ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
USD EUR / All

نظام محتضر: پیش‌بینی فروپاشی جمهوری اسلامی در آینه رسانه‌های بین‌المللی

از «دولت زامبی» تا «روزهای نهایی»، از «انقلاب در آستانه پایان» تا «رژیم در دام مرگبار»؛ رسانه‌های معتبر جهان با زبانی قاطع، جمهوری اسلامی را نه تنها در بحران، بلکه در آستانه فروپاشی توصیف می‌کنند. تحلیل‌گران برجسته، از آتلانتیک و پراجکت سیندیکیت گرفته تا وال استریت ژورنال، نیویورک تایمز و واشنگتن پست، همگی به یک نتیجه مشترک رسیده‌اند: رژیمی که دهه‌ها با سرکوب و نیروهای نیابتی دوام آورده، اکنون فاقد مشروعیت و اقتصاد زنده است و حتی دیگر کشتار هم نمی‌تواند شهروندان را بترساند.

جمهوری اسلامی ایران در بحران‌های داخلی و خارجی فرورفته و در آستانه فروپاشی قرار دارد. فرید وحید از رصدخانه شمال آفریقا و خاورمیانه در بنیاد ژان ژورس در مقاله‌ای با عنوان «جمهوری اسلامی ایران وارد مرحله پایانی خود می‌شود» که در روزنامه فرانسوی‌ لوموند منتشر شده تأکید می‌کند که جمهوری اسلامی به‌عنوان یک رژیم نامشروع نمی‌تواند به‌طور نامحدود از طریق زور دوام بیاورد. بحران اقتصادی با فروپاشی طبقه متوسط، افزایش فقر در طبقات کارگر و رونق الیگارشی قدرت‌مندان از طریق فساد، جامعه را تضعیف کرده است. بحران سیاسی و اجتماعی نیز شکاف عمیقی بین جوانان سکولار که آزادی و برابری می‌خواهند و رژیم اقتدارگرا و بنیادگرا ایجاد کرده. بحران اکولوژیکی ناشی از مدیریت نادرست منابع و بحران ژئوپلیتیک پس از حملات ۷ اکتبر و جنگ با اسرائیل، تعادل منطقه‌ای را به ضرر ایران تغییر داده.

به نظر نویسنده، اعتراضات اخیر، که در مقیاسی بی‌سابقه تمام طبقات اجتماعی را در بر گرفته، نشان‌دهنده ضعف عمیق رژیم است. این موج که از نظر وسعت به جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ شباهت دارد نشانه‌ای از تغییر جهت جامعه است. عوامل خارجی نیز برای اولین بار تأثیرگذارند: تهدیدهای مکرر رئیس‌جمهور آمریکا (ترامپ) برای مداخله در صورت سرکوب خشونت‌آمیز، رژیم را نگران و معترضان را امیدوار کرده. ایرانیان، با الهام از سرنوشت مادورو در ونزوئلا، این تهدیدها را جدی می‌گیرند.

رژیم، گیرافتاده در این بحران‌ها، به منطق ویرانگر و مرگبار روی آورده: تشدید سرکوب با دستگیری‌ها، کشتارها و قطع اینترنت. با این حال، این رویکرد نمی‌تواند پایدار باشد. سناریوهای ممکن شامل ادامه اعتراضات علی‌رغم سرکوب است که ممکن است به شکاف در دستگاه امنیتی و سیاسی منجر شود و رژیم را سرنگون کند. اگر جنبش دوام نیاورد، سؤال این است که آیا آمریکا تهدیدهای خود را عملی می‌کند؟ مداخله نظامی پیچیده و با نتایج نامطمئن است: ممکن است رژیم را تضعیف کند یا اثرات معکوس ایجاد کند.

وحید رژیم را به «دولت زامبی» تشبیه می‌کند؛ فاقد مشروعیت، شکست‌خورده در عملکردهای حیاتی، و وابسته به نیروی مرگبار برای بقا. این خشونت تنها سقوط را به تأخیر می‌اندازد. مردم به رغم سرکوب‌های خونین جسورتر شده‌اند. زیرا اعتراضات گسترده علی‌رغم تهدیدها ادامه دارد. به نظر نویسنده مهم‌تر این است که نبرد فرهنگی ایرانیان علیه اسلام سیاسی ثمر داده است: اکثریت مردم به جدایی سیاست از دین باور دارند و خواهان عادی‌سازی روابط جهانی، آزادی‌های مدنی و رونق اقتصادی‌اند. این خواسته‌‌ها اما با اهداف با رژیم فعلی ناسازگارند.

به نظر نویسنده جمهوری اسلامی وارد مرحله نهایی شده است. تاریخ نشان می‌دهد که چنین رژیمی نمی‌تواند دوام بیاورد؛ سقوط آن اجتناب‌ناپذیر است، زیرا جامعه ایران صفحه اسلام سیاسی را ورق زده و به سمت آینده‌ای سکولار و آزاد حرکت می‌کند. این تحلیل تأکید می‌کند که خشونت رژیم تنها مرگ بالینی خود را تسریع خواهد کرد.

رژیم در آستانه فروپاشی: غرب هنوز خواب‌زده است

جمهوری اسلامی ایران در موقعیت متزلزلی قرار دارد و غرب هنوز برای فروپاشی جمهوری اسلامی آماده نیست. هالی دگرس، پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن، در مقاله‌ای که در نیویورک تایمز منتشر شده می‌نویسد که رژیم تهران عمیقاً شکننده است و به همین دلیل هم ضرورت دارد که غرب برای تغییرات احتمالی برنامه‌ریزی کند. این رژیم، پس از ضربه‌های منطقه‌ای از جمله حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، جنگ غزه، تضعیف حزب‌الله و سقوط متحد اصلی‌اش در سوریه، ضعیف‌تر شده. جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ژوئن، نفوذ اسرائیلی‌ها در دستگاه امنیتی را آشکار کرد و نشان داد که رژیم یک «ببر کاغذی» بیش نیست و در دفاع از حریم هوایی خود ناتوان است. برنامه هسته‌ای نیز پس از بمباران آمریکا در هم شکسته. این شکست‌ها با بحران‌های داخلی مانند ناتوانی خانواده‌ها در تأمین معاش، قطع برق در کشوری غنی از منابع، و خطر کمبود آب در پایتخت درآمیخته است. در همان حال علی خامنه‌ای، رهبر سالخورده، با تعصب همچنان بر استراتژی منسوخ مقاومت از طریق نیروهای نیابتی و موشک‌های بالستیک پافشاری می‌کند.

در این زمینه، تهدیدهای ترامپ رژیم را نگران کرده: او هشدار داده اگر معترضان کشته شوند، آمریکا «سخت ضربه خواهد زد» و حتی با شعار «ایران را دوباره بزرگ کنیم» از تغییر رژیم نیز سخن گفته. برخی معترضان به این حمایت واکنش مثبت نشان داده‌اند و بر برخی هم از مداخله خارجی نگران‌اند. رژیم ممکن است اعتراضات را سرکوب کند اما غرب نباید بی‌تفاوت بماند؛ سال‌ها اعتراضات ناموفق، کارشناسان و مسئولان غربی را نسبت به پایان رژیم بی‌حس کرده، اما اکنون زمان برنامه‌ریزی جدی است.

دگرس تأکید می‌کند که غرب باید حمایت از مردم ایران را هماهنگ کند: هماهنگی میان متحدان آمریکا، بررسی کاهش تحریم‌ها، مدیریت دارایی‌های خارجی ایران، و همکاری با سازمان‌های حقوق بشر برای سیستم عدالت انتقالی که مسئولان رژیم را پاسخگو کند. نسل Z ایرانیان، برخلاف والدین‌شان، حاضر به تسلیم نیستند و برای سقوط رژیم و نه اصلاح آن مبارزه می‌کنند. فعالانی مانند نرگس محمدی، برنده نوبل، می‌گویند ایده اصلاح‌طلبی مرده و مبارزه اصلی بین «بقا‌طلبان» و «براندازان» است. آنها خواستار تشکیل مجلس موسسان، همه‌پرسی و گذار به دموکراسی سکولار با حاکمیت مردمی، منافع ملی و روابط عادی با جهان هستند. اما رهبران آمریکا و اروپا این خواسته‌ها را نادیده گرفته و به دیپلماسی با رژیم بیمار روحانیون اولویت داده‌اند.

رژیم با چالش‌هایی مانند تهدید جنگ مجدد با اسرائیل، بحران جانشینی خامنه‌ای و اعتراضات مداوم روبرو است. بسیاری سیاستمداران غربی از تغییر در ایران هراس دارند، اما وضعیت فعلی دهه‌ها ویرانی برای مردم ایران و منطقه به بار آورده. غرب نباید غافلگیر شود؛ باید برای سناریوهای مختلف برنامه‌ریزی کند: از دولت انتقالی تحت رهبری جامعه مدنی، یا رهبری رضا پهلوی، تا نگرانی از تصاحب قدرت توسط سپاه پاسداران برای حفظ سیستم تحت ظاهری جدید. (بناپارتیسم) همچنین، باید خلأهای ایجادشده توسط ترامپ مانند کاهش بودجه برنامه‌های آزادی اینترنت و سازمان‌های حقوق بشر را پر کند. همان‌طور که سفیر بریتانیا پس از انقلاب ۱۹۷۹ گفت، شکست نه در اطلاعات بلکه در تخیل بود؛ غرب نباید این اشتباه را تکرار کند.

سرکوب خونین در آستانه فروپاشی: از اعتراض معیشتی تا چالش وجودی رژیم

اریکا سولومون و سانام ماهوزی در مقاله‌ای در نیویورک تایمز تحلیل می‌کنند که سرکوب شدید اعتراضات، که از نارضایتی اقتصادی آغاز شد، اکنون به یکی از جدی‌ترین چالش‌ها برای رژیم اسلامی از زمان انقلاب ۱۹۷۹ تبدیل شده. با وجود قطع کامل اینترنت و محدودیت‌های ارتباطی در کشوری با ۸۰ میلیون جمعیت، گزارش‌های تاییدشده از افزایش تلفات صدها و چه بسا هزاران نفر حکایت می‌کنند.   

تحلیلگران مانند هادی قائمی از مرکز حقوق بشر ایران در نیویورک تأکید می‌کنند که خشونت در روزهای اخیر «سر به فلک کشیده»، و با پایان خاموشی دیجیتال ممکن است هزاران کشته آشکار شود. رژیم، که ابتدا با لحنی همدلانه به اعتراضات اقتصادی پاسخ داد، اکنون به تعادل ظریفی رسیده: پذیرش شکایات اقتصادی برای آرام‌سازی، اما متهم کردن معترضان به «اغتشاش‌» و «تروریسم شهری» تحت حمایت آمریکا و اسرائیل. مسعود پزشکیان، رئیس جمهور که پیش‌تر مسئولیت دولت در کمبودها و مشکلات را می‌پذیرفت و می‌گفت «نباید آمریکا را مقصر دانست»، اکنون موضع سخت‌تری گرفته: وعده حل مشکلات اقتصادی، اما هشدار علیه «اغتشاش‌گران» که به تعبیر او توسط «دشمن» (آمریکا) آموزش دیده‌اند. او ترامپ را به خاطر تصاحب نفت ونزوئلا پس از دستگیری مادورو سرزنش کرد و گفت چنین کسی به مردم ایران اهمیت نمی‌دهد.

این بحران با ضربه‌های خارجی ترکیب شده: جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ژوئن که تأسیسات نظامی و هسته‌ای را ویران کرد، و تحریم‌های سازمان ملل که اقتصاد را فروپاشیده. تهدیدهای ترامپ برای ضربه نظامی اگر معترضان کشته شوند که پس از دستگیری مادورو اعتبار بیشتری یافته رژیم را تحت فشار قرار داده. مقاماتی مانند محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس، هشدار داده‌اند که در صورت حمله آمریکا، پایگاه‌های آمریکایی و اسرائیلی هدف خواهند بود.  

نقش رضا پهلوی، پسر شاه فقید، در بسیج توده‌ای برجسته است: فراخوان‌های او برای حضور در خیابان‌ها، همراه با شعارهای طرفدار پهلوی که در جنبش‌های قبلی به این شکل کمتر شنیده می‌شد اعتراضات را به سطح ملی رسانده. پهلوی در ویدیویی، شجاعت معترضان را ستود و گفت ترامپ آماده کمک است. در این میان اعتراضات نه تنها وسیع‌تر بلکه خشونت‌آمیزتر هم شده است. از قرار بیش از ۱۰ هزار نفر بازداشت شده‌اند، و مأموران امنیتی زخمی‌ها از بیمارستان‌ بدون درمان به بازداشتگاه‌ها منتقل کرده‌اند. در شهرهایی مانند کرمانشاه و مشهد، معترضان مخفیانه در خانه‌ها و با امکانات محدود خانگی درمان می‌شوند.

رژیم با اعلام سه روز عزای عمومی برای نیروهای کشته‌شده‌اش و فراخوان «راهپیمایی مقاومت ملی» سعی در بسیج حامیان دارد. اما تحلیلگران می‌گویند این رویکرد دوگانه پذیرش اعتراضات معیشتی و در همان حال سرکوب سیاسی  ناپایدار است. پزشکیان، برخلاف خامنه‌ای و نیروهای امنیتی، پیش‌تر اصلاحات مختصری را پیشنهاد داده بود، اما اقتصاددانان می‌گویند کافی نیست. چشم‌انداز: اگر اعتراضات ادامه یابد، رژیم ممکن است با فروپاشی روبرو شود، اما سرکوب فعلی می‌تواند موقتاً دوام بیاورد، هرچند با هزینه انسانی بالا و بی‌ثباتی منطقه‌ای.

جنگ الکترونیکی رژیم: تلاش برای خفه کردن صدای اعتراضات

ایران کاربران استارلینک را شکار می‌کند تا ویدیوهای اعتراضات جهانی نشود. بنوا فاوکون در مقاله‌ای در وال استریت ژورنال تحلیل می‌کند که رژیم تهران، با قطع اینترنت و محدودیت خدمات تلفن برای بیش از ۸۰ میلیون نفر، درگیر «جنگ الکترونیکی» شده تا جریان اطلاعات اعتراضات را مسدود کند. این نبرد اطلاعاتی، هرچند نسبت به درگیری‌های خیابانی از اهمیت کمتری برخوردار است، اما عواقب جدی دارد، از جمله احتمال دخالت آمریکا. رژیم فقط به دولت، رسانه‌های خود و نیروهای وفادارش دسترسی به اینترنت می‌دهد.

معترضان به‌شدت به استارلینک ایلان ماسک وابسته‌اند تا ویدیوها را به جهان برسانند. کاربران، که دیش‌های استارلینک را قاچاقی وارد کرده‌اند (اغلب از دبی یا کردستان عراق)، ویدیوها را در ساعت‌‌های صبح یا ظهر، وقتی اختلال کمتر است، آپلود می‌کنند و به دست افراد مورد اعتماد در خارج از کشور می‌فرسانند تا در رسانه‌های اجتماعی منتشر شود. اما رژیم سیگنال‌ها را رصد می‌کند، به ویژه در شهرهایی که صحنه اعتراضات‌اند. در همان حال رژیم از طریق اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) سازمان ملل، آمریکا را برای ممنوعیت صدور استارلینک تحت فشار گذاشته، اما آمریکا و استارلینک فقط  ترمینال‌های شناسایی‌شده توسط ایران را قطع کرده‌اند.

 این سرکوب اطلاعاتی طبعاً بحران اقتصادی را تشدید می‌کند: کسب‌وکارها با تحریم‌ها، تورم، اعتصابات و اکنون قطع ایمیل و تماس‌های داخلی، فلج شده‌اند.  

چشم‌انداز: نبرد بر سر اطلاعات می‌تواند رژیم را بیشتر تضعیف کند، ویدیوهای جهانی شده فشار بین‌المللی را افزایش می‌دهد و مداخله آمریکا را محتمل‌تر می‌سازد. اما اگر رژیم موفق به مسدودسازی کامل شود، اعتراضات ممکن است بدون حمایت خارجی خاموش شوند، هرچند قطع اینترنت اقتصاد را بیشتر فرومی‌پاشاند و نارضایتی را عمیق‌تر می‌کند. این استراتژی رژیم، وابسته به سانسور، نشان‌دهنده شکنندگی آن است.

نظام در لبه پرتگاه: آیا این بار ترس فرو می‌ریزد؟

اعتراضات ایران این بار متفاوت به نظر می‌رسد. آیا رژیم در آستانه فروپاشی است؟ ایشان ثارور در ستون "Today's WorldView" واشنگتن پست تحلیل می‌کند که رژیم اسلامی ایران، در میان اعتراضات گسترده در تمام ۳۱ استان، با چالش‌های داخلی و خارجی روبرو است که آن را بیش از پیش آسیب‌پذیر کرده. این اعتراضات، که از خشم نسبت به سقوط ریال آغاز شد، به مطالبه تغییر اساسی سیستم تبدیل شده: شعارهای طرفدار سلطنت، پرچم‌های پیش از انقلاب، و دیوارنویسی‌هایی در تهران، نشان‌دهنده خشم نسل جوان جسورتر است. صدها کشته و دستگیری‌ها توسط گروه‌های حقوق بشر گزارش شده، اما خشونت رژیم نتوانسته اعتراضات را خاموش کند.

تحلیل ثارور بر فروپاشی احتمالی تمرکز دارد: رژیم نه تنها با «فریاد داخلی» مواجه است، بلکه شکست‌های منطقه‌ای ـ تضعیف حزب‌الله و سوریه، و حملات جسورانه اسرائیل مانند ترورها، ضعف و نفوذپذیری آن را آشکار کرده و با این‌حال خامنه‌ای همچنان از «مقاومت» در برابر آمریکا و اسرائیل سخن می‌گوید، اما مردم عادی، رژیم را فاسد، ناکارآمد و ناتوان در تأمین امنیت می‌بینند. عباس میلانی، مورخ ایرانی ـ آمریکایی در استنفورد، تأکید می‌کند که «سقوط عمیق مشروعیت» نظام و کاهش «ترس» که پایه اقتدارگرایی است رژیم را تضعیف کرده. ولی نصر از دانشگاه جانز هاپکینز می‌گوید رژیم بین تهدید خارجی (آمریکا و اسرائیل) و قیام داخلی گیر افتاده، و «انقلاب ایران نزدیک به پایان» است، هرچند فروپاشی کامل قریب‌الوقوع نیست.

کریم سجادپور و جک گلدستون در آتلانتیک، شرایط انقلاب را برشمرده‌اند: فروپاشی اقتصادی، شکاف در نخبگان قدرت، و شورش مردمی گسترده. رژیم را «زامبی» می‌دانند ـ فاقد مشروعیت، ایدئولوژی، اقتصاد و رهبران زنده ـ که تنها با «نیروی مرگبار» زنده مانده. عنصر کلیدی مفقود: تصمیم نیروهای سرکوب‌گر برای عدم کشتن بیشتر، زیرا خشونت می‌تواند مراسم تشییع رژیم را به تأخیر بیندازد، اما نمی‌تواند نبض آن را بازگرداند. تهدید ترامپ برای اقدام بحران را عمیق‌تر کرده: حملات نمادین ممکن است تحمل‌پذیر باشد، اما کشتن رهبران می‌تواند به درگیری گسترده و ظهور نیروهای تندروتر منجر شود. علی واعظ از گروه بحران بین‌المللی هشدار می‌دهد که آمریکا اگر کم عمل کند، تأثیر ندارد؛ اگر زیاد، عواقب غیرقابل پیش‌بینی دارد.

چشم‌انداز پیچیده است: هالی دگرس از مؤسسه واشنگتن می‌گوید چالش‌هایی مانند جنگ احتمالی با اسرائیل، بحران جانشینی خامنه‌ای، و اعتراضات مداوم، سیاستمداران غربی را از تغییر می‌ترساند. رضا پهلوی، پسر شاه، در مقاله‌ای در واشنگتن پست، خود را برای «گذار مسئولانه» به دموکراسی آماده می‌بیند و می‌گوید «نشانه‌های چرخش تاریخ آشکار است». اما عباس امانت از دانشگاه ییل، رژیم را قادر به سرکوب می‌داند، زیرا مخالفان سازمان‌یافته ندارند، و پهلوی را «سرابی فریبنده» بدون شخصیت یا حمایت سازمانی می‌خواند. جعفر پناهی، فیلمساز ایرانی، تأکید می‌کند رژیم «از قبل سقوط کرده»، اما تغییر باید از داخل و اراده مردم باشد، نه دخالت خارجی مانند ترامپ، که ممکن است مشروعیت از دست رفته را بازگرداند. در مجموع تحلیل ایشان ثارور نشان می‌دهد که احتمال فروپاشی بالا است، اما وابسته به شکستن چرخه خشونت داخلی و اجتناب از مداخله خارجی ویرانگر، رژیمی که بر ترس تکیه دارد، به لبه پرتگاه نزدیک‌تر می‌شود.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.