش از آنکه ناشی از نگرانیهای امنیتی ترکیه و استناد آن به توافقنامه آدانا باشد، به اهمیت نمادین کوبانی بازمیگردد.
توافقنامه آدانا که در ۲۰ اکتبر ۱۹۹۸ میان ترکیه و سوریه امضا شد، سوریه را متعهد میکُرد از فعالیت، ایجاد اردوگاه و تاسیسات آموزشی و پشتیبانی از حزب کارگران کُردستان در خاک خود جلوگیری کند.
در پیوست چهارم توافق ۲۰ اکتبر ۱۹۹۸ آمده است که در صورت انجامنشدن تعهدات امنیتی سوریه، ترکیه حق اتخاذ اقدامات امنیتی لازم را تا عمق ۵ کیلومتری خاک سوریه خواهد داشت. همچنین متن اصلی، سوریه را متعهد میکند فعالیت، آموزش، پشتیبانی مالی و لجستیکی و تبلیغاتی حزب کارگران کُردستان را در خاک خود ممنوع کند. (Ministry of Foreign Affairs)
اهمیت کوبانی اما بیش از آنکه در موقعیت جغرافیایی یا جمعیت آن باشد، در ارزش نمادین این شهر در مبارزه با افراطگرایی اسلامی، بهویژه داعش، است؛ شهری که در سال ۲۰۱۴ به نماد مقاومت کُردها در برابر داعش تبدیل شد و اسلامسیاسی در آنجا شکست سنگینی از مبارزان کُرد متحمل شد.
دگردیسی ایدئولوژیک احمد شرع: از جولانی تا دیپلماسی اسلام بومی
احمد شرع، رئیسجمهور فعلی سوریه، که پیشتر با نام محمد جولانی در گروه اسلامگرای تروریستی تحریرالشام فعالیت میکرد، توانست از طریق نوعی دگردیسی ایدئولوژیک، خود را از مسیر فکری داعش و القاعده و نهایتا جبهالنصره ــ که هر سه در گفتمانهای متفاوت خود به گسترش حاکمیت اسلامسیاسی فراتر از مرزهای یک کشور میاندیشیدند ــ به رهبر حکومت کشوری تبدیل کند که دستکم در سیاست علنی، تهدیدی برای همسایگان، حتی اسرائیل، محسوب نمیشود. شرع در این مسیر، دامنه اهداف و ادعاهای پیشین اسلامگرایانه را بهشدت محدود کرده است؛ بهگونهای که تا امروز، جز رژیم جمهوری اسلامی ایران، حتی در قبال اسرائیل که در بسیاری از نقاط دنیای عرب دشمن اعراب محسوب میشود نیز با احتیاط فراوان و زبانی بسیار دیپلماتیک سخن گفته است.
نتیجه
جامعهشناسی سیاسی خاورمیانه نشان میدهد که بحرانهای منطقهای بیش از آنکه حاصل تقابلهای قومی یا ایدئولوژیکِ صلب باشند، معلول تعلیق اقتصادی و خلا ساختاری در فرایند بازسازی پسابحران هستند. معاهدهها و توافقنامههای ادغام نظامی در جوامع چندپاره با معادلات جدامحور، در صورتی که فاقد نهادهای ناظر بیطرف و ضمانتهای اجرایی فراگیر باشند، تنها اشکال خشونت را از فاز سازمانیافته به خشونتهای ساختاری و پنهان تغییر میدهند.
تجربه نوسازی دولت در کشورهای در حال گذار اثبات کرده است که شتابزدگی در استقرار یکپارچگی ارضی بدون تضمین حقوق شهروندی، بستری مساعد برای بازتولید گروههای جدید شبهنظامی محلی و موازی فراهم میسازد. این فرایند در روژآوا با از دست دادن بخشهای عظیمی از خاک روژآوا پیچیدهتر نیز شده است. از سوی دیگر، تقلیل مسائل پیچیده هویتمحور به معادلات امنیت ملّی و چانهزنیهای ژئوپلیتیک، موجب ناپایداری عمیق در مناسبات مرکز و پیرامون میگردد.
در این میان، نقش کشورهایی مانند آمریکا و ترکیه میتواند مانع از شکلگیری یک دیالوگ ملی ارگانیک و درونزا در بازههای زمانی پسامنازعه شود. پیامد چنین رویکردی، پیدایش نوعی صلح منفی است که در آن آمار تلفات جنگی کاهش مییابد اما گسلهای اجتماعی و بیاعتمادی نهادی عمیقتر از گذشته باقی میمانند. تا زمانی که مؤلفههای عدالت انتقالی و بازتعریف نسبت حقوق اقلیتها با مسئله خودمختاری ملتها در تعارض با اسلام ارتجاعی قرار نگیرد، بازسازی پایداری اجتماعی غیرممکن خواهد بود.



نظرها
نظری وجود ندارد.