از بکتاش آبتین تا نرگس محمدی: تکرار الگوی «حذف تدریجی» در زندانهای جمهوری اسلامی
نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح، با وجود سابقه بیماری حاد قلبی و حمله اخیر، نه تنها از درمان مؤثر محروم شده، بلکه در نقض فاحش اصل تفکیک جرائم، در کنار زندانیان محکوم به قتل نگهداری و چندین بار تهدید به مرگ شده است. سعید دهقان، وکیل و مدرس حقوق بشر در گفتوگو با زمانه یادآوری میکند که حکومت زندانیان را به «گروگان» تبدیل کرده و حقوق اولیهای چون درمان را به «امتیاز» تقلیل داده است؛ این الگو میتواند در دیوان کیفری بینالمللی مصداق «آزار و اذیت به عنوان جنایت علیه بشریت» باشد.
علیرغم جایگاه بینالمللی نرگس محمدی بهعنوان نماد مبارزه با ظلم علیه زنان و دریافت بالاترین نشان صلح جهان، او هماکنون در زندان مرکزی زنجان در کنار زندانیان محکوم به قتل نگهداری میشود و چندین بار از سوی آنان تهدید به مرگ شده است. او در چهارم فروردین دچار حمله قلبی شده و به مدت یک ساعت و ۱۵ دقیقه بیهوش بوده است؛ اما پس از مراجعه به متخصص قلب، پزشک از تجویز هرگونه درمان بدون نظر پزشک معالج خودداری کرده و او به زندان بازگردانده شده است. این در حالی است که بنیاد نرگس محمدی هشدار داده «تداوم این وضعیت، جان این فعال حقوق بشر را در معرض خطری فوری و جبرانناپذیر قرار داده است».
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر، نایبرئیس مرکز مدافعان حقوق بشر (تحت ریاست شیرین عبادی) و برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۲۳ است که این جایزه «بهپاس مبارزه او علیه ستم بر زنان ایران و تلاش برای ترویج حقوق بشر و آزادی برای همه» به او اعطا شد. او بیش از دو دهه است که اکثر دوران زندگی خود را در زندانهای ایران سپری کرده و تاکنون به مجموع بیش از ۴۴ سال حبس و ۱۵۴ ضربه شلاق محکوم شده است.
از منظر حقوق بینالملل، دولت ایران در قبال یک برنده جایزه نوبل صلح که به دلیل فعالیتهای صلحآمیز حقوق بشری زندانی شده است، مسئولیتی مضاعف دارد. بر اساس اعلام کمیته نوبل نروژ در ژوئیه ۲۰۲۵، نرگس محمدی از سوی مقامات ایرانی تهدید به «حذف فیزیکی» شده است. این تهدیدات، همراه با محرومیت سیستماتیک از درمان پس از سکته قلبی و نگهداری در کنار زندانیان خشن، میتواند در دیوان کیفری بینالمللی به عنوان مصادیق «آزار و اذیت به عنوان جنایت علیه بشریت» تعقیب شود. نرگس محمدی خود در نامهای از زندان نوشته است: «دولت شاید درک نکند که هرچه بیشتر ما را در سلولها حبس کند، ما قدرتمندتر میشویم» - اما این قدرت اخلاقی، دولت ایران را از مسئولیت قانونی در قبال حفظ جان او معاف نمیکند. با آقای سعید دهقان، وکیل و مدرس حقوق بشر گفتوگو کردهایم:
محرومیت عمدی از خدمات پزشکی
دهقان با اشاره به موارد متعددی مانند مرگ بکتاش آبتین، مجید بیرند و کیانوش سنجری توضیح میدهد که محرومیت عمدی از خدمات پزشکی در ایران الگویی تکرارشونده و نظاممند است و دیگر نمیتوان آن را استثنا تلقی کرد.
دهقان تأکید میکند که حکومت، زندانیان را در قالب گروگان تعریف میکند و حقوق بنیادینی مانند درمان، ملاقات و تلفن را به «امتیاز» تبدیل میکند؛ در نتیجه دیگر مفهومی به نام زندانیِ قانونی وجود ندارد و بازداشتها شکل آدمربایی و گروگانگیری به خود گرفته است.
دهقان در ادامه با اشاره به پروندهٔ نرگس محمدی، برندهٔ جایزهٔ نوبل صلح، یادآور میشود که او با وجود بیماری شدید قلبی و اسناد موجود در پزشکی قانونی، بارها از دسترسی به پزشک معتمد و درمان مؤثر محروم شده است.
به گفتهٔ این وکیل حقوق بشر، در فروردین ۱۴۰۱، نرگس محمدی با وجود نیاز فوری به جراحی، به دلیل نگرانی از آسیب به وثیقه مجبور به بازگشت به زندان شد.
شکنجه سفید زندانیان سیاسی
دهقان همچنین به گزارش ویژهسازمان ملل اشاره میکند که تأیید کرده محمدی به عنوان تنها زندانی سیاسی در بند زنان زندان مرکزی زنجان، در کنار زندانیان محکوم به جرائم خشن نگهداری میشود که نقض فاحش اصل تفکیک جرائم است.
دهقان این رفتارها را فراتر از نقض آییننامهٔ زندانها دانسته و آنها را مصداق «شکنجهٔ سفید»، تشدید آگاهانهٔ خطر جانی و مجازاتهای ترذیلی و تحقیرآمیز برمیشمارد که حتی بر اساس میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (مورد پذیرش ایران) ممنوع هستند.
به گفتهٔ او، حق انتخاب پزشک معتمد نیز در استانداردهای بینالمللی و حتی حقوق داخلی ایران به رسمیت شناخته شده، اما در عمل با امنیتیسازی نظام پزشکی، زندانیان به پزشکان وابسته به نهادهای امنیتی معرفی میشوند.
در پایان، سعید دهقان اقدامات فوری مانند تغییر محل نگهداری، مرخصی درمانی و دسترسی به خدمات پزشکی را ضروری میداند.
او در سطح بینالمللی به ظرفیت دیوان کیفری بینالمللی (ICC)، کمیته حقیقتیاب، شورای امنیت، عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر اشاره میکند و بر مستندسازی دقیق برای دورهٔ عدالت انتقالی تأکید میورزد.
دهقان هشدار میدهد که این الگوی حذف تدریجی مخالفان، ممکن است مقدمهای برای تکرار فجایعی مانند کشتار سال ۱۳۶۷ باشد و از اپوزیسیون میخواهد به جای درگیریهای داخلی، علیه نظام سرکوبگر متحد شود و از زندانیانی دفاع کند که عملاً به گروگان تبدیل شدهاند.




نظرها
نظری وجود ندارد.