چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

«جنگ فرآیندی ضدانقلابی و مخرب است»

در حالی که ترامپ ایران را به حمله به زیرساخت‌های انرژی تهدید کرده، همزمان از تعویق موقت این اقدام خبر داده است. این تحولات در بحبوحه تنش‌های نظامی، نگرانی‌ها درباره پیامدهای انسانی جنگ را افزایش داده و فعالان مدنی نسبت به تأثیرات ویرانگر هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی هشدار می‌دهند. در گفت‌وگو با عاطفه رنگریز، زندانی سیاسی سابق و فعال کارگری از او در این ارتباط پرسیدیم. چنینی حملاتی اگر انجام شود، چه پیامدها و ابعاد اجتماعی در پی خواهد داشت؟

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» تهدید کرده بود که اگر ایران ظرف ۴۸ ساعت تنگه هرمز را «به‌طور کامل و بدون تهدید» باز نکند، آمریکا به نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های انرژی این کشور حمله خواهد کرد. با این حال، او دوشنبه ۲۳ مارس اعلام کرد که به وزارت دفاع دستور داده اجرای این حملات را به مدت پنج روز به تعویق بیندازد. به گفته او، این تصمیم مشروط به «موفقیت» در گفت‌وگوهای جاری میان واشنگتن و تهران اتخاذ شده است.

در همین حال، تهدید به هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی، نگرانی‌های گسترده‌ای درباره پیامدهای انسانی چنین حملاتی برانگیخته است؛ نگرانی‌هایی که تجربه‌های پیشین در کشورهایی مانند یوگسلاوی و عراق نیز بر آن دامن زده است.

در گفت‌وگویی با عاطفه رنگریز، فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق، او تأکید می‌کند که تمرکز اصلی باید بر «واقعیت عریان جنگ» باشد، نه روایت‌های سیاسی آن. به گفته او، جنگ در عمل به معنای ویرانی خانه‌ها، تهدید جان غیرنظامیان و آسیب به زیرساخت‌های حیاتی است.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

عاطفه رنگریز می‌گوید:

آنچه امروز محل بحث است خودِ جنگ است. برای ورود به این بحث، به‌ویژه با توجه به اتفاق‌هایی که در تنگه هرمز افتاده و تهدید ترامپ برای زدن زیرساخت‌ها، باید لحظه جنگ را از گروکشی سیاسی برهانیم و واقعیتِ عریان جنگ را ببینیم. واقعیت این است که خانه‌ها بر سر انسان‌ها خراب می‌شوند، بیمِ هدف قرار گرفتن بیمارستان‌ها وجود دارد، کودکان کشته می‌شوند. ضرورتِ امروز نه پناه گرفتن در آغوش قدرت‌های خارجی است و نه هم‌صف شدن با جمهوری اسلامی؛ ضرورت، دیدنِ خود جنگ است، به‌ویژه اکنون که بحث زیرساخت‌های انرژی و تهدید به نابودی آن‌ها مطرح شده است.

رنگریز هشدار می‌دهد که هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی، تنها یک اقدام نظامی نیست، بلکه مستقیماً زندگی روزمره مردم را مختل می‌کند. او می‌گوید: «برق، آب و گاز صرفاً خدمات نیستند؛ پایه‌های دوام زندگی‌اند.» به گفته او، قطع این زیرساخت‌ها می‌تواند به از کار افتادن بیمارستان‌ها، نابودی مواد غذایی، اختلال در ارتباطات و تهدید بقا منجر شود.

این فعال کارگری همچنین تأکید می‌کند که تجربه‌های گذشته نشان داده‌اند جنگ، حتی با ادعای ایجاد دموکراسی، به رهایی منجر نمی‌شود، بلکه به ویرانی و تشدید بحران‌های اجتماعی می‌انجامد. او معتقد است که جنگ، فرآیندی «ضدانقلابی و مخرب» است که فضا را برای کنش‌های مدنی و اجتماعی محدود می‌کند.

او می‌گوید:

جنگ نه راهی به آزادی، دموکراسی و انقلاب می‌گشاید و نه می‌تواند روندی رهایی‌بخش باشد. جنگ فرآیندی ضدانقلابی و مخرب است. نمی‌توان کنار ایده‌ای ایستاد که می‌گوید هدف وسیله را توجیه می‌کند. باید سیاستی دیگر برگزینیم؛ سیاستی که در هر لحظه همان چیزی را که طلب می‌کنیم، زیست کنیم. اگر آزادی، دموکراسی، برابری یا انقلاب می‌خواهیم، باید آن‌ها را در زندگی روزمره تمرین کنیم. به تعبیر آگامبن، باید از دوگانه «هدف-وسیله» بیرون بزنیم و کنش‌هایی برگزینیم که در مسیر تولید و بازتولید زندگی باشند.

به گفته رنگریز، در شرایطی که پیش از این نیز فشارهای اقتصادی و معیشتی بر مردم سنگینی می‌کند، هدف قرار دادن زیرساخت‌ها می‌تواند به «فاجعه‌ای اجتماعی» منجر شود که بازتولید زندگی روزمره را مختل می‌کند. او هشدار می‌دهد که چنین اقداماتی نه‌تنها سرمایه‌های مادی، بلکه سرمایه انسانی و اجتماعی را نیز نابود خواهد کرد.

در پایان، این فعال مدنی بر ضرورت فاصله گرفتن از دوگانه‌های سیاسی و تمرکز بر پیامدهای واقعی جنگ تأکید می‌کند و می‌گوید: «باید بدون لکنت بگوییم: نه به جنگ.»

رنگریز می‌گوید:

در نهایت باید لحظه جنگ را از چنگال قدرت‌های دولتی، چه جمهوری اسلامی و چه ایالات متحده و اسرائیل، بیرون بکشیم و واقعیت را ببینیم: بمب‌هایی که بر سر مردم فرو می‌ریزند، خانه‌هایی که ویران می‌شوند، زیرساخت‌هایی که هدف قرار می‌گیرند و بحران‌هایی چون بیکاری و بی‌ثباتی که در پی می‌آیند. می‌توان ساعت‌ها درباره این بحران‌ها سخن گفت و آن‌ها را واکاوی کرد، اما خواهش اصلی این است که «نه به جنگ» را بدون لکنت بگوییم؛ بی‌آنکه در دام برافراشتن پرچم یکی از دولت‌ها بیفتیم و خود را در آن گفتمان‌ها تعریف کنیم. این جنگ چهره‌ای از خشونت سیستماتیک دولتی و رقابت قدرت‌هاست و جایی برای سیاست‌های مردمی و روزمره که از جنس مقاومت و زندگی باشند باقی نمی‌گذارد.

بشنوید:

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.