ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

از «حق شهروندی» تا «امتیاز حکومتی»؛ پایان عصر اینترنت آزاد در ایران؟

امیر رشیدی: «دیگر چیزی به نام حق دسترسی به اینترنت نداریم؛ آنچه باقی مانده، امتیاز دسترسی است.»

امیر رشیدی، متخصص امنیت دیجیتال، در این گفت‌وگو هشدار می‌دهد که اینترنت در ایران در حال تغییر ماهیت است. او معتقد است تهاجم‌های نظامی و تنش‌های سیاسی، فرصتی طلایی برای حاکمیت فراهم کرده تا طرح قدیم «طبقه‌بندی دسترسی» را نهایی کند؛ سیستمی که در آن دسترسی به جهان آزاد دیگر یک حق نیست، بلکه امتیازی است که بر اساس شغل، سن و جایگاه اجتماعی توزیع می‌شود. رشیدی معتقد است باید خود را برای بدترین سناریوها آماده کنیم.

اختلال طولانی‌مدت اینترنت در ایران، آن‌گونه که داده‌های نت‌بلاکس نشان می‌دهد، به یک وضعیت پایدار و ساختاری تبدیل شده است؛ وضعیتی که اکنون با عبور از ۵۲ روز، در زمره طولانی‌ترین موارد «خاموشی دیجیتال» در کشورهای متصل به اینترنت جهانی قرار می‌گیرد. ثبت بیش از ۱۲۲۴ ساعت قطعی یا اختلال شدید، نه‌تنها شاخصی کمی از این بحران است، بلکه نشانه‌ای از تغییر رویکرد حاکمیتی نسبت به اینترنت به‌عنوان یک زیرساخت عمومی به شمار می‌رود.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

در چنین شرایطی، آنچه بیش از خود قطعی اهمیت پیدا می‌کند، پیامدهای چندلایه آن است؛ از اقتصاد گرفته تا ساختار اجتماعی و حتی ادراک عمومی از وضعیت کشور. گزارش‌هایی که از سوی رسانه‌هایی مانند رویترز منتشر شده، نشان می‌دهد که محدودیت‌های اینترنتی به‌طور مستقیم به نگرانی‌های معیشتی دامن زده و بر احساس نااطمینانی در جامعه افزوده است. این نگرانی صرفاً ناشی از اختلال در ارتباطات نیست، بلکه به این واقعیت بازمی‌گردد که اینترنت در سال‌های اخیر به یکی از ستون‌های اصلی اقتصاد و اشتغال تبدیل شده و حذف یا محدودسازی آن، زنجیره‌ای از اختلالات اقتصادی را به همراه می‌آورد.

در سطح خُرد، کسب‌وکارهایی که به بازارهای بین‌المللی یا حتی شبکه‌های اجتماعی وابسته بودند، با از دست دادن مشتریان خارجی و قطع جریان درآمد ارزی مواجه شده‌اند. این مسئله، به‌ویژه برای استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای کوچک، به معنای توقف یا حتی نابودی کامل فعالیت است. در سطح کلان نیز، برآوردهایی از خسارت چند میلیارد دلاری سخن می‌گویند.

در کنار این، پیامدهای اجتماعی و حقوق بشری نیز قابل توجه است. محدود شدن دسترسی به اینترنت، جریان آزاد اطلاعات را مختل می‌کند و امکان پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان یا اطلاع‌رسانی مستقل را کاهش می‌دهد. این موضوع، به‌ویژه در شرایطی که شفافیت رسمی محدود است، می‌تواند خانواده‌ها و افکار عمومی را در وضعیت ابهام و بی‌اطمینانی قرار دهد.

با این حال، شاید مهم‌ترین تحول در این میان، تثبیت تدریجی الگوی «دسترسی گزینشی» به اینترنت باشد؛ الگویی که در قالب طرح‌هایی مانند «اینترنت پرو» در حال اجراست. در این چارچوب، اینترنت دیگر به‌عنوان یک حق همگانی تعریف نمی‌شود، بلکه به یک سرویس مبتنی بر مجوز تبدیل شده که دسترسی به آن وابسته به موقعیت شغلی، اقتصادی یا نهادی افراد است.

دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ خبری منتشر شد مبنی بر اینکه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در تصمیمی که مبنای اجرای طرح «اینترنت پرو» شده، چارچوب جدیدی برای دسترسی گزینشی به اینترنت بین‌المللی برای کسب‌وکارها تعیین کرده است. رضا علیزاده، رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس در همین روز اعلام کرد که در گام نخست، از طریق اتاق بازرگانی، صاحبان کارت‌های بازرگانی به اینترنت بین‌المللی پایدار دسترسی یافته‌اند و در مرحله بعد نیز سازمان‌ها و نهادهای مرتبط با تولید و تجارت با «رعایت ملاحظات امنیتی» به این شبکه متصل شده‌اند. او تأکید کرد که هرگونه تصمیم درباره گسترش یا محدودسازی این دسترسی‌ها در نهایت در اختیار شورای عالی امنیت ملی است. در همین چارچوب، اپراتورهای تلفن همراه نیز موظف به اجرای طرح «اینترنت پرو» شده‌اند.

اظهارهای مقام‌هایی مانند رضا علیزاده نشان می‌دهد که این روند احتمالا نه موقتی، بلکه بخشی از یک سیاست ساختاری است که تصمیم‌گیری درباره آن در سطوح امنیتی انجام می‌شود. نتیجه عملی این رویکرد، شکل‌گیری نوعی «اینترنت طبقاتی» است؛ سیستمی که در آن بخشی از جامعه به اینترنت پایدار و بین‌المللی دسترسی دارد، در حالی که اکثریت کاربران با محدودیت‌های شدید، هزینه‌های بالا و ابزارهای ناامن برای اتصال مواجه هستند. این شکاف، نه‌تنها نابرابری دیجیتال را افزایش می‌دهد، بلکه به شکل‌گیری بازارهای غیرشفاف، مانند بازار فروش وی‌پی‌ان، و حتی افزایش ریسک‌های امنیتی برای کاربران دامن می‌زند.

در مجموع به نظر می‌رسد آنچه که در این ۵۲ روز و تاکنون رخ داده نشانه‌ای از تغییر پارادایم در حکمرانی اینترنت در ایران است. پارادایمی که اگر تثبیت شود، می‌تواند پیامدهایی فراتر از ارتباطات داشته باشد و بر اقتصاد، جامعه و حتی رابطه شهروندان با ساختار قدرت تأثیر بگذارد.

در گفت‌وگو با امیر رشیدی، متخصص امنیت دیجیتال این تحول‌ها را مورد کاووش قرار دادیم. او به این موضوع اشاره می‌کند که یکی از نکات کلیدی این است که آنچه امروز با نام‌هایی مانند «اینترنت پرو»، «وی‌پی‌ان قانونی» یا «اینترنت طبقاتی» مطرح می‌شود، در واقع پدیده‌ای تازه نیست، بلکه پروژه‌ای است که به گفته او، دست‌کم از هفت تا هشت سال پیش در سیاست‌گذاری‌های رسمی شکل گرفته و زیرساخت‌های آن به‌تدریج آماده شده است. به باور رشیدی، جنگ اخیر تنها نقش «شتاب‌دهنده» را ایفا کرده و اراده سیاسی لازم برای اجرای کامل این طرح را فراهم کرده است.

بشنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

رشیدی توضیح می‌دهد که تغییر اصلی، نه صرفاً در سطح فنی، بلکه در سطح تعریف «حق» و «امتیاز» رخ داده است. به گفته رشیدی، در این مدل جدید، اینترنت دیگر به‌عنوان یک حق عمومی برای همه شهروندان تلقی نمی‌شود، بلکه به یک امتیاز قابل تخصیص تبدیل شده است؛ امتیازی که بسته به ویژگی‌های فردی یا شغلی افراد، به‌صورت گزینشی اعطا می‌شود. این یعنی برخی کاربران می‌توانند به بخش‌هایی از اینترنت دسترسی داشته باشند که برای دیگران مسدود است و در مقابل، گروه‌های وسیعی از جامعه عملاً از دسترسی آزاد به اطلاعات محروم می‌شوند.

رشیدی می‌گوید:

ما در حال ورود به عرصه‌ای هستیم که در آن، اینترنت دیگر نه به عنوان یک «حق»، بلکه به مثابه یک «امتیاز» در ایران به رسمیت شناخته می‌شود. به بیان ساده، معنای این رویکرد آن است که دسترسی افراد به محتوای شبکه، بر اساس جایگاه شغلی و احتمالاً در آینده با توجه به مؤلفه‌هایی نظیر جنسیت، سن، میزان تحصیلات و معیارهای مشابه، طبقه‌بندی خواهد شد؛ به گونه‌ای که برخی از گروه‌ها تنها مجاز به مشاهده بخش‌های خاصی از محتوای اینترنتی بوده و از دسترسی به سایر بخش‌ها محروم می‌مانند. آنچه پیش‌تر به عنوان «آینده‌ی اینترنت در ایران» پیش‌بینی می‌شد، اکنون به واقعیتِ کنونی بدل شده است. به طور خلاصه، پیامد این روند آن است که دیگر مفهومی به نام «حق دسترسی به اینترنت» در ایران وجود نخواهد داشت و جای خود را به «امتیاز دسترسی» خواهد داد.

رشیدی در ادامه به پیامدهای عملی این تغییر اشاره می‌کند و می‌گوید حتی در شرایطی که تصور می‌شود اینترنت «وصل» شده، شاخص‌های ترافیک نشان می‌دهند که دسترسی واقعی به‌شدت کاهش یافته است. او با اشاره به تجربه پس از اعتراضات دی‌ماه توضیح می‌دهد که با وجود فعال بودن فیلترشکن‌ها، حجم کلی ترافیک اینترنتی کشور تا حدود ۵۰ درصد افت کرده بود؛ نشانه‌ای از آن‌که بخش بزرگی از کاربران عملاً از چرخه دسترسی خارج شده‌اند. به اعتقاد او، حتی اگر در آینده نزدیک اینترنت به‌طور نسبی بازگردد، بعید است شرایط به وضعیت پیشین بازگردد و احتمالاً همین الگوی دسترسی محدود و نابرابر ادامه خواهد یافت.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

آینده فیلترشکن‌ها و شکاف دسترسی

در پاسخ به این پرسش که آیا ابزارهای دور زدن سانسور همچنان می‌توانند دسترسی آزاد را تضمین کنند، رشیدی نگاه محتاطانه‌ای دارد. او می‌گوید در کوتاه‌مدت ممکن است این ابزارها همچنان کارایی نسبی داشته باشند، اما در بلندمدت، با تکمیل زیرساخت‌های کنترل و مدیریت ترافیک، این امکان وجود دارد که حتی همین سطح محدود دسترسی نیز از بین برود. به بیان دیگر، سناریویی که در آن تنها بخشی از جامعه به اینترنت جهانی دسترسی دارد، می‌تواند به‌تدریج تثبیت شود.

رشیدی می‌گوید:

معتقدم در آینده‌ای نه‌چندان دور ارتباطات قطع خواهد شد، اما احتمالاً در آینده‌ی نزدیک شاهد این اتفاق نباشیم. برای مثال پیش از این شاهد بودیم که پس از وقایع دی‌ماه، در حالی که تصور عمومی بر وصل بودن اینترنت استوار بود و بسیاری از فیلترشکن‌ها نیز فعال بوده و توسط کاربران استفاده می‌شدند، بررسی کل ترافیک ورودی و خروجی ایران نشان‌دهنده‌ی افتی ۵۰ درصدی بود. به بیانی دیگر، علی‌رغم وصل شدن مجدد اینترنت و کارکرد فیلترشکن‌ها، نیمی از ترافیک شبکه از دست رفته بود. این وضعیت متعلق به دوران پیش از حمله‌ی آمریکا و اسرائیل به ایران است. چنانچه تصور کنیم همین امروز در پاکستان یا هر مکان دیگری توافقی حاصل شود، جنگ به پایان برسد و اینترنت وصل گردد، در بهترین حالت شاهد شرایطی مشابه پس از وقایع دی‌ماه خواهیم بود؛ بدین معنا که احتمالاً با افت ترافیک ۵۰ درصدی مواجه می‌شویم. در چنین شرایطی، فیلترشکن‌ها احتمالاً کارایی خواهند داشت، اما همان‌گونه که اشاره شد، معتقدم در بلندمدت باید برای وضعیتی آماده باشیم که در آن حتی همان ۵۰ درصد ترافیک نیز دیگر مشاهده نشود.

در گفت‌وگو با امیر رشیدی همچنین به پدیده‌ی مطرح این روزها پرداختیم: «کانفیگ‌فروشی». رشیدی توضیح می‌دهد که «کانفیگ» در واقع فایل یا تنظیماتی است که به یک اپلیکیشن فیلترشکن می‌گوید چگونه به یک سرور خاص متصل شود. اما نکته مهم این است که در شرایط فعلی، ارائه این خدمات از داخل ایران انجام می‌شود و به گفته او، این موضوع بدون دسترسی ویژه یا داشتن استارلینک عملاً ممکن نیست. او دو سناریوی اصلی را مطرح می‌کند: یا ارائه‌دهندگان این خدمات به‌نوعی به زیرساخت‌های رسمی و «وایت‌لیست‌شده» دسترسی دارند، یا از ابزارهایی مانند اینترنت ماهواره‌ای استفاده می‌کنند. در هر دو حالت، آنچه شکل گرفته، یک بازار غیرشفاف و پرگردش مالی است که در آن، دسترسی به اینترنت به کالایی قابل خرید و فروش تبدیل شده است.

رشیدی می‌گوید:

معمولاً دو گزینه بیشتر وجود ندارد؛ یک گزینه‌اش کسانی هستند که به هر حال یک ارتباطی به ساختار و تشکیلات قطع اینترنت و فیلترینگ دارند و در واقع سرورهایشان سفید شده، وایت‌لیست شده. و یک گروه دیگر گروه‌هایی هستند که استارلینک دارند یا آمدند روی استارلینک دارند و این وی‌پی‌ان‌ها رو درست می‌کنند و فروش می‌کنند. یا نه افرادی هستند که استارلینک دارند و حالا می‌خواهند کمک کنند، به شکل رایگان این ابزارها را درست می‌کنند و در اختیار مردم قرار می‌دهند. در حالت کلی از این دو حالت خارج نیست؛ یا به یه نوعی شما وصل هستین به یک جایی که می‌توانید از آن فساد و تبعیض استفاده بکنید و کسب درآمد کنید، یا اینکه شما در واقع این ریسک را کردید استارلینک دارید و روی استارلینکی که دارید این‌ها را ارائه می‌دهید.

در مورد امنیت این ابزارها، رشیدی تأکید می‌کند که پاسخ قطعی وجود ندارد. به گفته او، سطح امنیت به عوامل متعددی بستگی دارد؛ از جمله میزان اعتماد به ارائه‌دهنده، نحوه پیاده‌سازی فنی و نوع حملاتی که ممکن است انجام شود. در ساده‌ترین حالت، ارائه‌دهنده می‌تواند ببیند کاربر به چه سرویس‌هایی متصل می‌شود، اما در سناریوهای پیچیده‌تر، امکان دسترسی به محتوای ارتباطات یا دستکاری آن نیز وجود دارد.

رشیدی در پاسخ به این پرسش که آیا این وضعیت می‌تواند ادامه‌دار باشد، معتقد است که حکومت ایران سال‌ها برای چنین سناریویی آماده شده و صرف هزینه‌های اقتصادی لزوماً مانعی برای ادامه این سیاست نخواهد بود؛ به‌ویژه در شرایطی که بحران‌های بزرگ‌تری، مانند تنش‌های نظامی یا فشارهای بین‌المللی، در جریان است.

به گفته او، امید بستن به این‌که فشار اقتصادی به‌تنهایی منجر به بازگشایی اینترنت شود، چندان واقع‌بینانه نیست. در عوض، او تأکید می‌کند که کاربران و کنشگران باید خود را برای «بدترین سناریوها» آماده کنند؛ سناریویی که در آن، اینترنت آزاد نه یک وضعیت پیش‌فرض، بلکه یک امکان محدود، ناپایدار و نابرابر خواهد بود.

رشیدی می‌گوید:

سال‌هاست برای چنین شرایطی دارند آماده می‌کنند و متاسفانه خب هشدارهایی هم که ما می‌دادیم خیلی مؤثر واقع نشده. برای همین من فکر نمی‌کنم که امید داشتن صرفاً به اینکه هزینه اقتصادی تولید می‌کند، می‌تواند مانعی شود برای اینکه چنین سیستمی متوقف شود. شما الان توی موقعیت جنگی هستید. اگر مسدود شدن تنگه‌ی هرمز و سیاست‌های آمریکا ادامه پیدا بکند، من بعید می‌دانم که واقعاً بیشتر از یکی دو ماه وضعیت اقتصادی در کشور پایدار بماند. در نتیجه شما در موقعیتی هستید که مشکلات به مراتب بزرگ‌تر دارید. اگه راجع به اقتصاد صحبت می‌کنید، این به نظرم نمی‌تواند خیلی امید داشتن به اینکه مسئله اقتصادی ممکن است باعث شود فشار را کم کنند… خیلی امیدوار نیستم به چنین سناریویی و فکر می‌کنم که خیلی خیلی واجب است، که استراتژی‌های خود را تغییر بدهیم و بر اساس شرایط جدید، روش‌ها و استراتژی‌های جدیدی را مدنظر قرار بدهیم و برای بدترین سناریوها آماده شویم.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • دردمند و درهم شکسته از مرز

    دریغ و درد که شما خارج نشینان از پادشاهی خواه تا جمهوریخواه و چپ و راست از دموکراسی غربی هیچ نیاموخته اید. نمیتوانید با هم تا رفراندوم و گزینش نوع حکومت با هم متحد شوید. جالب است که اکثریت شماها و دست کم و پدر و پدربزرگتان و مادر و مادر بزرگتان ما را به این روز و روزگار سیاه نشانده اید.