ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

در کشاکش جنگ، دعوت از پهلوی چه پیامی به جهان می‌فرستد؟

مهرداد درویش‌پور در این یادداشت استدلال می‌کند که دعوت از رضا پهلوی به نهادهای سیاسی اروپا، در متن جنگ جاری، صرفاً یک اقدام نمادین نیست، بلکه می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از همسویی با رویکردی نظامی تعبیر شود. او با اشاره به بازتاب این موضوع در رسانه‌هایی چون لوموند، هشدار می‌دهد که چنین دعوت‌هایی پیامدهایی فراتر از سطح داخلی دارند. به‌زعم او، در شرایطی که غیرنظامیان زیر فشار جنگ‌اند، اروپا باید نسبت به پیام‌هایی که به جهان مخابره می‌کند ـ میان صلح و جنگ ـ مسئولانه‌تر عمل کند.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

در هفته‌های اخیر، سفر رضا پهلوی به سوئد و سپس آلمان بازتابی گسترده و جنجالی در رسانه‌های اروپایی برانگیخته است. روزنامهٔ افتون‌بلادت ـ پرتیراژترین روزنامهٔ سوئد ـ در کنار لوموند فرانسه و شبکهٔ دوم تلویزیون آلمان و دیگر رسانه های آلمانی گزارش‌هایی منتشر کرده‌اند که نشان می‌دهد حضور پهلوی در نهادهای سیاسی اروپا نه‌تنها جامعهٔ ایرانیان مهاجر را بیش از پیش دچار قطبی‌سازی کرده، بلکه پرسش‌های جدی دربارهٔ پیامدهای سیاسی چنین دعوت‌هایی در متن جنگ کنونی ایجاد کرده است. بسیاری از سیاستمداران اروپایی یادآور شده‌اند که پهلوی تاکنون فاصله‌گیری روشنی از گذشتهٔ اقتدارگرایانهٔ رژیم پدرش نشان نداده و مواضع او دربارهٔ حملهٔ اسرائیل و آمریکا به ایران می‌تواند به‌عنوان همسویی با یک خط‌مشی نظامی تعبیر شود. در چنین شرایطی، تاکید بر مسئولیت‌پذیری سیاسی و پیام‌هایی که اروپا در این دوران حساس به جهان مخابره می‌کنند، اهمیتی دوچندان می‌یابد.

برای نمونه، در آستانهٔ سخنرانی رضا پهلوی در سوئد ـ که به دعوت چند تن از نمایندگان پارلمان از حزب خارجی‌ستیز دموکرات‌های سوئد و حزب دموکرات‌های مسیحی صورت گرفت ـ مقاله‌ای اعتراضی با مضامین مشابه  تحت عنوان این «می‌تواند به‌عنوان حمایتی از جنگ در حال جریان تعبیر شود» در روزنامهٔ افتون‌بلادت منتشر شد. این مقاله، که به امضای من و ۷۰ تن از دانشگاهیان، هنرمندان، نمایندگان پارلمان و کنشگران مدنی سوئد رسیده بود، نسبت به پیامدهای چنین دعوتی هشدار داد و بر ضرورت دفاع از صلح در دوران جنگ تأکید ‌کرد. ترجمهٔ این نامه، همراه با نام بیش از صد تن از امضاکنندگان ـ که مخاطب اصلی شان رئیس پارلمان سوئد بود، با عنوان «سوئد باید در کنار صلح بایستد، نه مشروعیت‌بخشی به جنگ» در رسانه‌های فارسی‌زبان، از جمله ایران‌امروز منتشر شد.

گرچه رئیس پارلمان سوئد در ۱۲ فوریه رسماً ادعای «دعوت پارلمان» از رضا پهلوی را رد کرد و آن را صرفاً ابتکارعمل نمایندگان دو حزب یادشده دانست، اما دامنهٔ واکنش‌ها و اعتراضات به‌حدی گسترده بود که روزنامهٔ  لوموند فرانسه نیز در ۱۴ آوریل در گزارشی مفصل به آن پرداخت و از جمله نوشت:

«سفر رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، به سوئد و سخنرانی او در پارلمان این کشور در ۱۳ آوریل ۲۰۲۶، جامعهٔ ایرانیان مهاجر و فضای سیاسی سوئد را دچار اختلاف و جنجال کرده است.... گروهی که از رضا پهلوی حمایت می‌کردند و او را بهترین گزینه برای آیندهٔ ایران می‌دانستند، و گروهی که او را وارث یک رژیم اقتدارگرا می‌دانستند و نگران بودند حضورش به معنای حمایت از جنگ یا بازگشت سلطنت باشد. در همان روز، ۷۱ شخصیت ایرانی و سوئدی در روزنامه افتون بلادت مقاله‌ای منتشر کردند و هشدار دادند که این دعوت ممکن است به‌عنوان حمایت از جنگ تعبیر شود، به‌ویژه در شرایطی که ترامپ تهدید به «نابودی یک تمدن» کرده است. روزنامه اکسپرس نیز یادآور شد که رضا پهلوی در گذشته حقوق اساسی کردها را به رسمیت نشناخته است... او در سخنرانی خود جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را «جنگ آزادی‌بخش» نامید و گفت نباید «نیمه‌کاره» رها شود. همچنین اروپا را به «ابهام» و «ناتوانی در درک واقعیت ایران» متهم کرد. او دربارهٔ گذشتهٔ پدرش و رژیم پهلوی از پاسخ مستقیم طفره رفت و گفت نباید «به چیزی که دهه‌ها پیش رخ داده چسبید»...در سطح سیاسی، وزیر امور خارجه سوئد تأکید کرد که دعوت از سوی دولت نبوده است. اما رهبر حزب دموکرات مسیحی، ابا بوش، از حضور او استقبال کرد... یکی از دعوت‌کنندگان اصلی، نیما غلام‌علی‌پور، نمایندهٔ ایرانی‌تبار حزب راست افراطی گفته بود در کنفرانس امنیتی مونیخ با رضا پهلوی دیدار کرده و پیشنهاد داده بود جلسهٔ آنلاین برگزار کند، اما او ترجیح داده بود شخصاً به سوئد بیاید.»

در آلمان نیز گزارش‌های رسانه‌های آلمانی نشان می‌دهد سفر رضا پهلوی به برلین با واکنش‌های مشابهی روبه‌رو شده است. برخی همچون دفتر آرمین لاشت رئیس کمیسیون امور خارجی بوندستاگ، اعلام کرد که پهلوی را به‌عنوان «یکی از چهره‌های مهم اپوزیسیون ایران» می‌پذیرد. در حالی که علاوه بر چپ‌ها و سبزهای آلمان شماری از سیاستمداران احزاب اتحاد دموکرات مسیحی نیز از رضا پهلوی فاصله گرفتند. برای نمونه چاندو اوزدمیر، سیاستمدار حزب چپ آلمان هشدار داد این دیدار تردیدهایی دربارهٔ جدیت سیاستمداران آلمانی در حمایت از یک روند دموکراتیک واقعی در ایران ایجاد می‌کند؛ روندی که باید شامل همهٔ گروه‌های قومی و مذهبی باشد. او تأکید کرده که پهلوی از میراث اقتدارگرایانهٔ شاه فاصله نگرفته و دموکرات قابل اعتمادی نیست».»

همچنین لوئیزه آمْتس‌برگ از حزب سبزها نیز گفت که پهلوی در میان جامعهٔ ایرانیان «به‌شدت قطبی‌کننده» است و در دیدارهای سیاسی باید انتقادات جدی نسبت به مواضع او مطرح شود. او همچنین یادآور شده که سیاستمداران آلمانی تصمیم نمی‌گیرند چه کسی نمایندهٔ اپوزیسیون ایران است یا در صورت تغییر قدرت چه کسی باید نقش رهبری داشته باشد؛ این تصمیم تنها بر عهدهٔ مردم ایران است. (همانجا). حتی فلور بادِن‌برگ، سناتور دادگستری برلین و سیاستمدار ایرانی‌تبار حزب اتحاد دموکرات مسیحی، در گفت‌وگو با روزنامه «تاگس‌اشپیگل» تأکید کرد که خاندان پهلوی نماد یک نظام اقتدارگرا پیش از انقلاب ۱۹۷۹ بوده و در آن دوره مخالفان سیاسی شکنجه و سرکوب می‌شدند. او افزود که رضا پهلوی تاکنون فاصله‌گیری روشنی از این گذشته نشان نداده است. سخنگوی دولت آلمان استفان کورنِلیوس نیز اعلام کرد که سفر پهلوی خصوصی است و دولت فدرال قصد دیدار با او را ندارد.

گزارش رسانه‌های آلمانی، سوئدی و فرانسوی گواه شکاف عمیق در میان ایرانیان داخل و خارج کشور و احزاب سوئد و آلمانی در این زمینه است؛ برخی پهلوی را گزینه‌ای برای آیندهٔ ایران می‌دانند، در حالی که گروهی دیگر او را نماد اقتدارگرایی و حامی سیاست‌های تجاوزکارانه اسرائیل توصیف می‌کنند.

در این میان، بخشی از هواداران رضا پهلوی با واکنش‌هایی تند و عصبی به منتقدان این دعوت‌ها برخورد کردند و فضای بحث را به سمت تخریب و حملات شخصی سوق دادند.

در این زمینه، گزارش شبکهٔ دوِ تلویزیون هلند در تاریخ ۱۹ آوریل درباره تهدید، ارعاب و اعمال خشونت علیه مخالفان رژیم ـ که هم‌زمان از منتقدان رضا پهلوی نیز به‌شمار می‌روند ـ توسط شماری از هواداران رضا پهلوی در خارج از کشور، تکان‌دهنده است. این گزارش نیز نشان می‌دهد که نهادهای اروپایی نیز کم و بیش نسبت به ظرفیت نگران‌کنندهٔ این جریان برای خشونت‌ورزی و خاموش‌کردن صدای مخالف آگاهی یافته‌اند.

البته برخی نیز همچون نیما غلامعلی‌پور نماینده پارلمانی حزب راست افراطی دمکرات‌های سوئد ـ که یکی از دعوت‌کنندگان اصلی رضا پهلوی به سوئد بود ـ در دفاع از این دعوت و در نقد مخالفان، با انتشار مقاله‌ای در روزنامهٔ افتون‌بلادت در ۱۴ آوریل، از «عاقلانه بودن گوش کرن به سخنان پهلوی» در نهادهای سیاسی استدلال کرده‌اند.

من نیز ـ ضمن استقبال از گفت‌وگوی عقلانی ـ در دفاع از نامه دانشگاهیان و کنشگران سیاسی و مدنی سوئد و پاسخ به انتقادات او در یادداشتی برای  افتون بلادت به چرایی مسئله برانگیز بودن این گونه دعوت ها از منظر صلح و دمکراسی پرداختم که ربطی به آزادی بیان ندارد که حق مسلم او و دیگران است. نوشته زیر برگردان فارسی آن یادداشت است.

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

زمانی که من همراه با شمار زیادی از پژوهشگران، هنرمندان، سیاستمداران و کنشگران مدنی در مقالهٔ خود در آفتون‌بلادت در تاریخ ۱۱ آوریل هشدار دادیم که دعوت رضا پهلوی به ساختمان‌های پارلمان ـ از سوی چند نماینده از احزاب دموکرات‌های سوئدو دموکرات‌های مسیحی ـ می‌تواند به‌عنوان حمایتی از یک خط‌مشی نظامی در یک جنگ در حال جریان تعبیر شود، موضوع بر سر احساس مسئولیت بود. در دورانی که تنش‌ها در خاورمیانه به‌شدت بالا است، سوئد باید درک کند که این گونه اقدامات در سطح بین‌المللی چگونه برداشت می‌شود.

این موضوع کم‌اهمیتی نیست که لوموند، یکی از تأثیرگذارترین روزنامه‌های اروپا، به جنجال پیرامون سفر پهلوی پرداخت و همچنین انتقاداتی که از سوی ما پژوهشگران و فعالان جامعه مدنی سوئد مطرح شده بود را برجسته کرد.

وقتی یکی از بزرگ‌ترین روزنامه‌های اروپا همان خطراتی را توصیف می‌کند که ما به آن اشاره کرده بودیم، نشان می‌دهد که این مسئله یک موضوع داخلی کوچک در سوئد نیست، بلکه یک مسئلهٔ سیاست خارجی با پیامدهای اروپایی و جهانی است.

در پاسخ خود در آفتون‌بلادت، نیما غلامعلی‌پور تلاش می‌کند این خطرات را کم‌اهمیت جلوه دهد و این دعوت را به‌عنوان «شنیدن صداهای مختلف» توصیف کند. اما پاسخ او به اصل موضوع نمی‌پردازد: اینکه رضا پهلوی بارها از حملات نظامی علیه ایران حمایت کرده است، و اینکه یک دعوت رسمی از سوی احزاب پارلمانی سوئد (که در دولت حضور دارند) می‌تواند به‌عنوان موضع‌گیری سوئد در مناقشه‌ای تعبیر شود که در آن غیرنظامیان همین حالا نیز به‌شدت آسیب دیده‌اند. افزون بر این، رضا پهلوی نماد چهره‌ای است که حقوق گروه‌های دیگر از جمله گروه‌های قومی که سال‌ها با تبعیض روبه‌رو بوده‌اند را انکار کرده و اغلب به میراث اقتدارگرایانهٔ پدرش ارجاع می‌دهد.

این دقیقاً همان نوع پیام‌های سیاسی است که ما نسبت به آن هشدار دادیم. در مناقشات بین‌المللی، نمادها و دعوت‌ها اهمیت دارند، و زمانی که سوئد ـ کشوری که مدت‌ها به‌عنوان صدایی برای دیپلماسی و حمایت از غیرنظامیان شناخته شده ـ به شکلی عمل می‌کند که می‌تواند به‌عنوان حمایت از یک خط‌مشی نظامی تعبیر شود، ما وظیفه داریم واکنش نشان دهیم.

اما برای پنهان کردن دستور کار سیاسی پشت این دعوت، غلامعلی‌پور ادعا می‌کند که نامهٔ ما «اصلاً به سرکوب مردم ایران توسط ملاها اشاره نکرده است». این ادعا کاملاً نادرست و کذب محض است. در مقاله ما به صراحت آمده است: «حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود نباید با بمب و بازی قدرت‌های خارجی ربوده شود. گذار از حاکمیت دیکتاتوری جمهوری اسلامی به یک نظام دموکراتیک، از دل مبارزهٔ خود مردم شکل خواهد گرفت و نه به‌عنوان نتیجهٔ مداخلهٔ نظامی قدرت‌های خارجی. این جنگ ویرانگر اکنون حتی به تضعیف و دشوارتر شدن فعالیت مخالفان در ایران انجامیده است؛ مخالفانی که همین هفتهٔ گذشته، در سایهٔ جنگ، شاهد اعدام شمار زیادی از آنها توسط رژیم بوده‌اند».

چنین ادعای کذبی خلاف اشارات صریح بالا نه‌تنها غیرجدی است، بلکه بحث را از موضوع اصلی منحرف می‌کند: سوئد در شرایطی که هر اقدام سیاسی می‌تواند پیامدهایی برای جان غیرنظامیان داشته باشد، چه پیام‌هایی ارسال می‌کند؟

وقتی حتی رسانه‌های بین‌المللی به رفتار سوئد توجه نشان می‌دهند، این نشانهٔ پایان بحث نیست. برعکس، نشان می‌دهد که این بحث چقدر ضروری است؛ و اینکه سایر احزاب نیز باید روشن کنند که چگونه قصد دارند با مناقشات و جنگ علیه ایران برخورد کنند. سوئد باید آگاه باشد که اقدامات آن زیر ذره بین قرار دارد و پیامد دارد. بنابراین ما باید بر سیاست خارجی‌ای پایبند بمانیم که بر اصول استوار است، نه بر نمادپردازی‌هایی که در دوران تهدیدات جنگی می‌تواند به‌سادگی می‌توانند سوءتعبیر شود.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.