ویژگی وضعیت کنونی در ایران و نگرشی مضطربانه به آن در اسرائیل
ایران همچنان یکی از موضوعهای اصلی بحث و تحلیل در رسانهها در کشورهای مختلف است. نگاهی به سه مقاله در مورد وضعیت کنونی، مقایسه آن با دوره انقلاب ۱۳۵۷ و برداشتی از آن از دید یک کارشناس اسرائیلی.

تلاش حکومت برای بقا
در روزنامه لوموند مقالهای به قلم غزل گلشیری و مجید زروکی با عنوان «پشت پرده سرکوب بیرحمانه رژیم ایران؛ حاکمان برای بقا بازی میکنند» منتشر شده است. در آغاز این مقاله آمده است:
پس از کاهش فشار بر مردم از تابستان گذشته، حاکمان ایران در پاسخ به یک جنبش اعتراضی بیسابقه، سرکوب شدیدی را آغاز کردهاند. رژیم که با تضعیف «محور مقاومت» منطقهای خود منزوی شده است، به نظر میرسد به عنوان یک استراتژی بقا به زور بیرحمانه روی آورده است
مقاله به تحلیل وضعیت بحرانی ایران در آغاز سال ۲۰۲۶ میپردازد و میگوید که شدت خشونت و سرکوب کنونی فراتر از یک مدیریت بحران معمولی است؛ این حد از خشونتورزی نشانگر تلاش مذبوحانه حاکمیت برای حفظ بقای خود در برابر تهدیدی وجودی است.
مقاله به تاکتیکهای رژیم از جمله قطع کامل و طولانیمدت اینترنت اشاره میکند: این تاریکی اطلاعاتی به نیروهای امنیتی اجازه میدهد تا بدون نظارت جهانی، سرکوبهای خونین را پیش ببرند.
به نظر غزل گلشیری و مجید زروکی، نویسندگان مقاله، رژیم ایران هیچ راهکار سیاسی یا مصالحهای روی میز ندارد و تنها ابزار باقیمانده را «زور عریان» میبیند. این رویکرد نشاندهنده آن است که نظام، پلهای بازگشت را خراب کرده و سرنوشت خود را به سرکوب تمامعیار گره زده است. تکیه محض بر نیروی نظامی نشاندهنده قدرت نیست، بلکه نشانه ضعف ساختاری و ترس عمیق حاکمان از فروپاشی است.
حاکمیت هیچ راهکار سیاسی یا مصالحهای روی میز ندارد و تنها ابزار باقیمانده را «زور عریان» میبیند. این رویکرد نشاندهنده آن است که نظام، پلهای بازگشت را خراب کرده و سرنوشت خود را به سرکوب تمامعیار گره زده است.
تفاوت وضعیت امروز ایران با دوره انقلاب ۱۳۵۷
مقالهای به قلم سعید گلگار در سایت لیبرالمسلک Persuasion بر آن است که بگوید که ایران امروز در مسیر تکرار رخدادی چون انقلاب ۱۳۵۷ پیش نمیرود. سعید گلکار دانشیار در رشته علوم سیاسی در دانشگاه تنسی-چاتانوگا است.
مقاله وضعیت ایران در آستانه انقلاب و سقوط پهلوی را شرح میدهد و سپس با شرح حال آخرین شاه میگوید:
وضعیت امروز اساساً متفاوت است. برخلاف شاه، رهبری آیتالله علی خامنهای در مواقع بحرانی با تردید یا دودلی همراه نیست.
به نظر سعید گلکار، نویسنده مقاله، ایران یکی از خطرناکترین لحظات تاریخ پس از انقلاب خود را سپری میکند. اعتراضات سراسری به جای آنکه مقطعی باشند، تداوم یافتهاند و با گسترش موج جدیدی از ناآرامیها، خشونت نیز تشدید شده است. با وجود این نویسنده معتقد نیست که ایران به سمت یک انقلاب دیگر میرود.
به نظر گلکار باید توجه داشت به تفاوت در وضعیت نخبگان حاکم و نیز نیروهای امنیتی. پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ به دلیل همگرایی مخالفان هماهنگ تحت رهبری آیتالله خمینی و از آن مهمتر، ناتوانی نخبگان حاکم در کنترل مؤثر مخالفان تضمین شد. محمدرضا شاه پهلوی بیمار بود و به وضوح در تصمیمگیری ناتوان بود.
زمانی که شاه کشور را ترک کرد، بخشهایی از پلیس تاکتیکهای سرکوبگرانه خود را متوقف کردند و برای حفظ نظم عمومی با معترضان همکاری کردند، در حالی که فرماندهان ارشد نظامی دچار تردید شدند، حفظ جان خود را در اولویت قرار دادند و در نهایت سلطنت را رها کردند.
در مقابل، رهبر کنونی جمهوری اسلامی بر یک دستگاه سرکوبگر بسیار نهادینه شده، منسجم، از نظر ایدئولوژیک متعهد و عمیقا ذینفع ریاست میکند. این واقعیت ساختاری - و نه صرفاً احساسات عمومی - حدود تغییرات انقلابی در ایرانِ امروز را تعیین میکند.
به نظر گلکار در لحظات بحرانی، نیروهای وفادار به نظام به صورت پیشدستانه عمل میکنند تا از گسترش اعتراضات جلوگیری کنند و ناآرامیها را به عنوان فتنهای با حمایت خارجی جلوه دهند؛ اقدامی که موانع داخلی برای استفاده از خشونت را کاهش میدهد. در نتیجه، حتی اعتراضاتی که از نظر جغرافیایی گستردهتر و بزرگتر از اعتراضات سال انقلاب باشند نیز چالش بنیادینی برای رژیم ایجاد نخواهند کرد، بلکه منجر به سرکوب شدیدتر خواهند شد.
از نظر نویسنده، این موضوع یک درس کلیدی را برجسته میکند: اعتراضات به خودی خود باعث انقلاب نمیشوند. انقلابها زمانی رخ میدهند که ناآرامیهای تودهای با فلج شدن نخبگان یا ریزش و فرار آنها تلاقی کند. این اتفاق در سال ۱۹۷۹ رخ داد، اما اکنون اتفاق نیفتاده است.
گلکار نتیجه میگیرد که سیاستگذاران در معرض این خطر هستند که وضعیت واقعی در ایران را درک نکنند. به نظر او مشکل در خوانش نادرست از ماهیت قدرت در ایران است.
کابوسی برای اسرائیل
مقالهای با عنوان «فروپاشی رژیم ایران میتواند سناریویی کابوسوار برای اسرائیل رقم بزند» منتشر شده در وبسایت روزنامه پرتیراز "اسرائیل هیوم" با نگرانی وضعیت ایران را بررسی میکند. نویسنده آن، دنی سیترینوویچ، که پژوهشگر ارشد "برنامه ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل" است، معتقد است که اگرچه اعتراضات در ایران امیدهایی را در اسرائیل برای تغییر رژیم برانگیخته، اما این تغییر لزوماً به نفع اسرائیل نخواهد بود و ممکن است تهدیدات را تشدید کند.
دنی سیترینوویچ هشدار میدهد که سقوط جمهوری اسلامی تضمینی برای روی کار آمدن حکومتی میانهرو یا دوستدار اسرائیل نیست. تصور بازگشت به دوران پادشاهی یا یک حکومت کاملاً طرفدار غرب، تا حد زیادی خوشخیالی است. یکی از نگرانیهای اصلی این است که در صورت تضعیف روحانیت، سپاه پاسداران قدرت کامل را به دست بگیرد. در این صورت، ممکن است احتیاط نسبی خامنهای کنار گذاشته شده و رویکردی بسیار تهاجمیتر در قبال برنامه هستهای و درگیری مستقیم با اسرائیل اتخاذ شود.
به نظر مقاله منتشر شده در "اسرائیل هیوم" حتی اگر حکومتی «ملیگرا» جایگزین رژیم فعلی شود، احتمالاً تواناییهای موشکی و زیرساختهای هستهای را برای خود حفظ خواهد کرد. تغییر رژیم به معنای نابودی زرادخانه نظامی ایران نیست. نگرانی دیگر این است که فروپاشی ناگهانی حکومت میتواند منجر به هرجومرج شود که در آن عناصر تروریستی یا جناحهای بسیار تندرو بر تسلیحات راهبردی و هستهای مسلط شوند.
به نظر این مقاله یک سناریوی دیگر این است که جناحهای میانهروتری در ایران سر کار بیایند و با غرب توافق کنند. این امر میتواند منجر به رفع تحریمها و احیای اقتصادی ایران شود، در حالی که اسرائیل را در صحنه جهانی منزوی کرده و حمایت آمریکا را از آن سلب کند.
مقاله در پایان نتیجه میگیرد:
در حالی که آرزوهای اسرائیل برای تغییر رژیم ایران قابل درک و طبیعی است، شناخت حیاتی اهمیت دارد: تغییر رژیم تضمینکننده هیچ تغییر سیاستی نیست. واقعیتهای پس از خامنهای میتواند اسرائیل را با شرایط پیچیده و خطرناکی روبرو کند - که احتمالاً بدتر از شرایط فعلی است





نظرها
نظری وجود ندارد.