آشکارتر شدن پیامدهای اقتصادی حمله به ایران
توجه اصلی در غرب به پیامدهای اقتصادی حمله به ایران است. در رسانههای غربی کمتر به خسارات انسانی و لطمه به اقتصاد در خود ایران میپردازند.

تصویری که در ۱۲ مارس ۲۰۱۷ گرفته شده، نمایی از یک تأسیسات نفتی در جزیره خارک، در ساحل خلیج فارس را نشان میدهد. عکس و منبع: ATTA KENARE / AFP
از «کمک در راه است»، خطاب به مردم ایران، رسیدهاند به بحران اقتصادی در راه است، خطاب به مردم اروپا و آمریکا. رسانههای غربی در روزهای گذشته توجه ویژهای به پیامدهای اقتصادی حمله به ایران داشتهاند. در گزارشهای رسانههای غربی به ندرت به تأثیر هجوم به ایران، به خود مردم ایران میپردازند. اکنون فکر و ذکرشان گرانشدن نفت و گاز است.
بحرانی جهانی
سه هفته از آغاز جنگ یالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه ایران میگذرد. این رویارویی نه تنها از منطقه عبور کرده بلکه به یک بحران جهانی تبدیل شده است.
مهاجمان که در ابتدا با رویکرد «حملات قطع سر» (Decapitation Strikes) و ترور چهرههای کلیدی حکومتی قصد فروپاشی سریع ساختار فرماندهی ایران را داشتند، اکنون با یک دکترین نظامی پیچیده به نام «دفاع موزاییکی» (Mosaic Defense) روبهرو شدهاند.
بر اساس گزارشهای تحلیلی شبکه الجزیره و مؤسسات مطالعاتی جنگ، در این دکترین که توسط فرماندهان پیشین سپاه پاسداران طراحی شده است، حتی با فقدان رهبری متمرکز و تخریب گسترده زیرساختهای ارتباطی پایتخت، واحدهای موشکی، نیروی دریایی و شبکههای نیابتی منطقهای قادرند به صورت خودمختار به نبرد ادامه داده و هزینههای استراتژیک غیرقابل تحملی را بر خطوط انتقال انرژی جهانی تحمیل کنند.
ضربالاجل ۴۸ ساعته ایالات متحده و استراتژی انهدام متقابل
یکی از ملتهبترین و سرنوشتسازترین تحولات ۲۴ ساعت گذشته، تغییر لحن ناگهانی و صدور یک اولتیماتوم نظامی از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده است. در حالی که وی تنها یک روز پیشتر از احتمال «کاهش سطح درگیریها» و خروج تدریجی از جنگ سخن گفته بود، در روز شنبه ۲۱ مارس ۲۰۲۶، در یک پیام صریح و تهدیدآمیز در شبکه اجتماعی تروث سوشال، ضربالاجلی ۴۸ ساعته برای حاکمیت ایران تعیین کرد.
رئیسجمهوری آمریکا هشدار داد چنانچه ایران تنگه هرمز را به طور کامل و «بدون هیچگونه تهدیدی» بازگشایی نکند، ایالات متحده نابودی سیستماتیک زیرساختهای تولید برق ایران را آغاز خواهد کرد و این حملات را «از بزرگترین نیروگاه» شروع میکند.
این چرخش ناگهانی در سیاست کاخ سفید، ریشه در فشارهای فزاینده اقتصاد داخلی آمریکا دارد. افزایش ۵۰ درصدی قیمت نفت از زمان آغاز جنگ، موجی از نگرانیها را در میان سیاستمداران واشنگتن ایجاد کرده است؛ چرا که تداوم این روند میتواند به افزایش شدید تورم و نارضایتی عمومی در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر منجر شود.
واکنش ساختار نظامی و امنیتی ایران به این تهدید وجودی، نشاندهنده پذیرش یک بازی «حاصلجمع صفر» در استراتژی تشدید تنش است. قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء، عالیترین نهاد عملیاتی نیروهای مسلح ایران، بلافاصله با انتشار بیانیهای هشدار داد که در صورت هرگونه تجاوز به زیرساختهای سوخت و انرژی ایران، تمامی تأسیسات حیاتی انرژی، شبکههای فناوری اطلاعات و مجتمعهای آبشیرینکن متعلق به ایالات متحده و «رژیمهای متحد آن در منطقه» بدون استثنا هدف قرار خواهند گرفت. این تهدید متقابل، زنگ خطر را برای کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله امارات متحده عربی، پادشاهی عربستان سعودی و قطر به صدا درآورده است؛ کشورهایی که اقتصاد و حیات شهروندانشان وابستگی مطلقی به تأسیسات آبشیرینکن و امنیت بنادر دارد.
گسست در بازارهای جهانی
تحلیلهای اقتصادی منتشر شده توسط بلومبرگ، فایننشال تایمز و مؤسسه رتبهبندی اساندپی گلوبال (S&P Global) نشان میدهد که جنگ جاری باعث ایجاد یکی از بزرگترین و بیسابقهترین اختلالات عرضه در تاریخ بازار جهانی انرژی شده است. قیمت نفت خام برنت با بیش از ۵۰ درصد افزایش از زمان آغاز درگیریها به مرز ۱۱۲ دلار در هر بشکه رسیده است، اما این رقم تنها لایه سطحی بحران را نشان میدهد.
کارشناسان میگویند بینش راهبردی و عمیقتر زمانی حاصل میشود که شکاف فزاینده و خطرناک میان قیمتهای در بازارهای آتی (Futures) و هزینههای تأمین نفت فیزیکی (Physical Oil) مورد واکاوی قرار گیرد. در حالی که معاملهگران در وال استریت بر اساس اظهارات مقامات آمریکایی مبنی بر پایان قریبالوقوع جنگ قیمتگذاری میکنند، پالایشگاهها در آسیا که بزرگترین مصرفکنندگان نفت جهان هستند، برای تأمین محمولههای واقعی نفت خام، حق بیمههای (Premiums) نجومی و گزافی بسیار بالاتر از شاخص برنت پرداخت میکنند. این گسست نشان میدهد که علیرغم تلاشهای بیوقفه ایالات متحده برای آزادسازی ذخایر استراتژیک، بازار فیزیکی به شدت دچار کمبود ساختاری شده است.(در این مورد ر.ک. این منبع)
بحران انرژی تنها به نفت محدود نمیشود. در پی حملات گسترده جنگندههای اسرائیلی به میدان گازی پارس جنوبی در خلیج فارس (که بزرگترین میدان گازی جهان و مشترک میان ایران و قطر است)، ایران در یک اقدام تلافیجویانه تأسیسات عظیم گاز مایع «راس لفان» در قطر را هدف قرار داد. شرکت قطر انرژی تایید کرده است که این حملات خسارات گستردهای به بار آورده و تعمیر آنها ممکن است بین سه تا پنج سال زمان ببرد. (گاردین)
این تبادل آتش در زیرساختهای گازی، قیمت گاز در بریتانیا را با جهش ۲۳ درصدی مواجه کرده و بانکهای مرکزی جهانی از جمله فدرال رزرو و بانک مرکزی اروپا را به شدت نگران بازگشت سایه شوم رکود تورمی (Stagflation) کرده است. در این شرایط، موسسه اساندپی گلوبال پیشبینی میانگین قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ را به دلیل طولانیتر شدن انسداد تنگه هرمز (حداقل تا ماه آوریل) افزایش داده است.





نظرها
نظری وجود ندارد.