ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

چپ ایران و بحران همگرایی

«تحلیل ساختاری و گفتمانی پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی

شیوا رها ـ جنبش «زن، زندگی، آزادی» ظرفیت‌های بی‌سابقه‌ای از کنش جمعی، شبکه‌سازی افقی و همبستگی اجتماعی را در ایران آشکار کرد. با این حال، این لحظه‌ی تاریخی به بازسازی سازمانی و همگرایی پایدار در میان جریان‌های چپ منجر نشد. برعکس، پراکندگی، سکوت متقابل و ناتوانی در ایجاد سازوکارهای مشترک تداوم یافت؛ وضعیتی که در واکنش محدود به «پلتفرم دموکراتیک ایران» به‌وضوح قابل مشاهده است. این مقاله با تکیه بر تحلیل ساختاری، تاریخی و گفتمانی نشان می‌دهد که بحران همگرایی چپ ایران صرفاً ناشی از اختلافات تاکتیکی نیست، بلکه ریشه در میراث انشعاب، ضعف نهادهای میانجی، بحران بازنمایی، واکنش‌محوری رسانه‌ای و ابهام نظری نسبت به مسئله‌ی قدرت دارد.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ یکی از مهم‌ترین لحظات تحول در سیاست معاصر ایران بود. این جنبش، با ویژگی‌های افقی، شبکه‌ای و غیرمتمرکز، ظرفیت‌های تازه‌ای از کنش جمعی و همبستگی اجتماعی را آشکار کرد و نشان داد که جامعه‌ی ایران توانایی تولید اشکال نوینی از سیاست‌ورزی را دارد. در چنین لحظه‌ای انتظار می‌رفت جریان‌های چپ، که به‌طور سنتی همواره بر سازمان‌دهی، همبستگی و کنش جمعی تأکید داشته‌اند، از این فرصت برای بازسازی نهادی و همگرایی سیاسی استفاده کنند.

با این حال، این لحظه‌ی تاریخی به شکل‌گیری سازوکارهای پایدار همکاری در میان نیروهای چپ منجر نشد. پراکندگی، سکوت متقابل و بی‌اعتمادی تاریخی ادامه یافت؛ وضعیتی که در واکنش محدود به «پلتفرم دموکراتیک ایران» به‌وضوح قابل مشاهده است؛ ابتکاری که بالقوه می‌توانست نقطه‌ی آغاز شکل‌گیری یک بلوک دموکراتیک-چپ باشد.

در این چارچوب، «پلتفرم دموکراتیک ایران» به‌عنوان یک نمونه‌ی پژوهشی مورد توجه قرار می‌گیرد. این ابتکار که با هدف ایجاد حداقلی از توافق برنامه‌ای و چارچوب همکاری میان نیروهای دموکراتیک و چپ مطرح شد، می‌توانست نقطه‌ی آغاز یک فرآیند همگرایی تدریجی باشد. واکنش محدود یا سکوت بخش‌هایی از جریان چپ نسبت به این پلتفرم، نه صرفاً به‌عنوان یک رویداد مقطعی، بلکه به‌مثابه‌ی نشانه‌ای از بحران عمیق‌تر نهادی و گفتمانی تحلیل می‌شود.

این مقاله با ترکیب سه چارچوب نظری جامعه‌شناسی سازمان‌ها، نظریه‌های کنش جمعی، و تحلیل گفتمان سیاسی، استدلال می‌کند که بحران همگرایی چپ در ایران صرفاً ناشی از اختلافات تاکتیکی یا شخصی نیست، بلکه ریشه در عوامل ساختاری، نهادی و گفتمانی دارد. در اینجا، «چپ ایران» به‌مثابه‌ی مجموعه‌ای ناهمگن از سازمان‌ها، شبکه‌ها و کنشگران در نظر گرفته می‌شود و تحلیل حاضر بر گرایش‌های غالب تمرکز دارد، نه همه‌ی موارد استثنایی.

میراث انشعاب: هویت‌هایی که بر تمایز بنا شده‌اند

تاریخ چپ ایران با سلسله‌ای از انشعاب‌های ایدئولوژیک، تشکیلاتی و شخصی مشخص می‌شود. این میراث انشعاب سه پیامد ساختاری مهم داشته است:

نخست، هویت بسیاری از گروه‌های چپ نه بر مبنای پروژه‌ی سیاسی مشترک، بلکه بر اساس تمایز از گروه‌های منشعب‌شده یا رقیب شکل گرفته است. در چنین وضعیتی، ائتلاف و ادغام نه به‌عنوان فرصت، بلکه به‌عنوان تهدیدی برای سرمایه‌ی نمادین و روایت تاریخی گروه تلقی می‌شود.

دوم، هر انشعاب روایتی از «حقانیت» تولید کرده که در حافظه جمعی تثبیت شده است. این روایت‌ها پذیرش خطا، بازنگری تاریخی و مصالحه‌ی سیاسی را دشوار می‌کنند و نوعی سیاست حافظه مبتنی بر دفاع از گذشته ایجاد می‌کنند.

سوم، انشعاب به‌جای آنکه استثناء باشد، به الگویی مسلط برای حل اختلاف تبدیل شده است. در چنین فرهنگی، مذاکره و سازش به‌عنوان ضعف تلقی می‌شود و جدایی به‌عنوان کنش رادیکال مشروعیت می‌یابد.

فقدان نهادهای میانجی و فرهنگ مذاکره

یکی از ضعف‌های ساختاری چپ ایران، نبود نهادهای پایدار برای مدیریت اختلاف و تولید اجماع است. بسیاری از احزاب و جریان‌های چپ در دیگر کشورها دارای شوراها، کمیته‌های میانجی و سازوکارهای رسمی حل اختلاف‌اند که اختلاف نظر را به فرآیندهای نهادمند تبدیل می‌کنند. در مقابل، چپ ایران غالباً فاقد چنین نهادهایی بوده و اختلاف نظر غالباً به‌عنوان انحراف ایدئولوژیک فهم شده است.

نتیجه‌ی این وضعیت آن است که اختلاف‌های کوچک به شکاف‌های بزرگ تبدیل می‌شوند و پروژه‌های مشترک پیش از آنکه نهادمند شوند، فرو می‌پاشند. فقدان فرهنگ مذاکره و سازش نهادی، بحران همگرایی را بازتولید می‌کند.

بحران بازنمایی: پایگاه محدود، هزینه‌های بالا

بسیاری از گروه‌های چپ در شرایط کنونی دارای پایگاه اجتماعی محدود اما وفادار هستند. این وضعیت نوعی منطق سیاسی خاص ایجاد می‌کند که در آن هزینه‌ی ائتلاف اغلب بیش از هزینه‌ی عدم ائتلاف ارزیابی می‌شود. هرگونه مصالحه می‌تواند به‌عنوان عقب‌نشینی ایدئولوژیک تعبیر شود و به ریزش پایگاه محدود اما متعهد بینجامد.

این منطق توضیح می‌دهد که چرا ابتکارهای فراگروهی، حتی زمانی که از نظر برنامه‌ای نزدیک‌اند، با واکنش محتاطانه یا سکوت مواجه می‌شوند. در چنین شرایطی، «عدم تصمیم» به یک استراتژی تبدیل می‌شود.

واکنش‌محوری رسانه‌ای و سیاست توجه

بخش مهمی از بحران همگرایی به الگوی عملکرد رسانه‌ای نیروهای چپ نیز مربوط است. بسیاری از رسانه‌ها و گروه‌های چپ بیشتر درگیر واکنش به رویدادها و نقد رقبا هستند تا تولید دستورکار مستقل سیاسی. این واکنش‌محوری باعث می‌شود ابتکارهای بلندمدت کمتر دیده شوند و انرژی رسانه‌ای صرف منازعات درون‌اپوزیسیون گردد، نه ساختن بدیل.

تحلیل و بررسی الگوی توجه‌ی رسانه‌ای نشان می‌دهد که برجسته‌سازی نیروهای رقیب حتی در قالب نقد می‌تواند به تقویت نمادین آنان در میدان سیاسی منجر شود. در مقابل، کم‌توجهی به ابتکارهای ساختاری درون‌چپ مانع تبدیل آنها به گفتمان مسلط می‌شود. در نتیجه، جریان چپ، علی‌رغم توانایی و موفقیت در نقد نظم موجود، در تولید روایت‌های مثبت و بدیل‌های نهادی کمتر موفق است. ابتکارهایی مانند «پلتفرم دموکراتیک ایران» نمونه‌هایی از تلاش برای تولید چنین روایت‌هایی هستند که بدون حمایت گفتمانی گسترده، توان تبدیل شدن به هژمونی گفتمانی را نمی‌یابند.

شکاف میان چپ سازمانی و چپ اجتماعی

جنبش «زن، زندگی، آزادی» نمونه‌ای از کنش جمعی افقی، شبکه‌ای و بدون رهبری متمرکز بود. در مقابل، بسیاری از سازمان‌های چپ همچنان بر ساختارهای سلسله‌مراتبی، خط‌مشی‌های متمرکز و مدل‌های حزبی کلاسیک تکیه دارند. این ناهمخوانی ساختاری موجب شد که چپ سازمانی نتواند خود را با منطق کنش شبکه‌ای تطبیق دهد و از انرژی جنبش برای بازسازی خود بهره گیرد.

این شکاف را می‌توان به‌عنوان بحران بازنمایی سیاسی در عصر شبکه‌های دیجیتال فهم کرد؛ عصری که در آن کنشگران فردی و شبکه‌ای نقش پررنگ‌تری نسبت به سازمان‌های کلاسیک یافته‌اند.

چپ ایران و مسئله‌ی قدرت: پارادوکس مسئولیت

بخش مهمی از چپ ایران همچنان نسبت خود با مسئله قدرت را به‌طور نظری و عملی روشن نکرده است. نوعی پارادوکس میان تعهد به سازمان‌دهی و ترس از تصاحب قدرت سیاسی مشاهده می‌شود. قدرت اغلب به‌عنوان خطر «خیانت به آرمان» فهم می‌شود، درحالیکه نظریه‌های معاصر چپ بر ضرورت مسئولیت‌پذیری نهادی، حکمرانی دموکراتیک و سیاست اصلاحی تأکید دارند.

این پارادوکس باعث می‌شود که چپ در لحظات بحرانی از اتخاذ تصمیم‌های بزرگ نهادی بازبماند و سیاست را بیشتر به‌عنوان موضع اخلاقی فهم کند تا پروژه‌ای نهادی.

چرا تجربه‌ی پلتفرم دموکراتیک ایران به همگرایی منجر نشد؟

«پلتفرم دموکراتیک ایران» یکی از معدود تلاش‌ها برای ایجاد چارچوبی فراگروهی جهت همگرایی نیروهای دموکراتیک و چپ بود. واکنش محدود به این ابتکار نشان‌دهنده‌ی بحران‌های عمیق‌تر نهادی است. بر اساس تحلیل سازمانی و گفتمانی، می‌توان چند عامل اصلی را شناسایی کرد:

  • تلقی پلتفرم به‌عنوان رقیب سازمانی به‌جای فرصت ائتلافی؛
  • نگرانی از کاهش وزن سیاسی در ساختار جدید؛
  • اختلاف نظر بر سر مفاد سند و اولویت‌های برنامه‌ای؛
  • بی‌اعتمادی تاریخی به پروژه‌های فراگروهی؛
  • محاسبه‌گری کوتاه‌مدت و ترس از تغییر ساختارهای تثبیت‌شده.

این عوامل نشان می‌دهند که مسئله فراتر از اختلافات تاکتیکی است و به بحران‌های عمیق اعتماد، هویت و نهادمندی بازمی‌گردد.

ضرورت بازسازی فرهنگی و نهادی

بحران همگرایی چپ ایران صرفاً مسئله‌ای سازمانی نیست، بلکه مسئله‌ای فرهنگی، نهادی و گفتمانی است. بدون بازخوانی انتقادی میراث انشعاب، ایجاد نهادهای میانجی پایدار، بازتعریف رابطه با قدرت سیاسی و کاهش شکاف میان چپ سازمانی و چپ اجتماعی، هیچ ابتکار نهادی حتی با طراحی دقیق، قادر به ایجاد همگرایی پایدار نخواهد بود.

بازسازی نقش سیاسی چپ در ایران مستلزم بازسازی فرهنگی و نهادی است، نه صرفاً بازآرایی تشکیلاتی. در غیاب این بازسازی، چپ همچنان در گذشته باقی خواهد ماند، حتی اگر جامعه به‌سوی آینده حرکت کند.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.