چپ در آلمان پیروز شد، راست ایرانی شاکی
چرا راستگرایان جامعه ایرانی از پیروزی حزب چپ در انتخابات ایالتی برلین خشمگین شدند؟

تیتر روزنامه «یودیشه آلگماین»: یک دیوار آتش علیه حزب چپ لازم است.

حزب چپ آلمان در روزهایی که حزب راستگرای آلترناتیو در دو انتخابات ایالتی بالاترین رای را به دست آورد، در برلین برای نخستین بار پس از فرو ریختن دیوار بالاتر از همه ایستاد. نامزد این حزب برای اداره برلین یک زن است با مادر و پدری که از ترکیه به آلمان پناهنده شدند. همسو با احزاب و رسانههای راست و ضد مهاجر، بخشی از ایرانیان مقیم آلمان نه فقط از قدرت گرفتن حزب چپ شاکیند که با کلیشهها و دروغ مشغول تخریب حزب و الیف ارالپ، نامزد این حزب برای شهرداری برلین هستند.
دو هفته پس از اینکه حزب راستگرای افراطی آلترناتیو برای آلمان در ایالت زاکسان آنهالت با حدود ۴۵ درصد آرا برای نخستین بار توانست برنده انتخابات در آلمان باشد، در انتخابات ایالتی مکلنبورگ-فورپومرن هم ۳۸٬۸ درصد آرا را کسب کرد تا دومین پیروزی را در فاصله کم جشن بگیرد. در انتخابات این ایالت حزب دموکرات مسیحی که در انتخابات سراسری بالاترین رای را داشت، نتوانست حدنصاب لازم برای راهیابی به پارلمان را کسب کند. سوسیال دموکراتها با ۳۵٬۵ درصد نزدیکترین رقیب راستگرایان افراطی هستند.
نتیجه غیرمنتظره اما در برلین رقم خورد؛ حزب چپ که در انتخابات پیشین با ریزش رای روبرو شده بود، در صدر قرار گرفت و حالا تشکیل دولت قرمز، قرمز و سبز یعنی ائتلاف سوسیال دموکراتها و سبزها با حزب چپ محتملترین گزینه است.
نامزد حزب چپ برای شهرداری برلین یک زن جوان است؛ الیف ارالپ که والدینش در سال ۱۹۸۸ از ترکیه به آلمان پناهنده شدند. این حزب کنترل بازار مسکن، به ویژه اجاره بهاء را از طریق خلع ید از شرکتهای خصوصی اصلیترین برنامه خود اعلام کرده است. حمایت از مهاجران، مقابله با خشونت پلیس و همینطور «یهودی ستیزی» و «مسلمان ستیزی» به صورت همزمان از دیگر برنامههای حزب چپ است که بیشترین رای را در مناطق با بافتار جمعیتی مهاجر/ مسلمان ــ و همینطور بر اساس یک کلیشه تکراری در رسانه جریان اصلی آلمان «جرم خیز» کسب کرده است.
«نوی کلن» در برلین یکی از پایگاههای رای چپها است؛ منطقهای که در رسانههای آلمان همواره با «محله مسلماننشین»، «محله با بالاترین جمعیت بیکار»، «محله ترکها» و «محله جرمخیز» که برای «یهودیان» ناامن است، معرفی میشود.
منطقه فریدریشسهاین ـ کرویزبرگ هم که با همین کلیشهها توصیف میشود و یکی از کانونهای اصلی فعالیت گروههای اتونوم چپ و مهاجران است. در سالهای پس از بحران اقتصادی ۲۰۰۸ نرخ اجاره بها در این منطقه افزایش زیادی داشته است تا آنجا که کسر زیادی از ساکنان پیشین آن جای خود را به آنچه که «بوبوها» نامیده میشود، دادهاند.
در منطقه نویکلن بیشتر نامزدهای حزب چپ «آلمانی غیر اصیل» ــ همان کلیشه راستگرایان برای آنهایی که پس زمینه مهاجرت دارند به کار میبرند ـ هستند. روزبه طاهری که یک ایرانی و فعال در جنبش حق مسکن است و از بنیانگذاران خلع ید از شرکتهای خصوصی مسکن، بتول حوا یلماز یک معلم ترکیهای که به آلمان پناهنده شده شده است، همانطور که یورت سرور اوزدمیر در یک خانواده کارگر مهمان ترکیهای متولد و بزرگ شد.
علاوه بر او را الیف ارالپ که نامزد اصلی حزب برای شهرداری برلین است از یک خانواده ترکیهای میآید، یکی از نامزدهای حزب از منطقه کرویزبرگ بود. در کنار این افراد، شمار دیگری از نامزدهای حزب پس زمینه مهاجرت داشتند که با فاصله کم از راه یافتن به پارلمان بازماندند.
حمله راستهای آلمان؛ شیطان بسازید
در رسانههای راستگرای آلمان، به ویژه آن گروه که نزدیکی زیادی به اسرائیل دارند همانند مجموعه اکسل اشپرینگر بر حمایت نامزدهای این حزب از معترضان به نسلکشی در فلسطین و یا نزدیکی آنها به فعالان ضدجنگ تاکید میشود تا پیروزی این حزب یک خطر برای «زندگی یهودیان در برلین» نشان داده شود.
بلاگرها و روزنامهنگاران رسانههای این گروه از اینکه حزب چپ در برنامه انتخاباتی خود «اسلام گرایی» را یک خطر برجسته ندانسته است، به این نتیجه رسیدهاند که اسلام گرایان در برلین قدرت را در دست گرفتهاند. حتی برخی از آنها برای تحقیر با کلیشههای نژادپرستانه پیروزی این حزب را اشغال برلین به دست ترکهای عثمانی میدانند.
اتهام «یهودیستیزی» به حزب چپ برلین تحت تاثیر تحولات پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است. دولت آلمان مخالفت با نسلکشی اسرائیل در باریکه غزه و هرگونه انتقاد به اسرائیل را مصداق «یهودیستیزی» میداند تا آنجا که برخی از یهودیان ضدجنگ در آلمان هم با همین اتهام محاکمه شدند. در امتداد همین سیاست که با انتقاد نهادهای حقوق بشری هم روبرو است، شمار زیادی از فعالان ضدجنگ به دادگاه احضار شدند که اتهام برخی از آنها «صهیونیستستیزی» است.
کمپین مجازی و رسانهای علیه حزب چپ با همین اتهام تا آنجا پیش رفت که سفارت اسرائیل در برلین مدعی شد که یهودیان از این پس در این شهر احساس امنیت نمیکنند.
یک بهانه دیگر برنامه حزب برای خلع ید از شرکتهای خصوصی مسکن است. این حزب در دوره پیش که بخشی از دولت ائتلافی برلین بود قانون سقف اجاره خانه را تدوین و در نهایت برای آن رای موافق کسب کرد. این قانون اما پس از اینکه دولت ائتلافی سوسیال دموکرات، دموکراسی آزاد و اتحادیه دموکرات مسیحی قدرت را در انتخابات سراسری به دست گرفت، از سوی دادگاه عالی قانون اساسی خلاف قانون اساسی شناخته و لغو شد.
حزب چپ در انتخابات ایالتی مساله مسکن ارزان را اصلیترین برنامه خود اعلام کرد. برای رسیدن به این هدف علاوه بر تغییر مقررات رابطه مستاجر و مالک، ساخت مسکن اجتماعی، کاهش هزینه گرمایش حزب قصد دارد قانون سقف اجاره خانه و خلع ید از شرکت «دویچه ونون» را احیا کند. در سپتامبر ۲۰۲۱ بیش از ۵۱ درصد ساکنان برلین طرح خلع ید از این شرکت را امضاء کردند. اتحادیه دموکرات مسیحی و سوسیال دموکراتها اما مانع تبدیل این مطالبه به قانون شدند. حزب چپ میگوید با خلع ید از شرکت «دویچه ونون» ۲۲۰ واحد مسکونی تحت مالکیت عمومی قرار خواهد گرفت. اجرای این همهپرسی از سوی حزب به عنوان شرط اصلی برای ائتلاف اعلام شده است.
رهبر حزب راستگرای افراطی آلترناتیو برای آلمان به صورت مشخص برنامه حزب چپ را «شلیک به ثروتمندان» و مقابله با سرمایهداری و صاحبان سرمایه با قانون سقف اجاره خانه و حمایتهای اجتماعی توصیف کرد تا خطاب به حزبهای دیگر بگوید همکاری با این حزب باید خط قرمز باشد.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان که حزبش در انتخابات ایالتی مکلنبورگ-فورپومرن به حدنصاب پنج درصد برای ورود به پارلمان ایالتی هم نرسید، در واکنش به برنامه حزب چپ، گفت که به سرعت قانونی را تصویب و اجرا خواهد کرد که مانع سلب مالکیت از شرکتهای خصوصی بزرگ شود. او یک روز پس از شکست در دو ایالت، در حالی که با فشار برای کنارهگیری و توقف طرح اصلاح قانون بازنشستگی روبرو بود، گفت که پیشنویس این قانون در وزارتخانههای کشور و دادگستری آماده شده است.
او که بر اساس نظرسنجیها کمترین میزان محبوبیت را دارد، گفت که برنامه حزب چپ «عواقب ویرانگری در داخل و خارج دارد». سوسیال دموکراتها که در دولت فدرال حضور دارند هم با این برنامه مخالفند. این حزب ژوئیه ۲۰۲۶ با دموکرات مسیحیها برای تصویب قانونی که بر اساس آن خلع ید از مالکان بخش خصوصی شرکتهای مسکن با قوانین ایالتی ناممکن باشد به توافق رسید. اتحادیه مالکان و همینطور بانکها نیز به صورت علنی با این برنامه مخالفت کردند و گفتند که اثر منفی بر بازار مسکن و بورس میگذارد.
ایرونی کاسه داغتر از آش
حملات به حزب چپ از سوی احزاب رقیب و حامیان آنها برای رسیدن به یک نفع است؛ ناممکن کردن تشکیل دولت ائتلافی به رهبری این حزب. آنها نگران هستند پیروزی این حزب در برلین به ایالتهای دیگر سرایت کند و تا انتخابات سراسری ادامه داشته باشد.
عجیب اما واکنش بخشی از ایرانیان ساکن برلین و شاغل در رسانههای فارسی یا آلمانی است. خبرنگار ایرانی «بیلد» که از حامیان سرسخت پهلوی و اسرائیل است در امتداد تبلیغات منفی که پیش از روز انتخابات آغاز کرد، پس از پیروزی حزب چپ با انتشار یک ویدئو از جشن پیروزی این حزب نوشت: نه علیه شادی اما با شال فلسطینی، موسیقی عربی و خانواده رومو به احتمال زیاد برلین برای سریال بعدی نت فلیکس انتخاب خواهد شد. او در یک نوشته دیگر در شبکه اجتماعی ایکس تصویر الیف ارالپ را در یک جمع منتشر کرد و نوشت یکی از حاضران در این عکس در یک تظاهرات گفته که فلسطین وقتی آزاد خواهد شد که تلآویو در دست فلسطینیها باشد... کسی که این حرف را میزند برای من جهان بدون یهودیان و اسرائیل را به ذهن میآورد.
او تنها ایرانی ناراحت از پیروزی حزب چپ نبود. اگر برای خبرنگار روزنامه بیلد این موضعگیری نفع اقتصادی داشت، خبرنگار ایران اینترنشنال در برلین از فرط عصبانیت نوشت: «برلین در دو دهه گذشته توسط چپها اداره شده است. (بغیر از ۲۰۲۳ تا کنون که توسط سوسیال دموکراتها و محافظهکاران اداره شده است.) نتیجه: برلین در حد روستاهای یک کشور جهان سومی است؛ شلخته، بیبرنامه، داغون و گداپرور. حزب چپ آلمان که عاشق پرورش افراد تنپرور سوسیال بگیر است به لطف اقدامات غیبی خارجی و انفعال شهروندان در انتخابات ایالتی برلین رای بالایی آورد.».
آرش سرکوهی در پاسخ به او نوشت:
حزب چپ در ۲۰ سال گذشته ۱۲ سال از ۲۰ سال عضو ائتلاف دولت بوده (دولت از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱ هم بدون چپها بود)، اما هیچ وقت حزب اول نبوده و شهردار از آن حزب نبوده پس «چپها برلین را در دو دهه گذشته» اداره نکرده اند. بر خلاف گفته ایشان شرکت در انتخابات امسال به نسبت انتخابات قبلی بالاتر رفته و از بالاترین نرخهای شرکت در انتخابات در ۲۰ سال گذشته است. پس «انفعال» شهروندان" وجود خارجی ندارد. فکر نمیکنم ایشان برای ادعای عجیب «اقدامات غیبی خارجی» مدرکی داشته باشد.
صمدی که فراموش کرده بود کمی قبل در همان توئیت قبلی حساب سوسیال دموکراتها را از چپها جدا کرده بود، مدعی شد که منظور او حضور یکی از احزاب چپ ــ او حتی از اختلاف نظر عمیق حزب چپ با سوسیال دموکراتها بر سر قوانین تامین اجتماعی هیچ اطلاعی ندارد ــ در قدرت بوده و با تکرار همان جملات نوشت:
در مورد انفعال رای دهندگان هم دقیقتر این است که بگویم احزاب محافظهکار و لیبرال در بسیج رأیدهندگان ضعیف بودند و نتوانستند پایگاه رای خود را افزایش بدهند. چهارم : سوسیال بگیری به هیچ وجه ارزش نیست. اما شرم آور این است که بخش زیادی از کسری بودجه کشور و ایالت بابت این بوده که مشوقهای غلط برای کار نکردن پرداخت شده است. ( گزارش دولت کنونی آلمان) مانیفست چپها این است از پولدارها بگیر و به سوسیالبگیران بده. سوسیال بگیران نیازی به تلاش و کسب درآمد ندارند. دیگران کار میکنند شما میل کنید. آمارهای شرمآور از وضعیت برلین در میان ۱۶ ایالت آلمان هم دستپخت همین تفکر است.
صمدی که سالها در صدا و سیما ایران خبرنگار ویژه همراه مقامها بود و چند سالی است تغییر کارفرما داده است، حتمن میداند تندتر از این جملات که او رونویسی کرده است را حزب آلترناتیو برای آلمان و دموکرات مسیحیها به زبان آوردهاند بدون اینکه پس زمینهها را توضیح بدهند. او که این چنین از سیاستهای حمایتی نالان است، حتما میداند همین امکان اقامت در خارج از ایران با آن سابقه، یعنی بر اساس ادعای خود او و کارفرمای جدیدش همکاری با صدا و سیما به عنوان یک بال سرکوب حکومت، محصول تلاش چپها است. حتما خودش شنیده است که حزب «محافظهکار» محبوبش که نتوانسته در بسیج عمومی موفق ظاهر شود، از روز نخست تشکیل دولت برنامه اخراج مهاجران را بدون توجه به ملیت و «سواد و درآمد» در دستور کار دارد تا آنجا که پزشکان هم مشمول این برنامه خواهند بود.
خبرنگار ایران اینترنشنال در پاسخ به محمد آقازاده واژه «دو لبه قیچی» را که یحتمل از نامه اخیر به زندانیان یاد گرفته است برای توصیف «راست افراطی» و «چپ افراطی» به کار برده و ادعا کرده است در «فهرست بالا نیروهای معتدل هم هستند». البته نامی از نیروهای معتدل نبرده است. اگر بنا بر آنچه که خود او نوشته است سبزها و سوسیال دموکراتها چپ باشند، آلترناتیو برای آلمان و دموکرات مسیحیها در کنار چند حزب دیگر که حدنصاب را هم کسب نکردند باقی میماند و مشخص نیست کدام یک از آنها معتدل محسوب میشود؟
در ادامه همین «وحشت راست ایرانی» از «پیروزی چپ» در برلین یک ویدئو از یک پزشک ایرانی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که حزب چپ را فاشیست رادیکال و اسلامگرا خواند که میخواهد به همه شهروندی بدهد و برلین را به شهری برای اسلامگرایان تبدیل کند و به همین دلیل از برلین خواهد رفت. این پزشک ایرانی به آلمانیها هشدار داد تا ده سال دیگر «برلین شهری اسلامی است». حزب چپ در انتخابات اخیر برخلاف تمام احزاب دیگر به دام تبلیغات علیه مسلمانان نیفتاد تا جایی که بخاطر اینکه در برنامه تبلیغاتی «تهدید اسلامگرایی» را نادیده گرفته، هدف حمله رسانههای راستگرا قرار گرفت.

محسن بنائی، از اعضای جبهه هفت آبان که از جمله گرایشهای ناسیونالیسم باستانگرا ایرانی است و اعضای آن در چند ماه اخیر بارها از عبارتهای نژادپرستانه استفاده کردهاند در حالی که کیلومترها دورتر از برلین زندگی میکند، نتوانست خشم خود را پنهان کند. او نوشت:
برلین راه نیویورک را در پیش گرفت و یک ممدانی مونث آلمانی را برگزید. برخی از برنامههای انتخاباتی حزب چپها (die Linke):- مصادره شرکتهای بزرگ مسکن- کاهش اختیارات پلیس و انحلال اداره حفاظت از قانون اساسی- تعطیلی جبرانی روزهای تعطیل رسمی (اگر تعطیلی رسمی در یکشنبه واقع شود، دوشنبه پس از آن تعطیل باشد)- مدارس تماموقت و انتقال بار آموزش به داخل ساعات مدرسه و کاهش تکالیف خانگی حضور عیسی رمو (Issa Remmo)، رئیس یک باند خانوادگی در جشن انتخاباتی چپها بسیار جنجال برانگیز بود. همچنین اتهامات یهودیستیزی و و نزدیکی به سازمانهای تروریستی فلسطینی شاخه برلین این حزب، تشکیل ائتلاف میان چپها، سوسیالدمکراتها و سبزها (Rot-Grün-Rot) را با چالشهای جدی روبرو کرده است. نباید فراموش کرد که بزرگترین جامعه فلسطینیهای خارج از خاورمیانه ساکن برلین است.
واژههای او و دیگر ایرانیهای خشمگین از پیروزی حزب چپ در برلین افشاگرند. بنائی و دوستانش در جبهه نئوفاشیسم ایرانی در حالی از احتمال افزایش بودجه رفاهی، آموزشی و کنترل بازار مسکن در برلین خشمگین شدهاند که شبانهروز به فروش رنج و ستم مردمان ایران مشغولند. در رسانههای همسو با این جریان افزایش اجاره مسکن، هزینه درمان، شهریه مدرسه و .. در ایران «ستم» و حاصل سیاست حکومت است که با بازگشت پهلوی حتی با حمله نظامی برطرف خواهد شد. اما اگر یک حزب در آلمان سیاست بهبود رفاه اجتماعی را در پیش بگیرد، برای همین کاسبان رنج ایرانی موجب نگرانی است و خطری برای دموکراسی دیده میشود.
چپستیزان بهرهمند از خدمات چپ
پیروزی الیف و همحزبیهایش در برلین در رسانههای جریان اصلی با پیروزی ممدانی در نیویورک مقایسه میشود. البته که الپ هم قبلتر گفته بود اگر ممدانی در نیویورک توانست پس حزب چپ هم در برلین میتواند موفق شود. حملات به حزب چپ هم شباهت زیادی دارد به حملات به ممدانی؛ «یهودستیز»، «اسلامگرا» یا «مقبول مسلمانان»، «سوسیالیست»، «دشمن اقتصاد آزاد».
نقطه مشترک دیگر در برلین و نیویورک واکنش راستگرایان ایرانی است؛ در ایالات متحده آمریکا مسیح علینژاد شناختهشدهترین چهره اپوزیسیون بود که تلاش زیادی کرد برای تخریب ممدانی. البته تنها ایرانی این قصه نبود.
در برلین هم ایرانیهای راستگرا سهم زیادی دارند در کمپین تخریب حزب چپ. تاسفبار که آنها برای تخریب حزبی که مدافع اصلی حقوق مهاجران است، حضور مهاجران زیاد در نمایندگان این حزب، سیاستهای حزب برای تسهیل حق شهروندی، کاهش هزینه معیشت و آموزش رایگان را برجسته میکنند.
در میان انبوهی از حملات جامعه ایرانی به حزب چپ اذعان برخی از آنها به رای به حزب آلترناتیو برای آلمان هم دیده میشود و استدلالشان هم سیاست حزب برای اخراج مهاجران است. به خیال آنها چون یک مرتبه یک عضو حزب نزدیک به نونازیها گفته است ایرانیها با بقیه مهاجران فرق دارند، اخراج نمیشوند. آنها حتی فراموش کردهاند که در ایالت زاکسن آنهالت حزب آلترناتیو برای آلمان پزشکان غیرآلمانی را هم در فهرست اخراج قرار داده است.
شاید در آیندهای نزدیک رفتار ایرانیان حامی جریان/ احزاب راستگرا و حتی نئوفاشیست همانند کوباییهای میامی مدافع ترامپ به یک موضوع پژوهشهای اجتماعی و سیاسی تبدیل شود؛ نمونهای برای توضیح تحقیر خود به خیال خودبرتر پنداری و گرایش به فاشیسم مهاجران. تا آن زمان اما در فضای عمومی جامعه ایران باید به دنبال شناخت و تحلیل این وضعیت و تهدیدهای این نگاه و جریان که مروج شعار «مرگ بر مجاهد و چپی» و احیای ساواک است، رفت؛ چرا که این مینهای انفجاری اگر خنثی و بیاثر نشوند، در امروز و فردای ایران چنان آفتی کشنده تکثیر خواهند شد.



نظرها
نظری وجود ندارد.