ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

 ترکیه و اعتراضات دی ۱۴۰۴: واقع‌گرایی استراتژیک در پرتو رقابت دیرینه و نگرانی‌های امنیتی

نادر افراسیابی ـ رویکرد آنکارا به اعتراضات خونین ایران ترکیبی از احتیاط واقع‌بینانه و دفاع از منافع ملی است: ترکیه ضمن حفظ فاصله ایدئولوژیک از جمهوری اسلامی، ثبات و تمامیت ارضی ایران را «مسئله مرگ و زندگی» برای امنیت منطقه‌ای خود می‌داند و با هشدار نسبت به مداخله خارجی (به‌ویژه اسرائیل)، خود را به عنوان میانجی احتمالی میان تهران و غرب معرفی می‌کند تا از تبدیل همسایه قدرتمند اما رقیب به منبع بحران‌های مرزی و مهاجرتی جلوگیری کند.

رویکرد ترکیه در قبال اعتراضات دی ۱۴۰۴ واقع‌گرایانه و در همان حال مبتنی بر منافع ملی است: آنکارا از یکسو خواهان ثبات ایران به‌عنوان همسایه‌ای قدرتمند اما قابل پیش‌بینی است، و از سوی دیگر می‌کوشد از تبدیل شدن ایران به میدان جنگ نیابتی یا منشأ بحران‌های امنیتی جدید جلوگیری کند. این موضع نشان می‌دهد ترکیه منافع درازمدت خود را در همسایگی ایرانی باثبات می‌بیند، حتی اگر این همسایه یک رقیب ژئوپلیتیک باشد.

رقابت ژئوپلیتیک ترکیه و ایران در تاریخ امپراتوری‌های عثمانی و صفوی ریشه دارد و امروز در قالب کشمکش بر سر نفوذ در خاورمیانه‌ای بی‌ثبات ادامه یافته است. دو کشور در محورهای متعددی در تقابل‌اند: در سوریه، ترکیه از گروه‌های مخالف اسد حمایت می‌کند، درحالی که ایران حافظ بقای رژیم اسد بود؛ در عراق، آنکارا نفوذ خود را از طریق روابط با دولت اقلیم کردستان و جریان‌های سنی حفظ می‌کند و تهران از طریق شبکه‌های شیعه و گروه‌های شبه‌نظامی در این کشور تأثیرگذار است؛ در قفقاز و آسیای مرکزی، رقابت بر سر اتصالات انرژی و نفوذ فرهنگی-زبانی وجود دارد. این تقابل‌ها اغلب در چارچوب شکاف ایدئولوژیک میان ملی‌گرایی سکولار-اسلام‌گرای ترکیه و اسلام‌گرایی انقلابی شیعی ایران نیز تفسیر می‌شود.

با وجود این، این رقابت با همکاری‌های عملی در زمینه‌هایی مانند تجارت، امنیت مرزی و انرژی تعدیل می‌شود. ترکیه به گاز طبیعی ایران وابسته است و ایران به کانال ترانزیت و بازار ترکیه نیاز دارد. همچنین هر دو کشور منافع مشترکی در جلوگیری از ظهور یک کردستان مستقل داشته‌اند. بنابراین، رابطه آنکارا و تهران ترکیبی پیچیده از رقابت استراتژیک و همکاری ضروری است، که در آن رقیبان برای حفظ ثبات منطقه‌ای که بی‌ثباتی آن می‌تواند به هر دو آسیب برساند، منافع مشترک محدودی دارند. این تعادل شکننده، رقابت را از تبدیل شدن به رویارویی مستقیم بازمی‌دارد. اکنون با توجه به رابطه ویژه دو کشور این پرسش مطرح است که مقامات ترکیه درباره اعتراضات دی ۱۴۰۴ چه رویکردی دارند؟

ثبات ایران، مسئله مرگ و زندگی

بر اساس اظهارات رسمی مقامات ترکیه، اولویت استراتژیک آنکارا در قبال ایران، حفظ ثبات و تمامیت ارضی این کشور است.

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، روز دوشنبه ۱۹ ژانویه/۲۹ دی (پس از نشست هفتگی کابینه در آنکارا) در نخستین واکنش رسمی خود به اعتراضات جاری در ایران، این تحولات را «آزمون جدیدی» یا «چالش تازه‌ای» برای حکومت ایران توصیف کرد که پس از حملات اسرائیل، آرامش، ثبات اجتماعی و انسجام ایران را هدف قرار داده است.

اردوغان گفت ترکیه با دقت «سناریوهایی را که تلاش می‌شود در خیابان‌ها نوشته شود» دنبال می‌کند و در برابر هرگونه اقدامی که منطقه را به سمت هرج‌ومرج، بی‌ثباتی یا عدم قطعیت بکشاند، خواهد ایستاد.

او ابراز امیدواری کرد که «برادران ایرانی» با سیاستی دقیق، سنجیده و هوشمندانه که گفت‌وگو و دیپلماسی را در اولویت قرار دهد، ان‌شاءالله از این «دوره پر از توطئه‌ها»  عبور کنند و این شرایط را پشت سر بگذارند.

 هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶/۲۵ دی، نیز پنج روز بعد از سرکوب خونین اعتراضات و احتمال حمله نظامی امریکا صراحتاً تأکید کرد:

ما مخالف مداخله نظامی علیه ایران هستیم؛ ایران باید مشکلات داخلی خود را خودش حل کند... اولویت ما جلوگیری از هرگونه بی‌ثباتی در ایران است.

این موضع به معنای موافقت دولت اسلام‌گرای ترکیه با سیاست‌های داخلی یا منطقه‌ای تهران نیست، بلکه نمایانگر وحشت ترکیه از پیامدهای سقوط دولت مرکزی ایران است. مقامات ترکیه هشدار می‌دهند که فروپاشی جمهوری اسلامی ممکن است کل منطقه را در معرض سونامی امنیتی - از موج عظیم پناهندگان تا تقویت گروه‌های جدایی‌طلب مرزی -قرار دهد.

علاوه بر این سود ترکیه در بقای جمهوری اسلامی ایران است:

در شرایط فعلی، بی‌ثباتی و انزوای بین‌المللی ایران عملاً باعث ایجاد یک «اقتصاد حاشیه‌ای» شده که در آن ترکیه به‌عنوان یکی از معدود کانال‌های ارتباطی باقی‌مانده، از موقعیت انحصاری نسبی برخوردار است. در بخش‌هایی مانند بازار مسکن ایران، سرمایه‌گذاران ترک با استفاده از ضعف ریال، هزینه پایین نسبی خرید ملک، و نیاز شدید ایران به ورود ارز، به طور فعال سرمایه‌گذاری می‌کنند. همچنین، ترکیه به‌عنوان پل ترانزیت و تجارت کالاهای تحریمی و غیرتحریمی، سود سرشاری از این موقعیت می‌برد.

با این حال، دیدگاه استراتژیک ترکیه این است که این منافع کوتاه‌مدت انحصاری در برابر خطرات ویرانگر ناشی از سقوط یا فروپاشی ایران ناچیز است. اگر ایران به هرج و مرج داخلی دچار شود، نه تنها این جریان‌های اقتصادی قطع می‌شود، بلکه ترکیه با بحران‌های امنیتی، موج پناهندگان، و آتش جنگ داخلی در مرزهای خود روبرو خواهد شد که هزینه‌های آن به مراتب از دست دادن برخی امتیازات تجاری بیشتر است. بنابراین، آنکارا ترجیح می‌دهد در بلندمدت با ایرانی باثبات و دارای ارتباط با غرب رقابت کند، حتی اگر این به معنای از دست دادن موقعیت انحصاری کنونی باشد، زیرا ثبات منطقه‌ای پیش‌شرط توسعه پایدار خود ترکیه نیز هست.

این نگرانی حتی در سطح احزاب سیاسی ترکیه نیز انعکاس یافته است. به عنوان مثال، دولت بهچلی، رهبر حزب حرکت ملی (MHP)، در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ در پارلمان گفت:

بی‌ثباتی، تفرقه و آشفتگی ایران، ترکیه و کشورهای منطقه را از هر نظر تهدید می‌کند... تمامیت و ثبات ایران برای ترکیه مسئله مرگ و زندگی است.

این اظهارات نشان می‌دهد که آنکارا ایران را نه تنها یک رقیب، بلکه یک جزء ضروری از معماری امنیتی منطقه می‌داند که فروپاشی آن می‌تواند توازن قوا را به ضرر ترکیه تغییر دهد و زمینه را برای مداخلات خارجی و هرج‌ومرج گسترده فراهم کند.

نقش میانجی و تعادل‌ساز بین ایران و غرب

بر اساس اظهارات رسمی مقامات ترکیه، آنکارا معتقد است که اعتراضات در ایران توسط رقبای منطقه‌ای به ویژه اسرائیل تحریک و هدایت می‌شود. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در مصاحبه‌ای در ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶ با صراحت اعلام کرد:

موساد این را پنهان نمی‌کند؛ آنها از طریق اینترنت و حساب‌های توییتر خود، مردم ایران را به قیام علیه رژیم فرامی‌خوانند.

وی در ادامه هشدار داد که این دستکاری‌ها نه تنها بحران داخلی ایران را تشدید می‌کند، بلکه می‌تواند به بی‌ثباتی گسترده در کل منطقه بینجامد.

فیدان در اظهاراتی دیگر تأکید کرد که هدف نهایی این تحریکات، تضعیف حاکمیت ایران و ایجاد هرج‌ومرجی است که امنیت همسایگان از جمله ترکیه را تهدید می‌کند. آنکارا این اقدامات را بخشی از یک محاسبه ژئوپلیتیک خطرناک می‌داند که در نهایت می‌تواند به درگیری‌های فرامرزی، تقویت گروه‌های افراطی و موج جدیدی از بحران‌های انسانی منجر شود. بنابراین، ترکیه با وجود اختلافات با تهران، هرگونه تلاش خارجی برای دامن‌زدن به بی‌ثباتی در ایران را محکوم کرده و خواستار حل بحران از طریق دیالوگ داخلی و بدون مداخله قدرت‌های بیرونی شده است.

ترکیه به طور فعال در پی ایفای نقش میانجی و تعادل‌ساز بین ایران و غرب، به ویژه در بحران کنونی است. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ تأکید کرد:

ما از توافقی با ایران حمایت می‌کنیم که شامل بازیگران کلیدی، به ویژه آمریکایی‌ها باشد و به وضع برد-برد برای دو طرف منجر شود، زیرا ثبات منطقه به آن وابسته است.

این جمله به وضوح نشان می‌دهد که آنکارا خود را به عنوان یک سازنده پل می‌بیند که می‌تواند زمینه‌های گفت‌وگو را فراهم کند.

فیدان در ادامه نقش مشخص‌تری برای ترکیه ترسیم کرد و افزود:

ایران واقعاً نیاز به تلاش صادقانه در این زمینه دارد. ما باید بتوانیم به زمینه مشترکی برسیم که حقایق همه در آن همگرا شود... رئیس‌جمهور اردوغان می‌تواند در کمک به ایران برای تنظیم مجدد روابطش با منطقه نقشی ایفا کند.

این اظهارات حاکی از آن است که ترکیه نه تنها به دنبال کاهش تنش‌های خارجی ایران است، بلکه آماده است به عنوان یک همسایه دارای نفوذ، در بهبود روابط تهران با جهان عرب و بازیگران منطقه‌ای نیز کمک کند. آنکارا با این رویه می‌کوشد هم از تشدید بحران جلوگیری کند و هم جایگاه خود را به عنوان یک قدرت دیپلماتیک مستقل در خاورمیانه تحکیم بخشد.

اظهارات مقامات ترکیه درباره ثبات ایران و مخالفت با مداخله نظامی، اگرچه در واشنگتن با احترام شنیده می‌شود، اما در عمل وزن محدودی در برابر محاسبات امنیتی و اولویت‌های دولت ترامپ دارد. آمریکا به طور سنتی ترکیه را در پرونده ایران یک بازیگر حاشیه‌ای می‌بیند و سیاست‌های خود را عمدتاً تحت تأثیر فشار اسرائیل، کنگره و محاسبات داخلی شکل می‌دهد. با این حال، موضع آنکارا به دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش به عنوان همسایه ایران و عضو ناتو، می‌تواند به عنوان یک عامل بازدارنده جزئی در سناریوهای مداخله نظامی شدید در نظر گرفته شود، اما بعید است بتواند تحریم‌ها یا رویکرد تنش‌زای واشنگتن را به طور اساسی تغییر دهد.

شکاف در بین اسلام‌گرایان

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ ایران، واکنش‌های پیچیده‌ای را در میان اسلام‌گرایان ترکیه برانگیخته و شکاف‌های پنهان در این جنبش را آشکار کرده است. از یک سو، جریان‌های سنتی نزدیک به دولت عدالت و توسعه (حزب حاکم) و گروه‌های صوفی‌مسلک، با وجود اختلافات مذهبی و سیاسی با ایران، از موضع رسمی دولت مبنی بر «اولویت ثبات ایران» حمایت می‌کنند. این حمایت نه از روی علاقه به نظام جمهوری اسلامی، بلکه ناشی از نگرانی‌های راهبردی است: آنها فروپاشی ایران را عاملی برای تقویت اسرائیل، افزایش نفوذ غرب در منطقه و ایجاد بی‌ثباتی مرزهای شرقی ترکیه می‌دانند. برای مثال، برخی از تحلیلگران اسلام‌گرای نزدیک به دولت، ایران را «سدی در برابر پروژه صهیونیستی» توصیف کرده‌اند که نابودی آن امنیت ترکیه را تهدید می‌کند.

از سوی دیگر، جریان‌های سلفی و اخوان‌المسلمین ترکیه (به ویژه آنهایی که در دوران جنگ سوریه با ایران به مخالفت برخاستند) دچار نوعی «تناقض ایدئولوژیک» شده‌اند. این گروه‌ها اگرچه از نظر مذهبی و سیاسی با حکومت شیعی ایران مخالفند و در گذشته از اعتراضات مردمی آن حمایت می‌کردند، اما امروز از عواقب احتمالی سقوط نظام می‌ترسند. ترس اصلی آنها نه بازگشت نظام سکولار، بلکه «تشکیل یک حکومت کردی خودمختار» در شمال غرب ایران و تأثیر آن بر تحرکات کردهای ترکیه است. این امر نشان می‌دهد که حتی برای اسلام‌گرایان تندرو، «ملی‌گرایی ترکیه‌ای» گاه بر «همبستگی امت اسلامی» اولویت می‌یابد.

در میان این دوگانگی، جناح جوان‌تر و غیردولتی اسلام‌گرا (مانند برخی فعالان رسانه‌ای و دانشجویی) اما با الهام از شعارهای اعتراضات ایران، به بازتعریف رابطه خود با مفهوم «انقلاب» پرداخته‌اند. برای آنها، جنبش «زن، زندگی، آزادی» نه یک مسئله شیعه و سنی، بلکه نماد مبارزه با «استبداد دینی» به طور عام است. این گروه‌ها اگرچه کوچک‌اند، اما در فضای مجازی به انتقاد از «سکوت دوگانه» اسلام‌گرایان حاکم در قبال اعتراضات ایران (در مقایسه با حمایت از بهار عربی) پرداخته و آن را نشانه «فرصت‌طلبی سیاسی» می‌دانند.

در حالی که دولت ترکیه با منطق ژئوپلیتیک از ثبات ایران دفاع می‌کند، پایگاه اسلام‌گرای آن میان «عداوت تاریخی با شیعه‌گری انقلابی»، «ترس از پیامدهای امنیتی» و «همدلی با اعتراضات ضداستبدادی» سرگردان است. این سرگردانی، نه تنها شکاف میان نسل‌های قدیم و جدید اسلام‌گرا را عمیق‌تر کرده، بلکه نشان می‌دهد که اسلام سیاسی در ترکیه امروز، بیش از آنکه با آرمان‌های فراملی هدایت شود، در محاسبات ملی و منطقه‌ای ذوب شده است.

در کل، واکنش اسلام‌گرایان ترکیه به اعتراضات ایران، تصویری از «گذار از ایدئولوژی به واقع‌گرایی استراتژیک» را نشان می‌دهد.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.