ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

زن بر دیوارنگاره‌ها، زن در خیابان؛ دو روایت متفاوت از زنانگی

پژوهشی درباره دیوارنگاره‌های تهران نشان می‌دهد زنان نه‌تنها سهم اندکی از تصویر رسمی شهر دارند، بلکه اغلب در نقش مادر، همسر و مراقب بازنمایی می‌شوند. پروانه حسینی، پژوهشگر و مدرس مطالعات زنان و جنسیت، در گفت‌وگو با زمانه این الگو را نشانه شکاف میان «زن مطلوب» در سیاست رسمی و تنوع زندگی واقعی زنان می‌داند. به گفته او، در سال‌های اخیر و به‌ویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، این فاصله آشکارتر شده است: در برابر تصویر تثبیت‌شده بر دیوار، زنان و دختران با پوشش، حرکت، صدا و شیوه حضور خود در فضای عمومی، تصویری زنده و متکثر از زنانگی می‌سازند.

پژوهشی که مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران درباره دیوارنگاره‌های دوره ششم مدیریت شهری، از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، انجام داده است، از شکافی معنادار میان حضور واقعی زنان در شهر و بازنمایی آنان در سیمای رسمی تهران حکایت دارد. در میان ۱۰۰ دیوارنگاره ثابت، تنها ۱۵ اثر حاوی تصویر یا نمادی از زنان بوده‌اند. مسئله فقط کمیت نیست: زنان در این تصاویر عمدتاً در مقام مادر، همسر، بازمانده، مراقب یا «مادر مقاومت» ظاهر می‌شوند و بازنمایی آنان به‌عنوان کنشگر مستقل اجتماعی و سیاسی بسیار محدود است. زن دانشجو، پژوهشگر، مدیر، ورزشکار و هنرمند معاصر و به‌ویژه دختران نوجوان و جوان سهم اندکی از این تصویر رسمی دارند.

این یافته‌ها پرسشی فراتر از سیاست هنری شهرداری تهران مطرح می‌کنند: فضای عمومی شهر چه کسی را صاحب حق دیده‌شدن می‌داند؟ تهران شهری است که زنان در دانشگاه، محیط کار، هنر، ورزش و زندگی روزمره آن حضور دارند؛ اما تصویری که مدیریت شهری بر دیوارهای آن تثبیت می‌کند، تنها بخش محدودی از این تجربه متنوع را بازنمایی می‌کند. این تناقض زمانی برجسته‌تر می‌شود که، بنا بر همین گزارش پژوهشی، اسناد بالادستی مدیریت شهری خود بر عدالت جنسیتی، تکریم جایگاه زنان و پرهیز از تبعیض تأکید دارند. این فاصله میان زنِ حاضر در شهر و زنِ بازنمایی‌شده در تصویر رسمی شهر چه معنایی دارد؟ و چه کسی تعیین می‌کند کدام تصویر از زنان شایسته دیده‌شدن است؟ در این‌باره با دکتر پروانه حسینی، پژوهشگر مطالعات زنان و جنسیت، گفت‌وگو کرده‌ایم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

کم‌بودن زنان در تصویر شهر خود حامل پیام است

پروانه حسینی در گفت‌وگو با زمانه می‌گوید اینکه از میان صد دیوارنگاره بررسی‌شده تنها پانزده اثر حاوی تصویر یا نمادی از زنان بوده‌اند، به‌خودی‌خود معنادار است؛ زیرا سخن از فضای عمومی‌ای است که زنان هر روز در آن حضور دارند. این عدم توازن این پرسش را مطرح می‌کند که در سیاست رسمی بازنمایی شهر، چه کسی سوژه اصلی فضای عمومی تلقی می‌شود.

حسینی این وضعیت را به تقسیم‌بندی قدیمی و جنسیتی میان حوزه خصوصی و عمومی مرتبط می‌داند؛ تقسیم‌بندی‌ای که خانه و خانواده را بیشتر به زنان و عرصه عمومی را بیشتر به مردان نسبت می‌دهد:

به عبارت دیگر، مرد به‌عنوان سوژه طبیعی عرصه عمومی تصور می‌شود، درحالی‌که زن برای حضور در این عرصه گویی نیازمند یک دلیل، نقش یا هویت خاص است. بنابراین، پیش از آنکه حتی بپرسیم زنان چگونه بازنمایی شده‌اند، خودِ کم‌بودن حضورشان در تصویر شهر حامل یک پیام است؛ گویی مرد سهم بیشتری از فضای عمومی و از حق دیده‌شدن در آن دارد، درحالی‌که جایگاه اصلی زن همچنان در ارتباط با خانه، خانواده و حوزه خصوصی تعریف می‌شود.

زن بیشتر در نسبت با دیگری دیده می‌شود

حسینی با اشاره به یافته‌های پژوهش می‌گوید زنان عمدتاً در نقش مادر، همسر، مراقب، بازمانده یا «مادر مقاومت» ظاهر می‌شوند. به تأکید او، مسئله ارزش‌گذاری منفی بر مادر یا همسر بودن و مراقبت‌کردن نیست؛ این نقش‌ها بخش‌هایی مهم از تجربه بسیاری از زنان‌اند. مسئله زمانی شکل می‌گیرد که همین نقش‌ها به اصلی‌ترین صورت‌های مشروع و قابل رؤیت زن تبدیل شوند.

در این نوع بازنمایی، زن اغلب در نسبت با شخص دیگری تعریف می‌شود: مادر کسی است، همسر کسی است، مراقب کسی است یا فقدان فرد دیگری را نمایندگی می‌کند؛ مانند مادر شهید. آنچه کمتر دیده می‌شود، زن به‌عنوان فردی مستقل و یک کنشگر است: زن دانشجو، پژوهشگر، معلم، کارگر، مدیر، ورزشکار، هنرمند یا حتی صرفاً یک شهروند زن که مستقل از شخص دیگری در شهر زندگی می‌کند و حق دارد در آن حضور داشته باشد. این تصویر کمتر دیده می‌شود و زن بیشتر در چارچوب همین نقش‌های جنسیتی تعریف شده است.

شکاف میان «زن مطلوب» و زنان واقعی آشکارتر شده است

حسینی این نوع بازنمایی را نشانه شکافی میان «زن مطلوب» در سیاست رسمی و زنانی می‌داند که در جامعه واقعی زندگی می‌کنند. به گفته او، این فاصله تازه نیست، اما به‌ویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» آشکارتر شده است. او تأکید می‌کند:

آنچه در عرصه عمومی می‌بینیم، زنانی یکدست و همگون نیستند. زنانی متعلق به نسل‌ها، طبقات، حرفه‌ها و شیوه‌های زندگی مختلف را می‌بینیم. زنان در دانشگاه، محیط کار، هنر، ورزش و عرصه‌های مختلف اجتماعی حضور دارند و این حضور بیشتر دیده می‌شود. بخش مهمی از این حضور نیز همراه با عاملیت است؛ یعنی زنان نه‌فقط در شهر حضور دارند، بلکه می‌خواهند خودشان درباره اینکه چگونه حضور داشته باشند و چگونه دیده شوند تصمیم بگیرند. به همین دلیل شاید بتوانیم از یک تقابل بسیار معنادار صحبت کنیم: زن واقعی در خیابان و زنی که تصویرش بر دیوار خیابان نقش بسته است. زنی که شهروندان در خیابان می‌بینند بسیار متکثرتر، مستقل‌تر و دارای عاملیت است، اما تصویری که روی دیوار منعکس می‌شود، بسیار محدودتر، ازپیش‌تعریف‌شده‌تر و کلیشه‌ای‌تر است.  

حسینی معتقد است که با افزایش مقاومت در فضای عمومی در برابر تلاش برای متحدالشکل‌کردن زنان، عرصه بازنمایی رسمی - از دیوارنگاره و بیلبورد تا پوستر و دیگر تصاویر شهری - اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

«زن مطلوب» هم از غیبت شناخته می‌شود و هم از نوع حضور

حسینی معتقد است سیاست‌گذار شهری همچنان می‌کوشد تعیین کند چه تصویری از زن بر دیوارهای همان خیابان‌ها ظاهر شود. در این نقطه بازنمایی دیگر صرفاً موضوعی هنری نیست و می‌تواند به بخشی از فرایند تعریف «امر مطلوب و مشروع» تبدیل شود: اینکه چه کسی دیده شود، چگونه دیده شود و کدام شکل‌های زنانگی حضور کمتری در تعریف رسمی شهر داشته باشند:

بنابراین، به نظر من «زن مطلوب» در این تصاویر از دو طریق شناخته می‌شود: هم از طریق غیبت و هم از طریق نوع حضور. از یک طرف، زنان بسیار کمتر از مردان در تصویر رسمی فضای عمومی حضور دارند؛ از طرف دیگر، وقتی حضور دارند، بیشتر در نقش‌های خاص و مورد تأیید بازنمایی می‌شوند. این در حالی است که واقعیت اجتماعی شهر، به‌ویژه تجربه سال‌های اخیر، تصویر بسیار متکثرتری از زنان به ما نشان می‌دهد؛ زنانی که هم در فضای عمومی حضور دارند و هم بسیاری از آنها می‌خواهند خودشان درباره هویت، نقش اجتماعی و شیوه دیده‌شدنشان تصمیم بگیرند و با آنچه در خیابان هستند، خود را به تصویر می‌کشند.

خیابان محل برخورد دو روایت از زن شده است

حسینی غیبت زنان و دختران جوان و نوجوان از دیوارنگاره‌ها را به‌ویژه معنادار می‌داند، زیرا همین نسل در سال‌های اخیر حضور آشکارتری در فضای عمومی پیدا کرده است. به گفته او، مسئله فقط افزایش تعداد زنان جوان در خیابان نیست؛ نوع پوشش، زبان بدن، شیوه حرکت در شهر، استفاده از فضای شهری و حتی تصاحب فضای عمومی نیز تغییر کرده است.

او از دختران اسکیت‌سوار، زنان موتورسوار، زنانی که در فضای عمومی آواز می‌خوانند و جوانانی با پوشش و زبان بدنی متفاوت از الگوهای رسمی به‌عنوان نمونه‌هایی از این تغییر یاد می‌کند و آن را نوعی «سرکشی روزمره» و عبور از مرزهای قدیمی می‌نامد.

به اعتقاد حسینی، به‌ویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، عاملیت نسل جوان در تعریف خودش برجسته‌تر شده است:

این نسل دیگر نمی‌خواهد در تصاویر مطلوبی که رسانه‌ها، دیوارنگاره‌ها یا دیگر سازوکارهای بازنمایی برای او ساخته‌اند، بگنجد؛ خودش را به تصویر می‌کشد. از این منظر شاید بتوان فهمید چرا بازنمایی زنان و دختران جوان برای نظام رسمی بازنمایی دشوارتر شده است. اگر بخواهند دختر جوان امروز را همان‌گونه که واقعاً در شهر حضور دارد نشان دهند، نمی‌توانند فقط چهره او را نشان دهند و بقیه ویژگی‌هایش را حذف کنند: نوع پوشش، حرکت‌ها، فعالیت‌ها، صدا، روابط و رابطه‌اش با فضای عمومی. همه اینها بخشی از هویت اجتماعی‌ای است که او از خودش نشان می‌دهد و به‌آسانی نمی‌توان آن را در قالب‌های موجود گنجاند.

حسینی برای توضیح این تقابل مثالی می‌زند:

ممکن است دختر جوانی که از تصویر رسمی شهر غایب است، درست از کنار همان دیوار با اسکیت عبور کند یا زن جوانی با موتور از کنار تصویر بگذرد که تعریف کاملاً متفاوتی از زنانگی ارائه می‌دهد. در چنین لحظه‌ای، خود خیابان محل برخورد دو روایت از زن است: روایتی که بر دیوار تثبیت شده و روایت زنده‌ای که در مقابل آن در حرکت است.

او این مسئله را به مفهوم «حق بر شهر» پیوند می‌دهد؛ حقی که از نگاه او فقط استفاده از خیابان، پارک و امکانات شهری نیست، بلکه حق حضور، دیده‌شدن، شنیده‌شدن و مشارکت در ساختن تصویر و معنای شهر را نیز دربرمی‌گیرد. حسینی در کنار آن از «حق بازنمایی» سخن می‌گوید؛ حق زنان و دختران برای دیدن تصویر واقعی، متکثر و حتی تصویر مطلوب خودشان از زن‌بودن در فضای عمومی.

به اعتقاد او، منازعه موجود در سطحی عمیق‌تر بر سر «حق تعریف‌کردن» است: چه کسی زن را تعریف می‌کند، چه کسی تعیین می‌کند کدام زن شایسته دیده‌شدن است و چه کسی اختیار تصویر زن در فضای عمومی را دارد.

به نظرم نسل جوان، زنان و دختران، با حضور هرروزه خود پاسخی عملی به این پرسش‌ها می‌دهند. آنها نه‌تنها می‌خواهند در شهر حضور داشته باشند، بلکه در بسیاری از موارد با شیوه حضورشان، حق خود بر شهر و حق بازنمایی خودشان را مطالبه می‌کنند و به دست می‌آورند.

غیبت زنان نیز در فضای عمومی معنا تولید می‌کند

حسینی می‌گوید دیوارنگاره‌های رسمی شهر را نمی‌توان صرفاً محصولی هنری یا فرهنگی دانست. به گفته او، دیوار شهر با دیوار گالری یا موزه تفاوت دارد، زیرا شهروندان انتخاب نمی‌کنند این تصاویر را ببینند؛ آنها بخشی از محیط بصری و زندگی روزمره شهرند.

از منظر او، اگر مردان سهم بسیار بیشتری از فضای تصویری شهر داشته باشند و زنان عمدتاً در نقش مادر، همسر و مراقب ظاهر شوند، این تصاویر می‌توانند نظمی جنسیتی را طبیعی جلوه دهند که در آن مرد سوژه اصلی فضای عمومی است و حضور زن به نقش‌هایی خاص مشروط می‌شود.

حسینی در عین حال بر اهمیت «غیبت» تأکید می‌کند و می‌پرسد:

اینجا مفهوم «غیبت» نیز اهمیت دارد. غیبت به اندازه حضور مهم است. باید بپرسیم: زن ورزشکار کجاست؟ هنرمند، پژوهشگر، کارگر، دختر نوجوان و زنان جوان کجا هستند؟

 به اعتقاد او، فضای عمومی فقط با آنچه نشان می‌دهد معنا تولید نمی‌کند؛ آنچه نشان نمی‌دهد نیز حامل معناست. او بار دیگر این مسئله را به «حق بر شهر» مرتبط می‌کند و حق دیده‌شدن و بازنمایی را بخشی از حق مشارکت در ساختن تصویر و معنای شهر می‌داند.

زنان تصویر دیگری از خود در شهر می‌سازند

حسینی می‌گوید در کنار تصویر رسمی، تصویر دیگری وجود دارد که زنان و دختران هر روز با حضور خود در شهر می‌سازند. لباس و پوشش متنوع، زبان بدن، حرکت، صدا و شیوه استفاده از فضای عمومی، زنان را به تولیدکنندگان تصویر خودشان در شهر تبدیل می‌کند.

از نگاه او، این تصویر برخلاف تصویر ثابت روی دیوار، زنده، متکثر و دائماً در حال تغییر است. حسینی یکی از مهم‌ترین منازعات امروز را تقابل میان همین دو تصویر می‌داند:  

تصویری که از بالا بر دیوار شهر ثبت می‌شود و تصویری که زن از پایین، با زندگی روزمره خود در همان شهر می‌سازد. در نهایت، دیوارهای شهر تنها بخشی از زنان را نشان می‌دهند و تصویری ناقص ارائه می‌کنند. تصاویر رسمی، تصویر کاملی از زنان جامعه نیستند. تصویر واقعی زنان جامعه، تصویری است که زنان هر روز با حضورشان در شهر می‌سازند.

*این مصاحبه را حسین نوش‌آذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.