از خیابان تا قدرت سیاسی: افق شورای انقلابی زنان برای ایرانِ فردا
شورای انقلابی زنان که از آوریل ۲۰۲۶ با ابتکار پنج بنیانگذار و سپس پیوستن کنشگرانی از طیفهای مختلف شکل گرفته، میکوشد تا نیروی عظیم جنبش «زن، زندگی، آزادی» را از خیابانها به قدرت سیاسی سازمانیافته و پایدار تبدیل کند. دکتر پروانه حسینی، عضو این شورا، در گفتوگو با زمانه تأکید میکند که هدف، فراتر از افزایش نمادین شمار زنان در نهادهاست، بلکه بر تغییر بنیادین مناسبات قدرت، دموکراسی مشارکتی و تکثر واقعی تأکید دارد. به باور او، شورا با نگاه تقاطعی، درپی آن است که زنان را از حاشیه به مرکز تصمیمسازیهای سیاسی ایران آینده ببرد و مانع تکرار چرخهٔ حذف آنان پس از تحولات سیاسی شود.

تصویری نمادین از فضای جنبش «زن، زندگی، آزادی»؛ نمایی از یک ویدیو آرشیوی
شورای انقلابی زنان شبکهای دموکراتیک، متکثر، فراگیر و فمینیستی است که با هدف تقویت قدرت سیاسی واقعی زنان و سازماندهی حضور مستقل و تعیینکننده آنان در عرصه عمومی و سیاسی ایران شکل گرفته است. این شورا فعالیت خود را از اول آوریل ۲۰۲۶ با ابتکار پنج بنیانگذار آغاز کرد و سپس با پیوستن کنشگران دیگر از حوزههای مختلف و حضور چهار مشاور شناختهشده فمینیست، تلاش کرده نسلها، تجربهها و صداهای متنوع جنبش زنان را کنار هم قرار دهد. اعلام موجودیت عمومی آن در ۱۵ اوت ۲۰۲۶ همزمان با آغاز فرایند عضویت، بر این پیام مرکزی استوار است که حضور گسترده زنان در صف اول مبارزه با جمهوری اسلامی و تبعیض، هنوز به سهم مؤثر آنان از قدرت سیاسی تبدیل نشده و شورا برای پر کردن همین شکاف ایجاد شده است.
از نگاه این شورا، جنبش «زن، زندگی، آزادی» افق تازهای برای بازاندیشی آینده ایران گشوده و تداوم آن نیازمند سازماندهی پایدار سیاسی زنان است. قدرت سیاسی زنان در تعریف شورا نه افزایش نمادین تعداد آنان در نهادها، بلکه توانایی اثرگذاری واقعی بر تصمیمها، قوانین، نهادها و توزیع منابع است. شورا خود را متعهد به فمینیسم متکثر، دموکراسی مشارکتی، برابری جنسیتی، حقوق بشر، عدالت انتقالی، مخالفت با اعدام و نقد نظامیگری میداند و با طرح پرسشهایی درباره حاشیه ماندن زنان در ساختارهای سیاسی، چگونگی تبدیل سرمایه جنبش به قدرت پایدار و سهم زنان در هر فرایند گذار، میکوشد ظرفیت جمعی زنان را به نیروی سازمانیافته و اثرگذار تبدیل کند.با خانم دکتر پروانه حسینی، یکی از ۱۴ کنشگری که در دوره تأسیس (پس از پنج بنیانگذار اصلی) به شورا پیوستهاند گفتوگو کردهایم:
پیوند دانشگاه و کنشگری؛ از گفتمان تا قدرت سیاسی
پروانه حسینی در آغاز گفتوگو با زمانه تأکید کرد که فعالیت دانشگاهی و کنشگری اجتماعی را هرگز دو حوزه جدا از هم ندیده. او گفت:
من فعالیت دانشگاهی و کنشگری اجتماعی را دو حوزه جدا از هم نمیبینم و هیچوقت ندیدهام. سالهاست که در کنار کار دانشگاهیام در حوزه حقوق زنان و برابری جنسیتی فعالیت کردهام و همیشه یکی از دغدغههای اصلیام این بوده که چطور میتوان میان دانشگاه، کنشگری اجتماعی و تغییر سیاسی پیوندی برقرار کرد.
حسینی یادآوری کرد که جنبش «زن، زندگی، آزادی» گفتمان تازهای را وارد جامعه ایران کرده:
لازم است دانشگاه این تحول را جدی بگیرد. دانشگاه میتواند نقش سازندهای داشته باشد: از یک سو به فهم، صورتبندی و گسترش این گفتمان تازه که از دل جامعه شکل گرفته کمک کند و در عین حال از تجربه و دانش خود جنبشها بیاموزد.
به گفته او، تغییر پایدار تنها با جابهجایی حکومت یا افراد در ساختار قدرت رخ نمیدهد؛ بلکه زمانی ممکن میشود که گفتمان جامعه درباره قدرت، جنسیت، آزادی، برابری و حق تصمیمگیری تغییر کرده باشد. او در ادامه افزود:
من تعلق و احساس تعلق به هر دو سوی این ماجرا دارم: دانشگاه و کنشگری. جنبش «زن، زندگی، آزادی» را در این باره یک نقطه عطف میدانم. به همین دلیل کاملاً از شورا و گروههایی که در این راستا حرکت میکنند استقبال میکنم. آنچه شکلگیری این شورا را برای من مهم میکند، تلاش برای برداشتن یک گام دیگر پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» و تداوم آن است؛ تا این نیروی عظیمی که جنبش ایجاد کرده، فقط در خیابانها باقی نماند و به قدرت سیاسی سازمانیافته و پایدار تبدیل شود. فکر میکنم پیوند دانشگاه با جنبش میتواند در این مسیر کمک کند.
قدرت سیاسی زنان؛ فراتر از افزایش تعداد و حضور نمادین
پروانه حسینی در ادامه گفتوگو با زمانه تأکید کرد که دو هدف اصلی شورای انقلابی زنان را نباید الزاماً در مقابل هم قرار داد: از یک سو تقویت حضور مؤثر زنان در ائتلافها، نهادها و فرآیندهای سیاسی موجود، و از سوی دیگر ایجاد نیروی مستقلی از زنان که بتواند با قدرت و صدای خود وارد عرصه سیاست شود. به گفته او، استقلال برای شورا به معنای انزوا یا خودداری از همکاری با سایر ائتلافها و احزاب نیست، بلکه به این معناست که زنان نباید صرفاً به «بخش زنان» یک حزب یا جریان سیاسی تبدیل شوند و سپس در تصمیمگیریهای اصلی سهمی نداشته باشند.
او تصریح کرد که منظور شورا از قدرت سیاسی زنان، صرفاً افزایش تعداد آنان در نهادها، احزاب، ائتلافها یا حتی دولت نیست:
افزایش تعداد مهم است، اما کافی نیست. مسئله اصلی این است که زنان چقدر در تعریف مسائل، تعیین اولویتها، تصمیمگیریها، طراحی نهادها، تدوین قوانین و توزیع منابع قدرت دارند. ممکن است تعداد زنان در یک ساختار افزایش پیدا کند، اما اگر قواعد و مناسبات قدرت همان قواعد مردسالارانه قبلی باشد، یا حضورشان صرفاً نمادین و ویترینی باشد، این خود یک مسئله است.
به باور او، تجربه تاریخی نشان داده که زنان ایرانی در جنبشهای اجتماعی و سیاسی حضور پررنگی داشته، هزینه دادهاند و نقش اساسی ایفا کردهاند، اما وقتی نوبت به تشکیل ائتلافها و مراکز تصمیمگیری رسیده، سهم متناسب با این حضور را دریافت نکردهاند:
شورای انقلابی زنان سعی میکند مانع تکرار این چرخه شود. شاید یکی از تفاوتهای مهم این شورا با برخی تجربههای گذشته، همین تأکید بر سازماندهی قدرت سیاسی زنان باشد. قرار نیست شورا جایگزین سازمانها و شبکههای موجود شود. بسیاری از این گروهها سالها در زمینههای حقوقی، آموزشی، فرهنگی، پژوهشی یا حمایتی کارهای بسیار مهمی انجام دادهاند. آنچه شورا میخواهد اضافه کند این است که میان این تجربهها و عرصه قدرت سیاسی پیوندی برقرار کند و با حفظ استقلال، اقدامات مشترکی انجام دهد.
او سپس تأکید کرد که از نظر شورا، دموکراسی بدون مشارکت واقعی زنان و بدون توزیع برابر قدرت، نه کامل است و نه پایدار، و هدف اصلی شورای انقلابی زنان نیز همین است.
انقلابی بودن؛ تغییر بنیادین مناسبات قدرت، نه صرفاً براندازی
پروانه حسینی یادآور شد که کلمه «انقلابی» در عنوان شورای انقلابی زنان برای آنان صرفاً یک عنوان یا اشاره به تغییر حکومت نیست:
اگر ساختار سیاسی تغییر کند اما همان مناسبات نابرابر قدرت، همان فرهنگ مردسالارانه و همان سازوکارهای حذف و بهحاشیهراندن زنان و گروههای کمقدرتتر بازتولید شود، این تغییر از نظر ما یک تغییر بنیادی نیست. منظور ما از انقلابی بودن همان تغییر بنیادین است؛ انقلاب به معنای بنیادین بودن، نه صرفاً براندازی.
او توضیح داد که انقلابی بودن برای شورا به معنای بهچالشکشیدن خودِ مناسبات قدرت است: اینکه چه کسانی قدرت تصمیمگیری دارند، چه صداهایی شنیده میشود و چه صداهایی شنیده نمیشود، چه کسانی در تعریف مسئله و تعیین اولویتها نقش دارند و چه کسانی درباره توزیع منابع و فرصتها تصمیم میگیرند. به همین دلیل قدرت سیاسی زنان را صرفاً با تعداد زنانی که وارد یک حزب، دولت یا ائتلاف میشوند اندازهگیری نمیکنند. مسئله اصلی از نظر او این است که آیا زنان واقعاً قدرت اثرگذاری بر قواعد، قوانین، سیاستها و ساختارهای تصمیمگیری دارند یا نه.
حسینی در ادامه به جنبش «زن، زندگی، آزادی» اشاره کرد و گفت اهمیت این جنبش فقط در اعتراض به حکومت جمهوری اسلامی نبود.
این جنبش مفاهیمی مانند آزادی، برابری، کرامت انسانی، حق تعیین سرنوشت و مقابله با ساختارهای سلطه را به مرکز امر سیاسی آورد. به همین دلیل فکر میکنیم آنچه این جنبش آغاز کرده، انقلابی محسوب میشود و نباید صرفاً به تغییر در رأس ساختار سیاسی محدود شود.
تکثر واقعی؛ فراتر از افزودن نامها به فهرست
پروانه حسینی تأکید کرد که نقطه شروع شورای انقلابی زنان پذیرش این واقعیت است که زنان ایران گروهی یکدست و همگن نیستند:
تجربه افراد از تبعیض و نابرابری فقط بر اساس جنسیت شکل نمیگیرد. هویت جنسیتی، گرایش جنسی، تعلق اتنیکی، طبقه، مذهب، زبان، معلولیت، موقعیت مهاجرتی و عوامل بسیار دیگری بر تجربه زیسته افراد و میزان دسترسی آنها به قدرت تأثیر میگذارد. رویکرد تقاطعی (اینترسکشنال) شورا از همین نگاه آغاز میشود.
حسینی توضیح داد که وقتی از حضور افراد با هویتهای متنوع صحبت میشود، منظور صرفاً حمایت از حقوق آنها یا افزودن نامشان به فهرست نیست:
ما تکثر را بسیار جدی میگیریم و معتقدیم این تکثر باید در سازوکارهای مشارکت، تصمیمگیری، تعیین اولویتها و تولید گفتمان شورا بازتاب پیدا کند. در واقع تنوع از نظر ما وقتی معنا پیدا میکند که حضور، مشارکت و سهم قدرت با آن همراه باشد.
او افزود که این موضوع با مفهوم همبستگی پیوند مستقیمی دارد. گاهی به اشتباه تصور میشود که برای شکلگیری وحدت باید تفاوتها را کنار گذاشت یا درباره آنها سکوت کرد. اما وحدتی که بر حذف تفاوتها یا خاموش کردن صداهای کمقدرتتر و گروههای بهحاشیهراندهشده بنا شود، نه دموکراتیک است و نه پایدار. همبستگی واقعی از نظر او به معنای به رسمیت شناختن تفاوتها و در عین حال ایجاد اصول و اهداف مشترک و سازوکارهای دموکراتیک برای همکاری و تصمیمگیری جمعی است؛ چیزی که شورا تلاش میکند به آن بیندیشد و آن را محقق سازد.
آرزوی ایران آزاد؛ زنان در مرکز قدرت، نه در حاشیه
پروانه حسینی آرزوی خود را برای ایران، جامعهای آزاد، دموکراتیک، سکولار و متکثر توصیف کرد؛ جامعهای که در آن کرامت انسانی، حقوق بشر و برابری حق همه شهروندان باشد، نه امتیاز گروههای خاص. درباره زنان تأکید کرد:
درباره زنان، آرزوی من این است که در ایران دیگر مجبور نباشیم برای اثبات ضرورت حضور زنان در قدرت استدلال کنیم. زنان باید به اندازه مردان در تعریف مسائل، تعیین اولویتها، قانونگذاری، سیاستگذاری و ساختن نهادها نقش داشته باشند. این نقش نباید مانند بسیاری از موارد گذشته، صرفاً نمادین و ویترینی باشد؛ بلکه باید واقعی و برابر با مردان، بهعنوان اعضای این جامعه باشد.
او جنبش «زن، زندگی، آزادی» را نقطهای دانست که تغییر مهمی در تصور از آینده ایران ایجاد کرده، زن را از حاشیه گفتمان سیاسی به مرکز آن آورده و نشان داده که آزادی زنان را نمیتوان از آزادی جامعه جدا کرد. حسینی ابراز امیدواری کرد که این دستاورد فقط در حافظه یک جنبش باقی نماند و در ساختارهای سیاسی، اجتماعی، حقوقی و فرهنگی ایران آینده نهادینه شود. او یادآور شد:
وقتی از زنان صحبت میکنم، منظورم یک گروه یکدست نیست. وقتی از آرزوی ایران آینده حرف میزنیم، آرزو میکنم ایران جایی باشد که زنان با تفاوتهای اتنیکی، زبانی، مذهبی، طبقاتی و جنسیتی بتوانند در قدرت و تصمیمگیریها سهم واقعی داشته باشند. فکر میکنم دموکراسی فقط در آن صورت تحقق مییابد و غیر از آن راه دیگری نداریم.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.




نظرها
نظری وجود ندارد.