تأثیرهای احتمالی نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا بر سیاست کاخ سفید در قِبال ایران
یک پرسش عمدهٴروز این است: سرنوشت جنگ با ایران چه خواهد شد؟ پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای در آمریکا و نیز احتمال قوی پایان قدرت نتانیاهو در اسرائیل باب گمانورزی درباره چشمانداز بحران برانگیخته شده با حملههای آمریکا و اسرائیل به ایران را گشوده است.

ساختمان کاپیتول ایالات متحده، کنگره و مجلس نمایندگان، منبع: شاتراستاک.
موتور محرک جنگ با ایران، بخشی از نیروی رانش خود را از دست داده است: ابتدا سرنوشت نتانیاهو، پس از انتخابات هفته گذشته در اسرائیل در هالهای از ابهام رفت، و سپس با روشن شدن نتیجه انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر در آمریکا، مشخص شد که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا نیروی پشتیبانی از سیاست جنگی خود را در کنگره از دست داده است.
در اسرائیل، رئیس جمهوری، اسحاق هرتسوگ، رأیزنی برای تشکیل کابینه آینده را آغاز کرده است. اکنون بیشتر از روزهای پیش احتمال میرود که گادی آیزنکوت تشکیلدهنده دولت شود. در هر حال نتانیاهو دیگر در موقعیتی نیست که بتواند به جنگ با ایران رو آورد و ترامپ را هم به جنگ ترغیب کند. ترامپ خود نسبت به این موضوع حساس شده که او را دنبالهروی دوستش نتانیاهو میدانند.
تنها اقلیتی از مردم آمریکا از ترامپ و سیاست جنگی او پشتیبانی میکنند. نظرسنجی اسوشیتدپرس از رأیدهندگان (AP Voter Poll)، حاکی از آن است که اکثریت آنان خواهان تغییر در سیاست دولت هستند.
حدود سهچهارم از رأیدهندگان میگویند از روندی که کشور در حال حاضر طی میکند احساس «خشم» یا «نارضایتی» دارند. اکثریت آنها دولت ترامپ را مقصر بالا رفتن هزینههای زندگی میدانند. حدود ۶ نفر از هر ۱۰ نفر میگویند قیمتهای بالاتر از حد معمول «بیشتر به دلیل سیاستهای ترامپ است» تا «به خاطر عواملی خارج از کنترل ترامپ». علاوه بر این طبق این نظرسنجی، حدود ۷۰ درصد از رأیدهندگان از کنگره میخواهند نظارت بیشتری بر نهاد ریاستجمهوری اعمال کند.
اکثریت رأیدهندگان به صورت مشخص از جنگ ترامپ با ایران ناراضی هستند. حدود ۶ نفر از هر ۱۰ رأیدهنده میگویند ایالات متحده در اقدام نظامی علیه ایران «تصمیم اشتباهی» گرفته است. تقریباً یکسوم رأیدهندگان میگویند مخالفت با جنگ علیه ایران عاملی «تعیینکننده» در رأی آنان بوده است.
اکنون پرسش این است که آیا کنگرهای با اکثریت دموکرات میتواند مانع جنگجویی ترامپ شود؟
کنگره در برابر کاخ سفید
تغییر ترکیب کنگره (مجلس نمایندگان و سنا) اهرمهای نظارتی و تأثیر دخالتهای نمایندگان بر سیاستهای جنگی کاخ سفید در قبال ایران را تغییر میدهد. اگرچه اختیارات فرماندهی کل قوا بر اساس اصل دوم قانون اساسی آمریکا دست قوه مجریه را برای آغاز حملات دفاعی و بازآرایی ناوگروههای رزمی باز میگذارد، اما اختیارات مالی و بودجهای کنگره (اصل اول، بخش نهم قانون اساسی) و سازوکارهای قانونی صدور مجوز تعیین میکنند که عملیات اسکورت دریایی سنگین، بازتولید رهگیرها و اجرای محاصره دریایی تا چه مدت ادامه خواهد یافت.
با توجه به اینکه نظرسنجیهای پای صندوق نشاندهنده نارضایتی گسترده رأیدهندگان از درگیری نظامی در خلیج فارس و افزایش بهای سوخت است، انتظار میرود درگیریهای سیاسی در دوره فترت مجلس فعلی (Lame-duck session) و در کنگره صد و بیستم، بر این دو موضوع متمرکز شوند: تخصیص متمم بودجههای اضطراری دفاعی و اجرای قانون اختیارات جنگ.
با فراتر رفتن هزینههای عملیاتی مستقیم سنتکام (فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا) از مرز ۴۷,۱ میلیارد دلار، بودجه پایهای وزارت دفاع تحت فشارهای ساختاری شدیدی قرار گرفته است. لایحه معوق متمم بودجه امنیت ملی اضطراری ۸۷,۶ میلیارد دلاری که از سوی کاخ سفید ارائه شده (شامل ۳۰ تا ۳۲,۷ میلیارد دلار هزینه مستقیم درگیری در خلیج فارس و ۲۱ میلیارد دلار صرفاً برای جایگزینی مهمات و تسلیحات مصرفشده) دستخوش بازنگریهای اساسی در کنگره خواهد شد.
احتمال میرود مراحل تخصیص بودجه پنتاگون مشروط شود، یعنی کنگره وزارت دفاع (یا به قول ترامپ «وزارت جنگ») را موظف سازد که از تجهیزات جنگی صرفاً برای آنچه مشخصا دفاع خوانده میشود، استفاده کند و آنها را برای عملیات تهاجمی و پیشدستانه به کار نبندد.
تا زمان تصویب لایحه متمم یا قانون اصلی بودجه دفاعی سال مالی ۲۰۲۷، پنتاگون ملزم به پیروی از محدودیتهای قطعنامه تمدید بودجه فعلی است. تحت این قوانین، نیروی دریایی اجازه امضای قراردادهای جدید برای خرید سلاح را ندارد و فرماندهان ناچار به جیرهبندی مهمات در ناوگان پنجم و ششم خواهند شد.
همچنین انتظار میرود چالشهای کنگره ذیل قانون اختیارات جنگی ۱۹۷۳ (بندهای ۱۵۴۱ تا ۱۵۴۸ فصل ۵۰ قوانین ایالات متحده) از مباحثات نمادین پارلمانی فراتر رفته و به موانع آییننامهای الزامآور تبدیل شوند.
دولت تاکنون با استناد به اختیارات ذاتی دفاع از خود ذیل اصل دوم قانون اساسی و مجوزهای استفاده از نیروی نظامی سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ (AUMF) حمله به مواضع نظامی ایران در امتداد خط ساحلیاش در جنوب را پیش برده است. کنگره اکنون میتواند قطعنامههای الزامآوری را تصویب کند که مضمون آن حکم به خروج نیروهای مسلح آمریکا از درگیریهای غیرمجاز در خلیج فارس و تنگه هرمز باشد.
رایگیریهای گذشته (نظیر قطعنامههای موازی ۸۶ و ۸۹ مجلس) نشان داد که دموکراتها و جمهوریخواهان مخالف جنگ به هم میپیوندند. اکنون جبهه مخالفت با جنگ تقویت شده است. نمایندگان ممکن است دولت را تهدید کنند که در صورت حملهای بدون مجوز به ایران که مصداق شروع دور تازهای از جنگ باشد ، تمام طرحهای قانونی آن را رد خواهند کرد.
جنگ با ایران و جنگ با افکار عمومی
ترامپ پس از مشخص شدن پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای حرفهای متناقضی زده است، آنچنان که رویه همیشگی اوست. از یک سو گفته که نتیجه انتخابات را به رسمیت میشناسد و با کنگره جدید همکاری میکند، از سوی دیگر گفته که خط خود را پیش خواهد برد و از حق وتو و اختیارات ویژه ریاست جمهوری استفاده خواهد کرد.
این گمان وجود دارد که ترامپ ممکن است پیش از تشکیل کنگره با ترکیب جدید، ریسک کند، به یک حمله فشرده شدید علیه ایران دست زند و سپس با اعلام پیروزی حمله را متوقف سازد، اما همچنان تحریم و محاصره ایران را ادامه دهد. با توجه به خط اعلام شده دولت ایران مبنی بر واکنش تند نظامی و تداوم انسداد تنگه هرمز، نقشه جنگی ترامپ به صورت یک عملیات کوتاهمدت موفقیتآمیز، پیش نخواهد رفت. ترامپ مجبور است تن به این خطر دهد که هم با کنگره درگیر شود، هم با افکار عمومی در آمریکا و نیز با متحدان آمریکا در منطقه که چنین رویهای را به ضرر خود میبینند.
اما آنچه ممکن است پیش رود، به سیاست دولت ایران هم بستگی دارد، اینکه چگونه از وضعیت کنونی استفاده کند، به تعامل با کشورهای منطقه و افکار عمومی پردازد و دیپلماسی تازهای را برای شرایط تازه تنظیم کند.




نظرها
نظری وجود ندارد.