مراقبان سلامت در زمان بحران
درسهایی از انقلاب «زن، زندگی، آزادی»
در پی اعتراضات سالهای اخیر، نظام سلامت ایران با چالشی بیسابقه روبرو شد: تبدیل شدن مراکز درمانی به فضاهای امنیتی و تهدید ارائهدهندگان خدمت. در حالی که مسیرهای رسمی درمان به بنبست رسیده بود، کادر درمان در داخل و خارج از کشور با تکیه بر «شبکههای اعتماد»، مسیرهای موازی و غیررسمی برای نجات جان مجروحان خلق کردند. بنیاد کیان در این گزارش، با استناد به مصاحبه با ۱۱ متخصص حوزه سلامت، به واکاوی الگوهای نوآورانه، چالشهای اخلاقی و درسآموختههایی پرداخته است که میتواند نقشه راهی برای مراقبت از سلامت جامعه در بحرانهای پیش رو باشد.

پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، حکومت ایران تظاهرات مسالمتآمیز را بهطرزی خشونتبار سرکوب کرد، شمار زیادی از شهروندان را بهصورت گسترده بازداشت کرد، و ارائهدهندگان خدمات سلامت را بهخاطر ارائه مراقبتهای ضروری به افراد مجروح دستگیر و تهدید نمود. همزمان گزارشهای متعددی از زندانی شدن پزشکان و سایر پرسنل سلامت منتشر شد. گزارشهایی مبنی بر حضور نیروهای امنیتی در بیمارستانها به منظور دریافت اطلاعات بیمارانی که برای خارج کردن گلوله یا درمان سایر جراحات مرتبط با اعتراضات مراجعه میکردند. در نتیجه، هزاران شهروندی که بازداشت و سپس آزاد شدند، از مراجعه به مسیرهای رسمی خدمات سلامت (برای مثال رفتن به مطب پزشک یا بیمارستان) هراس داشتند.
در چنین شرایطی که درمان مجروحان هم برای بیماران و هم کارکنان سلامت ناامن بود، کارکنان سلامت تلاش کردند از روشهای جایگزین برای ارائه بهترین مراقبت ممکن همراه با حفظ امنیت بیماران، استفاده کنند. برخی از این اقدامات عبارت بودند از تکیه بر شبکههای اجتماعی و حرفهای شخصی، ارجاع بیماران به کلینیکهای مورد اعتماد، و بهرهگیری از همکاری پزشکان ایرانی مقیم خارج از کشور برای تشخیص و درمان. افزون بر این، ایرانیان کادر درمان در خارج از کشور شبکههای غیررسمی و سازمانهای بشردوستانه رسمی تشکیل دادند تا از طریق شبکههای اجتماعی آنلاین، آسیبدیدگان را به پزشکان مورد اعتماد در داخل کشور ارجاع دهند، و یا خدمات از راه دور برای سلامت جسم و روان ارائه کنند.
اکنون سه سال پس از جنبش مهسا، این روزها همه ما با ناباوری شاهد تکرار فجایع در مقیاسی بسیار گستردهتر هستیم: کشتار هزاران نفر از معترضان در خیابان، زخمی شدن و آسیب دیدن دهها هزار نفر، موج گسترده بازداشتها، و نقض واضح حقوق بشر با حمله به مراکز درمان، دستگیری و ناپدیدسازی بیماران و کادر درمان، و گستره باور ناپذیر سوگ و آسیب روانی که سلامت روان جامعه را تهدید میکند.
در طول سالهای گذشته، بنیاد کیان با هدف ثبت این تجارب، با کادر سلامت و فعالان اجتماعی حیطه سلامت در داخل و خارج از ایران مصاحبه کرده است تا فرآیندهای پویای شکلگیری مسیرهای غیررسمی مراقبت سلامت در غیاب یک نظام رسمی امن و کارآمد را ثبت کند. امیدواریم این تجربیات برای کمک به شکلگیری شبکههای کارآمدتر خدمات رسانی به آسیبدیدگان در بحران اخیر و آینده مبهم پیش رو مفید باشد.
خدمات سلامت در بحران
ما با ۱۱ نفر از ارائهدهندگان خدمات سلامت و کنشگران حوزه سلامت که بهطور مستقیم در ارائه مراقبتهای پزشکی و سلامت روان به افراد مجروح در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» و پیامدهای آن نقش داشتند، مصاحبه کردیم. شرکتکنندگان از طریق معتمدان و نیز بر پایه شناخت جمعی بنیاد کیان از افراد و سازمانهای فعال در این حوزه به مصاحبه دعوت شدند. مصاحبهشوندگان طیف گستردهای از رشتههای سلامت را شامل میشدند، از جمله روانپزشکان، روانشناسان، جراحان، پزشکان عمومی، و پرستاران. این گروه شامل شش مرد و پنج زن بود. در زمان انجام مصاحبه، هشت نفر از شرکتکنندگان در خارج از ایران اقامت داشتند. ده نفر از مصاحبهشوندگان از آغاز جنبش در این حوزه فعال بودند. برخی از آنان تجربه مستقیم تعقیب قضایی و زندانی شدن را داشتند.
در این مقاله به جمعبندی خلاصهای از تجربیات فعالان حوزه سلامت و آموختهها برای بحرانهای پیش رو میپردازیم.
نقش رهبری متخصصان سلامت در شبکهسازی مبتنی بر اعتماد
پزشکان و سایر پرسنل بخش سلامت مشاورانی قابل اعتماد برای مردم هستند. اهمیت این اعتماد و بار مسوولیتی که ایجاد میکند در شرایط خطر و بحران دوچندان میشود. پزشکان در جریان فعالیتهای حرفهای روزمره خود در حال شبکهسازی هستند. این شبکهها شامل همکاران (سایر پزشکان، پرستاران، و پرسنل سلامت)، پرسنل اداری، و بخشهای مرتبط سیستم درمان (مانند داروخانه، آزمایشگاه، …) میشوند. این شبکهها در طول زمان و بر اساس ارتباط حرفهای و اعتماد بینفردی شکل میگیرند. در روزهای بحران، این شبکههای مبتنی بر اعتماد بین فردی نقش مهمی در ارائه خدمات امن به مراجعان ایفا میکردند.
در روزهای اعتراضات و ماههای پس از آن، در بسیاری نقاط، نیروهای امنیتی در بیمارستانها حضور داشتند و فرایندهای درمانی را زیر نظر میگرفتند تا موارد مشکوک را شناسایی کنند. کادر درمان همواره نگران بودند که بهعنوان همدست معترضان شناسایی شوند و بیماران نیز بهطور مستمر در معرض خطر تعقیب و آزار قرار داشتند. روابط شخصی و شبکههای مبتنی بر اعتماد نقشی محوری در ارائه مراقبت در موارد حساس داشتند. کارکنان سلامت اغلب به همکارانی رجوع میکردند که بر اساس تجربههای پیشین و پیوندهای شخصی به آنان اعتماد داشتند. گروههای موجود، مانند همکاران، همکلاسیهای قدیمی، و دوستان، هسته اولیه گروههای جدید را برای مشاوره و ارجاع تخصصی بیماران تشکیل میدادند. تشکیل این شبکههای کوچک منطقهای و مبتنی بر اعتماد بینفردی یک ساختار غیر متمرکز و گسترده ایجاد کردهبود که در نبود یک سیستم منسجم امن برای خدمات سلامت نقش مهمی در خدماترسانی به آسیب دیدگان ایفا میکرد.
ثبت حداقلی اطلاعات سلامت، لازمه دوران بحران
هم در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و هم بحران ۱۴۰۴ موارد متعددی از مراجعه نیروهای امنیتی به مراکز درمانی و دستگیری آسیبدیدگان بر اساس محتوای پروندههای درمانی (مثل زخم گلوله) گزارش شده است. در پاسخ به این تهدیدها پرسنل درمان تا حد امکان به ثبت و گزارشدهی حداقلی بسنده میکردند. مشاورهها با همکاران به صورت شفاهی انجام میگرفت، و تشخیصها تا حد امکان غیراختصاصی ثبت میشد (مثل زخم باز بجای زخم گلوله). این تغییر در پروتکلهای معمول ثبت اطلاعات بیماران یک سازگاری گریزناپذیر در برخورد با شرایط بحرانی موجود بود.
این مساله در مورد مراجعان به پلتفرمهای آنلاین سلامت نیز صادق بود. برای بسیاری از مراجعان ارائه اطلاعات شخصی در یک چت اینترنتی یا حین مکالمه با یک بات سوشال مدیا نگرانکننده بود. در نتیجه بسیاری از ارائهدهندگان خدمات خارج از ایران به ثبت حداقلی اطلاعات بسنده میکردند. در نبود یک مکالمه چهره به چهره و امکان معاینه و مصاحبه بالینی، این مساله ارائه خدمات بهینه سلامت از طریق پلتفرمهای آنلاین را با مشکلاتی مواجه میکرد.
سازگاریهای برآمده از بحران
ارائهدهندگان خدمات سلامت با بهرهگیری از تجارب بحرانهای پیشین، مانند همهگیری کووید-۱۹، راهبردهایی برای پاسخ به نیازهای فوری شکل میدادند. این اقدامات شامل آموزش نیروهای غیرمتخصص، ایجاد شبکههای مردمی و خودجوش، و تمرکززدایی از ارائه مراقبت بود.
کمبود شدید منابع، ارائهدهندگان خدمات سلامت را ناچار به یافتن راهحلهای خلاقانه کرد؛ از جمله استفاده مجدد از برخی تجهیزات پزشکی و بهرهگیری از شبکههای غیررسمی برای تهیه و انتقال دارو. وقتی که مراجعه به بیمارستان خطر شناسایی و آسیب را افزایش میداد، مراقبتهای اولیه بیماران در خانه انجام میشد. برخی نیز مکانیزمهای غربالگری تلفنی یا آنلاین ایجاد کردند تا بیماران را در منزل ارزیابی کنند، ضرورت مراجعه به مراکز درمانی را بسنجند، و پیشاپیش با همکاران خود در مراکز مراقبت هماهنگی لازم را انجام دهند.
تلاشها برای ایجاد پلتفرمهای آنلاین ارتباطی امن، چه برای تریاژ و ارائه خدمات به مراجعان و چه برای هماهنگی و ارجاع بین کادر درمان، با چالشهای فنی همراه بود. با وجود این محدودیتها، این روشها به بهینه کردن روند ارائه مراقبت و کارآمدتر شدن فرایندهای غربالگری و اولویتبندی بیماران کمک می کرد. به دلیل در دسترس نبودن پلتفرمهای استاندارد و تخصصی فناوری اطلاعات برای مراقبت از بیماران، ارائهدهندگان خدمات سلامت عمدتاً ناچار بودند از پلتفرمهای عمومی شبکههای اجتماعی و ابزارهای رایج تماس آنلاین برای ارائه مراقبت و ارتباط با بیماران استفاده کنند.
با گذشت زمان، شبکههای غیررسمی کادر درمان، از گروههای خودجوش به زیرساختهای مراقبتی سازمانیافتهتری تبدیل شدند. در این زیرساختها حوزههای فعالیت هر کس مشخص شد تا فرایند تریاژ و ارجاع به پزشکان و متخصصان مربوطه در داخل و خارج از کشور سریعتر انجام شود تا بتوانند پاسخگوی افزایش تقاضا باشند و آشفتگی در هماهنگی را کاهش دهند.
در مجموع، داوطلبان ستون فقرات عملیات را تشکیل میدادند. تعهد آنان در تداوم خدمات سلامت در برابر تقاضای گسترده و فشار بیسابقه نقشی تعیینکننده داشت. با این حال، نبود روابط مالی پایدار، به دلیل ماهیت داوطلبانه و نوعدوستانه این فعالیتها، میتوانست در طول زمان چالشهایی برای استمرار این تلاشها ایجاد کند، بهویژه در حوزه سلامت روان که نیازمند ارتباطات بلندمدت و پیوسته با مراجعان بود.
یکی از مضامین مشترک در مصاحبهها نبود تلاشهای سازمانیافته برای ایجاد ظرفیتهای بلندمدت و مدلهای پایدار مراقبت بود. بسیاری از شبکههای غیررسمی در اثر فرسودگی، فضای ناامیدی، چالشهای امنیتی، کمبود منابع، و مهاجرت برخی از کارکنان سلامت تضعیف شدند. تلاش برای ایجاد شبکههای پایدار و تقویت آمادگی برای بحرانهای آینده از درسهای کلیدی تجربه شرکتکنندگان بود. آنها بر ضرورت برنامهریزی نظاممند و زیرساختهای تابآور تأکید داشتند.
متخصصان خارج از کشور به عنوان پل ارتباطی
همزمان با تلاش کادر درمان در داخل ایران، متخصصان و کارکنان حوزه سلامت خارج از ایران نقش حمایتی مهمی در تداوم این شبکههای غیررسمی سلامت ایفا کردند. با گذشت زمان، سازمانهای نوظهور، ائتلافهای غیررسمی، و شبکههای بین المللی کادر درمان شکل گرفتند تا کمکرسانی را بهصورت نظاممندتری هماهنگ کنند. این گروهها امکان ارائه مشاوره بالینی و سلامت روان از راه دور، مشاوره تخصصی، و گاه ارجاع بیماران به پزشکان معتمد در داخل کشور را فراهم کردند و در عین حال، بسیج فرامرزی منابع، داروها، و کمکهای مالی را تسهیل نمودند. برخی از این گروهها، دورههای کوتاه مدت رایگان روان درمانی برای آسیب دیدگان ارایه کردند.
در بسیاری موارد، این شبکههای برونمرزی بهعنوان پل پیونددهنده عمل میکردند که ارائهدهندگان خط مقدم در داخل ایران را به متخصصان و حمایتهای مادی در خارج و داخل کشور متصل میساخت. نگرانیهای امنیتی در داخل و محدودیتهای ارتباطی بین متخصصان،نقش افراد و سازمانهای خارج از کشور بهعنوان پلها و پیونددهندگان، و گاه بهعنوان نخستین خط مراقبت و ارتباطگیری را برجسته میکرد. این متخصصان به صورت فردی و یا در قالب گروهها و سازمانهای تخصصی گاه همکاران داخل کشور را در زنجیره ارجاع و مشاوره به هم متصل میکردند، و گاه، مخصوصا در ارائه خدمات سلامت روان، نقش مستقیمی برعهده داشتند.
با این حال، این شبکههای سلامت تحت محدودیتهای جدی فعالیت میکردند؛ از جمله مخاطرات حقوقی و حرفهای، نگرانیهای مربوط به نظارت و نفوذ امنیتی، و تهدید علیه بستگان در داخل ایران، که همگی بر میزان و چگونگی مشارکت آنان تأثیر میگذاشت.
فشار و تابآوری روانی
در روزهای اوج اعتراضات، بار روانی وارد بر کارکنان سلامت بسیار سنگین بود. احساس گناه، آسیب روانی، و فعالیت فراتر از توان بسیار شایع بود، و بسیاری برای ایجاد تعادل میان مسئولیتهای حرفهای و سلامت شخصی خود با دشواری مواجه بودند. ارائهدهندگان خدمات با دوراهیهای اخلاقی پیچیدهای روبهرو بودند، از جمله ایجاد تعادل میان ضرورت مستندسازی دقیق و ریسک به خطر افتادن امنیت بیماران.
در میان متخصصان سلامت روان، گروههای غیررسمی همکاران، جلسات گروهی، و سوپرویژن توسط راهنمایان ارشد نقش مهمی در فراهم کردن حمایت عاطفی داشتند. این سازوکارها به کاهش فرسودگی کمک میکردند و تابآوری ارائهدهندگان خدمات را تقویت نمودند.
با همه این احوال، منبع انرژی و مایه از خودگذشتگی برای بسیاری از کادر درمان همراهی با جنبش بود، و آنان بیش از منافع شخصی، بر اثرگذاری و نقشآفرینی در جنبش تاکید داشتند. این روحیه همبستگی، اهمیت فرهنگی گستردهتر جنبش را برجسته میکرد.
جمعبندی و درسهایی برای بحرانهای آینده
تجربههای کادر درمان در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» درسهای ارزشمندی درباره چالشها و سازگاریهای لازم برای ارائه مراقبت در شرایط بحران در اختیار ما قرار میدهد. روایتهای آنان نشاندهنده تعهد عمیق به اخلاق حرفهای، حل مسئله به شیوههای نوآورانه، و تابآوری عاطفی است. نقش شبکههای اجتماعی مبتنی بر اعتماد و گروههای خارج از کشور قابل توجه است. در فهرست زیر بعضی از این درسها را خلاصه کردهایم:
- متخصصان سلامت به طور روزمره در شبکههای اعتماد فعالیت میکنند. این شبکههای مبتنی بر اعتماد در روزهای بحران به کار میآیند. شبکههای از پیش ساخته شده همکاران و نزدیکان هستههای اولیه مناسبی برای فعالیت هستند. این ساختار غیرمتمرکز امنیت بالاتری دارند و فرآیند انتقال اطلاعات سلامت و مشاوره و ارجاع در آنها تسهیل شدهاند. اما امکان مدیریت، کنترل کیفیت و هماهنگی را کاهش میدهد.
- پلتفرمهای عمومی شبکه های اجتماعی آنلاین برای ارائه خدمات سلامت طراحی نشدهاند. اما در شرایط محدودیتهای بحران بهترین ابزار دسترسی به مراجعان، ارائه مشاوره و ارجاع، و انتقال اطلاعات بین متخصصان هستند. ایجاد روالها و دستورالعملهایی برای حفظ امنیت بیماران و کادر درمان در مکالمات آنلاین ضروری است.
- ساختار غیرمتمرکز شبکههای مبتنی بر اعتماد نیاز به پلهای ارتباطی امن را ایجاد میکند. فعالان حوزههای دیگر، مانند فعالان اجتماعی و حقوق بشری (که میتوانند در حمایت مالی یا اتصال به گروههای دیگر موثر باشند) و شبکههای فعالان سلامت در خارج از کشور (که میتوانند نقش هماهنگی امنتر بینگروهی را ایفا کنند) میتوانند نقش پلهای ارتباطی را بر عهده بگیرند.
- ارائه خدمات مشاوره و رواندرمانی از راه دور برای آسیب دیدگان توسط سازمانها و گروههای کادر درمان خارج از کشور امکان پذیر است، و قابل گسترش است.
- گروههای خودجوش در کوتاه مدت موثرند، ولی در نهایت دچار ازدحام و فرسودگی میشوند. برنامه ریزی بلند مدت برای ایجاد پروتکلها و شبکههای امن با پشتیبانی فناوری اطلاعات پیش از شروع بحران لازم است تا به محض شروع بحران شروع به کار کنند.
- ارائهدهندگان خدمات معمولا برای بحران آموزش ندیدهاند. ایجاد و انتشار محتوای آموزشی و پروتکلهای درمانی برای کمکهای اولیه و خدمات رسانی برای متخصصان سلامت و البته مخاطبان غیرمتخصص در شرایط بحران ضروری است.
- همزمان با بحرانهای اجتماعی، کادر درمان تحت فشار روانی بالایی است. ایجاد ساختارهای حمایتی بین همکاران برای مراقبت و همدلی روانی کادر درمان ضروری است.
درباره بنیاد کیان بیشتر بدانید:




نظرها
نظری وجود ندارد.