باران سیاه تهران: بازنگری روایت حوادث ۱۶ و ۱۷ اسفند
به دنبال حملات موشکی به زیرساختهای نفتی تهران و کرج در اسفند ۱۴۰۴، احتراق ناقص سوخت باعث صعود حجم عظیمی از دوده و گازهای سمی به جو و شکلگیری پدیده چرب و چسبنده «باران سیاه» شد. این فاجعه زیستمحیطی علاوه بر ایجاد تاریکی شبهظهر و مشکلات تنفسی برای شهروندان، هشدارهای جدی سازمان بهداشت جهانی و نشریه نیچر را درباره آلودگی پایدار منابع آب و خاک نه فقط ایران بلکه منطقه به همراه داشت.

ابرهای دود تیره، خودروهای منهدم شده در نزدیکی آتشسوزی مداوم پس از حمله هوایی شبانه به پالایشگاه نفت شهران در شمال غربی تهران در ۸ مارس ۲۰۲۶ را در بر گرفتهاند. عکس: AFP
شامگاه شانزدهم اسفند سال ۱۴۰۴، پایتخت ایران یکی از شبهای پرتنش خود را پشت سر گذاشت؛ شبی که آغازگر یک بحران زیستمحیطی عجیب بود.
در این تاریخ، در حالی که ۹ روز از آغاز جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل میگذشت، موشکها زیرساختهای انرژی را در منطقه تهران بزرگ و اطراف آن هدف قرار دادند. گزارشهای اولیه حاکی از این بود که انبارهای نفت در مناطق فردیس، شهران، شهرری و اقدسیه تهران دچار انفجار شدند.
نیلوفر حامدی، خبرنگار، نیز در گزارشی که دو روز پس از این حمله در روزنامه شرق منتشر شد، شب شانزدهم را چنین توصیف میکند:
اواخر شب، با حمله اسرائیل به انبارهای نفت شهران، کوهک و کرج، آسمان تیره تهران در حالی که چیزی به بامداد نمانده بود، گویی که آفتاب طلوع کرده باشد، سرخ و آتشین شد. گدازههای آتش که به پایان رسیدند، اینبار نوبت کلاهکهای عظیم دود بود که تمام آسمان را فرا بگیرد.
فردای آن شب، تهران با شرایطی متفاوت روبهرو شد. گزارش میدانی گروه شهری روزنامه دنیای اقتصاد از صبح روز هفدهم اسفند، از کاهش شدید روشنایی طبیعی روز خبر میداد. ترکیب دود غلیظ ناشی از آتشسوزی انبارهای نفت با ابرهای متراکم، مانع رسیدن نور خورشید شد و شهر را در تاریکی فرو برد. با آغاز بارش باران، دوده و کربن معلق در هوا با قطرات آب ترکیب شدند و پدیدهای موسوم به باران سیاه شکل گرفت.
روایتهای شهروندان: قطرههای چرب و روغنی که پاک نمیشدند
تصاویری که مردم در روز هفدهم اسفند در تهران و کرج ثبت کردند، ابعاد این بحران را نشان میداد. روزنامه دنیای اقتصاد در گزارش میدانی خود نوشت که حوالی ساعت ۷ صبح، همزمان با شروع باران، قطرههای سیاهرنگ روی لباس شهروندان و بدنه خودروها نشست. خودروهای سفیدرنگِ پارکشده در خیابانها با لایهای از قطرات چسبنده و سیاه پوشیده شده بودند که این وضعیت در بخش صندوق عقب خودروها نمود بیشتری داشت.
در گزارش روزنامه پیام ما نیز شهروندی که در محله شهرآرا ساکن است، توضیح داده بود که آتش مخازن شهران از بالای ساختمانها دیده میشد؛ سپس آسمان کاملاً تیره شد، باران آغاز گردید و هر کسی که به صورتش دست میزد، دستش سیاه میشد. شهروند دیگری نیز روایت کرده بود که از جنوب تهران حرکت کرده و ستونهای دود را در شهرری دیده که باد آنها را به سمت مرکز شهر منتقل میکرد؛ همزمان دود ناشی از سوختن انبار نفت نیز آسمان را پوشانده بود و فضای شهر حالتی چرب و چسبنده داشت.
در کرج نیز شرایط مشابهی گزارش شد؛ ساکنان کرج میگفتند پس از انفجارهای ساعت یازده و نیم شب که آسمان را نارنجی کرده بود، دود سیاه حدود ساعت ۵ صبح به آنها رسید و با شروع باران در ساعت ۱۰ صبح، مردم در گلوی خود احساس سوزش و طعم غیرعادی داشتند. ذرات دوده نفتی روی سطوح به حدی ماندگار بودند که هلالاحمر در اطلاعیههای خود هشدار داد مردم از برفپاککن خشک استفاده نکنند، زیرا ترکیب دوده و اسید خشکشده میتواند شیشه خودروها را دچار آسیب کند.

مشکلات تنفسی و محیط زیستی
بحران پس از باران سیاه، ابعاد مختلفی پیدا کرد که در روزهای بعد بسیاری از رسانههای داخلی به آن پرداختند. در ابتدا، جمعیت هلالاحمر ایران با انتشار اطلاعیههایی اعلام کرد که انفجار انبارهای نفت باعث ورود حجم زیادی از ترکیبات سمی هیدروکربنی، اکسیدهای گوگرد و نیتروژن به جو شده و بارش حاصل دارای خاصیت اسیدی است که میتواند موجب آسیبهای پوستی و مشکلات تنفسی شود. هلالاحمر به مردم توصیه کرد پنجرهها را با پارچه مرطوب بپوشانند، مجاری تنفسی را با سرم نمکی شستوشو دهند، فیلترهای تصفیه آب را تعویض کنند و هنگام بارش از خانه خارج نشوند؛ زیرا پس از پایان باران، تبخیر قطرات اسیدی از سطح زمین میتواند غلظت آلایندهها را افزایش دهد.
از سوی دیگر، پزشکان و متخصصان نیز درباره خطرات این آلودگی هشدار دادند. شهباز فرجپور، متخصص بیماریهای تنفسی، در گفتوگو با روزنامه شرق تاکید کرده بود که این آلودگیها در کوتاهمدت موجب تشدید بیماریهای مزمن ریوی میشوند و برای کودکان، سالمندان و زنان باردار خطر بیشتری دارند. در کنار این هشدارها، نگرانیهایی درباره آلودگی منابع آب و خاک نیز مطرح شد؛ هرچند در اطلاعیههای رسمی سازمان حفاظت محیط زیست کمتر به این مسأله اشاره شده بود، اما کارشناسان نسبت به ورود مواد نفتی به فاضلاب شهری، سدها و سفرههای آب زیرزمینی هشدار میدادند.
پدیده باران سیاه از نگاه مجامع علمی بینالمللی
ابعاد زیستمحیطی این حادثه بهسرعت در سطح بینالمللی مورد توجه قرار گرفت. چهار روز پس از حادثه، در تاریخ ۱۱ مارس ۲۰۲۶، نشریه علمی نیچر (Nature) مقالهای با عنوان «باران سیاه در تهران: اثرات سلامتی آن چیست؟» به قلم ریچل فیلدهاوس و موهانا باسو منتشر کرد. نویسندگان این مقاله توضیح دادند که انفجار مخازن سوخت تهران که حاوی ترکیبات آروماتیک فراوان بودند، چندین میلیون تن کربن و ذرات معلق را وارد جو کرده است. در این مقاله تاکید شد که این باران علاوه بر دوده، حامل ترکیبات آلی فرار و سمی مانند بنزن، تولوئن، استون و متیلن کلراید بوده است. نیچر همچنین موقعیت جغرافیایی تهران در میان کوههای البرز را عاملی دانست که به دلیل وارونگی دما، موجب ماندگاری بیشتر آلودگی در نزدیکی سطح زمین میشود؛ وضعیتی که میتواند پیامدهای بلندمدتی برای خاک، آب و امنیت غذایی منطقه داشته باشد.
همزمان با این گزارش، مقامات بینالمللی حوزه بهداشت نیز واکنش نشان دادند. حنان بلخی، مدیر منطقهای سازمان بهداشت جهانی، در مصاحبه با خبرگزاری رویترز، باران سیاه ناشی از ترکیبات سمی تأسیسات نفتی را یک خطر بالقوه توصیف کرد و هشدار داد که افزایش بیماریهای تنفسی میتواند فشار زیادی بر نظام درمانی ایران وارد کند. کریستین لیند مایر، سخنگوی سازمان بهداشت جهانی نیز اعلام کرد که انتشار هیدروکربنهای سمی و اکسیدهای گوگرد و نیتروژن، سلامت تنفسی شهروندان را تهدید میکند. علاوه بر این، کاوه مدنی، مدیر مؤسسه آب، محیط زیست و بهداشت دانشگاه سازمان ملل متحد گفته است که تخریب محیط زیست، آلودگی منابع آبی و باران اسیدی ناشی از این انفجارها میتواند آثار بلندمدتی بر منطقه خاورمیانه داشته باشد.
پیامدهای داخلی؛ میان هشدار و تکذیب
در داخل کشور نیز واکنشها متفاوت بود. محمد درویش، کارشناس محیط زیست، در مصاحبه با خبرآنلاین اعلام کرد که تخریب مناطق نفتی در غرب، شرق و جنوب تهران، حجم زیادی از کربن را وارد جو کرده و بارندگی روز بعد موجب شکلگیری باران سیاه شده است. او با ابراز نگرانی گفت که این باران میتواند منابع آب و خاک را آلوده کند، اما هنوز گزارشی درباره میزان ورود آبهای آلوده به سدهای ماملو، لتیان و امیرکبیر یا خسارت به حیاتوحش منتشر نشده است. او همچنین تاکید کرد که انفجارها ذرات معلق بسیار ریزی را وارد هوا میکنند که میتوانند خطر ابتلا به بیماریهای جدی را افزایش دهند.
در مقابل، برخی مقامات تلاش کردند شدت بحران را کمتر نشان دهند. محمدصادق حسنوند، رئیس مرکز تحقیقات آلودگی هوا در دانشگاه علومپزشکی تهران، در گفتوگو با روزنامه پیام ما اعلام کرد که پایشهای لحظهای، خطر باران اسیدی را تایید نمیکنند و ترکیبات گوگرد و نیتروژن هنوز به سطح بحرانی نرسیدهاند، هرچند او نیز تایید کرد که دود گسترده ناشی از انفجارها حاوی مواد آلاینده خطرناک است و مردم باید در خانه بمانند. این اختلاف دیدگاه در گزارش روزنامه دنیای اقتصاد نیز دیده میشد؛ جایی که اشاره شده بود تابلوهای اعلام آلودگی هوا عدد ۱۰۷ را نشان میدهند، رقمی که با وضعیت عمومی شهر و تاریکی شدید آن همخوانی نداشت. همزمان، شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی نیز به دلیل آسیب به زیرساختها، محدودیتهایی در سوختگیری اعمال کرد.
باران سیاه چیست؟
بررسیهای جوی و زیستمحیطی نشان میدهد پدیده «باران سیاه» صرفاً یک بارش تیرهرنگ نیست، بلکه نتیجه فرایندی به نام «احتراق ناقص» در مقیاس گسترده است. در جریان انفجار مخازن بزرگ سوخت، به دلیل حجم زیاد مواد هیدروکربنی و کمبود اکسیژن در کانون آتشسوزی، نفت و بنزین به طور کامل نمیسوزند. در این شرایط، بخشی از سوخت نیمهسوخته به ذرات دوده و کربن سیاه تبدیل میشود. حرارت شدید حاصل از انفجار و آتشسوزی، این ذرات معلق را به لایههای بالاتر جو منتقل میکند؛ جایی که بخشی از ابرهای بارانزا شکل میگیرند.
در مرحله بعد، فرایند تشکیل قطرات باران تحت تاثیر این ذرات قرار میگیرد. قطرات باران برای شکلگیری به ذرات بسیار ریزی در هوا نیاز دارند که به آنها «هستههای میعان» گفته میشود. در شرایط عادی، گردوغبار و ذرات طبیعی این نقش را ایفا میکنند، اما در چنین آتشسوزیهایی، ذرات دوده نفتی نیز میتوانند به هسته میعان تبدیل شوند و قطرات آب پیرامون آنها شکل بگیرد. چرب و چسبنده بودن بارش گزارششده در تهران و کرج نیز میتواند به وجود همین ذرات دوده و ترکیبات نفتی مربوط باشد که بهراحتی روی سطوح مینشینند و پاککردن آنها دشوارتر از آلودگیهای معمولی است.
اما این پدیده فقط به تغییر رنگ باران محدود نمیشود و ترکیب شیمیایی آن نیز ممکن است تغییر کند. مواد نفتی معمولاً حاوی ترکیبات گوگرد و نیتروژن هستند که هنگام سوختن، گازهای اکسید گوگرد و اکسید نیتروژن تولید میکنند. این گازها در تماس با رطوبت هوا میتوانند به ترکیبات اسیدی تبدیل شوند. به همین دلیل، در چنین شرایطی احتمال اسیدی شدن بارش نیز مطرح میشود؛ پدیدهای که میتواند برای پوست، دستگاه تنفسی، پوشش گیاهی و سطوح فلزی و شیشهای آسیبزا باشد. به همین علت نیز در برخی هشدارهای ایمنی توصیه میشود از کشیدن برفپاککن خشک روی شیشه خودرو یا تماس مستقیم با بارش آلوده خودداری شود، زیرا ذرات دوده و ترکیبات اسیدی ممکن است به سطوح آسیب برسانند.



نظرها
نظری وجود ندارد.