هزینه جنگ بر دوش مردم: تورم ۱۲۲ درصدی خوراکیها در ایران، فشار دو هزار دلاری بر خانوارهای آمریکایی
هفتونیم ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، هزینههای آن بیش از پیش به زندگی روزمره مردم منتقل شده است. در ایران، تورم نقطهبهنقطه خوراکیها به ۱۲۲ درصد رسیده و کاهش ارزش ریال، محاصره اقتصادی و اختلال در فعالیت کسبوکارها فشار معیشتی را تشدید کرده است. در آمریکا نیز، بر اساس تازهترین برآورد مؤسسه مودیـز آنالیتیکس، جنگ تاکنون نزدیک به دو هزار دلار به هر خانوار هزینه تحمیل کرده است. در شرایطی که مذاکرات بر سر تنگه هرمز و برنامه هستهای ایران همچنان به نتیجه نرسیده، تابآوری اقتصادی و توان جوامع برای تحمل هزینههای جنگ به بخشی از معادله سیاسی و نظامی منازعه تبدیل شده است.

انفجار کوره ذوب در منطقه اقتصادی ویژه سلفچگان
هزینه جنگی که ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، اکنون در دو سوی منازعه به شکل افزایش هزینه زندگی، کاهش قدرت خرید و فشار بر بودجه خانوارها آشکار شده است. بااینحال، ابعاد و سازوکار این فشارها یکسان نیست. در ایران، جنگ به بحران اقتصادی و تورمی از پیش موجود افزوده شده و ظرفیت تولید، تجارت و تأمین نیازهای اساسی را تضعیف کرده است. در آمریکا، اختلال در بازار جهانی انرژی و افزایش هزینه حملونقل، فشار تورمی را تشدید کرده و بر درآمد واقعی خانوارها اثر گذاشته است.
ایران؛ خوراکیها دو برابر گرانتر از سال گذشته
بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه خوراکیها در شهریور ۱۴۰۵ به ۱۲۲ درصد رسیده است. این بدان معناست که قیمت مواد غذایی بهطور متوسط بیش از دو برابر شهریور سال گذشته شده است.
تورم نقطهبهنقطه عمومی نیز به ۸۹٫۸ درصد و تورم سالانه به ۷۳٫۶ درصد رسیده است. طبق بررسی فکتنامه از دادههای رسمی، قیمت روغن جامد و مایع بیش از ۳۴۰ درصد افزایش یافته و هزینه تهیه سبد ۱۱ قلمی کالابرگ برای یک خانوار سهنفره در شهریور به بیش از ۱۶٫۸ میلیون تومان رسیده است.
فشار تورمی بر دهکهای کمدرآمد شدیدتر است، زیرا خوراکیها سهم بیشتری از هزینه این خانوارها را تشکیل میدهند. در چنین شرایطی، افزایش قیمتها تنها به کاهش مصرف کالاهای غیرضروری منجر نمیشود، بلکه تأمین مواد غذایی، دارو و هزینه مسکن را نیز دشوارتر میکند.
گزارش ۲۹ سپتامبر رویترز از وضعیت اقتصادی ایران، روایتهایی از کاهش شدید درآمد، تعطیلی کسبوکارها، مصرف پسانداز خانوارها و مهاجرت از شهرهای بزرگ به مناطق ارزانتر ارائه میدهد. صاحبان مشاغل کوچک با کاهش مشتری مواجه شدهاند و بسیاری از کارگران بخش خصوصی با ناامنی شغلی و کاهش درآمد دستوپنجه نرم میکنند.
همزمان، محاصره دریایی آمریکا درآمدهای نفتی ایران را بهشدت محدود کرده است. بر اساس دادههای شرکت ورتکسا که رویترز ۱۳ اکتبر منتشر کرد، صادرات دریایی نفت خام ایران در ماه اکتبر عملاً به صفر رسیده است. ارزش ریال نیز از ژوئیه حدود ۳۵ درصد دیگر در برابر دلار کاهش یافته است.
بانک مرکزی ایران این هفته ادعای آمریکا درباره فروپاشی اقتصاد کشور را رد کرد و از تلاش برای تثبیت بازار ارز و تأمین منابع مالی واردات ضروری خبر داد. بااینحال، دادههای رسمی تورم و گزارشهای میدانی از تداوم فرسایش قدرت خرید حکایت دارند.
بحران معیشتی ایران پیش از جنگ نیز وجود داشت. تورم مزمن، تحریمها، ضعف سرمایهگذاری و سیاستهای اقتصادی داخلی در شکلگیری آن نقش داشتهاند؛ اما جنگ، تخریب زیرساختها و محدودیت تجارت، فشارهای موجود را تشدید کردهاند.
آمریکا؛ دو هزار دلار هزینه برای هر خانوار
در آمریکا، تازهترین برآورد مارک زندی، اقتصاددان ارشد مودیـز آنالیتیکس، نشان میدهد جنگ ایران تاکنون معادل نزدیک به دو هزار دلار به هر خانوار آمریکایی هزینه تحمیل کرده است.
به گزارش آسوشیتدپرس در ۱۷ اکتبر، از این رقم حدود ۱۱۰۰ دلار مربوط به افزایش هزینه انرژی و حملونقل، ۵۴۰ دلار ناشی از افزایش نرخ بهره و ۳۶۰ دلار سهم محاسبهشده هزینههای نظامی است. به گفته زندی، با سطح فعلی قیمت سوخت، هزینه انرژی برای هر خانوار تقریباً هفتهای ۵۰ دلار دیگر افزایش مییابد.
قیمت متوسط بنزین در آمریکا از ۲٫۹۸ دلار پیش از جنگ به ۴٫۳۳ دلار برای هر گالن رسیده است؛ افزایشی ۴۵ درصدی. قیمت گازوئیل نیز با رشد ۶۸ درصدی، از ۳٫۷۶ دلار به ۶٫۳۳ دلار رسیده است.
هزینه حملونقل جادهای بیش از ۱۹ درصد و قیمت بلیت هواپیما حدود ۲۲ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. گرانشدن سوخت و حملونقل همچنین هزینه تولید و توزیع کالاها را افزایش داده، هرچند تمام این فشارها هنوز به قیمت نهایی محصولات منتقل نشدهاند.
تورم سالانه آمریکا در سپتامبر به ۳٫۷ درصد رسید و فدرال رزرو اکنون با دشواری مهار تورم بدون آسیبزدن به اشتغال روبهروست.
فشار اقتصادی جنگ در آستانه انتخابات میاندورهای سوم نوامبر اهمیت سیاسی بیشتری یافته است. افزایش قیمت بنزین، مسکن و کالاهای مصرفی، در کنار نارضایتی از سیاست اقتصادی دولت ترامپ، به یکی از موضوعات اصلی رقابتهای انتخاباتی تبدیل شده است.
هزینه جنگ از بودجه نظامی فراتر رفته است
بر اساس ارقام پنتاگون که در گزارشهای اقتصادی اخیر بازتاب یافته، هزینه مستقیم عملیات نظامی آمریکا تا اوایل سپتامبر به حدود ۴۵ میلیارد دلار رسیده است. این هزینه جدا از پیامدهای غیرمستقیم جنگ بر قیمت انرژی، تورم و نرخ بهره است.
تازهترین نشانه تأثیر بحران انرژی بر تصمیمات واشنگتن، تعویق ۶۰روزه اجرای تحریمهای جدید علیه روسیه است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ۱۸ اکتبر اعلام کرد دولت برای ارزیابی پیامدهای اقتصادی این تحریمها به زمان بیشتری نیاز دارد. همزمان، توافقی برای واردات بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل روسیه به آمریکا صورت گرفته است.
این تصمیم، در شرایط افزایش قیمت سوخت و نزدیکشدن انتخابات، نشان میدهد اختلال در گردش انرژی ناشی از جنگ ایران بر سیاست تحریمی آمریکا در قبال روسیه نیز اثر گذاشته است.
تابآوری اقتصادی؛ بخشی از معادله ادامه جنگ
در هر دو کشور، توان تحمل فشار اقتصادی به یکی از عوامل تعیینکننده در ادامه منازعه تبدیل شده، اما این فشارها سازوکارهای متفاوتی دارند.
در ایران، مسئله فراتر از افزایش قیمتهاست. کاهش درآمد ارزی، اختلال در تولید و تجارت و فرسایش قدرت خرید، توان خانوارها برای تأمین و بازتولید زندگی روزمره را تحت فشار قرار داده است. در آمریکا، افزایش قیمت انرژی، هزینه استقراض و فشار انتخاباتی، محدودیتهای اقتصادی و سیاسی ادامه جنگ را برجسته کردهاند.
این تفاوت در مذاکرات نیز اهمیت دارد. واشنگتن با محاصره و فشار اقتصادی میکوشد هزینه ادامه مقاومت ایران را افزایش دهد، درحالیکه محدودیت کشتیرانی در تنگه هرمز و اختلال در عرضه انرژی، بخشی از همین هزینه را به اقتصاد آمریکا و بازار جهانی منتقل کرده است.
در چنین وضعیتی، محاسبه ادامه جنگ تنها به توان موشکی، برتری هوایی یا ظرفیت نظامی محدود نیست. میزان تحمل جامعه در برابر تورم، بیکاری و ناامنی معیشتی نیز بر دامنه انتخابهای سیاسی دولتها اثر میگذارد. بااینحال، فشار اقتصادی بهخودیخود نه پایان جنگ را تضمین میکند و نه الزاماً به مصالحه میانجامد.
هفتونیم ماه پس از آغاز جنگ، هزینههای آن در ایران عمدتاً به شکل فرسایش شرایط زندگی و در آمریکا بیشتر از مسیر افزایش قیمتها و هزینههای مالی بروز کرده است. تابآوری اقتصادی اکنون بخشی از موازنه جنگ شده است؛ موازنهای که هزینه آن را پیش از هر چیز خانوارها پرداخت میکنند.



نظرها
نظری وجود ندارد.