جنگ، محیط زیست و نابرابری: چرا زنان بیش از دیگران آسیب میبینند؟
ندا هوشنگ، فمینیست و فعال محیط زیست، در گفتوگو با زمانه توضیح میدهد که جنگ فقط زیرساختها را ویران نمیکند، بلکه با تخریب محیط زیست و منابع حیاتی، نابرابریهای اجتماعی را عمیقتر میکند. بهگفته او، زنان بهویژه در طبقات فرودست، بهدلیل نقشهای مراقبتی، فقر و دسترسی محدود به منابع، بیش از دیگران در معرض پیامدهای زیستمحیطی و انسانی جنگ قرار میگیرند. این گفتوگو نگاهی تقاطعی به پیوند جنگ، محیط زیست و نابرابری دارد.

حملات نظامی اسرائیل و آمریکا به تهران، سوم مارس ۲۰۲۶ ـ عکس: صادق نیکوگستر ـ خبرگزاری: رویداد ۲۴
برای همه ما روشن است که جنگ پیامدهای عمیق و ماندگاری بر محیط زیست دارد؛ از تخریب زیرساختهای حیاتی و آلودگی منابع آب و خاک گرفته تا تشدید بحرانهای بهداشتی و اقلیمی.
با اینهمه، این پیامدها بهطور برابر بر همه گروههای اجتماعی اثر نمیگذارند. اگر از یک رویکرد اینترسکشنال یا تقاطعی به این مسئله نگاه کنیم، بسیار ضروری است بررسی کنیم که چگونه زنان، کودکان، سالمندان و سایر گروههای آسیبپذیر، بهشکلی نامتناسب در معرض آثار زیستمحیطی جنگ قرار میگیرند و این آسیبها چگونه با جنسیت، سن، طبقه و دیگر موقعیتهای اجتماعی درهمتنیده میشود.
در گفتوگو با ندا هوشنگ، فمینیست و فعال محیط زیست، این پرسش را مطرح کردیم: قبل از اینکه اصلاً جنگی اتفاق بیفتد، اساساً خودِ ساختارهای نظامی ـ تولید سلاح و وجود ارتش ـ تا چه اندازه میتوانند اثرات مخرب و ویرانگر زیست محیطی داشته باشند؟ این گفتوگو را بشنوید.
در پاسخ باید گفت که این ساختارها و سازمانهای نظامی ـ ارتشها، پایگاهها و عملیاتها ـ همگی مصرفکنندگان بزرگ منابع، بهویژه سوختهای فسیلی، و تولیدکنندگان آلودگی هستند. یکی از دلایل اصلی، مصرف بسیار بالای سوختهای فسیلی در تجهیزات نظامی مانند تانکها، هواپیماها و کشتیهاست.
ایجاد پایگاههای نظامی نیز هم هزینهبر است و هم به تخریب زیستگاهها منجر میشود. تمرینهای نظامی و مانورها نیز باعث آلودگی خاک، آب و هوا میشوند. در این فرآیند، مواد خطرناکی مانند فلزات سنگین و مواد شیمیایی در محیط رها میشوند.
در مجموع، ارتشها از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی در جهان هستند و سهم قابلتوجهی در انتشار گازهای گلخانهای دارند. علاوه بر این، تولید سلاح در تمامی مراحل خود—از استخراج مواد اولیه تا تولید و دفع پسماند—با آلودگیهای گسترده، از جمله آلودگی آبهای زیرزمینی، همراه است. حتی آزمایش و استفاده از سلاحها نیز به آلودگی شدید محیطزیست میانجامد.
بنابراین، همه این آسیبها پیش از وقوع جنگ نیز وجود دارند.
اما وقتی جنگ آغاز میشود، این وضعیت بهمراتب وخیمتر میشود. مواد سمی ناشی از انفجارها بهسرعت از بین نمیروند و ممکن است سالها در خاک باقی بمانند. خاک یک موجود زنده است و این آلودگیها میتوانند آن را برای مدت طولانی نابارور کنند.
این مسئله نهتنها بر زندگی انسانها، بلکه بر پوشش گیاهی، حیوانات و حاصلخیزی زمین تأثیر میگذارد و میتواند به بیابانزایی و فرسایش خاک منجر شود.
از سوی دیگر، آلودگی آب نیز افزایش مییابد و دسترسی به آب سالم و غذای کافی کاهش پیدا میکند، که خود زمینهساز بیماریها و بحرانهای انسانی است.
یکی دیگر از پیامدهای مهم جنگ، جابهجایی اجباری جمعیت است. در این شرایط، گروههای آسیبپذیر—بهویژه زنان، کودکان و سالمندان—بیشترین آسیب را میبینند.
زنان معمولاً نقش مراقبتی در خانواده دارند و در شرایط بحران، این فشار چند برابر میشود. آنها ناچارند هم از کودکان و سالمندان مراقبت کنند و هم با کمبود منابع و شرایط اضطراری کنار بیایند.
در بسیاری از موارد، در شرایط کمبود غذا، زنان و دختران کمتر از سایر اعضای خانواده به غذا دسترسی پیدا میکنند. همچنین احتمال ترک تحصیل دختران، ازدواج زودهنگام و افزایش خشونت خانگی در زمان جنگ بیشتر میشود.
زنان باردار نیز در این شرایط با مشکلات جدی مواجه میشوند، زیرا دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی کاهش مییابد.
در نهایت، باید تأکید کرد که زنان گروهی همگن نیستند. زنان متعلق به طبقات فرودست، کارگران، و کسانی که در مناطق حاشیهای زندگی میکنند، بیش از دیگران در معرض آسیب قرار دارند.
در حالیکه زنان طبقات بالاتر ممکن است به منابعی مانند حملونقل شخصی، آب سالم و پسانداز دسترسی داشته باشند، بسیاری از زنان کمدرآمد از این امکانات محروماند.
به همین دلیل، پیامدهای جنگ برای این گروهها بهمراتب شدیدتر و ویرانگرتر است.




نظرها
نظری وجود ندارد.