پیروزی جنبش دانشجویی در انتخابات صربستان؛ پایان یکهتازی ووچیچ پس از ۱۴ سال حکومت
الکساندار ووچیچ، رهبر دیرپای صربستان، شکست خود را در انتخابات زودهنگام پارلمانی در برابر جنبش دانشجویی پذیرفت؛ جنبشی که پس از کشتهشدن ۱۶ نفر در حادثه فروریختن سقف ایستگاه راهآهن نوویساد، به نیروی اصلی اعتراض علیه فساد، تمرکز قدرت و عملکرد دولت تبدیل شد. این انتخابات، با مشارکت بیسابقه رأیدهندگان در بیش از سه دهه گذشته، نقطه عطفی در سیاست صربستان بهشمار میرود.

هواداران «فهرست دانشجویان ــ دانشجویان پیروز میشوند» پیروزی این فهرست در انتخابات پارلمانی صربستان را در «میدان آزادی» شهر نوویساد، واقع در استان وویوودینای صربستان، جشن گرفتهاند ـ ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶ ـ عکس از خبرگزاری فرانسه
الکساندار ووچیچ، که بیش از یک دهه بر زندگی سیاسی صربستان مسلط بود، در انتخابات زودهنگام پارلمانی روز ۳ آبان / ۲۵ اکتبر در برابر «فهرست دانشجویان» شکست خورد؛ جنبشی که نزدیک به دو سال اعتراضات علیه او را رهبری کرده بود.
ووچیچ پس از رقابتی پرتنش، شکست خود را پذیرفت. بر اساس برآوردهای اولیه، فهرست دانشجویان بین ۱۳۵ تا ۱۴۰ کرسی از مجموع ۲۵۰ کرسی پارلمان را بهدست آورده است، در حالی که فهرست انتخاباتی وابسته به حزب ترقیخواه صربستان، به رهبری ووچیچ، حدود ۱۰۵ کرسی کسب کرده است.
رهبر حزب ترقیخواه صربستان در جمع هوادارانش گفت: «روشن است که این انتخابات را باختهایم.»
میزان مشارکت در انتخابات به حدود ۶۹ درصد رسید؛ رقمی که از بالاترین سطوح مشارکت در انتخابات پارلمانی صربستان از زمان فروپاشی یوگسلاوی در سال ۱۹۹۲ حکایت دارد.
جنبش دانشجویی پس از حادثه اول نوامبر ۲۰۲۴ (۱۱ آبان ۱۴۰۳) شکل گرفت؛ زمانی که سقف ایستگاه راهآهن شهر نوویساد فروریخت و ۱۶ نفر جان باختند. این فاجعه به اعتراضاتی گسترده علیه فساد و مطالبه پاسخگویی مقامهای مسئول انجامید. اعتراضات بهتدریج از دانشگاهها فراتر رفت و بخشهای دیگری از جامعه، از استادان و پزشکان تا کارگران و شهروندان ناراضی، را دربر گرفت.
این جنبش سرانجام در قالب پلتفرم انتخاباتی «فهرست دانشجویان ــ دانشجویان پیروز میشوند» وارد رقابت سیاسی شد. برنامه آن بر مبارزه با فساد، استقلال نهادهای عمومی از نفوذ سیاسی، احیای حقوق شهروندان و برگزاری انتخابات عادلانهتر متمرکز بود. ایلیا سردانوویچ، استاد دانشکده پزشکی نوویساد، از چهرههای اصلی این فهرست بود؛ هرچند جنبش از معرفی یک رهبر واحد به شیوه متعارف احزاب سیاسی پرهیز کرده است.
دانشجویان در جریان مبارزات انتخاباتی کوشیدند با طرح مطالباتی که فراتر از مرزبندیهای سنتی چپ و راست بود، حمایت گستردهتری بهدست آورند. در برنامه آنها، اصلاح دستگاه قضایی و نهادهای دولتی، پیگیری فساد و مصادره داراییهای غیرقانونی، تضمین شرایط منصفانه انتخابات و بهبود برخی خدمات عمومی جایگاه برجستهای داشت. وعدههایی مانند رایگانشدن کتابهای درسی و کاهش قیمت داروها نیز بخشی از تلاش این جنبش برای جلب حمایت گروههای مختلف اجتماعی بود.
با این حال، فهرست دانشجویان هنوز یک جریان سیاسی با ایدئولوژی کاملاً مشخص نیست. این جنبش کوشیده است با کنار گذاشتن اختلافات بر سر مسائل مناقشهبرانگیز، مخالفان گوناگون ووچیچ را حول مطالبه تغییر سیاسی متحد کند. از همین رو، موضع آن درباره برخی مسائل سیاست خارجی، از جمله مسیر عضویت در اتحادیه اروپا و چگونگی تنظیم روابط با روسیه، به روشنی برنامههای یک حزب سنتی تعریف نشده است. در همین حال، جنبش اعلام کرده است که قصد ندارد به تحریم روسیه بپیوندد و در مسئله کوزوو نیز بر چارچوب قانون اساسی صربستان تأکید دارد.
ووچیچ معترضان را «انسدادگران» مینامید و آنها را متهم میکرد که در پی بیثباتکردن کشور هستند. اما گسترش اعتراضات نشان داد که نارضایتی از دولت به دانشگاهیان و فعالان سیاسی محدود نمانده و بخشهایی از جامعه که پیشتر در رقابتهای انتخاباتی مشارکت چندانی نداشتند، به مخالفت با ساختار قدرت روی آوردهاند.
ووچیچ، سیاستمداری که در گذشته به ناسیونالیسم افراطی شناخته میشد، در سالهای اخیر تصویری عملگرا از خود ساخته بود. او روابط صربستان را با اتحادیه اروپا، روسیه و چین حفظ کرد و در سالهای اخیر به گسترش روابط با اسرائیل نیز روی آورد. دولت او از رشد اقتصادی، کاهش بیکاری و توسعه زیرساختها بهعنوان مهمترین دستاوردهای خود دفاع میکرد.
حزب ترقیخواه صربستان در سال ۲۰۱۲ با وعده مبارزه با فساد، جرایم سازمانیافته و سوءاستفادههای دولتهای پیشین به قدرت رسید. ووچیچ ابتدا معاون نخستوزیر و سپس، در سال ۲۰۱۴، نخستوزیر شد. او در سال ۲۰۱۷ به ریاستجمهوری رسید و در سال ۲۰۲۲ برای دومین بار در این سمت انتخاب شد. نفوذ او بر حزب حاکم و سیاستهای دولت، با وجود محدودیت اختیارات ریاستجمهوری در قانون اساسی، همچنان بسیار گسترده باقی ماند.
ووچیچ و تومیسلاو نیکولیچ در سال ۲۰۰۸، پس از انشعاب در حزب رادیکال صربستان، حزب ترقیخواه را تأسیس کردند. این حزب در آغاز کوشید خود را به جریان اصلی سیاست اروپا نزدیک کند و در سالهای بعد به نیروی مسلط در ساختار سیاسی کشور تبدیل شد.
سافتا بیسواچ، روزنامهنگار صرب که سالها کارنامه سیاسی ووچیچ را دنبال کرده است، به الجزیره گفته است او در آغاز به اندازه نیکولیچ محبوب نبود و بیشتر نقش سازماندهنده حزب تازهتأسیس را ایفا میکرد. بهگفته او، نتایج مبارزه با فساد در دوران حکومت حزب ترقیخواه محدود ماند، در حالی که کنترل دولت بر نهادها، رسانهها و زندگی سیاسی گسترش یافت.
یکی از پروندههای برجسته آن دوره، بازداشت میروسلاو میشکوویچ، تاجر سرشناس، و پسرش مارکو در دسامبر ۲۰۱۲ به اتهام تخلفات مالی و فرار مالیاتی بود. هر دو پس از سالها رسیدگی قضایی تبرئه شدند و دولت به آنها غرامت پرداخت کرد.
کارنامه ووچیچ در دهه ۱۹۹۰ نیز با اظهارات ناسیونالیستی افراطی همراه بود. او در ژوئیه ۱۹۹۵، ۹ روز پس از نسلکشی سربرنیتسا، در پارلمان صربستان گفته بود: «یک صرب را بکشید، ما ۱۰۰ مسلمان را خواهیم کشت.» این سخنان در جریان بحث درباره حملات احتمالی ناتو به مواضع ارتش جمهوری صرب بوسنی در بوسنی و هرزگوین مطرح شد.
وویسلاو ششلی، رهبر حزب رادیکال صربستان و مرشد سیاسی ووچیچ در آن دوران، در سال ۲۰۱۸ از سوی مرجع تجدیدنظر سازوکار بینالمللی باقیمانده برای دادگاههای کیفری، بهدلیل آزار و اذیت، اخراج و انتقال اجباری غیرصربها در جریان جنگهای بالکان، به ۱۰ سال زندان محکوم شد. پسر او، الکساندار ششلی، در انتخابات اخیر در فهرست انتخاباتی ووچیچ قرار داشت.
از نظر اقتصادی، صربستان در دوران حکومت حزب ترقیخواه شاهد رشد قابلتوجهی بود. بر اساس آمار رسمی مورد استناد خبرگزاری رویترز، نرخ بیکاری از ۲۶ درصد در سال ۲۰۱۲ به حدود ۸ تا ۹ درصد کاهش یافته و تولید ناخالص داخلی اسمی کشور تقریباً سه برابر شده و به حدود ۹۰ میلیارد یورو رسیده است. سرمایهگذاری مستقیم خارجی نیز از حدود ۸۰۰ میلیون یورو در سال ۲۰۱۲ به رکورد ۵,۲ میلیارد یورو در سال ۲۰۲۴ افزایش یافت. توسعه شبکه بزرگراهها و اجرای پروژههای زیرساختی بزرگ از دیگر دستاوردهای دولت بود.
با این حال، منتقدان میگویند رشد دستمزدها به بهبود متناسب سطح زندگی مردم منجر نشده است. افزایش هزینههای زندگی و بدهی عمومی، در کنار نگرانیها درباره فساد و ضعف نهادهای نظارتی، از محورهای اصلی انتقاد به عملکرد دولت بود.
دوشکو رادوساولویچ، استاد علوم سیاسی، معتقد است دانشجویان توانستند خشم انباشتهشده جامعه را به نیرویی سیاسی تبدیل کنند. او دهه گذشته را دوره «فشار نظاممند و تخریب نهادهای اجتماعی» توصیف کرد و گفت سرویسهای اطلاعاتی دولت بهجای تمرکز بر وظایف اصلی خود، زمان بیشتری را صرف زیر نظر گرفتن مخالفان سیاسی کردهاند؛ در حالی که تفکر انتقادی از رسانههای عمومی کنار زده شده است.
در کنار دو نیروی اصلی رقابت، احزاب سنتی مخالف دولت نیز حضور داشتند، اما نتوانستند جایگاه مستقل و نیرومندی در برابر جنبش دانشجویی پیدا کنند. بخش بزرگی از مخالفان، از گروههای لیبرال و طرفدار اروپا گرفته تا نیروهای چپ و ملیگرا، از مطالبات دانشجویان حمایت کردند. در مقابل، برخی احزاب تلاش کردند با برنامههایی مستقل وارد رقابت شوند، اما نتایج اولیه نشان داد که حمایت انتخاباتی آنها برای ورود به پارلمان کافی نبوده است.
حزب سوسیالیست صربستان، به رهبری ایویتسا داچیچ، که از متحدان دیرینه حزب ترقیخواه بود، با فهرستی انتخاباتی بر محور ثبات سیاسی و تداوم همکاری با دولت وارد رقابت شد، اما تنها حدود ۲,۲ درصد آرا را بهدست آورد و از ورود به پارلمان بازماند. ائتلافهای کوچکتر طرفدار اروپا و ناسیونالیست محافظهکار نیز نتوانستند از حد نصاب انتخاباتی عبور کنند.
احزاب اقلیتهای ملی، از جمله نمایندگان مجارهای وویوودینا، آلبانیاییها و جامعه بوسنیایی، از معدود جریانهایی بودند که توانستند در پارلمان آینده نماینده داشته باشند. مطالبات این احزاب عمدتاً بر حقوق زبانی و فرهنگی، آموزش به زبان مادری، مشارکت در نهادهای دولتی و توسعه اقتصادی مناطق محل سکونت اقلیتها متمرکز بود.
پیروزی دانشجویان در شرایطی رخ داد که ووچیچ در ماه سپتامبر از مقام ریاستجمهوری کنارهگیری کرد و خواستار برگزاری انتخابات زودهنگام شد. او در تلاش برای حفظ قدرت، بر دستاوردهای اقتصادی دولت و ضرورت ثبات سیاسی تأکید میکرد و وعده افزایش حقوق بازنشستگی، دستمزدهای بخش عمومی و سرمایهگذاری بیشتر را میداد. با این حال، نتیجه انتخابات نشان داد که این وعدهها نتوانستهاند نارضایتی عمومی از فساد و تمرکز قدرت را مهار کنند.
اکنون پرسش اصلی این است که جنبشی که با مطالبه پاسخگویی و اصلاح نهادها شکل گرفته، چگونه خواهد توانست این خواستهها را به سیاستهای اجرایی تبدیل کند. کسب اکثریت پارلمانی به دانشجویان امکان میدهد دولتی تشکیل دهند، اما اداره کشور مستلزم تصمیمگیری درباره اقتصاد، سیاست خارجی و مسئله کوزوو است؛ موضوعاتی که در آنها هنوز اختلافنظرهایی میان نیروهای حامی تغییر وجود دارد.
در هر حال، این انتخابات ضربهای تاریخی به ساختار قدرتی است که حزب ترقیخواه از سال ۲۰۱۲ بر آن مسلط بوده است. نتیجه رأیگیری نشان میدهد که اعتراضات خیابانی، هنگامی که بتوانند به یک نیروی سیاسی فراگیر تبدیل شوند، قادرند حتی رهبرانی را که سالها از شبکههای گسترده حزبی، رسانهای و اقتصادی برخوردار بودهاند، از قدرت کنار بزنند.




نظرها
نظری وجود ندارد.