بومکشی ـ محیط زیست، قربانی خاموش جنگ
از تلفات انسانی جنگ و تخریب زیرساختها در شکل بناها و تأسیسات سخن میرود، اما در این گرماگرم بمبافکنی کمتر اشارهای به تخریب محیط زیست میشود. بومکشی سرزمین ایران از پیامدهای هولناک حملات نظامی اسرائیل و آمریکاست.

بمباران سمت فرودگاه بوشهر، پشت ساختمانهای سه گانه معروف نیرو دریایی ارتش ـ چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ ـ عکس از «وحیدآنلاین»
پُستی در کانال تلگرامی حسام سلامت، جامعهشناس، این گونه آغاز میشود:
۱۸ اسفند ماه ۱۴۰۴. اینجا در شمال، در زادگاهم، باران میبارد. گویا دیروز تهران هم بارانی بود، باران اسیدی. یکی، دو روز گذشته انبارهای نفتی محلات تهران را زدند. آلودگی از همیشه بیشتر است. احتمالاً هنوز بوی باروت و گوگرد میآید. شاید رد دود و غبار هم هنوز در هوا مانده باشد. احتمالاً تهران را در روزهای آینده سنگینتر و مهیبتر از قبل بزنند. چنانکه پیداست تهران به سمت زیستناپذیری فزاینده پیش میرود. آمریکا و اسرائیل هیچ مشکلی با غزهسازی تهران یا کل ایران ندارند؛ تبدیل شهر به تلنباری از ویرانهها که باید لابهلای آنها به دنبال ذرهای زندگی گشت. «تسلیم بی قید و شرط»ی که اینجا و آنجا از آن حرف میزنند فقط با ویرانسازی مطلق شهرها و زیستناپذیرکردنِ یکایکشان ممکن میشود...
باران سیاهی که در تهران پس از حمله به پالایشگاه و مخازن نفت بارید، از جلوههای مشهود تخریب محیط زیست است. تخریب مشهودتر میشود اگر آن گونه که تهدید کردهاند (مثلا در اینجا)، به حمله به تأسیسات نفتی شدت بخشند. خلیج فارس و دریای عمان ممکن است، از جمله با حملاتی از سوی خود نظامیان ایران، چنان آلوده شوند، که محیط زیست در آنها به شکل جبرانناپذیری به خطر افتد.
در مورد آلودگی بر اثر حمله به مخازن و تأسیسات و کشتیهای حامل نفت و گاز مستقیما پس از چنین رخدادی سخن میرود، اما معمولا در مورد آلودهسازی بمبها و موشکها و پهپادها، افزون بر کارکردشان در کشتن و ویران کردن، کمتر حرفی زده میشود. اما هر بمبی که فرومیافتد، سالهای سال پس از انجام نقش خود در قتل و تخریب، قربانی میگیرد.
بومکشی
جنگ آدمکشی است، ویران کردن آن چیزهایی است که آدمیان ساختهاند و افزون بر این کشتن زیستبوم است، به این اعتبار بومکشی (Ecocide) است. بومکشی یکی از شکلهای امروز کشتار در ایران، آبهای جنوب آن و هر جایی است که جنگ به آنجا بکشد. ناوهایی جنگی عظیمی هم که در اطراف ایران مستقر شدهاند، در حال بومکشی هستند.
محیط زیست طبیعی در ایران و منطقه صرفاً نه یک صحنه غیرفعال برای عملیات، بلکه جایی است که خود به شدت آسیب میبیند و از آنجایی که به بیماریای مزمن مبتلاست، آسیب بسی شدت میگیرد.
از تبخیر فلزات سنگین سمی و اشباع خاکهای کشاورزی با ترکیبات انفجاری سرطانزا گرفته تا تزریق عظیم گازهای گلخانهای به جو و تهدید حاد و وجودی برای تنوع زیستی، همه دست به دست هم داده و مسیر اکولوژیکی کل منطقه را تغییر میدهند.
بومکشی در حقوق بینالملل
مفهوم بومکشی به تخریب شدید و انسانساخت محیط طبیعی اشاره دارد. ادغام رسمی تخریب محیط زیست در واژگان حقوق کیفری بینالمللی پدیده جدیدی نیست؛ سابقه آن به دهه ۱۹۷۰ برمیگردد که به شدت تحت تأثیر استفاده فاجعهبار از "عامل نارنجی" و سایر مواد برگریز گیاهکش توسط ارتش ایالات متحده در طول جنگ ویتنام بود. در سال ۱۹۷۲، در کنفرانس محیط زیست انسانی سازمان ملل متحد در استکهلم، اولاف پالمه، نخستوزیر وقت سوئد، صراحتاً ویرانی زیستمحیطی در ویتنام را "بومکشی" نامید و این اولین تلاش دیپلماتیک بزرگ برای جرمانگاری جنگهای زیستمحیطی بود.
با وجود تحرکات اولیه، از جمله پیشنهاد سال ۱۹۸۷ توسط کمیسیون حقوق بینالملل برای گنجاندن بومکشی در کنار استفاده اولیه از سلاحهای هستهای، استعمار و آپارتاید به عنوان یک جرم بینالمللی، ساختار حقوقی جهانی به شدت پراکنده باقی ماند. اساسنامه رم دادگاه کیفری بینالمللی (ICC) که در سال ۱۹۹۸ تصویب و در سال ۲۰۰۲ اجرایی شد، در نهایت هیچ مادهای برای پیگرد قانونی بومکشی در زمان صلح ارائه نکرد و صلاحیت خود را دقیقاً به موارد تخریب محیط زیست در زمان جنگ محدود نمود.
با این حال، تشدید بحران اقلیمی سیارهای و افزایش ردپای زیستمحیطی درگیریهای جهانی، باعث احیای قدرتمند حمایتهای حقوقی شده است. در ژوئن ۲۰۲۱، یک هیئت مستقل از کارشناسان برای تعریف حقوقی بومکشی ـ متشکل از وکلای حقوق کیفری و محیط زیست بینالمللی از حوزههای قضایی مختلف جهانی از جمله بریتانیا، سنگال، ایالات متحده، فرانسه، اکوادور و بنگلادش ـ رسماً پیشنویس اصلاحیهای برای اساسنامه رم پیشنهاد دادند. این هیئت، بومکشی را چنین تعریف کرد:
اعمال غیرقانونی یا خودسرانهای که با علم به وجود احتمال قابلتوجهی از بروز آسیبهای شدید و گسترده یا بلندمدت به محیط زیست در نتیجه آن اعمال انجام میشود.
تلاش برای رواج این تعریف به دنبال ارتقای بومکشی به یک "جرم اصلی" در کنار نسلکشی، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت است، با این هدف که از طبیعت به صورت ذاتی و مستقل از قربانیان مستقیم انسانی محافظت کند. (اطلاعات بیشتر: در اینجا)
واکنشهای بین المللی تا کنون
کارشناسان حقوقی بینالمللی و سازمانهای حقوق بشر صراحتاً حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران را بهعنوان نقض آشکار حقوق بینالملل محکوم کردهاند.
مرکز حقوق بینالملل محیط زیست (CIEL) در ۳ مارس ۲۰۲۶ محکومیت شدیدی صادر کرد و اظهار داشت که حملات نظامی خطر به راه انداختن یک جنگ طولانیمدت را در پی دارد و "خطرناک، بیثباتکننده و برای زندگی انسانها و محیط زیست مخرب است". علاوه بر این، کارشناسان مستقل سازمان ملل تأکید کردند که این حملات ناقض ماده ۲منشور سازمان ملل متحد است که استفاده تجاوزکارانه از زور را ممنوع میکند، و تأکید کردند که دفاع مشروع "پیشگیرانه" در برابر تهدیدات آیندهنگرانه و حدس و گمانی مانند گسترش تسلیحات هستهای، تحت حقوق بینالملل مجاز نیست.
کارشناسان خاطرنشان کردند که این حملات حقوق بشر مردم ایران، به ویژه حق داشتن محیط زیست پاک را به طور جدی تهدید میکند. در نتیجه، انتشار عظیم و کاهشنیافته آلایندههای سمی، گازهای گلخانهای و تخریب اکوسیستمهای شکننده خاورمیانه در طول این عملیات، یک آزمون استرس معاصر و عمیق برای امکانپذیری پیگرد قانونی بومکشی بهعنوان دوازدهمین جنایت علیه بشریت فراهم میکنند.
اشارهای به برخی آسیبها
● فوریترین و فراگیرترین پیامد زیستمحیطی حملات هوایی که تهران و دیگر قطبهای صنعتی را هدف قرار دادهاند، بدتر شدن فاجعهبار کیفیت هوا است. انهدام هدفمند چهار مرکز بزرگ ذخیره سوخت و یک مرکز توزیع نفت در داخل و اطراف تهران ـ به ویژه در مناطق پالایشگاهی جنوب و محلههای اقدسیه، شهران و کرج ـ حجم عظیمی از دود سمی را به اتمسفر رها کرده است.
موقعیت ویژه تهران که با قرارگیری در حوضهای محصور در رشتهکوه البرز شناخته میشود، باعث حبس این آلایندهها شده و خُردهاقلیمی مرگبار برای ده میلیون ساکن آن ایجاد کرده است.
● خلیج فارس یکی از حساسترین محیطهای دریایی جهان است. غرق شدن بیش از ۶۰ شناور نظامی ایران، به همراه چندین نفتکش تجاری، فشار بیسابقهای بر این اکوسیستم وارد کرده است.
نشت پراکنده سوخت و مایعات هیدرولیک از شناورهای غرق شده، بر خلاف یک نشت متمرکز، مدیریت را دشوارتر کرده است. با توجه به اینکه زمان تخلیه و تبادل آب در این ناحیه بسته بین دو تا پنج سال طول میکشد، هیدروکربنهای وارد شده برای مدت طولانی در رسوبات باقی خواهند ماند.
● جنگلهای بلوط کهن زاگرس در استانهای لرستان، کرمانشاه و ایلام بر اثر سقوط پهپادها و حملات موشکی دچار آتشسوزیهای گسترده شدهاند. سازمان حفاظت محیط زیست ایران گزارش داده که بین ۹,۰۰۰ تا ۱۰,۰۰۰ هکتار از اراضی جنگلی در مراحل اولیه منازعه سوخته است.
در شمال ایران، جنگلهای هیرکانی (میراث جهانی یونسکو) علاوه بر خطر آتشسوزی، با تهدید توسعه زیرساختهای نظامی و جادهکشیهای پنهان برای جابجایی سامانه های موشکی روبرو هستند که منجر به نابودی ظرفیت ترسیب کربن و تنوع زیستی میشود.
● خشک شدن تالابهای مرزی مانند شادگان، به دلیل توقف پروژههای احیا در طول جنگ، منجر به تشدید طوفانهای گرد و غبار شده که اکنون با دود سمی پالایشگاهها ترکیب شده و به سمت عراق و کویت حرکت میکنند.
● وضعیت سدهای کرخه، دز و کارون یک نگرانی اصلی است. سد کرخه پیش از این در اواخر ۲۰۲۵ به دلیل خشکسالی تولید برق را متوقف کرده بود. حملات به اهداف نظامی در نزدیکی این سدها (مانند پایگاه هوایی وحدتی دزفول) ترس از آسیب به سیستمهای کنترلی سد را افزایش داده است.
● فرونشست زمین در مناطقی مانند منطقه ۱۸ تهران به ۳۰ سانتیمتر در سال رسیده است. جنگ باعث توقف سیاستهای جدید حکمرانی آب شده، چرا که رژیم بقای نظامی را بر احیای هیدرولوژیک مقدم میداند.
نمونههای ذکر شده در بالا از میان خبرهای اندکی که به محیط زیست میپردازند، جمعآوری شدهاند. توجه به این خبرها اندکی است؛ آنها به مصایبی مربوط میشوند که در آینده عمق و گستردگیشان را آشکار خواهند کرد.




نظرها
نظری وجود ندارد.