ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
USD EUR / All

پایان دوران چندصداییِ کنترل‌شده و آغاز دوران تک‌صداییِ امنیتی ـ جنگی

حسین نوش‌آذر ـ چرخش شمس‌الواعظین، نمایانگر مرحله نهایی ادغام تمامی جناح‌های قابلِ جذب در یک بلوک قدرت یکپارچه تحت هژمونی کامل سپاه و رهبری است که فضای سیاسی را به دو قطبِ کاملاً متخاصم تقلیل می‌دهد و صحنه را برای یک درگیری تمام‌عیار و بی‌امان که از دید حکومت «دفاع مقدس» و از دید بخشی از مردم «نبرد برای بقا» است کاملاً آماده می‌‌کند. پایان یک دوران و آغاز دورانی دیگر.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

ماشاءالله شمس‌الواعظین، روزنامه‌نگار، از نظریه‌پردازان رسانه‌ای جریان اصلاحات که روزگاری در سال‌های دهه ۱۳۷۰ به عنوان «سردبیر روزنامه‌های زنجیره‌ای» شهرت داشت، اکنون در دولت پزشکیان عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت و به یک معنا بخشی از بدنه حاکمیت است. این شخص در ۱۹ دی ۱۴۰۴ در اوج خیزش ملت ایران و در حالی‌که جوانان ایرانی در شهرهای کوچک و بزرگ مقابل گلوله ایستاده بودند، در شرایطی که ایران در خاموشی دیجیتال فرورفته و سیاه‌ترین نوع سانسور بر کشور حاکم شده بود، در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران در تحلیل اعتراضات مردمی، همسو و هم‌کلام با رئیس دولت و رهبر جمهوری اسلامی در تحریف اعتراضات و برای مشروع‌سازی کشتار معترضان، اعتراضات را مرحله دوم جنگ اسرائیل علیه ایران توصیف کرد و با اشاره به حمایت صریح ترامپ از این وقایع، ادعا کرد که معترضان «ابزار دشمن خارجی». او گفت که پس از «مشاهده جنایات و ناامنی‌آفرینی‌ها»، «صف اعتراض از اغتشاشگران» جدا شد و «معترضان واقعی» از صحنه خارج شدند؛ بنابراین از این پس باید «اغتشاشات» را به‌عنوان ادامه جنگ دشمن خارجی دانست.

استحاله اصلاح‌طلبی در روایت امنیتی؛ تحلیل یک فروپاشی گفتمانی

این تحلیل شمس‌الواعظین به معنای یک چرخش کامل از سوی یک چهره اصلاح‌طلب برجسته به سمت گفتمان امنیتی ـ تمامیت‌خواه حاکمیتی است و بیش از آنکه نمایانگر ذهنیت نفرت‌انگیز شخصیتی مانند شمس‌الواعظین باشد، نشانه بسیار مهمی از تحولات درونی میدان سیاسی ایران محسوب می‌شود. این چرخش را می‌توان از چند منظر درک کرد:

شمس‌الواعظین با وضوح کامل، چهارچوب تحلیلی نظام را می‌پذیرد: او همسو با رهبر جمهوری اسلامی و همزمان با سخنرانی ۱۹ دی خامنه‌ای «اعتراض» را از «اغتشاش» تفکیک می‌‌کند. از نظر خارجی با تکرار ادعای شورای امنیت ملی در همان روز اعتراضات به حق ملت ایران به عادی‌سازی فقر در کشور را به‌عنوان «مرحله دوم جنگ اسرائیل علیه ایران» جلوه می‌‌دهد. او همچنین تهدید ترامپ به حمله نظامی به عوامل کشتار را به‌عنوان تلاش رئیس جمهور آمریکا برای «حفظ جان عوامل خود در داخل» تفسیر می‌کند و به این ترتیب با نهادهای امنیتی و سرکوبگران قاتل هم‌صدا می‌شود. این نشان می‌دهد که گفتمان اصلاح‌طلبیِ منتقدِ درون‌سیستم، در مواجهه با بحران وجودی، کاملاً منحل شده و در روایت امنیتیِ حاکم ادغام شده است.

در فضایی که نظام برچسب «تخریب‌گر وابسته به خارج» را به دامنه وسیعی از مخالفان می‌زند، شمس‌الواعظین و هم‌فکرانش برای جلوگیری از حذف کامل و اتهام خیانت، مجبور به اثبات وفاداری مطلق به «نظام» شده‌اند و البته از مواهب آن هم بهره‌مند می‌مانند. این یک عقب‌نشینی استراتژیک برای حفظ جایگاه در بدنه حاکمیت، حتی در حاشیه‌ای‌ترین حاشیه‌ها است.

شمس‌‌الواعظین با مهارت، اعتراضات را ادامه «جنگ ۱۲ روزه» می‌خواند. این کار دو هدف دارد:

نخست ملی‌گرایی را به نفع نظام مصادره می‌کند؛ همان مردمی که در جنگ ۱۲ روزه «درخشیدند»، حالا نمی‌توانند معترض باشند؛ بنابراین هر معترضی، عامل دشمن است.

دوم هزینه هرگونه نقد داخلی را تا حد «خیانت در جنگ» بالا می‌برد. این، فضای بحث را کاملاً خفه می‌کند.

اینکه این گفت‌وگو در «تسنیم» منتشر شده، پیام آن را تقویت می‌کند: حتی اصلاح‌طلبان سابق نیز اکنون تحت هژمونی گفتمانی سپاه قرار گرفته و از پلتفرم آن برای اعلام وفاداری استفاده می‌کنند. این یک نمایش پیروزی ایدئولوژیک است.

پیامد چرخش برای میدان سیاسی ایران

موضع‌گیری شمس‌‌‌الواعظین در ۱۹ دی، همزمان با صدور فرمان کشتار، پایان نمادین پروژه اصلاحات درون‌حکومتی به شکل کلاسیک آن است. از این پس، هرگونه انتقاد یا تفاوت دیدگاه، نه «اصلاح‌طلبی»، که ممکن است «همکاری با جنگ دشمن» تعبیر شود. این تحلیل، به حکومت مشروعیت ایدئولوژیک کامل برای سرکوب می‌دهد. اگر این یک «جنگ» است، پس همه ابزارها از جمله حذف فیزیکی معترضان حتی با بستن آن‌ها به رگبار مسلسل مجاز است.

چرخش شمس‌الواعظین نشان می‌دهد که حلقه قدرت به سرعت پیرامون هسته امنیتی ـ نظامی (سپاه) و رهبری در حال تنگ‌تر شدن است. نیروهای میانی و اصلاح‌طلب، یا سکوت کرده‌اند یا مانند شمس‌الواعظین به‌طور کامل جذب و هم‌سو شده‌اند. این، همان بناپارتیسم درون‌حکومتی‌ست که در حال شکل‌گیری است و در مقاله دیگری بدان اشاره کردم. بناپارتیسم نه الزاماً با یک فرد، بلکه با حاکمیت بی‌چون‌وچرای یک گفتمان واحد.

تراژدیِ «نون و القلم»؛ از برهوت عزلت تا دارالخلافه‌ قدرت

در پایان برای بیان وضعیت شمس‌الواعظین و امثال او از تمثیلی استفاده می‌کنم که قطعاً با آن آشناست: رمان «نون‌القلم» نوشته جلال آل‌احمد درباره کالبدشکافی نسبت «قلم» با «قدرت»، با دو شخصیت میرزا عبدالزکی که تن به کارچاق‌کنی برای قدرت می‌دهد و میرزا اسدالله که سر به بیابان می‌گذارد.

میرزا عبدالزکی کسی است که معتقد است برای بقا و تأثیرگذاری، باید با نظم موجود (هرچند فاسد) کنار آمد. او «قلم» خود را در خدمت توجیه تصمیمات حاکمیت قرار می‌دهد. دقیقاً مانند شمس‌الواعظین. وقتی او اعتراضات را به «نقشه اسرائیل» و «حمایت ترامپ» پیوند می‌زند، عملاً همان نقش میرزا عبدالزکی را بازی می‌کند. او با استفاده از اعتبار سابق خود به‌عنوان یک «نماد اصلاح‌طلبی»، به روایت رسمی مشروعیت می‌بخشد. همان‌طور که عبدالزکی خود را یک «مصلحت‌اندیش» می‌دید که مانع از هرج‌ومرج بیشتر می‌شود، شمس‌الواعظین نیز احتمالاً معتقد است که در شرایط فعلی، حفظ «هسته قدرت» تنها راه جلوگیری از تجزیه یا جنگ است.

میرزا اسدالله در رمان آل‌احمد، نماد روشنفکری است که وقتی می‌بیند قلمش قرار است ابزار توجیه ظلم یا فریب شود، آن را می‌شکند و به «بیابان» پناه می‌برد. او پاک‌دستی را به قیمت خانه‌نشینی یا دربه‌دری انتخاب می‌کند. در این معنا می‌توان گفت که شمس‌الواعظین آگاهانه از نقش «میرزا اسدالله» (که در دهه ۷۰ و ۸۰ با زندان رفتن و توقیف روزنامه‌هایش ایفا می‌کرد) فاصله گرفته است. او دیگر نمی‌خواهد در «بیابان» سیاست ایران باشد بلکه ترجیح داده به «دارالخلافه» نزدیک شود تا شاید بتواند در هدایت فضا یا به تعبیر آل‌احمد کارچاق‌کنی برای قدرت نقشی داشته باشد.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.