ایرانیان چگونه جنگ و تورم را تاب میآورند؟
رها رستمی ـ در ایرانِ گرفتار جنگ و فشار اقتصادی، تابآوردن فقط به معنای تحمل نیست؛ شبکههای خویشاوندی و دوستی، همیاریهای کوچک، تغییر الگوهای مصرف و شکلهای تازهای از مراقبت و همکاری، بخشی از سازوکارهاییاند که مردم برای سرپا نگه داشتن زندگی روزمره ساختهاند. این گزارش به همین لایه کمتر دیدهشده بحران نگاه میکند: جامعه چگونه در شرایط فرساینده، راههایی برای دوام آوردن پیدا میکند؟

یک فروشنده ایرانی در ۱ سپتامبر ۲۰۲۶، در بحبوحه افزایش تنشها بین ایران و ایالات متحده، گردوها را برای فروش در بازار بزرگ سنتی در جنوب تهران، ایران، آماده میکند. عکس: Morteza Nikoubazl/ منبع: NurPhoto via AFP
تورم نقطهای ماه مرداد سال ۱۴۰۵ در ایران به مرز ۹۰ درصد رسیده است. روزانه برق هر محله چهار ساعت قطع میشود. بنزین همچون سالهای گذشته توزیع نمیشود و گرانتر هم شده است. کشور در شرایط جنگی است و قیمت ارز روزانه تغییر میکند. این وضعیت حدود شش ماه است که ادامه دارد. همه آمارها و شواهد از افزایش شاخصهای فلاکت در جامعه ایرانی حکایت دارند. اما آمارها یک چیز را معمولاً نمیبینند؛ آن هم کیفیت پویاییهای اجتماعیای است که در وضعیتهای بحرانی در جامعه طی میشوند.
این گزارش نگاه مختصری دارد به تدابیر و مکانیسمهای اجتماعی که مردم برای تابآوری بیشتر ایجاد میکنند.
فراتر از آمار
اخیراً آرش حیدری، جامعهشناس جوان ایرانی، در مصاحبهای بهدرستی یادآور شد که اگر تحلیلهای مکانیکی پاسخگوی وضعیت بودند، تا الان حیات اجتماعی ایران باید صد بار دچار فروپاشی میشد. وقتی روی کاغذ آمارها را میبینیم، تصویری که از جامعه ایرانی برایمان تداعی میشود، شبیه به محلات فقیرنشین یک کشور ویرانه، فقیر و جنگزده است. اما انگار جریان زندگی روزمره در خیابانهای ایران خیلی شباهت زیادی هم به آن آمارهای وحشتافروز ندارد. هنوز هم ــ ولو در ظاهر ــ حداقلهایی از زندگی اجتماعی زنده به چشم میخورد. شرایط تورمی و بیثباتی اقتصادی از یک طرف و سایه جنگ و محاصره از طرف دیگر، گروههای مردمی را به سمت تدبیرهایی سوق داده است که بقای جمعیشان را حفظ کند.
ابتکار عمل اجتماعی
مسئولان حکومتی درک درستی از شریانهای حیات اجتماعی کشور ندارند. آنها عادت دارند موضوعها را یا از منظر نیازهای سیستم حکمرانی ببینند یا از دریچه کاغذبازیهای وزارتخانهای. محسن رضایی در اظهارنظری عمومی گفته بود که مردم محصولات مورد نیازشان را در محلات خود تولید کنند. مسعود پزشکیان هم گفته بود که باید شاکر باشیم که تاکنون قحطی هم روی نداده است و تورم طبیعی است.
اما بسیار قبل از اینکه چنان راهحلی به ذهن محسن رضایی خطور کند یا مسعود پزشکیان تشخیص دهد که واقعاً چگونه قحطی روی نداده، جامعه مسیر خود را، مثل همیشه، قبل از برنامههای رسمی یافته بود. شبکههای محلی همیاری و اعتماد، اساس تابآوری در شرایط فعلی هستند.
مکانیسمهای اجتماعی تابآوری
نیازهای مردم، بهویژه مردم بیپشتوانه، در شبکه مبادلات خُرد و در تلاش برای تهیه وسایل و خوراک مورد نیازشان به هم میرسد. اگر مبنا بر حسابوکتابهای دقیق دخلوخرج باشد، قطعاً اکثریت مطلق جامعه ایران در این شرایط از توان سازگاری و ماندگاری برخوردار نیست. اما شرایطهای بحرانی، همزمان که فشار را بر زندگی بیشتر میکنند، ضرورت و اهمیت وابستگی متقابل به هم را دوباره پیش میکشند. درک این ضرورت از سوپرمارکتهای محلات آغاز میشود؛ یعنی جایی که مردم هر روز به آن نیاز دارند.
فروش قسطی
در شرایطی که قیمت کالاها برای خود سوپریها هر هفته تغییر میکند، آنها ناچارند با مردم تنگدست تعامل کنند تا هم خودشان سر پا بمانند و هم مشتریان را راضی نگه دارند. علی، صاحب فروشگاهی در محدوده اسلامشهر تهران، است. او میگوید با اینکه بارها تصمیم گرفته دفتر نسیه را ببندد و فقط نقدی بفروشد، موفق به این کار نشده است؛ چراکه تقاضای بسیار بالا برای خرید نسیه مانع از چنین تصمیمی است. اگر میخواهد کسبوکارش ماندگار باشد، باید با دردسرهای فروش نسیهای هم کنار بیاید. در غیر این صورت، کارش را باید تعطیل کند.
فروش قسطی یکی از آن راهکارهایی است که بسیاری از مغازهداران در دیگر صنفها برای تضمین ماندگاریشان به راه انداختهاند. نهتنها مغازههای کوچک محلی، بلکه بسیاری از فروشگاههای لوازم یدکی، لوازم خانگی و لباس ناچار به فروش قسطی شدهاند. حقوقبگیران مشتریان اصلی این نوع فروش هستند. فروشندگان از مشتریانی که نمیشناسند، یک چک بانکی برای ضمانت پرداخت میگیرند. اما برای دایره آشنایان همین چک را هم نمیگیرند. اعتماد و درک متقابل، در چارچوب درک همگانی شرایط موجود، مبنای این نوع معاملههاست. اینجا هیچ نهاد رسمی دخالتی در جریان امور ندارد و این جامعه است که خودش را بر مبنای شرایط دوباره تنظیم میکند.
آنلاینشاپهای نوین
فروش قسطی به پلتفرمهای اصلی فروش مجازی، همچون دیجیکالا، باسلام و دیگر سایتهای معتبر فروش آنلاین هم رسیده است. این پلتفرمها خود در مقام واسطه بین فروشندگان و خریداران و همزمان بهعنوان ضمانت تحویل و پرداخت برای دو طرف عمل میکنند. فروشنده موافقت میکند که کالایش را بهصورت قسطی بفروشد و خریدار متعهد میشود قسطهایش را پرداخت کند.
صندوقهای محلی؛ ابتکارهای زنانه
زنان طبقه پایین و متوسط ضعیف مدتهاست راهکارهای ویژه خود را برای پیشبردن امور زندگیشان در پیش گرفتهاند. آنها در قالب جمعهای ۱۰ تا ۵۰ نفره، صندوقهایی کوچک برای خود تشکیل دادهاند. اعضا هر ماه مبلغی به آن واریز میکنند؛ در حدی که کسی زیر فشار نرود. هر ماه یک نفر پول صندوق را بر اساس قرعهکشی برمیدارد و چیزی را که نیاز دارد با آن میخرد. در طول سال، هر نفر میتواند یک بار از صندوق برداشت کند. این صندوقها ابداعی کاملاً زنانه در میان گروههای خویشاوندی یا دایره آشنایان و محله است.
شبکه مبادله محلی
زنان خانهدار در جامعه ایرانی معمولاً مسئول تهیه خوراکیهای مورد نیاز خانوادهاند؛ گاهی با پول کارت یارانه نقدی خانواده که دستشان است و گاهی با پول همسر شاغل. اما در هر صورت، آنها باید با کمترین هزینه این خریدها را مدیریت کنند. آنها بهجای خرید این وسایل در فروشگاههای بزرگ و اصلی، سعی میکنند آنها را در شبکه محلی مبادله تهیه کنند که ارزانتر و قابلاعتمادتر است. در هر محله که هویتی محلهای دارد و جمعگرایی در درجه بالاتری است، یا در روستاها و شهرهای کوچک، معمولاً یک زن به واسطهای برای تأمین مایحتاج دیگران تبدیل میشود. زنان فروشنده محلی یا یک مغازه کوچک دارند، یا اصلاً مغازهای ندارند و یا در گوشهای از حیاط و پارکینگ خانه وسایل را برای فروش قرار میدهند. گردو، لوبیا، نخود، لباس، برنج و دیگر کالاهای مورد نیاز خانه و فرزندان، جزو چیزهایی است که در همین شبکههای محلی مبادله، معامله میشود؛ معمولاً هم بهصورت قسطی یا نسیه.
یک کاسب محصولات کشاورزی در اینباره به رادیو زمانه میگوید:
من خیلی ثروتمند نیستم، فقط یه آدم کاسبم. هیچوقت هم تا حالا پول نقد آماده ندادم به کشاورزا. خودشون منو میشناسن. میگن ببر نقدش کن، سود خودتو بردار و پول ما رو هم بده. منم نصف بیشترشو میدم به همین فروشندههای کوچیک، با سود خیلی کمی که برای اونا هم یه چیزی داشته باشه. اونا معمولاً خوب میدونن چجوری زود نقدش کنند. منم از اینور بدهی کشاورزا رو میدم.
این چرخه محلی اعتماد و مبادله همان چیزی است که نیازهای مردم را، هرچند نه بهصورت کامل، اما تا حد زیادی برطرف میکند.
نوع دیگری از همیاری طی این روزها در جامعه ایرانی، کمکهای نقدی و غیرنقدی به همدیگر در شبکه خویشاوندان و دوستان است. سلمان به رادیو زمانه میگوید:
من خونهام رو بهزور وام و کلی فشار تا مرحله دیوارچینی پیش بردم. از اونجا به بعد واقعاً انقدر زیر فشار بودم، میخواستم همونم بفروشم. آنقدر مصالح گرون شد. ولی به چند نفر رو انداختم، واقعاً هم انتظار نداشتم کمک کنن، چون الان همه پولاشونو میدن طلا میخرن. ولی کلاً ۵۰۰ میلیون قرض دادن به من، خونه رو تکمیل کردم. الانم خیلی زیر فشارم خودم، ولی بههرحال رفتیم خونه خودمون، حداقلش.
پول قرضدادن و قرضگرفتن در شرایطی که ارزش پول کلّی هر روز کاهش مییابد، ماندگاری همیاری گسترده میان جمعیتهای مردمی را نشان میدهد.
آنچه در شرایط تورم ناباورانه و فشار اقتصاد جنگی هنوز شیرازه تأمین مایحتاج عمومی را سر پا نگه داشته، ابتکارهای محلی و همیارانهای است که خود جمعیتهای مردمی در پیش گرفتهاند. بخش بزرگی از این نوع ابداعها را ضرورت بر آنها تحمیل کرده است. اما قطعاً همدلی و درک همسرنوشتی ریشههای بزرگتری از ضرورت هم در این جامعه دارد. امیل دورکیم اخلاق را «آگاهی از وابستگی به هم» تعریف کرده بود. در این معنا، جامعه ایرانی زیر انواع فشارهای اقتصادی و سیاسی هنوز هم تلاش میکند اخلاقی باقی بماند.




نظرها
نظری وجود ندارد.