ورزشکاران جانباخته در اعتراضات دی ۱۴۰۴؛ نمادهای ایستادگی یک ملت
اطلاعات موجود از ابعاد قتل حکومتی ورزشکاران، اگرچه ممکن است کامل نباشد، اما الگویی از سرکوب سیستماتیک، گسترده و خشونتبار با روشی یکسان در سطح کشور را نشان میدهد که جامعه ورزش را نیز در برگرفته است. تنوع جغرافیایی و سنی نشان میدهد این سرکوب محدود به یک قومیت، منطقه یا نسل نیست، بلکه پاسخی سراسری به اعتراضاتی سراسری است. کشته شدن شمار چشمگیری از ورزشکاران، هم نشاندهنده حضور پررنگ آنان در اعتراضات است و هم حاکی از عزم نظام برای ایجاد رعب عمومی.

ورزشکاران جانباخته در اعتراضات دی ۱۴۰۴؛ نمادهای ایستادگی یک ملت
از شمار دقیق قتلهای حکومتی در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ هنوز اطلاعات موثقی در دست نیست. همینقدر میدانیم که شمار قربانیان روزافزون است و ابعاد فاجعه به حدی است که میتوان از یک سوگواری ملی سخن گفت. در این میان روایت برخی شاهدان هم گواهیست بر وحشیگری بیحد و حصر سرکوبگران که چه بسا تاریخ ایران را وارد مرحله تازهای کند و تازه این آغاز ماجراست. اعدامهای گروهی در راه است.
در میان قربانیان جمهوری اسلامی اما شماری از ورزشکاران هم حضور داشتند.
فهرستی نه چندان کامل از ورزشکاران جانباخته در اعتراضات دی تهیه کردهایم. در ادامه، تحلیلی از این فهرست را میخوانید:
ورزشکاران جانباخته در اعتراضات دی ۱۴۰۴
فهرست ورزشکاران جانباخته در اعتراضات دی ۱۴۰۴ (مرتبشده بر اساس نام خانوادگی به ترتیب حروف الفبا):
- آزادپور، زهرا

زهرا آزادپور، فوتبالیست ۲۷ ساله ایرانی شامگاه جمعه ۱۹ دی در شهر کرج (احتمالاً منطقه فردیس یا اسلامشهر) توسط نیروهای سرکوبگر مستقیماً با شلیک گلوله جنگی کشته شد. خانوادهاش (از جمله برادرش) پیکر او را سه روز بعد در کهریزک پیدا کرد و سرانجام در اسلامشهر به خاک سپرده شد.
آزادپور بازیکن لیگ فوتبال زنان ایران بود و سابقه بازی در تیمهای آذرخش شهریار، صبا و مهرگان پردیس (یا مهرگام پردیس) تهران را داشت؛ او همچنین پیشتر به اردوی تیم ملی فوتبال زنان ایران دعوت شده بود و به عنوان یکی از استعدادهای فوتبال زنان شناخته میشد. زندگیاش حول فوتبال، تمرینات و رقابتهای لیگ میچرخید و علاوه بر فوتبال، کوهنورد نیز بود.
او هوادار استقلال بود و رویای بازی در این تیم را داشت.
- افروغ، یزدان

یزدان افروغ، جوان ۱۸ ساله ایرانی و قهرمان کشتی تهران شامگاه جمعه ۱۹ دی در محله شادآباد (هفده شهریور) تهران به ضرب گلوله نیروهای سرکوبگر مستقیماً کشته شد. بر اساس گزارشها، او ابتدا با شلیک گلوله مجروح و به زمین افتاد، سپس مأموران با تیر خلاص به قلب و شکم او (اصابت دو گلوله) جانش را گرفتند.
خانوادهاش برای تحویل پیکر، تحت فشار قرار گرفتند تا در مصاحبه یا اسناد رسمی ادعا کنند که او بسیجی بوده است، اما گزارشهای حقوق بشری این را رد کرده و مرگ او را بخشی از سرکوب گسترده اعتراضات میدانند.
افروغ اصالتاً اهل الیگودرز در استان لرستان بود و به عنوان یک ورزشکار با استعداد در رشته کشتی شناخته میشد. او قهرمان کشتی تهران در ردههای سنی جوانان بود و در مسابقات استانی و شهری شرکت میکرد، و به دلیل مهارت و پشتکارش مورد توجه قرار گرفته بود.
- براری، عرشیا

عرشیا براری، جوان ۲۱ ساله ایرانی و قهرمان فیتنس و کیوکوشین، ۱۸ دی در شهر زنجان توسط نیروهای سرکوبگر مستقیماً با شلیک گلوله جنگی به کلیه کشته شد. بر اساس گزارشهای متعدد، او بر اثر اصابت گلوله به کلیه جان باخت.
براری متولد حدود ۱۳۸۳ در زنجان، قهرمان ملی فیتنس، قهرمان بینالمللی کیوکوشین، بدنساز حرفهای و مربی رسمی فدراسیون جهانی K۹ بود که در رشتههای رزمی و تناسب اندام فعالیت داشت و به عنوان یکی از استعدادهای جوان ورزش ایران شناخته میشد. او همچنین دانشجوی رشته ادبیات انگلیسی در دانشگاه آزاد اسلامی زنجان بود و زندگیاش پیرامون تمرینات ورزشی، آموزش شاگردان و تحصیل میچرخید؛ گزارشها نشان میدهد که خانوادهاش پس از مرگ او تحت فشار شدید قرار گرفتند.
خادم، عباس

عباس خادم، مربی ورزش، اهل رستمآباد (از توابع شهرستان رودبار) استان گیلان، پنجشنبه ۱۸ دی توسط نیروهای سرکوبگر (بنا بر گزارشها یکی از نیروهای بسیج منطقه) مستقیماً با شلیک گلوله جنگی به ناحیه گردن کشته شد.
خادم به عنوان مربی ورزش در رستمآباد فعالیت میکرد و زندگیاش حول آموزش و تربیت ورزشکاران جوان میچرخید؛ او در رشتههای ورزشی محلی یا عمومی مربیگری کرد و به عنوان یکی از چهرههای ورزشی منطقه شناخته میشد. از زندگی خانوادگی او اطلاعات محدودی در دسترس است؛ او ساکن رستمآباد بود.
ذاتپرور، مسعود (مهدی)

مسعود (مهدی) ذاتپرور، قهرمان بدنسازی ۳۹ ساله، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات سراسری در رشت توسط نیروهای سرکوب مستقیماً با شلیک گلوله جنگی کشته شد. بر اساس گزارشهای متعدد، او که همزمان با فراخوان اعتراضات در خیابان حضور داشت، بر اثر اصابت گلوله از ناحیه سر یا بدن جان باخت. خانوادهاش خبر مرگ را تأیید کردند، اما جزئیات دقیق مانند محل دقیق حادثه یا شرایط تحویل پیکر تحت فشار نیروهای امنیتی گزارش شده است.
ذاتپرور متولد ۱۳۶۵ در رشت، قهرمان دو دوره فیزیک کلاسیک جهان و آسیا بود که در رشته بدنسازی و پرورش اندام فعالیت داشت و پس از دوران قهرمانی، به عنوان مربی برجسته در باشگاههای بدنسازی (مانند باشگاهی در فرشته تهران) و به صورت آنلاین شاگردان زیادی را آموزش میداد. او که از خانوادهای ورزشی بود (پدرش دکتر مجید ذاتپرور، پیشکسوت وزنهبرداری و پرورش اندام، داور بینالمللی و مربی که پس از مرگ پسرش بر اثر سکته قلبی درگذشت).
- فروغ، هادی

هادی فروغ، بسکتبالیست شناختهشده، قهرمان مسابقات دانشگاهی ایران و مربی بسکتبال، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی در منطقه آریاشهر تهران توسط نیروهای سرکوبگر مستقیماً با شلیک گلوله جنگی به سینه کشته شد. خانوادهاش دو روز در کهریزک به دنبال پیکرش بودند و تحت تهدیدهای شدید امنیتی قرار گرفتند (از جمله بازداشت برادرزادهاش پیش از خاکسپاری و هشدار مبنی بر عدم شعار در مراسم). پیکر او سرانجام روز شنبه ۲۰ دی تحویل خانواده شد و روز دوشنبه ۲۲ دی در اسدآباد همدان به خاک سپرده شد.
فروغ دارای مدرک فوقلیسانس تربیت بدنی از دانشگاه شهید بهشتی تهران بود. او به عنوان بسکتبالیست در سطح دانشگاهی و حرفهای فعالیت داشت، قهرمان مسابقات دانشگاهی ایران بود و سابقه مربیگری بسکتبال را در کارنامه داشت.
او متأهل و پدر یک پسر ۳ ساله بود.
- قدیمی، مهدی

مهدی قدیمی، جوان ۲۵ ساله ایرانی و بازیکن فوتبال، در پنجشنبه ۱۸ دی یا طبق برخی گزارشها روز ۱۹ دی در شهر بابل (یا فریدونکار) استان مازندران، توسط نیروهای سرکوبگر مستقیماً با شلیک گلوله جنگی کشته شد. پیکر او در میان تشویق انبوه مردم تشییع شد و مراسم تشییع او نمادی از همبستگی مردمی شد.
قدیمی بهعنوان بازیکن فوتبال در سطح محلی یا نیمهحرفهای فعالیت میکرد؛ او فوتبالیست جوانی شناختهشده در منطقه بود که زندگیاش حول ورزش، تمرینات و عشق به فوتبال میچرخید. جزئیات دقیقتری از سابقه ورزشی او (مانند باشگاه خاص یا عناوین قهرمانی) در گزارشهای عمومی کمتر ذکر نشده.
- کرد کاظمی، علیمحمد

علیمحمد کرد کاظمی، جوان ۲۲ ساله ایرانی و بازیکن بسکتبال، در شامگاه جمعه ۱۹ دی در میدان کاج سعادتآباد تهران توسط نیروهای سرکوبگر مستقیماً با شلیک گلوله به ناحیه قلب کشته شد.
کرد کاظمی بازیکن ۲۲ ساله تیم بسکتبال عقاب آشور بود و در لیگهای بسکتبال تهران یا ردههای مرتبط فعالیت میکرد. او به عنوان یکی از استعدادهای جوان بسکتبال ایران شناخته میشد. جزئیات دقیقتری از سابقه ورزشی او (مانند عناوین قهرمانی یا ردههای سنی) در گزارشهای عمومی منتشر نشده، اما حضور او در تیم عقاب آشور نشاندهنده سطح حرفهای یا نیمهحرفهای فعالیتش بود.
- کلهر، حسن

حسن کلهر، فوتبالیست پیشین و داور فوتبال اهل دلیجان (استان مرکزی)، در اعتراضات منطقه فردیس شهر کرج توسط نیروهای سرکوب مستقیماً با شلیک گلوله جنگی کشته شد.
کلهر به عنوان فوتبالیست در سطح محلی یا استانی فعالیت داشت و پس از دوران بازی، به داوری فوتبال روی آورد و در مسابقات شهرستان دلیجان و مناطق اطراف به عنوان داور و مربی اسبق فوتبال شناخته میشد.
- مرادی، ریبین

در ۱۸ دی در تهران، ربین مرادی نوجوان ۱۷ ساله کرد ایرانی در منطقه پرند نزدیک تهران توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی مستقیماً تیرباران و کشته شد. بق گزارشها، او از پشت و از فاصله نزدیک مورد اصابت گلوله قرار گرفت که گلوله از سینهاش عبور کرد و منجر به مرگ فوری او شد. خانوادهاش چهار روز منتظر ماندند تا تأیید مرگ را دریافت کنند و نیروهای امنیتی شرط کردند که پدرش (که کهنهسرباز جنگ ایران-عراق است) در مصاحبهای با تلویزیون دولتی ادعا کند که پسرش توسط «اغتشاشگران» کشته شده تا جسد را تحویل دهند.
مرادی در تیم جوانان باشگاه حرفهای سایپا در تهران بازی میکرد. او به عنوان یکی از استعدادهای امیدوارکننده فوتبال جوانان تهران شناخته میشد. علاوه بر فوتبال، مرادی در رشتههای شنا و کشتی نیز فعالیت داشت حسابهای رسانههای اجتماعی او پر از عکسها و ویدیوهایی از فعالیتهای ورزشیاش از سالهای گذشته است که شور و اشتیاق او را به ورزش برجسته میکند.
- پرنون، محمدحسین

محمدحسین پرنون، نوجوان ۱۵ ساله ایرانی و بوکسور جوان اهل خرمآباد استان لرستان، عصر پنجشنبه ۱۸ دی در محله ماسور شهر خرمآباد، در جریان اعتراضات سراسری توسط نیروهای سرکوبگر مستقیماً با شلیک گلوله جنگی کشته شد.
نیروهای امنیتی پیکر او را برای مدتی نگه داشتند و شرط تحویل به خانواده را عدم برگزاری مراسم عمومی یا سکوت خبری گذاشتند.
پرنون در رشته بوکس (و طبق برخی گزارشها کیکبوکسینگ) فعالیت داشت و دارای چندین عنوان ورزشی در سطح محلی یا استانی بود؛ او به عنوان یکی از استعدادهای جوان بوکس در خرمآباد شناخته میشد و زندگیاش حول تمرینات سخت، مسابقات و پیگیری حرفه بوکس میچرخید. علاوه بر ورزش، او همزمان کار میکرد و نمادی از نوجوانان کارگر و ورزشکار ایرانی بود که آیندهای درخشان در ورزش داشت.
- تارشیز، مجتبی

مجتبی تارشیز، بازیکن سابق فوتبال حرفهای تراکتور تبریز، در ۱۸ دی در قائمشهر در استان مازندران به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شد. بر اساس گزارشهای متعدد از منابع حقوق بشری او در حالی که سعی داشت از همسرش آرزو مدنی در برابر شلیک مستقیم نیروهای سرکوب محافظت کند، بدن خود را سپر کرد و با اصابت گلوله (که منجر به سوراخ شدن ریه و مرگ سریع او شد) جان باخت. ابتدا گزارشهایی مبنی بر کشته شدن همسرش نیز منتشر شده بود، اما بعداً معلوم شد که آرزو مدنی به شدت مجروح شده اما زنده مانده است.
تارشیز در طول دوران بازیکنیاش در تیمهای مطرحی مانند نساجی مازندران، تراکتور تبریز، استقلال اهواز، فجر سپاسی و مس کرمان (یا مس سرچشمه) حضور داشت و به عنوان هافبک یا بازیکن میانی شناخته میشد. تارشیز پس از پایان دوران حرفهای، به عنوان پدر دو دختر و همسر آرزو (یا ارسو) مدنی زندگی میکرد و در قائمشهر ساکن بود. او از چهرههای شناختهشده فوتبال مازندران به شمار میرفت و در شبکههای اجتماعی نیز فعال بود.
- دباغ، آرنیکا

در گرگان آرنیکا دباغ، شناگر نوجوان ۱۹ دی بر اثر تیراندازی مستقیم جان باخت و تلاش برای انتقال او به مراکز درمانی به دلیل قطع ارتباطات ناموفق ماند.
آرنیکا موفق به کسب چندین عنوان قهرمانی در مسابقات ملی شنا شده بود و رویای شرکت در رقابتهای المپیک را در سر میپروراند. دباغ علاوه بر فعالیتهای ورزشی، دانشجو بود و زندگیاش پیرامون تمرینات سخت و پیگیری اهداف ورزشی شکل گرفته بود.
- گلمکانی، محمدرضا

محمدرضا گلمکانی، بدنساز و مربی باشگاه ۳۶ ساله در روز جمعه ۱۹ دی در شهر مشهد توسط نیروهای سرکوبگر مستقیماً با شلیک گلوله جنگی کشته شد.
گلمکانی از ورزشکاران شناختهشده در رشته بدنسازی بود که دارای ۵ مدال قهرمانی استانی و کشوری در این رشته داشت، عضو منتخب ۵ دوره تیم ملی ایران بود و به عنوان مربی رسمی فدراسیون بدنسازی فعالیت میکرد. او برنامههای تمرینی، تغذیه و مکملهای ورزشی ارائه میداد و در باشگاههای مشهد مربیگری میکرد؛ زندگیاش پیرامون ورزش، آموزش شاگردان و رقابتهای بدنسازی میگشت. متأهل و پدر دو دختر بود.
- وکیلی، قاسم

قاسم وکیلی، قهرمان رشته آفرود (off-road racing) اهل استان قزوین، پنجشنبه ۱۸ دی توسط نیروهای سرکوبگر مستقیماً با شلیک گلوله به سر کشته شد. خبر کشته شدن او مانند بسیاری از جانباختگان دیگر، ابتدا پنهان نگه داشته شد.
وکیلی قهرمان آفرود ایران و دارنده مدال در مسابقات ملی و جهانی این رشته به شمار میرفت. او علاوه بر فعالیت ورزشی، فعال مدنی نیز بود؛ او در زلزله ازگله کرمانشاه به عنوان امدادرسان نقش چشمگیری ایفا کرده بود. او متأهل و پدر یک دختر خردسال بود.
- کرمی، امیرمحمد

امیرمحمد کرمی، نوجوان ۱۸ ساله ایرانی و عضو پیشین تیم ملی نوجوانان تکواندو ایران، در شامگاه جمعه ۱۹ دی در شهر مرودشت استان فارس، توسط نیروهای سرکوبگر مستقیماً با شلیک گلوله جنگی کشته شد.
کرمی اهل مرودشت از توابع استان فارس بود و به عنوان یکی از استعدادهای جوان تکواندو ایران شناخته میشد؛ او عضو تیم ملی نوجوانان تکواندو (در سالهای گذشته، از جمله ۱۴۰۱) بود و دارای عناوینی مانند مدال نقره جام باشگاههای آسیا گزارش شده است.
لازم به یادآوری است که هنوز نام همه ورزشکاران جانباخته در اعتراضات دی اعلام نشده است و این فهرست به هیچوجه کامل نیست و با اینحال از همین فهرست هم میتوان به برخی از مختصات الگوی سرکوب پیبرد:
تحلیل فهرست ورزشکاران جانباخته در اعتراضات
۱. پراکندگی جغرافیایی گسترده و سراسری بودن سرکوب:
کشتهشدگان از ۱۱ استان مختلف گزارش شدهاند: تهران (پرند، شادآباد، سعادتآباد، آریاشهر)، مازندران (قائمشهر، بابل/فریدونکنار)، گلستان (گرگان)، گیلان (رشت، رودبار)، زنجان، قزوین، فارس (مرودشت)، همدان (اسدآباد)، مرکزی (دلیجان)، البرز (کرج، فردیس) و لرستان (خرمآباد، الیگودرز). این پراکندگی نشان میدهد سرکوب به یک یا دو منطقه محدود نبوده و در سطح ملی و در شهرهای بزرگ، متوسط و حتی مناطق روستایی (مانند رستمآباد رودبار) بهطور همزمان اتفاق افتاده است.
۲. تمرکز بالای کشتهشدگان در استانهای شمالی و مرکزی:
بیشترین گزارشها از استانهای مازندران (۳ نفر)، تهران (حداقل ۴ نفر) و گیلان (۲ نفر) است. این ممکن است نشاندهنده حجم بالای حضور مردم در خیابانهای این مناطق و/یا شدت عمل بیشتر نیروهای سرکوبگر در این نقاط باشد.
۳- تنوع رشتههای ورزشی و سطوح فعالیت:
قربانیان از ۱۳ رشته ورزشی مختلف (شنا، فوتبال، کشتی، بدنسازی، کیوکوشین، بسکتبال، آفرود، تکواندو، بوکس، کوهنوردی و...) هستند. این نشان میدهد قتلعام آنقدر وسیع بوده که گویی اتفاقی سیستماتیک علیه جامعه ورزش رخ داده است، نه یک رشته خاص. آنها شامل ورزشکاران ملی، استانی، باشگاهی، مربی و داور بودند.
۴. الگوی سنی دوگانه:
بیشتر قربانیان در دو گروه سنی متمایز قرار میگیرند:
• نوجوانان و جوانان زیر ۲۵ سال (مانند ریبین مرادی ۱۷ سال، یزدان افروغ ۱۸ سال، عرشیا براری ۲۱ سال) که عموماً ورزشکاران امیدوارکننده و استعدادهای در حال رشد بودند.
• میانسالان ۳۵ تا ۴۵ سال (مانند مجتبی تارشیز، مسعود ذاتپرور ۳۹ سال، محمدرضا گلمکانی ۳۶ سال) که عموماً پیشکسوت، مربی یا ورزشکاران شناختهشده بودند.
این نشان میدهد هیچ گروه سنی از خشونت مصون نبوده و سرکوب هم جوانان معترض و هم نسل میانسال با سابقه اجتماعی را هدف گرفته است.
۵. روش واحد کشتار:
در تمامی موارد، علت مرگ شلیک مستقیم گلوله (اغلب جنگی) توسط نیروهای امنیتی ذکر شده است. نقاط اصابت گلولهها (سینه، قلب، سر، کلیه) حاکی از قصد جدی برای کشتن یا بیملاحظگی کامل نسبت به جان افراد است.
۶. الگوی فشار بر خانوادهها برای سانسور و تحریف واقعیت:
در چندین مورد (ریبین مرادی، یزدان افروغ، هادی فروغ، محمدحسین پرنون) نیروهای امنیتی با تهدید، بازداشت موقت یا شرطگذاری برای تحویل پیکر، سعی در وادار کردن خانواده به تکذیب روایت کشته شدن توسط مأموران یا معرفی متوفی به عنوان بسیجی داشتهاند. این نشاندهنده سیاست رسمی حکومت برای پنهانکاری، کاهش آمار رسمی و تغییر روایتها است.




نظرها
نظری وجود ندارد.