اعطای «جایزه آزادی» به نام مردم ایران به ستایشگر بمباران ایران
علی رسولی - بنیاد نائومان میگوید رضا پهلوی مالک جایزه نیست و فقط آن را برای مردم ایران نگه میدارد. اما منتقدان میگویند انتخاب یک چهره سیاسی مشخص برای ایستادن در کلیسای پاول و دریافت جایزه به نام یک ملت، بهناچار فراتر از یک اقدام تشریفاتی است و برای او سرمایه سیاسی نمادین تولید میکند. آن هم برای کسی که طرفدار جنگ و بمباران ایران است، کشته شدن غیرنظامیان ایرانی در جنگ را به نفع آمریکا و اسرائیل توجیه میکند و به سوالها در مورد مسئولیتش در قبال فراخوانهایی که به کشتار ۱۸ و ۱۹ دی منجر شد این گونه پاسخ میدهد: «این جنگ است و جنگ تلفات دارد».

07 November 2026, Hesse, Frankfurt/Main: Reza Pahlavi, an Iranian opposition politician in exile, accepted the Friedrich Naumann Foundations Freedom Award on behalf of the Iranian people at Frankfurts Paulskirche. The Friedrich Naumann Foundations Freedom Award has been presented every two years since 2006 to recognize outstanding commitment to a liberal civil society. Photo: Florian Wiegand/dpa (Photo by Florian Wiegand / dpa Picture-Alliance via AFP)
رضا پهلوی روز شنبه ۱۶ آبان در کلیسای تاریخی پاول فرانکفورت در مراسم «جایزه آزادی» بنیاد فریدریش نائومان شرکت کرد؛ مراسمی که همزمان هزاران نفر از طرفدارای احیای سلطنت پهلوی را به خیابانهای فرانکفورت کشاند و به یکی از بحثبرانگیزترین برنامههای سیاسی مرتبط با ایران در آلمان در ماههای اخیر تبدیل شد.
بنیاد فریدریش نائومان جایزه سال ۲۰۲۶ آزادی را به صورت مستقیم به رضا پهلوی اعطا نکرده است. دریافتکننده جایزه «مردم ایران» معرفی شدهاند و رضا پهلوی قرار است آن را بهصورت امانی نگهداری کند تا، به گفته بنیاد، روزی به «نمایندگان آزادانه انتخابشده مردم ایران» تحویل داده شود.
بنیاد میگوید او را به این دلیل انتخاب کرده که شناختهشدهترین چهره مخالف جمهوری اسلامی است و بر انتخاب آزادانه شکل حکومت آینده تاکید دارد. با این حال در هنگام سخنرانی رضا پهلوی در مراسم دریافت جایزه، حاضران شعارهای «جاوید شاه» سر دادند. تناقضی عجیب میان آنچه بنیاد ادعا میکند و جایگاه «پادشاهی رضا پهلوی» که او و طرفدارانش برای فردای پس از جمهوری اسلامی آرزو میکنند.
همین پرسش که چرا یک جایزه به نام «مردم ایران» باید در اختیار یک سیاستمدار مشخص قرار گیرد که در هوس احیای ساختار دیکتاتوری شاهانه است، به مرکز مناقشه تبدیل شده است.
جایزه «آزادی» برای «منتظرالقدرت»
انتقاد از انتخاب رضا پهلوی فقط به سابقه سلطنت پدرش، هوس پادشاهی خودش یا مسئله مشروعیت سیاسی او محدود نیست. مواضع او در قبال حمله نظامی خارجی به ایران نیز در ماههای گذشته به یکی از نقاط اصلی اختلاف تبدیل شده است.
رضا پهلوی روز شنبه ۱۶ آبان، هنگام دریافت جایزه به نمایندگی از «مردم ایران»، تلاش کرد میان حمایت از فشار نظامی و مخالفت با جنگ تمایز بگذارد. او گفت: «هیچ فرد ایرانیای نمیخواهد که روی کشورش بمب بیندازند و من مخالف این راهحلهای دو محوری، یعنی جنگ یا مماشات هستم.»
اما چند دقیقه بعد در همان سخنرانی توضیح داد که پس از سرکوب اعتراضهای دیماه، موضعش درباره استفاده از نیروی نظامی تغییر کرده است: «پس از کشتار معترضان و با درد فراوان، مجبور شدیم بپذیریم فشار نظامی راهی برای ضعیف کردن رژیم و دادن فرصت به مردم ایران است.»
او سپس این موضع را «راه سوم» توصیف کرد و گفت:
به جای مماشات یا جنگ، همواره از راه سومی دفاع کردهام که بر اعمال حداکثر فشار بر جمهوری اسلامی و همزمان حمایت حداکثری از مردم ایران استوار است.
این سخنان، به جای رفع مناقشه درباره موضع او، پرسش دیگری ایجاد کرد. این «فشار نظامی» مورد حمایت رضا پهلوی دقیقا چیست و تفاوتش با همان جنگی که میگوید ایرانیان خواهان آن نیستند، کجاست؟ بهویژه آنکه حمله نظامی، حتی اگر هدف اعلامشده آن تاسیسات نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی باشد، در عمل به کشتهشدن غیرنظامیان، تخریب زیرساختها و گسترش جنگ منجر میشود. نمونهاش کشتار دهها دانشآموز در مدرسه میناب در نتیجه بمباران آمریکا. کشتاری که رضا پهلوی مسئولیت آن را ذرهای متوجه آمریکا نمیداند.
این تناقض در مصاحبهای که یک روز پیش از مراسم فرانکفورت منتشر شد نیز دیده میشد. در مصاحبهای که صبح جمعه منتشر شد، رضا پهلوی از حمله به «تواناییهای سرکوبگر» جمهوری اسلامی دفاع کرد و در عین حال گفت با اعزام نیروی زمینی خارجی به ایران مخالف است و تغییر حکومت باید به دست ایرانیان انجام شود. به بیان دیگر، موضع کنونی او موافقت با بمباران ایران، مخالفت با حمله زمینی آمریکا و تغییر حکومت با کمک بمبهای آمریکا و اسرائیل است.
رضا پهلوی پیشتر برای کشتهشدن سه نظامی آمریکایی در جنگ با جمهوری اسلامی پیام تسلیت و قدردانی منتشر کرده بود. او در عین حمایت از اقدام نظامی علیه ایران، بارها گفته است خواهان اعزام نیروی زمینی آمریکا به ایران نیست و نمیخواهد «مالیاتدهندگان آمریکایی» هزینه عملیات آزادی ایران را بپردازند.
این موضع چیز جدیدی نیست. رضا پهلوی در گفتوگویی در تابستان گذشته به رویترز گفته بود که پس از کشتار معترضان در دیماه، از موضع قدیمی خود در مخالفت با مداخله خارجی فاصله گرفته و به این نتیجه رسیده است که اقدام آمریکا میتواند جان انسانها را نجات دهد. او در مورد بمباران مدارس، خانههای شهروندان، مرکز درمانی و تاسیسات غیرنظامی و کشته شدن ایرانیان عمدتا سکوت میکند و در معدود موضعگیریهایش در این رابطه گفته که «مقصر جمهوری اسلامی» است.
او هفته پیش هم در مصاحبه با یورونیوز، جمهوری اسلامی را به «حیوان زخمی» تشبیه کرد که به دنبال انتقام خواهد رفت و گفت نباید اجازه داد به حیاتش ادامه دهد. او خواهان افزایش فشار اروپا و فراهم شدن شرایط برای «خیزش نهایی» در ایران شد. در بخشهای منتشرشده از این مصاحبه و مصاحبه روز جمعه، پهلوی مخالفت صریحی با آغاز دور تازه حملات هوایی آمریکا یا اسرائیل به ایران بیان نکرده است.
این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که احتمال دور سوم درگیری نظامی همچنان مطرح است و حملات محدود آمریکا به اهداف ی در خاک ایران هم در همین روزها ادامه دارد. برای منتقدان پهلوی، فاصله میان درخواست آزادی برای ایرانیان و حمایت از اقدام نظامیای که هزینه آن با خون مردم داخل کشور پرداخته میشود، یکی از تناقضهای اصلی کارنامه سیاسی اوست. حامیانش در مقابل استدلال میکنند که حملات محدود به دستگاه نظامی و سرکوب جمهوری اسلامی میتواند قدرت حکومت برای کشتن معترضان را کاهش دهد.
۱۸ و ۱۹ دی؛ فراخوانی که هنوز محل مناقشه است
مناقشه بر سر مسئولیت سیاسی رضا پهلوی بهویژه به اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ بازمیگردد.
او ۱۶ دیماه از مردم خواست در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی، راس ساعت هشت، در خیابانها یا از خانههای خود شعار بدهند. تجمعهای گستردهای در شهرهای مختلف شکل گرفت و حکومت از شامگاه ۱۸ دی اینترنت و خطوط ارتباطی را بهشدت محدود کرد.
یک روز بعد، در حالی که سرکوب شدت گرفته بود، رضا پهلوی به صورت مستقیم از دونالد ترامپ خواست برای کمک به مردم ایران «آماده مداخله» باشد. او در همان پیام گفت مردم را به خیابان فراخوانده تا با افزایش جمعیت، نیروهای امنیتی را تحت فشار قرار دهند. روز بعد هم از معترضان خواست برای «تصرف و حفظ مراکز شهرها» آماده شوند.
این فراخوانها پس از آن با انتقاد روبهرو شد که سرکوب اعتراضها به کشتار گسترده انجامید. گاردین چند روز بعد نوشت منتقدان پهلوی او را متهم میکنند که بدون داشتن یک برنامه واقعبینانه، مردم داخل ایران را به حضور در خیابان فراخوانده است.
جالب آنکه دفتر رضا پهلوی اکنون همین رویدادهای روزهای ۱۸ و ۱۹ دی را یکی از دلایل مشروعیت سیاسی او معرفی میکند. دفتر او در پاسخ به فرانکفورتر روندشاو گفته است «میلیونها نفر» به فراخوان او پاسخ دادند و پس از آن «کشتار» رخ داد. این روزنامه یادآوری کرده است که دفتر پهلوی برای ادعای حمایت گسترده همچنین به نظرسنجیهای نامشخص و شعارهای ثبتشده در شبکههای اجتماعی استناد میکند.
حامیان پهلوی، حضور مردم در ۱۸ و ۱۹ دی را نشانه نفوذ و رهبری او میدانند؛ منتقدان میپرسند آیا فراخوان یک رهبر سیاسی به مردمی که در برابر نیروی مسلح و در شرایط قطع ارتباطات قرار دارند، بدون ارائه سازوکاری روشن برای حفاظت، عقبنشینی یا سازماندهی، میتواند صرفا بهعنوان سند «مشروعیت» ارائه شود، یا مسئولیت پیامدهای آن هم باید بخشی از ارزیابی کارنامه سیاسی او باشد.
همین پرسش در فرانکفورت هم به شکلی دیگر تکرار شده است. بنیاد نائومان میگوید رضا پهلوی مالک جایزه نیست و فقط آن را برای مردم ایران نگه میدارد. اما منتقدان میگویند انتخاب یک چهره سیاسی مشخص برای ایستادن در کلیسای پاول و دریافت جایزه به نام یک ملت، بهناچار فراتر از یک اقدام تشریفاتی است و برای او سرمایه سیاسی نمادین تولید میکند. آن هم برای کسی که طرفدار جنگ و بمباران ایران است، کشته شدن غیرنظامیان ایرانی در جنگ را به نفع آمریکا و اسرائیل توجیه میکند و به سوالها در مورد مسئولیتش در قبال فراخوانهایی که به کشتار ۱۸ و ۱۹ دی منجر شد این گونه پاسخ میدهد: «این جنگ است و جنگ تلفات دارد».
رسانههای آلمانی و پرسش «چه کسی نماینده مردم ایران است؟»
در آلمان، رسانههای این کشور فرش قرمز برای رضا پهلوی پهن نکرده بودند.
فرانکفورتر آلگماینه زایتونگ، روز ۲۷ اکتبر در گزارشی با عنوان «اهدای جنجالی جایزه به پسر شاه» نوشت که زندانیان سیاسی سابق دوران محمدرضا شاه، انجمنهای ایرانی و شماری از سیاستمداران، حقوقدانان و دیپلماتهای آلمانی به این تصمیم اعتراض کردهاند. منتقدان میگویند پهلوی هرگز از سوی مردم ایران انتخاب نشده و در نتیجه ماموریت دموکراتیکی برای نمایندگی آنان ندارد. آنها همچنین نحوه مواجهه او با اقدامات ساواک و سابقه سرکوب سیاسی در دوران پدرش و تمرکز قدرت پیشبینیشده در «دفترچه دوران گذار» را محل سؤال میدانند.
یک گزارش رسانهای دیگر هم در فرانکفورت در روزهای گذشته خبرساز بود. فرانکفورتر روندشاو گزارش خود را با این پرسش محوری منتشر کرد: «چه کسی اجازه دارد از جانب مردم ایران سخن بگوید؟» این روزنامه نوشته است که دفتر رضا پهلوی به پرسشهایش درباره نحوه مواجهه او با نقض حقوق بشر در دوران شاه و چگونگی آشتی دادن جریانهای مختلف مخالف جمهوری اسلامی پاسخ مشخصی نداد و پرسشها را بازتاب روایت جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق دانست.
در نامهای که ۳۰۶ انجمن نامشان ذیل آن آمده، هم با انتخاب پهلوی مخالفت شده است. البته روزنامه فرانکفورتر روندشاو یادآوری کرده است که این مجموعهها همگی از شورای ملی مقاومت ایران، که سازمان مجاهدین خلق محور اصلی آن است، حمایت میکنند.
برلینر زایتونگ هم یک یادداشت انتقادی از مارتین پاتسلت، نماینده سابق بوندستاگ و گزارشگر پیشین مسائل ایران در کمیته حقوق بشر پارلمان، با عنوان «انتقادها از اهدای جایزه به پسر شاه پایان نمییابد» منتشر کرد.
مناقشه فقط رسانهای نبود. در فرانکفورت، سیاستمدارانی از احزاب سبز، سوسیالدموکرات و چپ با انتخاب رضا پهلوی به نمایندگی از مردم ایران مخالفت کردند. شورای شهر با درخواست حزب چپ برای لغو اجاره کلیسای پاول موافقت نکرد، اما حتی برخی کسانی که با لغو مراسم مخالف بودند، انتخاب پهلوی را نامناسب توصیف کردند.
بنیاد نائومان از تصمیمش دفاع میکند. اشتفن زِبیش، رئیس بنیاد، میگوید جایزه عمدا به یک فرد داده نشده و انتخاب پهلوی به دلیل گستردگی شناختهشدن او و مواضعش درباره حکومت سکولار، حاکمیت قانون و واگذاری تعیین شکل نظام آینده به رای مردم صورت گرفته است. بنیاد همچنین میگوید برای شرکت در مراسم اهدای جایزه بیش از هفت هزار درخواست دریافت کرده است.
هزاران نفر در فرانکفورت؛ اما نه هنوز ۳۰ هزار نفر
از هفته گذشته از حضور «۳۰ هزار نفر» در تجمع حامیان پهلوی سخن گفته میشد، اما این رقم برآورد برگزارکنندگان و تعداد اعلامشده برای تجمع بود، نه شمار قطعی شرکتکنندگان.
براساس گزارش زنده شبکه هسنشاو، پلیس فرانکفورت حدود ساعت ۱۱:۳۰ صبح شمار افراد حاضر در مرکز شهر را اندکی بیش از سه هزار نفر برآورد کرد. تا ساعت ۱۲:۲۵، راهپیمایی از میدان رومر به سمت اوستپارک حرکت کرده بود و حدود دو هزار و ۵۰۰ نفر نیز در اوستپارک حضور داشتند. برای راهپیمایی اصلی ۲۴ هزار نفر و برای تجمع اوستپارک در مجموع تا ۳۰ هزار نفر اعلام آمادگی شده بود. تجمعهای کوچکتری از مخالفان پهلوی و دیگر جریانهای ایرانی نیز برای همان روز ثبت شده بودند.
پلیس با صدها مامور در شهر حضور داشت و اطراف کلیسای پاول نیروهای مسلح ویژه مستقر شده بودند. تا آخرین گزارش هسنشاو در ظهر شنبه، پلیس اعلام کرده بود حادثه امنیتی مهمی رخ نداده است.
یاسمین پهلوی: جمهوری اسلامی تهدید کرده است
یک روز پیش از مراسم، یاسمین پهلوی، همسر رضا پهلوی در پیامی ویدیویی ادعا کرد پلیس فرانکفورت به او و همسرش گفته است که نمیتوانند در تجمع حامیان پهلوی حضور پیدا کنند یا سخنرانی کنند، زیرا جمهوری اسلامی تهدید به خشونت کرده است.
او گفت پلیس به آنها گفته است حضور رضا پهلوی میتواند جمهوری اسلامی را به حمله به افراد حاضر در جمعیت ترغیب کند و پرسید چرا نتیجه تهدید یک حکومت خارجی باید محدود کردن فردی باشد که هدف تهدید قرار گرفته است.
این ادعا تا زمان تنظیم این گزارش در اطلاعیههای عمومی پلیس فرانکفورت وجود ندارد.
با این حال، نگرانی درباره تهدید جمهوری اسلامی کاملا بدون سابقه نیست. تئو فرانکن، وزیر دفاع بلژیک، روز جمعه اعلام کرد تهران بلژیک را به «پیامدهای شدید» در صورت برگزاری سخنرانی رضا پهلوی در آکادمی نظامی سلطنتی بروکسل تهدید کرده بود؛ سخنرانیای که در نهایت برگزار شد.
پس از پیام یاسمین پهلوی، دفتر رسانهای رضا پهلوی اعلام کرد او همچنان در مراسم دریافت جایزه شرکت خواهد کرد و «مصمم» است پس از آن به تجمع اوستپارک برود. دفتر او گفت تیمش با مقامهای امنیتی و پلیس برای فراهم کردن امکان این حضور همکاری میکند.
پس از پایان مراسم اهدای جایزه، طرفداران رضا پهلوی در اوست پارک فرانکفورت با پرچمهای شیر و خورشید، آمریکا و اسرائیل، و شعارهای «جاوید شاه» و «امسال سالمونه، پهلوی شاهمونه»، منتظر آمدن کسی بودند که قطعا «پسر شاه» است و بیآنکه «نماینده مردم ایران» باشد جایزه آزادی مردم ایران را در جیباش بالا و پایین میکند.




نظرها
نظری وجود ندارد.