رُخ پنهان تنگه هرمز: روایت این روزهای دلفینها و لاکپشتهای خلیج فارس
تنشهای نظامی اخیر و آلودگیهای نفتی ناشی از آن، آرامش زیستبوم شکننده خلیج فارس و تنگه هرمز را به مخاطره انداخته است؛ بحرانی جاری که در فصل زادآوری، ریههای دلفینهای ساحلی را مسموم و سواحل ماسهای را برای تخمگذاری لاکپشتهای پوزهعقابی ناامن کرده است.

بچه لاک پشت پوزه عقابی - عکس از ایرنا
جنگ اخیر در ایران نه تنها زیرساختهای انسانی، بلکه اکوسیستمهای حیاتی کشور را نیز با بحران مواجه کرده است. پس از گذشت بیش از دو ماه و نیم اختلال و محدودیت گسترده اینترنت در کشور، با وصل شدن تدریجی دسترسی برخی از شهروندان، ابعاد دیگری از تأثیرات این جنگ بر محیط زیست آشکار شده است. انتشار تصاویر و مستندات جدید در شبکههای اجتماعی نظیر اینستاگرام، پرده از آسیبهای زیستمحیطی در پهنه آبی خلیج فارس و تنگه هرمز برمیدارد؛ منطقهای که پیش از درگیریها نیز به واسطه تغییرات اقلیمی، شوری بالا و افزایش دما در وضعیت شکنندهای قرار داشت و اکنون با بار سنگین تنشهای نظامی مواجه شده است. بر اساس گزارش روز ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ روزنامه «پیام ما»، خلیج فارس پیش از آغاز این درگیریها نیز آستانههای حدی بیولوژیکی را رد کرده بود. اکنون، این تنشها فشار مضاعفی بر تنوع زیستی منطقه وارد آورده و پناهگاههای امن آبزیان و پرندگان را به مناطقی پرمخاطره تبدیل کرده است؛ آثاری مخرب که هنوز روشن نیست تا چه زمانی باقی خواهد ماند.
تنگه هرمز؛ کریدور زیستی و مأمن گونههای در معرض خطر
تنگه هرمز اگرچه در ادبیات سیاسی جهان بهعنوان یک گلوگاه استراتژیک ۲۱ مایلی برای ترانزیت انرژی شناخته میشود، اما در واقع یک کریدور حساس و حیاتی آبی از نظر بومشناسی است. این گذرگاه باریک، قرنهاست که مأمن و مسیر مهاجرت گونههای ارزشمندی چون لاکپشت پوزهعقابی (در معرض انقراض شدید)، نهنگ گوژپشت عربی و دلفین گوژپشت اقیانوس هند (در معرض انقراض) به شمار میرود.
این اکوسیستم به دلیل ساختار جغرافیایی خاص خود، به شدت در برابر آلایندهها آسیبپذیر است؛ چرخش هیدرودینامیکی خلیج فارس بسیار کند است و تعویض کامل آب آن با اقیانوس آزاد بین ۳ تا ۵ سال طول میکشد. در نتیجه، مواد سمی و آلودگیهای ناشی از درگیریهای نظامی مدرن، به سادگی از این حوضه بسته شسته نمیشوند، بلکه در بستر آن رسوب میکنند. تنوع زیستی بینظیر این تنگه، حاصل تبادل پرانرژی میان آبهای کمعمق خلیج فارس و اعماق دریای عمان است که پناهگاهی برای بیش از ۱۱۰۰ گونه ماهی پدید آورده است. اگرچه حیات دریایی این منطقه با نوسانات شدید دمایی (۱۲ تا ۳۵ درجه سانتیگراد) و شوری مفرط سازگار شده، اما این سرسختی طبیعی، توان مقاومت در برابر تغییرات ناگهانی آلودگیهای شیمیایی و فیزیکی ناشی از جنگ را ندارد.
دستهبندی جامع تنوع زیستی و گونههای در معرض خطر منطقه
تنوع جانوری و گونههای شناساییشده در این منطقه شامل چندین گونه از خانواده دلفینها (از جمله دلفین گوژپشت اقیانوس هند، دلفین معمولی، بینیبطری هندی و بینیبطری معمولی) و گونههای مختلفی از خانواده نهنگها شامل نهنگ آبی گرمسیری، نهنگ بالهای، نهنگ براید و گوژپشت است. همچنین جزایر این منطقه پناهگاهی برای حیات آهو، تخمریزی و جوجهآوری پرندگان (بهویژه پرستوهای دریایی که جزیره شیدور بهشت آنهاست) و لاکپشتهای دریایی محسوب میشوند. به طور کلی، در این محدوده بیش از ۳۵ گونه پستاندار خشکزی و دریایی، ۴۰ گونه خزنده، پنج گونه لاکپشت دریایی، بیش از ۸۰۰ گونه ماهی، ۲۰۰ گونه شکمپا و دوکفهای و ۳۰۰ تا ۴۵۰ گونه آبزی دیگر شناسایی شدهاند.
دلفینها و لاکپشتها
بر اساس ارزیابیهای اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت و پژوهشهای زیستشناختی بینالمللی، خلیج فارس به عنوان یک محیط دریایی حاشیهای و کمعمق، میزبان جوامع منحصربهفردی از دلفینها است که عمدتاً شامل سه گونه ساحلی شاخص یعنی دلفین گوژپشت اقیانوس هند، دلفین بینیبطری هند-آرام و پورپویز بیباله میشود. در این میان، دلفین گوژپشت اقیانوس هند به دلیل وابستگی شدید به زیستگاههای ساحلی بسیار کمعمق، به شدت در معرض تهدیدات انسانی قرار دارد و در فهرست قرمز این اتحادیه در طبقه «در معرض انقراض» دستهبندی شده است. این پستانداران هوشمند به دلیل قرار گرفتن در رأس هرم غذایی، به عنوان شاخصهای بیولوژیکی کلیدی برای سنجش سلامت و پایداری کل اکوسیستم دریایی خلیج فارس شناخته میشوند.
در بخش خزندگان دریایی، گزارشهای بینالمللی حضور ۵ گونه لاکپشت دریایی را در آبهای خلیج فارس تأیید میکنند که در میان آنها، لاکپشت پوزهعقابی و لاکپشت سبز بیشترین فراوانی را دارند. طبق دادههای کارگروه تخصصی لاکپشتهای دریایی، لاکپشت پوزهعقابی که به طور جدی «در معرض انقراض شدید» قرار دارد، سواحل و جزایر خلیج فارس را به عنوان یکی از اصلیترین سایتهای جوجهآوری خود برگزیده و نقشی حیاتی در حفظ تنوع زیستی آبسنگهای مرجانی منطقه با کنترل جمعیت اسفنجها ایفا میکند. این در حالی است که لاکپشتهای سبز منطقه (که در سطح منطقهای آسیبپذیر محسوب میشوند) بیشتر از مراتع علفهای دریایی کمعمق برای تغذیه استفاده میکنند و هر دو گونه به دلیل تخریب سواحل زادآوری، پدیده صید جانبی در تورهای ماهیگیری و آلودگیهای مداوم صنعتی با چالشهای بقای شدیدی مواجه هستند.
خطرات زیستمحیطی در لاوان و نشت نفت در سواحل شیدور
یک نمونه از پیامدهای جنگ که رسانههای داخل ایران نیز به آن پرداختهاند و ابعاد دقیق آن هنوز در دست ارزیابی است، نشت نفتی پس از حمله هوایی ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ به پالایشگاه لاوان در خلیج فارس است. بر اساس گزارش خبرگزاری «مهر»، حبیب مسیحی تازیانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان هرمزگان، تأیید کرد که این حمله موجب ورود مواد نفتی به پهنه آبی خلیجفارس شده و آلودگیهای ناشی از آن در سواحل جزیره لاوان و جزیره همجوار آن، شیدور (مارو)، مشاهده شده است.
تصاویر و مستندات منتشرشده توسط شهروندان در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که لکههای غلیظ نفتی، سواحل بکر و صخرهای جزیره خالی از سکنه شیدور را آلوده کردهاند. روزنامه «پیام ما» نیز در گزارش خود آورده است همزمان با آتشسوزی در پالایشگاه لاوان، نگرانیها درباره آسیب شدید به زیستگاههای حساس پرندگان و لاکپشتهای دریایی در شیدور به اوج خود رسید؛ چرا که این جزیره پناهگاهی حیاتی برای زادآوری حیاتوحش جنوب است و تصاویر محلی، خط ساحلی آن را آغشته به ترکیبات سیاه نفتی نشان میدهند؛ وضعیت بحرانی که به گفته این روزنامه بیم تلفات سنگین و ماندگار جانوران بومی این اکوسیستم را به شدت افزایش داده است.
چالش پاکسازی
عملیات پاکسازی سواحل آلودهشده در پی بحران لاوان با چالشهای ساختاری عمیقی روبهرو است که بر پیچیدگی وضعیت منطقه میافزاید. حبیب مسیحی تازیانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان هرمزگان، در گفتگو با روزنامه «همشهری» با اشاره به این دشواریها اعلام کرد: «بخش زیادی از آلودگی نفتی در سواحل ماسهای جمعآوری شده، اما پاکسازی سواحل صخرهای و مرجانی به مراتب سختتر است.» این مقام مسئول در گفتوگو با خبرگزاری «مهر» نیز خاطرنشان کرد که هرچند تا اوایل اردیبهشت تلفاتی از لاکپشتهای دریایی گزارش نشده، اما این آلایندهها به سرعت از اکوسیستم حذف نمیشوند؛ وی هشدار داد که این بحران نفتی تبعات ماندگاری بر سواحل صخرهای و آبسنگهای مرجانی برجا خواهد گذاشت.
همزمان با این بحران، گزارشهایی از مشاهده لکههای نفتی در مناطق دورتری از حوضه خلیج فارس نیز منتشر شده است؛ هرچند سازمان حفاظت محیط زیست منشأ برخی از این آلودگیهای اقماری را تخلیه مخفیانه آب توازن نفتکشها دانسته و مسئولان نفتی نیز وجود لکههای جدید را تکذیب کردهاند، اما واقعیت این است که تقابلهای نظامی، پایداری و تابآوری کل این شاهراه حیاتی را کاهش داده و عملیاتهای پایش و امدادرسانی زیستمحیطی را دشوار کرده است.
فصل زادآوری لاکپشتهای پوزهعقابی در سایه لکههای نفتی
یکی از مهمترین ابعاد نگرانی از آلودگی نفتی اخیر، همزمانی آن با فصل تولیدمثل لاکپشتهای دریایی در خطر انقراض است. اصغر مبارکی، کارشناس حیاتوحش سازمان حفاظت محیطزیست، در گفتوگو با روزنامه «پیام ما» اشاره کرد:
ما اکنون در فصل داغ تولیدمثل لاکپشتهای دریایی پوزهعقابی هستیم که جمعیتهای مقیم خلیج فارس با جابهجاییهای محلی جهت زادآوری بهحساب میآیند؛ آنها در این فصل یعنی در اردیبهشت و خرداد برای تخمگذاری به جزایر ایران میآیند.
به گفته این کارشناس، این لاکپشتها برای وضع تخمها مکرراً میان آب و خشکی تردد میکنند و در هر بار ورود و خروج، در معرض تماس مستقیم با لکههای نفتی قرار میگیرند. مبارکی همچنین هشدار داد که به دلیل مواج بودن دریا و باد شدید در شیدور، مواد نفتی در شنهای ساحلی نفوذ کرده و به داخل لانهها راه مییابند؛ این امر نه تنها باعث نابودی و خفگی تخمها میشود، بلکه نوزادان لاکپشت را بلافاصله پس از تولد و در مسیر ورود به دریا با خطرات مرگباری مواجه میسازد. از سوی دیگر، لاکپشتهای سبز منطقه نیز که از مراتع علفهای دریایی کمعمق تغذیه میکنند، در صورت چریدن در این بسترها و بلعیدن گیاهان آلوده به نفت، دچار مسمومیت شدید و مخاطرات بقا خواهند شد.
تهدید پنهان در اعماق
آسیبهای جنگ بر پستانداران بزرگ دریایی خلیج فارس فراتر از تماس فیزیکی صرف با لکههای نفتی است. هاله عابدی، مدیرعامل انجمن مردمنهاد حفاظت از طبیعت «میداف»، در گفتوگو با روزنامه «پیام ما» به ابعاد دیگری از این فاجعه اشاره کرده و توضیح میدهد که با تجمع نفت در سطح آب، بخارهای حاصل از ترکیبات آلی فرار (VOCs) شکل میگیرند؛ عابدی تأکید میکند:
دلفینها در هر بار نفسگیری، ریههای خود را با سرعت و حجم بالا خالی و پر میکنند. در این وضعیت، استنشاق بخارهای سمی به اعماق دستگاه تنفسی آنها نفوذ کرده و موجب بروز بیماریهای شدید ریوی و عصبی میشود.
بر اساس پژوهشهای علمی سال ۲۰۱۸ که این فعال محیط زیست به آنها استناد میکند، این بخارهای سمی میتوانند موجب بیماری مهلک ذاتالریه و آسیب ساختاری به غدد فوقکلیوی دلفینها شوند و ترشح هورمون کورتیزول را به شدت کاهش دهند. دلفینها و نهنگها حتی در صورت عدم تنفس مستقیم این گازها، از طریق آسیب به گیرندههای حساس چشمی و پوستی و همچنین مسمومیت شدید کلیه و کبد ناشی از بلع آب آلوده، در معرض خطر نابودی قرار دارند.
این پستانداران دریایی مانند دلفین گوژپشت هند-آرام و نهنگ گوژپشت عربی غیرمهاجر که در راس هرم غذایی خلیج فارس قرار دارند، قربانیان اصلی پدیده تجمع زیستی سموم ناشی از جنگ هستند. این آبزیان دارای یک لایه چربی ضخیم زیستی زیر پوست خود هستند که به عنوان عایق حرارتی و منبع ذخیره انرژی عمل میکند. هنگامی که آلودگی نفتی رخ میدهد، هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقهای (PAHs) که ترکیباتی بسیار پایدار و سمی هستند، به سرعت در این بافت چربی انباشته میشوند. به گفته مدیرعامل انجمن میداف، این مواد سمی در نهنگهای ماده از طریق جفت و شیردهی به نوزادان منتقل شده و در بدن نهنگهای نر نیز به مرور زمان تجمع مییابند. این بار شیمیایی سنگین، سیستم ایمنی جانوران را سرکوب کرده و نرخ باروری آنها را به شدت کاهش میدهد. از سوی دیگر، تمام طعمههای این پستانداران از جمله ماهیها و پلانکتونها بر اثر ترکیبات نفتی مسموم شدهاند و تغذیه از آنها، ورود سموم را به بدن این شکارچیان رأس هرم دوچندان میکند.
جنگلهای حرا
بهرهوری بیولوژیکی خلیج فارس و تنگه هرمز به ذخیرهگاه زیستکره حرا وابسته است که شامل هزاران هکتار جنگلهای مانگرو در سواحل ایران است. این جنگلهای جزر و مدی به عنوان فیلتر بیولوژیکی عظیم و پرورشگاه نزدیک به ۲,۰۰۰ گونه جانوری عمل میکنند. با این حال، نشت مواد پتروشیمی ناشی از حملات نظامی تهدیدی مرگبار برای این زیستبوم است. درختان حرا از طریق ریشههای هوایی به نام «پنوماتوفور» تنفس میکنند. هنگامی که نفت غلیظ روی این ریشهها را میپوشاند، جنگل به معنای واقعی کلمه دچار خفگی میشود. با نابودی درختان حرا، سیستم ریشهای که خاک ساحلی را یکپارچه نگه میدارد فرو میپاشد، پرورشگاههای طبیعی نوزادان ماهی و میگو از بین میروند و رسوبات تصفیهنشده باعث خفگی آبسنگهای مرجانی مجاور میشوند. این سقوط ساختاری، زنجیره غذایی گونههای بزرگتری مانند کوسهنهنگها را که در این آبها تردد دارند، با بحرانی بیسابقه و گرسنگی مفرط مواجه میسازد.
آلودگی نامرئی ادوات نظامی در جنگ
در کنار آلودگیهای ملموس نفتی، جنگ اخیر نوعی آلودگی نامرئی اما به همان اندازه مخرب را به همراه داشته است: ترومای صوتی. تنگه هرمز در جریان درگیریها به یک گلوگاه صوتی به دلیل انفجارها تبدیل شده بود. برای نهنگها و دلفینها که حس اصلیشان شنوایی است، صداهای مهیب ناشی از انفجارهای زیر آب و سونارهای فعال نظامی با دسیبل بالا (تا ۲۳۵ دسیبل) صدمات فیزیکی مستقیمی ایجاد میکنند. این امواج صوتی قدرتمند میتوانند باعث خونریزی داخلی در مغز دلفینها شوند یا آنها را دچار وحشت کنند تا چنان سریع به سطح آب بیایند که به بیماری کاهش ناگهانی فشار مبتلا شوند. علاوه بر این، صدای مداوم ناوها و شناورهای نظامی یک «مه صوتی» مزمن ایجاد میکند. این پدیده، سیگنالها و آوازهای گونههای در معرض انقراض را مختل کرده و توانایی آنها را در شکار، مسیریابی و یافتن جفت سلب میکند که پیامد نهایی آن، سرگردانی و به گل نشستن دستهجمعی پستانداران دریایی است.
خطرات بالقوه آینده و فروپاشی اکوسیستم کفزی خلیج فارس
تداوم اثرات جنگ، خطرات بالقوه شدیدی برای آینده منطقه به همراه دارد که مهمترین آن فروپاشی منطقه کفزی دریا است. بستر خلیج فارس پوشیده از جوامع پیچیده اسفنجها، مرجانها و حصیرهای میکروبی است که به عنوان موتور بیولوژیکی آبراه عمل میکنند و مواد مغذی را به ستون آب پمپ میکنند. وقتی مواد نفتی سنگین ناشی از بمباران پالایشگاهها به کف دریا میروند، با رسوبات مخلوط شده و لجنی سمی و کماکسیژن ایجاد میکنند که لایه کفزی را خفه میکند. با مرگ دستهجمعی این موجودات، چرخه مواد مغذی از هم میپاشد و یک سقوط زنجیرهای از پایین به بالا رخ میدهد؛ یعنی پلانکتونها نابود شده، ماهیهای کوچک گرسنه میمانند و شکارچیان بزرگ مجبور به مهاجرت یا مرگ میشوند. تهدید دیگر، تخلیه آب توازن تانکرهای آسیبدیده است که گونههای مهاجم و جلبکهای سمی یا همان پدیده کشند قرمز را وارد محیط کرده و اکسیژن آب را تخلیه میکنند که مسمومیت پرندگان ساحلی نظیر باکلان سقطری را در پی دارد.



نظرها
نظری وجود ندارد.