تنگه هرمز در اختیار کیست؟ جدال ایران و آمریکا بر سر کنترل آبراه
به نظر میرسد که تردد از تنگه هرمز در هفتههای اخیر افزایش داشته باشد. واقعیت، چندلایه است: تنگه هرمز مسدود نیست، اما منطقهای بیخطر هم نیست.

بحران عبور کشتی از تنگه هرمز /عکس: shutterstock
تنگه هرمز، گذرگاه باریکی که خلیج فارس را به دریای عمان و آبهای آزاد پیوند میدهد، همچنان پهنه تنشهای ژئوپلیتیک است و در کانون یک جنگ تمامعیار روایتی قرار دارد.
در حالی که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، مکرراً تأکید میکند این شاهراه کشتیرانی بینالمللی «باز» است و زیر سلطه یا مانعتراشی پایدار ایران قرار ندارد، مقامات نظامی و سیاسی تهران هر روز اعلام میکنند کنترل امنیتی و تردد در این آبراه راهبردی تماماً در اختیار نیروهای مسلح ایران است.
واقعیت چیست؟
تنگه هرمز نه بستهشده و غیرقابل عبور است و نه آنچنان که در تعابیر سیاسی ادعا میشود منطقهای بیخطر است؛ این آبراه در وضعیت «کنترل خاکستری» قرار دارد؛ جایی که کلید باز نگهداشتن جریان نفت در دست توازن قوای نظامی میان واشنگتن و تهران است.
بنابر تحلیلی منتشر شده در گاردین، «به نظر می رسد کنترل ایران در هفته های اخیر کاهش یافته باشد، زیرا صادرکنندگان نفت راه حلهایی برای مقابله با این اختلال یافتهاند.»
بر اساس دادههای مؤسسه رصد انرژی و تحلیل دادههای تجاری Kpler، در ماه سپتامبر ۲۰۲۶ جریان نفت خام خارجشده از حوزه خلیج فارس (بدون احتساب سهم داخلی ایران) به دستکم ۱۶,۵ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی که معادل میانگین صادرات منطقه پیش از آغاز درگیریها است.
این رقم نشاندهنده جهش ۱۰,۵ میلیون بشکهای نسبت به ماه مارس (هفتههای ابتدایی آغاز تنشها) است که حاکی از سازگاری سریع ساختار لجستیک و زنجیره تأمین جهانی با شرایط بحران است.
بنابر بررسی گاردین، سازوکارهای انحراف مسیر و دور زدن تنگه هرمز از این قرارند:
- تغییر مسیر به خطوط لوله خشکی: در حال حاضر حدود ۴۰ درصد از نفت خام منطقه بدون گذر مستقیم از آبهای تنگه هرمز منتقل میشود؛ در حالی که این رقم پیش از جنگ تنها ۱۷ درصد بود. این تغییر به کمک خطوط لوله عربستان سعودی (خط لوله شرق-غرب متصل به بندر ینبع در دریای سرخ پس از تعمیرات آسیبهای پهپادی) و امارات متحده عربی (خط لوله حبشان-فجیره) محقق شده است.
- عملیات کشتیبهکشتی و ناوگان ترابری محلی: بخش عمدهای از نفت خامی که همچنان از تنگه هرمز عبور میکند، توسط یک «ناوگان ترابری شاتل» متشکل از ابرنفتکشها (VLCC) حمل میشود که سیستمهای ردیابی ماهوارهای (AIS) خود را خاموش میکنند. سپس بارگیری و جابهجایی اصلی در آبهای آزاد دریای عمان یا لنگرگاههای سواحل فجیره به کشتیهای ثانویه صورت میگیرد. طبق گزارش Kpler، بیش از ۷۰ درصد محمولههای عبوری در ماه اوت دست به تعویض کشتی زدهاند، در حالی که پیش از این پدیده تعویض کشتی در دریای عمان بسیار نادر بود.
در میان آماری که در مورد افزایش انتقال نفت از منطقه داده میشود، معمولاً این واقعیت پنهان میشود که عرضه مشتقات نفتی پالایش شده، به ویژه دیزل همچنان دچار افت شدید است. حجم عبور فرآوردههای پالایششده از تنگه هرمز به کمتر از ۲۰ درصد دوران پیش از درگیری سقوط کرده است (میانگین ۶۷۷ هزار بشکه در روز در مقایسه با ۳٫۶ میلیون بشکه پیشین). مصرف کنندگان عادی به ویژه متوجه کمبود دیزل و جهش قیمت آن میشوند.
جنگ روایتها
چرا ترامپ میگوید «تنگه هرمز باز است»؟
روایت دونالد ترامپ و فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) متکی بر سه گزاره نظامی، اقتصادی و روانی است.
از دیدگاه واشنگتن، شریان اصلی تجارت انرژی جهان متوقف نشده است. حضور ناوگروههای ضربت آمریکا، سامانههای پدافند هوایی و اسکورتهای بینالمللی در قالب «ائتلاف بینالمللی امنیت دریانوردی» (IMSC) مانع از آن شده که ایران بتواند یک محاصره فیزیکی کامل و پایدار بر تنگه اعمال کند.
واشنگتن معتقد است هزینه بستن فیزیکی تنگه هرمز برای ایران فراتر از آستانه تحمل تهران است؛ زیرا خود ایران برای درآمدهای ارزی و معیشت به تردد دریایی وابسته است و بستن کامل تنگه واکنش مستقیم قدرتهای خریدار انرژی نظیر چین و هند را به همراه خواهد داشت.
ترامپ همچنین با اعلام «باز بودن آبراه»، سعی در مهار سوداگری در بازارهای آتی نفت و حفظ اعتماد خطوط کشتیرانی و بیمهگران بینالمللی دارد تا از جهشهای شدید تورمی در سوخت جلوگیری کند.
اما ایران:
ادعای تسلط ایران ریشه در واقعیت اشراف جغرافیایی و توانمندیهای نامتقارن دارد:
تمام طول ساحل شمالی تنگه و جزایر کلیدی مشرف به خطوط کشتیرانی (از جمله هرمز، لارک، قشم، تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) در اختیار ایران است. برجهای کنترل ناوبری ایران در بندرعباس و جزایر، تردد هر شناوری را رصد و ثبت میکنند.
شناورهای تجاری و نظامی هنگام عبور از تنگه هرمز، مطابق پروتکلهای کنترل ترافیک دریایی ایران ملزم به معرفی خود و گزارش مبدأ، مقصد و نوع بار به گشتهای دریایی ایران هستند. تهران این روند ثبت روزانه را نماد اعمال حاکمیت تلقی میکند.
ایران نیازی به بستن فیزیکی تنگه با بستن زنجیر یا غرق کردن مداوم کشتیها ندارد. گزارشهای تحلیلی مؤسسه مطالعات جنگ (ISW) و اندیشکده واشنگتن (WINEP) تأکید دارند که زرادخانه موشکهای ضدکشتی ساحلپایه، شهپادها (شناورهای هدایتپذیر از دور)، پهپادهای انتحاری، قایقهای تندرو عاشورا و ذوالفقار و قابلیتهای مینریزی سریع، به تهران این امکان را میدهد که هر لحظه اراده کند «ریسک عبور» را برای یک پرچم خاص به ۱۰۰ درصد برساند. توقیف نفتکشهای خارجی در سالهای اخیر نمونه بارز این اعمال قدرت هدفمند بوده است.
تفاوت میان «حاکمیت بر عبور» و «آزادی ناوبری»
در عمل، آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، تعادلی شکننده از بازدارندگی دوجانبه است:
تنگه هرمز به لحاظ فنی باز است چون کشتیهای تجاری به حرکت خود ادامه میدهند؛ اما این باز بودن مشروط و توأم با ریسک بالاست. نرخ بیمه ریسک جنگی (War Risk Premiums) برای تانکرها همچنان بالاست، خطوط کشتیرانی محتاطانه حرکت میکنند و عبور شناورها بدون جلب رضایت امنیتی و پاسخگویی به گشتهای دریایی ایران عملاً با مخاطره توقیف یا هدف قرار گرفتن همراه است.




نظرها
نظری وجود ندارد.