ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

لحظه‌ای که انسان از حیات ساقط شود...

وقتی جان انسان‌ها در ابعاد وسیع به خطر می‌افتد، سکوتِ قدرت‌های جهانی دیگر بی‌طرفی نیست، بلکه مشارکت در فاجعه است. کیمیا قربانی در این مقاله با نگاهی به وضعیت بحرانی ایران، استدلال می‌کند که حق حیات مقدم بر هر پروژه‌ی سیاسی است و بر لزوم یک «مداخله‌ی حفاظتی غیرتهاجمی» تأکید دارد؛ الگویی اضطراری که بدون بمباران یا اشغال، تنها با هدف توقف ماشین کشتار و مستندسازی جنایات پیشنهاد می‌شود.

بخش اول: حفاظت بین‌المللی غیرتهاجمی (مرحله اضطراری)

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که عملاً تصمیم‌های سرنوشت‌ساز نه به‌دست مردم، بلکه توسط قدرت‌های بزرگ گرفته می‌شود. با این حال، این واقعیت تلخ نمی‌تواند و نباید حق بنیادین حیات انسان‌ها را معلق کند.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

وقتی انسان از حیات ساقط شود، دموکراسی، آینده، و هر افق سیاسی دیگری بی‌معنا می‌شود.

امروز در ایران با وضعیتی روبه‌رو هستیم که دیگر جهان نمی‌تواند آن را «بحران سیاسی» بنامد. با کشتار گسترده‌ی غیرنظامیان، قطع کامل اینترنت برای پنهان‌سازی خشونت، و اعمال نوعی حکومت نظامیِ اعلام‌نشده، مسئله به‌روشنی به سطح جنایت علیه بشریت رسیده است. در چنین شرایطی، تمرکز اصلی نمی‌تواند آینده‌ی دور یا پروژه‌های سیاسی پس از سرکوب باشد؛ مسئله‌ی فوری، نجات جان انسان‌هاست.

 امروز عدم واکنش در برابر کشتار سیستماتیک، بی‌طرفی نیست؛ شکلی از مشارکت در جنایت است. در عین حال، تجربه‌ی تاریخی نشان داده است که مداخلات نظامی کلاسیک، بمباران، اشغال یا پروژه‌های تغییر رژیم، نه‌تنها جان انسان‌ها را نجات نداده‌اند، بلکه اغلب به کشتار گسترده‌تر، جنگ‌های داخلی و نابودی زیرساخت‌های حیاتی انجامیده‌اند. از همین رو، آنچه مورد دفاع است، نه جنگ، بلکه حفاظت و حمایت انسانیِ غیرتهاجمی است.

این نوع حفاظت، تنها در صورتی مشروع و اخلاقاً قابل دفاع است که واجد مؤلفه‌های مشخص و شفاف باشد:‌

ازجمله

 نخست، دستور تحمیلی عدم شلیک و عدم اعدام با تهدید بین‌المللی روشن و الزام‌آور. نه مذاکره‌های بی‌پشتوانه و فرسایشی، بلکه تعیین ضرب‌الاجل رسمی از سوی شورای امنیت سازمان ملل برای توقف فوری تیراندازی به غیرنظامیان، با پیامدهای مشخص در صورت تخطی.

دوم، ایجاد منطقه‌های حفاظت‌شده‌ی غیرنظامیان، به‌ویژه در بیمارستان‌ها، مراکز درمانی و مناطق شهری پرجمعیت؛ فضاهایی که باید به‌طور مطلق از هرگونه خشونت مصون باشند. این حفاظت صرفاً ماهیت انسانی دارد و به‌هیچ‌وجه شامل عملیات نظامی، اشغال در شهرها نمی‌شود.

سوم، نظارت هوایی صرفاً بازدارنده، بدون بمباران، بدون هدف‌گیری زیرساخت‌ها و بدون ورود به جنگ. هدف از این نظارت باید جلوگیری از شلیک به غیرنظامیان و ثبت و مستندسازی نقض آتش‌بس است، نه اعمال برتری نظامی.

در لیبی نظارت هوایی عملا تبدیل شد به برتری نظامی و بمب‌باران.

چهارم، دسترسی فوری، آزاد و اجباری به رسانه‌ها و اینترنت. قطع ارتباط یکی از ابزارهای اصلی پنهان‌سازی جنایت است. فراهم‌کردن اینترنت ماهواره‌ای آزاد، حفاظت از خبرنگاران و تضمین جریان آزاد اطلاعات، بخشی جدایی‌ناپذیر از حفاظت از جان انسان‌هاست.

پنجم، محدودیت زمانی سخت و غیرقابل‌تفسیر. این مداخله باید زمان‌دار باشد، برای مثال ۶۰ یا ۹۰ روز، و هرگونه تمدید آن تنها با رأی‌گیری شفاف و علنی در سطح بین‌المللی ممکن باشد. هدف، توقف کشتار است، نه تثبیت حضور خارجی یا تحمیل نظم سیاسی جدید.درلیبی نبود محدودیت زمانی یکی از دلایل شکست سازمان ملل بود.

باید تأکید شود که چنین مداخله‌ای نه به‌منزله‌ی اشغال و نه واگذاری آینده‌ی مردم ایران به قدرت‌های خارجی است. این یک اقدام اضطراری برای حفاظت از جان انسان‌هاست؛ اقدامی که مشروعیت خود را نه از ژئوپلیتیک، بلکه از حق بنیادین حیات می‌گیرد.

تجربه لیبی نشان می‌دهد که هرگونه همکاری با گروه‌های مسلح داخلی یا خارجی، اپوزیسیون نظامی یا شبه‌نظامیان، باید صراحتا ممنوع شود و ناقض مأموریت انسانی تلقی شود.

این درخواست فقط بر یک اصل پافشاری می‌کند:

حق حیات مقدم بر هر پروژه‌ی سیاسی است.

بدون انسان زنده، نه دموکراسی معنا دارد، نه آینده‌ای برای ساختن باقی می‌ماند واضح است که دموکراسی بدون انسان بی‌معناست.

مادامی که انسان کشته شده باشد دیگر آینده‌ای وجود ندارد که درباره‌اش بشود حرف زد.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.