گزارش میدانی:
«از سر کار برمیگردم و مستقیم میروم آشپزخانه»؛ شیفت دوم زنان شاغل
رها رستمی در این گزارش سراغ زنانی رفته است که فشار اقتصادی آنها را بیش از پیش به کار بیرون از خانه وابسته کرده، بیآنکه از مسئولیتهای سنتیشان در خانه کاسته شود. آنها از محل کار به خانه برمیگردند تا «شیفت دوم» را آغاز کنند: آشپزی، نظافت، مراقبت از کودکان و مدیریت عاطفی خانواده. روایت این زنان نشان میدهد چگونه اشتغال، وقتی با تقسیم نابرابر کار خانگی و فشار معیشتی همراه میشود، میتواند به جای رهایی، به فرسودگی بیشتر بینجامد.

زن شاغل و خانهداری ـ عکس: به کمک هوش مصنوعی ساخته شده است
هنوز از سر کار برنگشتهام، باید به فکر ناهار باشم. چون شوهرم هم برای ناهار برمیگردد و بچهام بیدار میشود. بعضی وقتها نمیرسم حتی لباسم را عوض کنم و با همان وضعی که از سر کار میآیم، مستقیم میروم آشپزخانه.
این بخشی از روایت پروانه است؛ زنی میانسال و شاغل که میگوید افزایش هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید درآمد همسرش، او را ناچار کرده است بیرون از خانه نیز کار کند.
تورم و بیثباتی اقتصادی زندگی بسیاری از خانوادههای کمدرآمد را با فشار فزایندهای روبهرو کرده است. برای بخشی از این خانوادهها، درآمد یک نفر دیگر پاسخگوی هزینههای اولیه زندگی نیست و اعضای دیگری از خانواده نیز ناچارند وارد بازار کار شوند.
این وضعیت برخی از زنانی را که پیشتر خانهدار بودند، به سمت مشاغلی با درآمد پایین کشانده است. اما ورود به بازار کار لزوماً به معنای کاهش مسئولیت آنها در خانه نیست. برای بسیاری از این زنان، کار مزدی به مسئولیتهای قبلی اضافه شده است: یک شیفت در محل کار و شیفتی دیگر در خانه.
شیفت دوم
سمیه کارمند قراردادی یک شرکت بیمه است. او و همسرش، مانند بسیاری از زوجهای دیگر، به امید یافتن کار و درآمد بهتر از شهری کوچک به تهران مهاجرت کردهاند.
اجاره آپارتمان ۵۰ متری آنها در یکی از مناطق میانی تهران از ۱۵ میلیون تومان به ۲۶ میلیون تومان رسیده است. سمیه میگوید همسرش با اضافهکاری ماهانه حدود ۵۰ میلیون تومان درآمد دارد که ۱۲ میلیون تومان آن صرف اقساط وامهایشان میشود. پس از پرداخت اجاره، حدود ۱۲ میلیون تومان برای سایر مخارج خانواده باقی میماند؛ مبلغی که به گفته او حتی کفاف یک هفته از هزینههایشان را نمیدهد.
سمیه از طریق دوستانش در یک شرکت بیمه مشغول به کار شده تا بخشی از کسری درآمد خانواده را جبران کند. اما اشتغال بیرون از خانه به معنای کمتر شدن مسئولیتهای خانگی او نبوده است:
من مجبورم شام زیاد درست کنم که برای فردا ظهر هم غذا آماده باشد و فقط گرمش کنیم. ناهار هم که خوردیم، باید ظرفها را بشویم، خانه را تمیز کنم. تا اینها انجام شود، باز باید به فکر شام باشم. استراحت ندارم؛ خیلی درگیرم.
کار عاطفی
بار کاری برخی از زنان شاغل به انجام کارهای خانه محدود نمیشود. بخشی از آن چیزی است که در مطالعات اجتماعی با مفاهیمی مانند «کار عاطفی» و بار مراقبتی توضیح داده میشود: مدیریت نیازهای عاطفی و روانی خانواده، مراقبت از فرزندان و حفظ روابط خانوادگی؛ مسئولیتهایی که اغلب دیده نمیشوند و مزدی هم برای آنها پرداخت نمیشود.
برای زنانی که این مسئولیتها عمدتاً بر دوش آنها قرار دارد، پایان ساعت کار به معنای پایان کار روزانه نیست. انتظار مراقبت از فرزندان، رسیدگی به خانه و حفظ روابط خانوادگی بعد از بازگشت از محل کار نیز ادامه دارد.
سارا که در یک رستوران کار میکند، میگوید:
استرس کارم از یک طرف، استرس اینکه شب هم مهمان بخواهد بیاید سر بزند از یک طرف دیگر است. واقعاً نمیرسم، نمیتوانم. عملاً خودمان را از معاشرت محروم کردهایم. همه هم از ما گلایه دارند، ولی مجبوریم.
سیاستهای رسمی جمهوری اسلامی در حوزه خانواده بارها بر نقش مادری و همسری زنان و اهمیت حضور آنها در خانواده تأکید کردهاند. اما تجربه زنانی که در این گزارش با آنها گفتوگو شده، از تناقض دیگری حکایت دارد: فشار اقتصادی آنها را به بازار کار میکشاند، در حالی که بخش بزرگی از انتظارات سنتی مربوط به مادری، همسری و کار خانگی همچنان بر دوش آنها باقی میماند.
زنی ۳۵ ساله که مربی رانندگی است، میگوید:
الان که فکرش را میکنم، بچهدار شدنم اشتباه بود. باباش که خودش یک بچه است؛ باید شب و روز دنبال بهانههای او هم باشم. الان شده دو تا مسئولیت. خب من هم سر کار میآیم، نمیتوانم. اگر یک روز خواهرم نباشد واقعاً نمیدانم باید چه کار کنم. هیچ جایی نیست که من بهش اطمینان داشته باشم بچه را بگذارم آنجا.
زنان و زحمت
برای زنانی که روایتشان در این گزارش آمده، زندگی روزمره میان دو فضای کار تقسیم شده است: کار مزدی بیرون از خانه و کار بیمزد در خانه.
آنها از کمبود وقت برای استراحت، دیدار با دوستان و حتی روابط خانوادگی میگویند. مسئولیت مراقبت از فرزندان نیز لزوماً با خروج از خانه متوقف نمیشود. یکی از زنان میگوید:
خیلی وقتها از سر کار باید مدام زنگ بزنم خانه و از آنجا بچهها را تلفنی مدیریت کنم که بلایی سر خودشان نیاورند. صاحبکارم سر این موضوع همیشه شاکی است.
اشتغال زنان معمولاً یکی از شاخصهای مشارکت اقتصادی و افزایش استقلال آنها به شمار میرود. اما تجربه زنانی که در این گزارش روایت شده نشان میدهد که اشتغال بهتنهایی الزاماً به استقلال بیشتر منجر نمیشود؛ بهویژه هنگامی که تقسیم کار در خانه تغییر نمیکند و زنان همزمان با کار مزدی، مسئول اصلی کار خانگی و مراقبتی نیز باقی میمانند.
در چنین شرایطی، مسئله فقط حضور یا عدم حضور زنان در بازار کار نیست، بلکه شرایط این حضور نیز اهمیت دارد: میزان دستمزد، امنیت شغلی، دسترسی به خدمات مراقبت از کودک و چگونگی تقسیم کار بیمزد در خانواده.
کلیشههای جنسیتی درباره نقش زنان و مردان، همراه با تبعیض در بازار کار، میتوانند تقسیم کاری را بازتولید کنند که در آن زنان علاوه بر کار مزدی، سهم بیشتری از مسئولیتهای خانگی و مراقبتی را نیز بر عهده دارند.


نظرها
نظری وجود ندارد.