چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

رویارویی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس با واقعیت وجودی خویش

مهم‌ترین ایده مقاله اخیر "فارن‌افرز" در مورد کشورهای عرب منطقه خلیج فارس شاید این باشد: این کشورها نمی‌توانند از جغرافیای خود فرار کنند. آنها تلاش کردند خود را به اقتصادهای جهانی شبیه کنند، اما واقعیت این است که در قلب یکی از پرتنش‌ترین مناطق جهان قرار دارند.

در دهه گذشته، کشورهای عربی خلیج فارس کوشیدند تا خود را از تصویر کلاسیک «منطقه بحران‌زده خاورمیانه» جدا کنند. شهرهایی مانند دبی، دوحه و ریاض به نمادهای جهانی‌سازی، سرمایه‌گذاری و ثبات تبدیل شده بودند. اما جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران، این تصویر را به‌طرز چشمگیری مخدوش ساخته است.

"فارن‌ افرز" که رسانه‌ای پرنفوذ در زمینه‌ی سیاست خارجی در آمریکاست، در تاریخ ۱۸ مارس مقاله‌ای منتشر کرد با نام «خلیج فارس به عقب برمی‌گردد»  که تأکید آن بر این است که جنگ علیه ایران نه‌تنها یک بحران نظامی، بلکه یک نقطه عطف ساختاری در نظم منطقه‌ای است؛ نقطه‌ای که در آن، پروژه «جدا شدن خلیج فارس از بی‌ثباتی خاورمیانه» عملاً شکست خورده است. مقاله به قلم عمر حمزوی (Amr Hamzawy) محقق برجسته خاورمیانه و پژوهشگر ارشد در  بنیاد کارنگی است.

پایان یک توهم: امنیت وارداتی

برای دهه‌ها، امنیت خلیج فارس بر یک فرض ساده بنا شده بود: حضور ایالات متحده = بازدارندگی در برابر ایران.

اما تحولات اخیر این معادله را زیر سؤال برده است. تحلیل‌های دیگر نیز تأیید می‌کنند که کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا نه می‌تواند از آنها محافظت کند و نه هزینه‌های جنگی را مدیریت کند. در نتیجه، از نظر عمر حمزوی، یک تغییر پارادایمی در حال وقوع است: کشورهای جنوب خلیج فارس دیگر خود را «حاشیه امن» نمی‌دانند، بلکه بازیگران خط مقدم هستند.

از تنش‌زدایی تا تقابل مستقیم

در سال‌های اخیر، منطقه خلیج فارس شاهد روندی از کاهش تنش بود: توافق ایران و عربستان، کاهش جنگ‌های نیابتی، و گسترش همکاری‌های اقتصادی. اما از نظر مقاله "فارن افرز" حمله آمریکا و اسرائیل به ایران  این روند را معکوس کرده است. از نظر عمر حمزوی، ایران با حمله مستقیم به کشورهای خلیج فارس نشان داد که در صورت تهدید، کل منطقه را به میدان جنگ تبدیل خواهد کرد.

این تحول، به‌گفته تحلیلگران، پایان استراتژی «موازنه‌گری نرم» است—استراتژی‌ای که کشورهای خلیج برای دوری از انتخاب میان ایران و آمریکا به کار می‌بردند.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این جنگ، اثرات ژئواکونومیک (سرزمینی-اقتصادی) آن است. اختلال در تنگه هرمز و زیرساخت‌های انرژی نشان داده که: اقتصاد جهانی همچنان به خلیج فارس وابسته است، و این منطقه می‌تواند به‌سرعت به یک «نقطه شوک اقتصادی» تبدیل شود.

در گزارش‌های مختلفی در ردیف گزارش "فارن‌افرز" (به عنوان نمونه در این گزارش "شورای روابط خارجی") تصریح می‌شود که افزایش قیمت انرژی و اختلال در صادرات، تنها بخشی از پیامدهای کوتاه‌مدت جنگ علیه ایران است.

واقعیت در برابر چشمان اعراب

جنگ علیه ایران در میان شیوع جنوب خلیج فارس جنوب سه سطح از بی‌اعتمادی را ایجاد کرده است:

۱. بی‌اعتمادی به آمریکا (به‌عنوان ضامن امنیت)

۲. بی‌اعتمادی به ایران (به‌عنوان همسایه غیرقابل پیش‌بینی)

۳. بی‌اعتمادی به اسرائیل (به‌عنوان عامل تشدید تنش)

در نتیجه، کشورهای خلیج در یک وضعیت پارادوکسیکال قرار گرفته‌اند: آنها هم‌زمان به همکاری امنیتی با آمریکا نیاز دارند، اما به آن اعتماد ندارند.

مهم‌ترین ایده مقاله فارن‌افرز شاید این باشد: کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نمی‌توانند از جغرافیای خود فرار کنند.

آنها تلاش کردند خود را به اقتصادهای جهانی شبیه کنند—شبیه سنگاپور یا هنگ‌کنگ—اما واقعیت این است که در قلب یکی از پرتنش‌ترین مناطق جهان قرار دارند.

جنگ اخیر این واقعیت را به‌شدت یادآوری کرده است.

بیشتر بخوانید

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.