ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

وثیقه‌های نجومی: جنگ قضایی با طبقه‌های پایین جامعه

با اوج‌گیری اعتراضات دی ۱۴۰۴، مقام‌های قضایی ایران با تعیین وثیقه‌های سنگین چند میلیاردی – معادل یک میلیارد تومان به ازای هر سال حبس – نه تنها بازداشتی‌ها را در زندان‌های پرظرفیت مانند قرچک و فشافویه فرسوده می‌کنند، بلکه خانواده‌های کم‌درآمد از حاشیه‌های تهران را تا مرز ورشکستگی می‌کشانند؛ این استراتژی سرکوبگرانه، که با اختلال در روند قضایی و هدف‌گیری جوانان آسیب‌پذیر همراه است، هدفش خفه کردن همبستگی اجتماعی و ایجاد رعب پایدار در جامعه است، تا اعتراض‌های آینده را در نطفه نابود کند.

بیش و کم همزمان با بالا گرفتن اعتراض‌ها، حتی پیش از کشتار بزرگ در ۱۸ و ۱۹ دی، در شبکه‌های اجتماعی گزارش‌های جسته و گریخته‌ای از تعیین وثیقه‌های سنگین برای زندانیان سیاسی منتشر می‌شد. برای مثال می‌توان از آزادی علی خیرجو، پس از بازجویی و تفهیم اتهام با وثیقه ۶ میلیارد تومانی از زندان اوین نام برد. خیرجو در تجمع اعتراضی مقابل زندان اوین در حمایت از زندانیان سیاسی بازداشت و مدتی در بند ۲۰۹ و سپس قرنطینه بند ۷ اوین نگهداری شده بود. علی آدینه‌زاده، ادریس خداکرمی، چیاکو رضایی، محمد زنگنه همه از زندانیانی بودند که با وثیقه‌های سنگین آزاد شدند. برای محمد زنگنه، ۲۳ ساله از تربت حیدریه وثیقه پنج میلیارد تومانی تعیین شده بود.

بنا به گزارش فعالان حقوق بشر (برای مثال هرانا) تا ۲۴ دی ۱۴۰۴ بیش از ۱۸ هزار و ۴۰۰ نفر بازداشت شده‌اند. کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران (CPJ) نیز این عدد را تأیید کرده است. به سبب گستردگی دامنه اعتراض‌ها که تقریبا سراسر ایران را در بر گرفته بود، بازداشتی‌ها در زندان‌ها، و بازداشتگاه‌های امنیتی سراسر ایران نگهداری می‌شوند. بازداشتی‌های تهرانی عمدتاً در زندان‌های قرچک (برای زنان، اغلب در بند قرنطینه)، تهران بزرگ (فشافویه) نگهداری می‌شوند؛ ظرفیت این مکان‌ها که خارج از محدوده شهری تهران قرار دارند، پر شده و دسترسی خانواده‌ها به آن‌ها دشوار است. برای زندانیان قدیمی‌تر، انتقال به زندان‌های مرکزی مانند رجایی‌شهر (قزل‌حصار)، اوین و تهران بزرگ گزارش شده تا فضا برای جدیدها باز شود. در سایر شهرها و مناطق، بازداشتی‌ها در زندان‌های محلی مرکزی مانند بازداشتگاه سروش و زندان مشهد (مشهد)، عادل‌آباد (شیراز، بخش سیاسی با بیش از ۱۵۰ زن)، شیبان و سپیدار (اهواز، با سالن‌های جدید قرنطینه)، زندان‌های مرکزی سنندج، تبریز، ارومیه و زاهدان، و همچنین صدها مورد در زندان‌های عمومی بجنورد، قم، یاسوج، ایذه و تهران نگهداری می‌شوند. بسیاری از بازداشتی‌ها ابتدا در بازداشتگاه‌های نامعلوم سپاه یا مراکز موقت (مانند مهداد و سروش) نگه داشته می‌شوند که دسترسی خانواده‌ها به این مکان‌ها محدود است و حتی فضاهای هواخوری به محل نگهداری تبدیل شده؛ آمار دقیق به دلیل قطع اینترنت و سرکوب ناقص باقی مانده و شرایط نگهداری بازداشتی‌ها اغلب غیرانسانی گزارش شده.

وسعت بازداشت‌ها به حدی است که در جریان اعتراض‌ها بسیاری از رهگذران نیز به طور فله‌ای بازداشت شده‌اند. نیلوفر حامدی در روزنامه شرق گزارشی از وضعیت این زندانیان منتشر کرده است. یک مادر که به زندان قرچک ورامین آمده تا دخترش را آزاد کند، درباره وثیقه‌های سنگین می‌گوید:

وقتی گفتند وثیقه لازم است، فکر کردم می‌توانیم خانه خودمان را بگذاریم؛ اما هم خانه‌مان پنج میلیارد نمی‌ارزید و هم اینکه زیر وام بود.‌ برادرم به کمک ما آمد و سند خانه خودش را داد.

او در ادامه می‌گوید برای یکی از زندانیان هشت میلیارد تومان وثیقه تعیین کرده‌اند.

پدری که برای ملاقات دخترش به قرچک ورامین آمده است در مصاحبه با شرق می‌گوید: 

خوشبختانه خانه‌ای داریم که به محض اعلام وثیقه می‌توانیم آن را ارائه دهیم، اما دخترم می‌گوید اینجا خیلی از هم‌بندی‌هایش از طبقات اقتصادی پایین جامعه هستند. بیشترشان خانه‌ای ندارند. کسی را هم ندارند برایشان کاری کند.

مصطفی نیلی، وکیل دادگستری در گفت‌وگو با شرق می‌گوید:

وثیقه‌ها بسیار سنگین هستند. ظاهرا بر‌اساس تورم و بالا‌رفتن قیمت طلا و ارز، مبلغ وثیقه هم بالا رفته است. حالا به‌ ازای هر سال حبس، یک میلیارد وثیقه در نظر گرفته می‌شود. این عدد در سال ۱۴۰۱، سالی صد میلیون تومان بود.

وثیقه میلیاردی به عنوان ابزار گروگان‌گیری اجتماعی

تحمیل وثیقه‌های چند میلیاردی، که بر اساس گزارش‌ها معادل یک میلیارد تومان به ازای هر سال حبس تعیین می‌شود، به‌وضوح فراتر از توان مالی اکثریت خانواده‌های ایرانی است. هدف اصلی این اقدام، نه تضمین حضور متهم در دادگاه، بلکه فلج کردن اقتصادی پایگاه اجتماعی اعتراضات - یعنی خانواده‌های کم‌درآمد و متوسط - از طریق یکی از دو مسیر مشخص است: مصادره مستقیم دارایی‌های نقدی و غیرنقدی (مانند مسکن) یا تحمیل بدهی‌های سنگین و بلندمدت. در این طرح، خانواده‌ای که ناچار می‌شود خانه خود را وثیقه بگذارد، عملاً به «گروگان مالی» سیستم تبدیل می‌شود. این وابستگی مالی مطلق، بار سنگینی برای بازپس‌گیری وثیقه یا پرداخت اقساط آن ایجاد می‌کند و هدف نهایی آن است تا با ایجاد هراس از فروپاشی اقتصادی، خانواده و فرد بازداشتی را از هرگونه فعالیت یا اعتراض سیاسی آتی بازدارد.

بر اساس گزارش هرانا در دی ۱۴۰۴ در مجموع ۲۶ هزار و ۸۰۰ نفر بازداشت شده‌اند. بسیاری از بازداشتی‌ها از جوانان ساکن مناطق حاشیه‌ای و دانشجویان بودند. اعتراف اجباری، فشار بر خانواده‌ها برای جلوگیری از حمایت جمعی یک رویکرد ثابت است. کاربری در شبکه ایکس می‌نویسد که برای یک نوجوان ۱۸ ساله وثیقه ۱۰ میلیارد تومانی تعینن شده بود. قاضی گفته بود مگر در خواب ببینی که این بچه بیرون بیاید.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

گزارش‌ها از مصادره اموال حامیان اعتراض‌ها (حتی بدون حضور فیزیکی) و تهدید مسدود کردن حساب‌های بانکی بازاریان اعتصابی در شیراز و اصفهان، الگویی از فشار اقتصادی هدفمند بر طبقه‌های متوسط و پایین را تأیید می‌کنند.

هدف اجتماعی این رویکردهای قضایی، ایجاد رعب و افزایش نجومی هزینه‌های همبستگی در جامعه است. این استراتژی با دستگیری هدفمند جوانان از مناطق کم‌برخوردار و حاشیه‌نشین اطراف تهران (مانند پاکدشت، ورامین و رباط‌کریم) اجرا می‌شود؛ افرادی که به‌طور معمول از پشتوانه مالی ضعیف و شبکه‌های ارتباطی محدودی برخوردارند و قادر به استخدام وکلای توانمند یا انجام لابی برای احقاق حقوق خود نیستند. هدف از این انتخاب حساب‌شده، ارسال یک پیام هشدارآمیز و روشن به تمام جامعه است: «اگر اعتراض کنید، نه تنها خود شما، بلکه تمام خانواده‌تان را تا آستانه ورشکستگی مالی و فروپاشی اجتماعی پیش خواهیم برد.» این رویه، عمداً هزینه حمایت از معترضان و پیگیری عدالت را چنان بالا می‌برد که نفس همبستگی و اقدام جمعی را خفه کند.

اشباع قضایی و گروگان‌گیری روانی: استراتژی فلج‌سازی سیستم و جامعه

با هدف امنیتی اشباع و فلج کردن کامل سیستم، مقام های قضایی با صدور انبوه قرارهای بازداشت موقت طولانی‌مدت، عمداً ظرفیت دادگاه‌ها و زندان‌ها را تحت فشار قرار می‌دهند. این حجم عظیم پرونده‌های هم‌زمان، هرگونه امکان رسیدگی عادلانه و مبتنی بر قانون را از بین می‌برد. به گفته وکلای حاضر در پرونده‌ها، این فرسایش سیستماتیک با تکنیک‌های دیگری مانند اختلال عمدی در روند پذیرش وثیقه تکمیل می‌شود؛ مأموران با امتناع از همکاری، متهم را تا زمان ارسال پرونده به دادگاه در بازداشت نگه می‌دارند که عملاً نوعی حبس غیرقانونی سازمان‌یافته است. هدف نهایی این استراتژی، ایجاد یک تأخیر قضایی طاقت‌فرساست که هم فرد بازداشتی را در زندان فرسوده کند، هم خانواده‌اش را از پا درآورد، و هم توان وکلا برای پیگیری موثر و سریع دفاعیات را خنثی کند تا مکانیزم‌های دفاعی حقوقی به کلی از کار بیفتد.

هدف روانی این اقدام‌ها، نهادینه‌سازی احساس درماندگی و بی‌پناهی مطلق در میان معترضان و خانواده‌های آنان است. بخشی کلیدی از این استراتژی، انتقال بازداشت شدگان به زندان‌های دوردست و خارج از مرکز، مانند قرچک و فشافویه است. این کار عمداً هزینه‌های زمانی و مالی مرتبط با ملاقات و پیگیری پرونده را، به ویژه برای خانواده‌های کم‌درآمد، تا حدی طاقت‌فرسا و غیرممکن افزایش می‌دهد.

پرتو برهان‌پور، وکیل دادگستری در گفت‌وگو با شرق می‌گوید:

 بسیاری از بازداشتی‌های اخیر، متعلق به شهرستان‌های اطراف تهران هستند. اغلب آنها شرایط اقتصادی مناسبی ندارند و حالا این روزها خانواده‌هایشان در مضیقه جدی قرار گرفته‌اند. در حالی که ما می‌دانیم ریشه اعتراضات اخیر، اقتصادی و معیشتی بوده است، حالا بخش زیادی از همان افراد در حال تجربه‌ وضعیت دردناکی هستند. بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر در سه زندان قرچک، تهران بزرگ و فشافویه نگهداری می‌شوند. فقط موضوع رفت‌و‌آمد به این زندان‌ها می‌تواند هزینه بسیار زیادی به خانواده‌های بازداشت‌شدگان تحمیل کند؛ چرا‌که این زندان‌ها خارج از شهر هستند، امکان تردد با وسایل حمل‌ونقل عمومی برای آنها وجود ندارد و در نتیجه مجبور به پرداخت هزینه‌های بالا می‌شوند. به اینها هزینه زندانی‌شان هم که‌ کارت تلفنش را شارژ کنند و به کارت خریدش پول بریزند باید اضافه کرد.

 هدف دستگاه قضایی، القای این حس غیرقابل انکار به جامعه است که با یک دستگاه حکومتی عظیم، غیرقابل دسترس، غیرپاسخگو و خردکننده روبرو هستند. این احساس درماندگی عامدانه ایجادشده، به ابزاری حیاتی برای منفعل‌سازی افراد در حال حاضر و بازدارندگی از هرگونه کنش جمعی مشابه در آینده تبدیل می‌شود. مصطفی نیلی در گفت‌‌و‌گو با شرق درباره هرج و مرجی که وجود دارد می‌گوید:

وقتی اول صبح، متهمی را در بازداشتگاه یا زندان از خواب بیدار می‌کنند که به دادگاه برود، در‌حالی‌که نه کیفرخواستی به او ابلاغ شده و نه وکیلی در اختیار داشته، عملا روند آیین‌ دادرسی خدشه‌دار شده است.

 آنچه در پشت پرده این محاکمه‌های نمایشی و ضمانت‌های نجومی نهفته است، صرفاً مجازات فردی نیست؛ بلکه یک عملیات حساب‌شده «تروریسم دولتی علیه پیوندهای اجتماعی» است. هدف کلان این مهندسی اجتماعی خشن، نابودی سرمایه اجتماعی و تخریب شبکه‌های اعتماد و همبستگی در جامعه است. حکومت با اجرای این طرح نظام‌مند قصد دارد: نخست، پایگاه مردمی اعتراض‌ها را با نمایش دهشت‌آور هزینه‌های آن و پیوندهای طبیعی همیاری را زیر فشار بی‌سابقه مالی و روانی خرد کند و با تحمیل سابقه کیفری سنگین، بدهی‌های فلج‌کننده و ضربه‌های روحی عمیق، نسلی از جوانان معترض را برای دهه‌های آینده از صحنه سیاسی حذف کند.

دستگاه قضایی جنگ تمام‌عیاری علیه فقرا و طبقه‌های متوسط آسیب‌پذیر را آغاز کرده است. چنین استراتژی سرکوبگرانه‌ای ممکن است در کوتاه‌مدت خیابان را آرام کند، اما در بلندمدت کینه‌ای عظیم و غیرقابل مهار می‌آفریند که آتشفشانی خاموش است و هر لحظه می‌تواند در قالبی غیرقابل پیش‌بینی و ویرانگرتر شعله‌ور شود.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.