محاصره دیجیتال: کلید خاموشی اینترنت در ایران، سرکوب پنهان اعتراضات خونین
الاهه نجفی ـ در حالی که اعتراضات سراسری علیه جمهوری اسلامی وارد روز شانزدهم شده، رژیم با فعالسازی «کلید قطع اینترنت» (kill switch) دسترسی ۹۰ میلیون ایرانی را به جهان قطع کرده و اتصال را به زیر ۲ درصد سطح عادی رسانده است؛ عفو بینالملل هشدار میدهد. که خاموشی عمدی برای پنهان کردن کشتار معترضان طراحی شده و نتبلاکس هم از تعبیر «جنگ دیجیتال حکومت علیه مردم» استفاده کرده. کلید قطع اینترنت چگونه کار میکند و چه کسی آن را فعال کرده است؟ راههای مقابله با آن چیست؟

اعتراضات پاریس
تا این لحظه که این سطرها نوشته میشوند جمهوری اسلامی ایران ۶۰ ساعت است که اینترنت را در ایران قطع کرده. در شامگاه چهاردهمین روز اعتراضات خونین بود. از تعداد کشتهشدگان و مجروحان اطلاع چندانی در دست نیست. از اطلاعات جسته و گریختهای که به دستمان میرسد چنین برمیآید که مراکز درمانی تحت فشار قرار گرفتهاند.
سازمان «عفو بینالملل» اعلام کرده که در حال بررسی گزارشهایی است که نشان میدهد نیروهای سرکوبگر پس از قطع اینترنت، دست به کشتار معترضان زدهاند. ربکا وایت، محقق سازمان عفو بینالملل گفته است: مقامات جمهوری اسلامی به عمد اینترنت را در داخل ایران مسدود کردند تا «میزان واقعی نقض شدید حقوق بشر و جنایاتشان را که برای سرکوب بزرگترین اعتراضات سراسری از زمان قیام زن زندگی آزادی در سال ۲۰۲۲» پنهان کنند. اما جمهوری اسلامی چگونه اینترنت را قطع میکند؟
کلید قطع اینترنت چگونه کار میکند؟
کلید قطع اینترنت (Internet Kill Switch) یک مکانیسم متمرکز و کنترلشده توسط دولت یا یک مقام واحد است که امکان خاموش کردن یا شدیداً محدود کردن دسترسی به اینترنت در سطح ملی را فراهم میکند. این ابزار با ایجاد یک نقطه کنترل مرکزی (مانند قطع BGP، DNS یا دستور مستقیم به ارائهدهندگان خدمات اینترنت) عمل میکند و معمولاً برای سرکوب اعتراضات، جلوگیری از سازماندهی معترضان، پنهان کردن اقدامات امنیتی یا کنترل جریان اطلاعات به کار میرود. در عمل، این قطعی اغلب تدریجی یا ناگهانی است و اتصال اینترنت را به کمتر از ۲ درصد سطح عادی کاهش میدهد، که منجر به اختلال گسترده در ارتباطات، خدمات بانکی، رسانهها و زندگی روزمره میشود.
در مورد ایران، این سیستم به صورت متمرکز در اتاقهای عملیات سایبری مدیریت میشود؛ این فناوری اغلب با سهجانبهسازی (triangulation) ترمینالهای ماهوارهای ترکیب میشود؛ یعنی رژیم میتواند موقعیت زمینی (ground terminal) دستگاههای ماهوارهای مانند استارلینک را از طریق سیگنالها ردیابی کند، حتی ارتباطات جایگزین را محدود یا مختل کند. در اعتراضات جاری قطع اینترنت از ۸ ژانویه/ ۱۸ دی آغاز شد و در همان حال رژیم تلاش میکند ترمینالهای استارلینک را نیز با اختلال GPS یا جمرهای سیگنال (مانند آنچه در جنگ ۱۲روزه با اسرائیل رخ داد) مختل کند.
آلپ توکر، مدیرعامل نتبلاکس از این عملیات به عنوان جنگ حاکمیت با مردم ایران یاد کرد. او در گفت وگو با به فاکس نیوز دیجیتال گفت:
این جنگ [حکومت] ایران علیه جمعیت خودش با استفاده از ابزارهای دیجیتال است. این اقدام ابتدا بهصورت تدریجی بخشهایی از کشور را در بر گرفت و سپس کل کشور را شامل شد، و دولت حاضر است چنین اقدامی را برای مدت طولانی ادامه دهد. رژیم تلاش میکند جرایمی که احتمالاً مرتکب شده را پنهان کند، بنابراین این قطعی میتواند روزها یا هفتهها طول بکشد.
توکر در ادامه این گفتوگو توضیح میدهد که هیچ رویه قانونی برای مقابله با «کلید قطع اینترنت» وجود ندارد.
نتبلاکس این قطعی را یکی از شدیدترین موارد ثبتشده در ایران خوانده است. این اختلال سراسری تقریباً تمام خدمات، ارتباطات و جنبههای زندگی را تحت تأثیر قرار داده، از جمله بانکها و خدمات ضروری. مردم نمیتوانند با دنیای خارج ارتباط برقرار کنند.
به گفته توکر با وجود محدودیتهای گسترده، کانالهای محدودی باقی ماندهاند: ارتباط نزدیک مرزها از طریق وایفای یا موبایل مرزی، تونلینگ در خطوط ثابت (که نادرتر شده) و اینترنت ماهوارهای مانند استارلینک (که تجهیزات آن ممنوع است). توکر تأکید کرد این اقدامات معمولاً توسط رژیمهای اقتدارگرا برای سرکوب جمعیت اعمال میشود.
در موارد قبلی مانند اعترضات آبان ۹۸ که هزاران نفر کشته شدند و قیام مهسا، اختلالات مشابه چند هفته طول کشید، اما این بار رژیم از قرار «دکمه را کامل فشار داده» که نشاندهنده ترس حاکمان از انتشار اطلاعات است.
چه کسی کلید قطع اینترنت را فعال میکند؟
در شبکههای اجتماعی نام شرکت ابرآروان به عنوان یکی از همکاران حکومت در قطع اینترنت یاد میشود.
ابرآروان یک شرکت ایرانی در حوزه فناوری ابری است که از سال ۱۳۹۴ فعالیت خود را آغاز کرده. این شرکت زیرساخت یکپارچه ابری ارائه میدهد و بزرگترین ارائهدهنده خدمات CDN (شبکه توزیع محتوا) و خدمات ابری در ایران محسوب میشود.
باید گفت این شرکت مستقیماً قادر به فعال کردن «کلید قطع اینترنت» (kill switch) نیست. کلید قطع اینترنت در ایران عمدتاً توسط نهادهای دولتی مانند شرکت ارتباطات زیرساخت (وابسته به وزارت ارتباطات) و اپراتورهای اصلی (مانند ایرانسل، همراه اول و ثابت) مدیریت میشود؛ این مکانیسم از طریق قطع مسیرهای BGP بینالمللی، دستور به ISPها یا خاموش کردن نقاط اتصال اصلی اجرا میشود و در سطح زیرساخت ملی (لایه حمل و نقل) قرار دارد، نه در لایه خدمات ابری مانند CDN یا سرورهای مجازی که ابرآروان ارائه میدهد.
ابرآروان به طور مستقیم کلید قطع را در اختیار ندارد و فعال نمیکند، زیرا شرکتهای ابری مانند آن در لایه بالاتر (application layer) عمل میکنند و نمیتوانند ترافیک کل کشور را قطع کنند. با این حال، اتهامات جدی علیه آن وجود دارد:
دولت آمریکا (وزارت خزانهداری در ۲۰۲۳) ابرآروان را به عنوان شریک کلیدی در توسعه شبکه ملی اطلاعات (NIN) تحریم کرد؛ شبکهای که امکان جداسازی اینترنت داخلی از جهانی را فراهم میکند و هزینه/ پیچیدگی قطع اینترنت را کاهش میدهد. همچنین ادعا شده که ابرآروان در بلاک کردن سایتها به درخواست کمیته تعیین محتوای مجرمانه همکاری کرده و قابلیت شنود قانونی (interception) را در قراردادهایش پذیرفته است.
اتحادیه اروپا نیز در ۲۰۲۲ این شرکت را به دلیل نقش در سانسور و محدودیت اینترنت تحریم کرد، اما در ۲۰۲۴ (پس از بررسی مجدد و ادعای شرکت مبنی بر کمک به دسترسی آزاد در اعتراضات ۲۰۲۲-۲۰۲۳) تحریمها را برداشت؛ این تصمیم بدون توضیح رسمی همراه بود و انتقادهایی به عدم شفافیت آن وارد شد.
شرکت ابرآروان همیشه این اتهامات را رد کرده و تأکید دارد که فقط زیرساخت ابری ارائه میدهد، خود از قطعی اینترنت آسیب میبیند، هیچ نقشی در تصمیمگیریهای ملی ندارد و حتی سامانه رادار ابرآروان را برای رصد اختلالات اینترنت راهاندازی کرده تا شفافیت ایجاد کند.
این شرکت هرچند نمیتواند کلید قطع اینترنت» را فعال کند اما با کمک به توسعه زیرساختهای داخلی (مانند ابر ایران)، به طور غیرمستقیم شرایطی را تسهیل کرده که حکومت بتواند با هزینه کمتر و کنترل بیشتر، اینترنت را محدود یا قطع کند. این موضوع همچنان جنجالی است.
آیا با صدور فراخوان میتوان با قطعی اینترنت مقابله کرد؟
در ۶۰ ساعت گذشته (از حدود ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تا ۱۱ ژانویه ۲۰۲۶) چندین بیانیه و فراخوان از سوی سازمانهای حقوق بشری، اتحادیههای کارگری بینالمللی و گروههای اپوزیسیون ایرانی منتشر شده که به قطع اینترنت، سرکوب اعتراضات، کشتار معترضان و نقش کارگران/معلمان/پرستاران در جنبش اشاره دارند. این بیانیهها عمدتاً بر محکومیت خشونت، درخواست دسترسی به اینترنت آزاد و فشار بر رژیم تمرکز دارند.
کنفدراسیون کار ایران – خارج از کشور (۱۰ ژانویه /۲۰ دی) در فراخوانی فوری به اتحادیههای کارگری جهان، هشدار داد که قطع سراسری اینترنت از شامگاه ۸ ژانویه/ ۱۸ دی زمینهساز سرکوب گستردهتر و پنهانتر اعتراضات جاری در ایران شده است. این کنفدراسیون تأکید کرد که کارگران، معلمان، پرستاران و بازنشستگان نقش برجستهای در تجمعات دارند و واکنش حکومت حملهای مستقیم به جنبش کارگری و حقوق مدنی گستردهتر است؛ مشابه آنچه در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ رخ داد که اینترنت قطع شد تا سرکوب مرگبار پنهان بماند.
این نامه که به فدراسیونها و اتحادیههای بینالمللی ارسال شده، با استناد به گزارشهای سازمانهای حقوق بشری، از کشته شدن دستکم ۵۱ معترض تا ۹ ژانویه/۱۹ دی، صدها زخمی و هزاران بازداشت خبر میدهد. کنفدراسیون از اتحادیهها خواست کشتارها، بازداشتها و قطع اینترنت را علنی محکوم کنند، دولتهای خود را برای اقدامات دیپلماتیک تحت فشار بگذارند، از دسترسی مردم به اینترنت آزاد (مانند استارلینک) حمایت کند و از طریق نهادهایی مانند سازمان بینالمللی کار (ILO) موضوع را پیگیری کنند.
عفو بینالملل در دو بیانیه مهم، نخست در ۹ ژانویه/۱۹ دی قطع اینترنت را ابزاری برای پنهان کردن نقض حقوق بشر و کشتارها (حداقل ۲۸ کشته تا ۳ ژانویه/۱۳ دی) توصیف کرد و خواستار اقدام دیپلماتیک فوری جهانی شد. بیانیه دوم در ۱۰ ژانویه/۲۰ دی بر افزایش کشتهها و زخمیها تأکید دارد و الگوی سرکوب مرگبار نیروهای امنیتی را محکوم میکند.
دیدهبان حقوق بشر در یک گزارش مشترک با عفو بینالملل در ۸ ژانویه/ ۱۸ دی درباره چرخه جدید خونریزی در اعتراضات و ادامه خشونتها در شرایط قطع اینترنت هشدار داد.
شورای ملی مقاومت ایران نیز ۸ ژانویه/۱۸ دی در نامهای به شورای حقوق بشر سازمان ملل «محاصره سایبری» شهروندان ایرانی را محکوم کرد و با اشاره به دستور خاموشی سراسری توسط خامنهای برای پنهان کردن سرکوب، خواهان تضمین دسترسی آزاد به اینترنت شد.
در همان حال جمعی از نویسندگان، شاعران، مترجمان، منتقدان و فعالان فرهنگی ایران در نامهای به انجمن بینالمللی قلم (PEN Internationalنوشتهاند که جمهوری اسلامی برای سرکوب اعتراضات گسترده مردمی، تلاش دارد با محاصره ارتباطی، روایتها و حقیقت رنج مردم را نیز نابود کند. آنها از پن بینالملل خواستهاند در برابر این جنایت سیستماتیک سکوت نکند، زیرا سکوت در برابر قطع زبان، همدستی با سرکوب است، و درخواست کردهاند با بیانیههای رسمی، فشارهای بینالمللی و ثبت جنایات در حافظه جهانی، محاصره مرگبار را بشکنند. بیانیه با این جمله به پایان میرسد که قدرت میتواند بدنها را بشکند، اما کلمه تاریخ را مینویسد و هیچ حکومتی قادر به خاموش کردن زبان برای همیشه نیست.
این بیانیهها تا حدی حکومت ایران را زیر فشار میگذارد، اما تأثیر آن معمولاً محدود، غیرمستقیم و بلندمدت است و بهتنهایی قادر به تغییر رفتار فوری رژیم نیست.
رژیم ایران سابقه طولانی در نادیده گرفتن فشارهای بینالمللی دارد، بهویژه وقتی احساس کند بقایش در خطر است. در موارد مشابه (آبان ۹۸، و جنبش زن، زندگی، آزادی) فشارهای خارجی (حتی از سوی سازمان ملل، اتحادیه اروپا و آمریکا) نتوانست جلوی کشتار صدها نفر را بگیرد. این بیانیهها اما بیشتر به تقویت مشروعیت جنبش داخلی، حمایت روانی از معترضان و ایجاد هزینه دیپلماتیک/ اقتصادی تدریجی برای رژیم کمک میکنند تا اینکه مستقیماً سرکوب را متوقف کنند. اگر این فشارها با اعتصابات گسترده داخلی، تحریمهای هدفمند جدید (مثلاً علیه نهادهای سرکوبگر) و حمایت فنی از دسترسی به اینترنت آزاد (مانند گسترش استارلینک) ترکیب شود، شانس تأثیرگذاریشان قطعا بیشتر است.
در همان حال نباید فراموش کرد که قطع عمدی اینترنت طبق قطعنامههای سازمان ملل، نقض حقوق بشر محسوب میشود و میتواند در دادگاههای بینالمللی به عنوان سندی بر «آمادهسازی برای جنایت علیه بشریت» به کار رود.








نظرها
نوچی
رژیم فاشیستی اسلامی لخت است و چیزی برای پنهانکاری ندارد. اعدام ها را روز روشن انجام میدهد. این موضوع را هم باید در نظر داشت. شاید ضربه سنگین جنگ ۱۲ روزه و زدن سرداران رژیم به این نتیجه رسیده باشند که دست رسی و پیدا کردن رهبران فاشیست آخوندی با قطع روابط عمومی دیگر به این سادگی و آسان نباشد.