ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

بازداشت رهبران اصلاح‌طلب: گام نهایی به سوی دولت جنگی و حذف هر صدای منتقد

حسین نوش‌آذر - با هماهنگی کامل نهادهای امنیتی و قضایی، آخرین بازمانده‌های صدای منتقد در قالب جریان رسمی اصلاحات در روزهای پایانی بهمن ۱۴۰۴ از صحنه سیاسی ایران حذف شدند. بازداشت گسترده رهبرانی مانند آذر منصوری، نه تنها یک سرکوب موضعی، بلکه گام نهایی در مسیر تبدیل ساختار قدرت به یک «دولت جنگی» تمام‌عیار بود؛ حکومتی که بقای خود را در حذف هرگونه صدای مستقل، ایجاد یکپارچگی اجباری از طریق ترس، و آماده‌سازی ذهنی و ساختاری جامعه برای جنگ احتمالی یا پذیرش انزوا و فشار حداکثری می‌بیند.

در روزهای ۱۸ تا ۲۰ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ (مصادف با ۷ تا ۹ فوریه ۲۰۲۶)، در یک عملیات گسترده و هماهنگ قضایی-امنیتی توسط سازمان اطلاعات سپاه شمار قابل توجهی از چهره‌های ارشد و میانی جبهه اصلاحات ایران احضار و بازداشت شدند. این موج از بازداشت‌ها، رهبران تشکیلاتی مانند آذر منصوری (رئیس جبهه و دبیرکل حزب اتحاد ملت)، ابراهیم اصغرزاده، محسن امین‌زاده، جواد امام (سخنگوی جبهه) و حسین کروبی را هدف قرار داد. همزمان، احضاریه‌هایی نیز برای سایر اعضا از جمله محسن آرمین و بدرالسادات مفیدی صادر شد که وسعت از دامنه این کارزار نشان داشت.

پادکست رادیو زمانه در تحلیل بازداشت گسترده رهبران اصلاح‌طلب را می‌شنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

برنامه‌های رادیو زمانه هر شب روی موج کوتاه (باند ۴۹ متری) فرکانس ۶۰۱۰ کیلوهرتز از ساعت ۲۳ تا ۰۰ به وقت تهران پخش می‌شود.

رسانه‌های نزدیک به سپاه و دستگاه قضایی، اتهام‌های سنگین و گسترده‌ای را علیه این افراد مطرح کردند. مهم‌ترین این اتهام‌ها شامل «هدف‌گیری انسجام ملی»، «موضع‌گیری علیه قانون اساسی»، «هماهنگی با تبلیغات دشمن»، «ترویج تسلیم‌طلبی»، «ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه» و در برخی گزارش‌ها، «فعالیت به نفع رژیم صهیونیستی و آمریکا» بود. این افراد در گفتمان این رسانه‌ها، بخشی از یک «حلقه برانداز همسو با پروژه ضد امنیتی دشمن» و به عنوان «غده سرطانی» معرفی شدند.

این موج بازداشت، واکنش‌های متفاوت و قطبی‌شده‌ای را در پی داشت. از یک سو، نهادهای مرتبط با جریان اصلاحات، مانند حزب اتحاد ملت، و شخصیت‌هایی مانند احمد زیدآبادی، این اقدام را «تأسف‌بار» خوانده و هشدار دادند که چنین رویکردی موجب «التهاب روانی بیشتر جامعه» و «تعمیق شکاف‌های سیاسی» خواهد شد و خواستار آزادی بی‌قیدوشرط بازداشت‌شدگان شدند. از سوی دیگر، جریان‌های تندرو و رسانه‌های حامی حکومت، از این عملیات استقبال کرده و آن را اقدامی ضروری و به‌موقع برای «پاکسازی» میدان سیاسی از عناصر «برانداز» توصیف کردند. این دوگانگی، عمق شکاف موجود در سپهر سیاسی ایران را به نمایش گذاشت.

آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات ایران، در یک پیام تسلیت عمومی، با اعلام همدردی عمیق با خانواده‌های جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، خود را شریک این درد خوانده بود. منصوری با اشاره به محدودیت دسترسی رسانه‌ای، خطاب به خانواده‌ها اعلام کرده بود: «شما تنها نیستید» و پیگیری حقوق آنان و روشن شدن حقیقت را یک وظیفه انسانی و تاریخی برای همه خوانده و وعده داده بود که اجازه نخواهد داد این خون‌ها به فراموشی سپرده شود. 

یکی از اهداف عملیات گسترده امنیتی – قضایی سلب مشروعیت از همین بیانیه تسلیت است با این پیام آشکار: هرگونه ابراز همدردی با خانواده کشته‌شدگان، «همصدایی با دشمن» و «خیانت» است. این، فضای هرگونه انتقاد یا میانه‌روی را کاملاً می‌بندد.

افشاگری علی شکوری‌راد (فعال سیاسی اصلاح‌طلب و دبیرکل سابق حزب اتحاد ملت) در ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ (معادل ۷ فوریه ۲۰۲۶) در نشست معاونان ستاد مسعود پزشکیان را هم باید در نظر داشت. فایل صوتی این افشاگری در کانال تلگرامی «جمهوریت» منتشر شده بود. شکوری‌راد در این سخنان، روایت رسمی حکومت از اعتراضات دی‌ماه را به شدت رد کرده و گفته بود که نهادهای امنیتی و اطلاعاتی خود عمداً اعتراضات را آغاز کرده‌اند تا با «تزریق خشونت» و «پروژه کشته‌سازی از نیروهای خودی» (مانند کشتن بسیجیان، انتظامیان، آتش زدن مساجد، حسینیه‌ها و سوزاندن قرآن) بهانه‌ای برای سرکوب خونین معترضان فراهم کنند.

 در تدارک دولت جنگی

باید توجه داشت که موج بازداشت‌ها همزمان با گفت‌وگوهای ایران و آمریکا در مسقط اتفاق افتاده است. اگر جنگ شود، یا اگر فشار برای مذاکره تسلیم‌طلبانه بیشتر شود، وجود یک جناح اصلاح‌طلب می‌تواند به عنوان طرف مذاکره داخلی مطرح شود. این دستگیری‌ها، این گزینه را نابود می‌کند.

 دستگاه امنیتی – قضایی با این بازداشت‌ها در پی ترساندن باقی‌مانده‌های نخبگان، پیام به دولتمردان، مدیران و بازنشستگان رده بالاست: یا سکوت مطلق، یا زندان.

اتهام «فعالیت به نفع آمریکا و اسرائیل» علیه اصلاح‌طلبان، آخرین قطعه پازل روایت سازی حکومت است. این روایت کامل می‌شود:

  • دشمن بیرونی: آمریکا/اسرائیل (با ناوگان و تهدید).
  • عوامل میدانی داخلی: معترضان خیابانی (اغتشاشگر).
  • رهبری فکری داخلی: اصلاح‌طلبان و نخبگان منتقد ("جریان وابسته").

با این روایت، هرگونه اختلاف نظر با ولی فقیه به خیانت در زمان جنگ تعبیر می‌شود. این، مجوز قانونی برای هرگونه سرکوب بی‌قیدوشرط را صادر می‌کند.

 همه این تحولات در کنار هم ( اینترنت که تحت حاکمیت نهادهای امنیتی است، دستگیری اصلاح‌طلبان، اتهام‌زنی گسترده) نشان می‌دهد حکومت در حال اجرای یک برنامه اضطراری است: تبدیل ایران به یک «دژ بسته»، حذف هرگونه صدای متفاوت یا مستقل که ممکن است در لحظه حساس، نمایانگر «ضعف» یا «اختلاف» باشد و سرانجام کنترل مطلق اطلاعات.

این اقدام‌ها، نشانه‌های پیش از ظهور یک «دولت جنگی» با این ویژگی‌هاست: رهبری متمرکز در دست امنیتی‌ها (سپاه و شورای عالی امنیت ملی)، حذف کامل مخالفان و منتقدان تحت عنوان خیانت، تعلیق کامل فضای سیاسی و احزاب وتبدیل تمام رسانه‌ها به بلندگوی تبلیغات جنگی.

جامعه ایران اکنون پس از یکی از خونبارترین کشتارهای تاریخ در آستانه ورود به تاریک‌ترین و بسته‌ترین دوره خود از زمان جنگ ایران و عراق قرار دارد، با این تفاوت که این بار دشمن بیرونی قدرتمندتر و دشمن داخلی (از نگاه حکومت) فراگیرتر تعریف شده است. هدف حکومت، بقا از طریق ایجاد یک یکپارچگی اجباری و مبتنی بر ترس است. موفقیت یا شکست این استراتژی، به توانایی آن در کنترل گرسنگی، مدیریت وحشت ناشی از جنگ احتمالی، و جلوگیری از شکاف در درون خود نهاد امنیتی بستگی دارد.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.