بهای جنگ: مردم ایران میان دیکتاتوری و بمباران
فرح کریمی ـ چه کسی بهای جنگ را میپردازد؟ در حالی که قدرتهای سیاسی از اهداف نظامی و راهبردی سخن میگویند، زندگی میلیونها شهروند ایرانی زیر سایه بمباران، تحریم و ناامنی فرو میریزد. این یادداشت استدلال میکند که چنین جنگی نه به آزادی منتهی میشود و نه به پایان دیکتاتوری، بلکه بیش از هر چیز مردم عادی را میان دو خشونت گرفتار میکند.

تهران، ایران - ۸ مارس: پس از حملات آمریکا و اسرائیل، آتشسوزی در انبار نفت شهران در تهران، ایران، در ۸ مارس ۲۰۲۶ رخ داد و تانکرهای سوخت و وسایل نقلیه متعدد در این منطقه غیرقابل استفاده شدند. عکس: Hassan Ghaedi/ AFP

از زمانی که دوازده روز پیش نتانیاهو و ترامپ جنگی بیپروا و غیرقانونی را علیه ایران آغاز کردند، هر روز کشورهای بیشتری در این جنگ کشیده میشوند.
من حملهٔ آمریکا و اسرائیل را بدون هیچ قید و شرطی محکوم میکنم. و لازم نمیبینم پیش از آن اضافه کنم که رژیم ایران یک دیکتاتوری اسلامگرای هولناک است. زندگی من خود، طی ۴۷ سال گذشته، گواه نفرت و مقاومت من در برابر آن رژیم بوده است.
این اقدام نهتنها یک عمل تجاوزکارانه و نقض فاحش حقوق بینالملل است، بلکه خشونت آن صرفاً اهداف سیاسی و نظامی را هدف قرار نمیدهد. بمبارانها بیمارستانها، مدارس، غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی را نیز در بر میگیرد.
موشکهای تاماهاوک آمریکا در نخستین ساعات جنگ بیش از ۱۶۰ دانشآموز یک مدرسهٔ دخترانه در میناب را به پیکرهایی بیجان تبدیل کردند. در تهران نیز انبارهای نفت و پالایشگاهها بمباران شدند و ابرهای عظیم سمی در هوا پخش شد؛ پیامدهایی که برای مردم تفاوت چندانی با یک حملهٔ شیمیایی ندارد.
مردم جایی برای رفتن ندارند. هیچ جا امن نیست. کار کردن تقریباً ناممکن شده است. قیمتها پس از سالها تحریم اقتصادی که زندگی میلیونها نفر را غیرقابلتحمل کرده، به شکل سرسامآوری بالا رفته است.
هرکس توانست تهران را ترک کرد. اما بخش بزرگی از ده میلیون ساکن این شهر در شهری گرفتار ماندهاند که هوایی سمی دارد.
پیامی از یک فعال حقوق بشر در تهران دریافت کردم؛ کسی که به دلیل مقاومت در برابر رژیم چندین بار زندانی شده است. او با گریه از مردم خارج از کشور ـ حتی از کسانی در دیاسپورای ایرانی که از این جنگ حمایت میکنند ـ خواست درک کنند چه کسانی بهای آن را میپردازند.
او بارها پرسید:
«چه زمانی جنگ برای کسی آزادی آورده است؟»«اگر فرزندم کشته شود، آزادی به چه درد من میخورد؟»
این جنگ مرگ و ویرانی را در ایران و در سراسر منطقه میپراکند. اما نباید خود را فریب دهیم: جنگ بیپروا و بیمسئولیت دو سیاستمدار غیردموکرات، نتانیاهو و ترامپ، رژیم را سرنگون نخواهد کرد.
برعکس، چنگ آهنین رژیم فقط محکمتر خواهد شد.
تحت رهبری «خامنهای دوم»، سرکوب با شدتی بیشتر ادامه خواهد یافت. مجتبی خامنهای در بستر جنگ ایران و عراق شکل گرفته و سالها فرماندهی نیروهای شبهنظامی بسیج را بر عهده داشته است؛ نیرویی که به دلیل سرکوب خشونتآمیز مردم شهرت دارد.
ایرانی تضعیفشده تهدید راهبردی کمتری برای اسرائیل خواهد بود؛ امری که نتانیاهو از آن خرسند است. اما مردم ایران، اقلیتهای قومی و کشورهای همسایه سالها بهای این ماجراجویی جنونآمیز را خواهند پرداخت. و آرزوهای دموکراتیک مردم بار دیگر برای سالها، شاید برای دههها، سرکوب خواهد شد.
دولتهای اروپایی، از جمله دولت ما، به تماشاگرانی تقلیل یافتهاند ـ رعایای ناراضی اما مطیع ایالات متحده. آنها دو سال و نیم نظارهگر نسلکشی در غزه و پاکسازی قومی در کرانهٔ باختری بودند.
و اکنون بار دیگر نظارهگرند. در حالی که در ایران و لبنان جنایتهای جنگی رخ میدهد و جنگ هر روز بیشتر گسترش مییابد.



نظرها
گلشن
کاش باقی سیاستمداران اروپایی بدین شجاعت از سیاست های ضد بشری اروپا انتقاد می کردند. دست مریزاد به خانم کریمی