چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

جنگی بدون «راه خروج»؛ پایان رویای «پیروزی آسان»

آنچه به عنوان «راه خروج» مطرح می‌شود، خودش می‌تواند یک میدان جنگ تازه و پیچیده باشد.

در ۲۴‌مین روز حمله آمریکا به اسرائیل، و فراتر از خبرهایی که کشته شدن فلان مقام و هدف قرار گرفتن فلان نقطه را برجسته می‌کنند، می‌توان تصویری نسبتا مشخص از دشواری وضع کنونی هم برای طرف‌های جنگ هم برای دیگر کشورهای جهان دید.

در حوزه تحولات میدانی، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران وارد مرحله‌ای شده که در آن هزینه‌های تشدید تنش بالا رفته، اماهمه طرف‌ها هم هیچ راه خروج روشنی از این وضعیت در پیش رو ندارند.

برخلاف مارش‌های زودهنگام پیروزی در روزهای نخست جنگ، حالا دیگر رویا‌پردازی‌های طرفداران «جنگ کوتاه و فروپاشی سریع جمهوری اسلامی» رنگ باخته و کمتر رسانه معتبری از «پیروزی نزدیک» طرف‌های جنگ حرف می‌زند.

اما چه چیزی جای آن تصویر نادرست از «جنگ سریع» را گرفته؟ حال بحث اصلی در میان تحلیلگران و رسانه‌ها بیشتر بر سر این است که وضع کنونی چگونه بن‌بستی است و هر طرف برای شکستن این بن‌بست چه ابزار تازه‌ای دارد، و آیا همان ابزار تازه ممکن است بحران را به سطحی برساند که کنترلش از دست همه خارج شود.

یکی از مهم‌ترین تحلیل‌ها در همین زمینه را اکونومیست مطرح کرده است. این نشریه می‌نویسد که ترامپ در برابر ایران با «چهار گزینه بد» روبه‌رو است. خلاصه این تحلیل آن است که در شرایط فعلی، نه توقف جنگ بدون دستاورد برای واشنگتن آسان است، نه تشدید آن بدون هزینه‌های تازه ممکن و مقدور.

اکونومیست می‌نویسد هر مسیر احتمالی و ممکن در شرایط کنونی، چه گسترش جنگ، چه تمرکز بر بازگشایی تنگه هرمز، چه فشار اقتصادی طولانی‌تر، چه نوعی خروج محدود، برای آمریکا و جهان، هزینه سیاسی، اقتصادی و نظامی خودش را دارد، و در همه این سناریوها حملات ایران می‌تواند به فرسایش ذخایر پدافندی اسرائیل و کشورهای خلیج فارس منجر شود.

اهمیت این تحلیل در این است که از زاویه «بدیل‌های بد» به جنگ نگاه می‌کند: به بیان ساده دیگر مسئله فقط این نیست که آمریکا چه می‌خواهد، بلکه دشواری کار در آن است که هیچ‌کدام از گزینه‌های روی میز، گزینه‌ای کم‌هزینه و شسته و رفته نیستند. تصویر محبوب ترامپ از آمریکا یعنی ابرقدرتی که هر آنچه می‌خواهد را به سرعت و بی‌هزینه به دست می‌آورد اکنون مخدوش شده است.

واشنگتن‌پست از زاویه‌ای دیگر همین دشواری را توضیح داد و نوشت که «پایان‌بازی» محتمل جنگ ممکن است نه در تهران، بلکه در تنگه هرمز رقم بخورد.

این روزنامه گزارش داد که در محاسبات برخی مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی، باز کردن تنگه هرمز و شکستن اهرم فشار ایران به هدفی محوری تبدیل شده، چون اهداف بزرگ‌تری که در آغاز جنگ در دسترس به نظر می‌رسید، مثل سرنگونی نظام یا نابودی برنامه هسته‌ای، اکنون بسیار دورتر از برآوردهای اولیه دیده می‌شود.

اما تلاش برای ختم جنگ با همین گزینه هرمز نیز ساده نیست: واشنگتن‌پست می‌نویسد عملیات باز کردن این آبراه می‌تواند هفته‌ها طول بکشد، نیروهای آمریکایی را در معرض مین، پهپاد، موشک‌های ساحلی و حملات نامتقارن قرار دهد و حتی در واشنگتن هم مخالفت‌های تازه‌ای برانگیزد.

به بیان دیگر، آنچه به عنوان «راه خروج» مطرح می‌شود، خودش می‌تواند یک میدان جنگ تازه و پیچیده باشد.

رویترز از منظر دیگری دشواری وضع کنونی را نشان داده است: تشدید تنش از سطح نظامی به سطح حیاتیِ آب و انرژی.

در گزارش رویترز، بعد از اولتیماتوم ترامپ درباره باز کردن تنگه هرمز، ایران تهدید کرد اگر زیرساخت‌های انرژی‌اش دوباره هدف قرار بگیرند، تاسیسات انرژی، فناوری اطلاعات و حتی آب‌شیرین‌کن‌های کشورهای خلیج فارس را خواهد زد.

همین گزارش یادآوری می‌کند که بحرین و قطر عملا همه آب مصرفی خود را از تاسیسات آب‌شیرین‌کن تامین می‌کنند، امارات بیش از ۸۰ درصد نیاز آب آشامیدنی‌اش را از این مسیر تامین می‌کند و عربستان نیز به‌شدت به این سامانه‌ها وابسته است.

این یعنی جنگ دیگر فقط بر سر موشک و پهپاد و پادگان و زدن سران جمهوری اسلامی نیست؛ بر سر «قابلیت زیست» شهرهای خلیج فارس هم هست.

در چنین وضعی، هر حمله تازه می‌تواند از یک رخداد نظامی به بحران انسانی تبدیل شود. همین گزارش از قول یک تحلیلگر بازار هم این وضعیت را «بمب ساعتی ۴۸ ساعته‌ای از عدم‌قطعیت» توصیف کرد.

این همان نقطه‌ای است که برخی تحلیل‌ها آن را مرحله «بحران چندلایه» می‌نامند: جنگی که دیگر فقط به سه بازیگر اصلی یعنی آمریکا، اسرائیل و ایران محدود نیست، بلکه با هر ضربه به تاسیسات انرژی و آب، کل خلیج فارس و جتی جهان را به وسط میدان جنگ می‌کشد.

واشنگتن‌پست هم در گزارش خود به همین نکته اشاره کرد و نوشت صبر دولت‌های خلیج فارس رو به پایان است و ادامه حملات ایران به زیرساخت‌های منطقه می‌تواند آن‌ها را به مواضع سخت‌تری بکشاند. یعنی یکی از دشواری‌های بزرگ برای تهران این است که استفاده از آخرین کارت آفندی‌اش که همان فشار بر تاسیسات انرژی منطقه است، می‌تواند همزمان همان کشورهایی را که تا امروز از ورود رسمی به جنگ پرهیز کرده‌اند، به وسط میدان بکشاند.

اما یک جنبه مهم تحلیلی در مورد بن‌بست کنونی به فرسایش ظرفیت جنگی آمریکا مربوط است. رویترز در گزارشی نوشت که هر موشکی که به سمت ایران شلیک می‌شود، فقط ذخایر موشکی آمریکا را کم نمی‌کند؛ بلکه ذخایر فلزات راهبردی، به‌ویژه تنگستن، را هم می‌سوزاند.

این گزارش توضیح می‌دهد که جنگ ایران، روی جنگ اوکراین سوار شده و هم‌زمان موجودی مهمات و مواد خام مورد نیاز برای ساخت مهمات پیشرفته زرادخانه‌های غربی را فرسوده می‌کند.

مشکل اینجا است که چین، که بخش اعظم تولید تنگستن جهان را در اختیار دارد، از ۲۰۲۵ محدودیت‌های صادراتی تازه‌ای اعمال کرده و قیمت این ماده ظرف یک سال از کمتر از ۴۰۰ دلار به بیش از ۲۲۰۰ دلار برای هر تن آمونیوم پاراتنگستات رسیده است.

بنابراین دشواری جنگ فقط در میدان نبرد نیست؛ در پشت جبهه صنعتی غرب هم هست. آمریکا و متحدانش اگر بخواهند این جنگ را طولانی کنند، با مسئله بغرنج، بازسازی ذخایر و گلوگاه‌های مواد اولیه هم روبه‌رو خواهند شد.

از همین زاویه، رویترز در گزارش دیگری به این مساله پرداخت که جنگ فقط انبارهای مهمات را خالی نمی‌کند، بلکه بازارهای جهانی را هم به وضعیت شکننده‌ای رسانده که خود می‌تواند بر تصمیم‌گیری سیاسی اثر بگذارد.

به نوشته این خبرگزاری، شاخص نیکی ژاپن ۳٬۵ درصد افت کرد، سهام اروپا به پایین‌ترین سطح چهارماهه رسید، بازدهی اوراق ۱۰ ساله آمریکا به بالاترین سطح ۹ ماهه صعود کرد، و برنت به حدود ۱۱۳ دلار رسید؛ یعنی بیش از ۵۵ درصد رشد در یک ماه.

معنای این بخش از تصویر چیست؟ طولانی شدن جنگ با ایران به معنای انتقال فشار از خاورمیانه به بانک‌های مرکزی، بودجه دولت‌ها، تورم، هزینه انرژی و شگفتی‌های انتخاباتی در کشورهای دیگر است. به همین دلیل، بن‌بست نظامی هم‌زمان در حال تبدیل شدن به بن‌بست اقتصاد سیاسی برای بسیاری از بازیگران بیرونی است.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.