ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

از بازتاب واقعیت تا ساخت آن: ژئوپلیتیک رسانه‌ای خاورمیانه

رسانه‌ها در خاورمیانه دیگر فقط بازتاب‌دهنده رویدادها نیستند؛ آنها به عاملی فعال برای «ساخت واقعیت» تبدیل شده‌اند. از شبکه‌های ماهواره‌ای مانند الجزیره و العربیه گرفته تا پلتفرم‌های دیجیتال مثل تیک‌تاک و تلگرام، هرکدام روایت خاص خود را از جنگ، سیاست و هویت به مخاطب عرضه می‌کنند. روزبه ریاضی، کارشناس رسانه، در گفت‌وگو با ما تأکید می‌کند که مرز میان «بازتاب» و «ساخت» واقعیت در خاورمیانه امروز چنان درهم تنیده که دیگر نمی‌توان ژئوپلیتیک منطقه را بدون درک این جنگ رسانه‌ای تحلیل کرد.

چشم‌انداز تحول رسانه در خاورمیانه تحت تأثیر مناسبات ژئوپلیتیک، به سمت تغییر الگوهای قدرت از دولت‌محور به شبکه‌های فراملی و بازیگران غیردولتی پیش می‌رود. رشد پلتفرم‌های دیجیتال مانند شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌های رمزنگاری شده (مثل تلگرام و واتس‌اپ) و رسانه‌های ماهواره‌ای فرامنطقه‌ای (نظیر الجزیره، العربیه و ایران اینترنشنال)، انحصار اطلاعاتی دولت‌ها را شکسته و امکان شکل‌گیری افکار عمومی فرامرزی را فراهم کرده است. در این فضا، قدرت نرم و جنگ روایت‌ها جایگزین ابزارهای سنتی نفوذ شده؛ به گونه‌ای که بازیگرانی مانند عربستان، امارات، ترکیه، ایران و قطر با سرمایه‌گذاری گسترده در رسانه‌های فراملی و استفاده از دیپلماسی عمومی دیجیتال، به دنبال بازتعریف هویت ژئوپلیتیک و گسترش حوزه نفوذ خود هستند. همچنین ظهور رسانه‌های اجتماعی محلی و شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز، امکان شکل‌گیری جنبش‌های اعتراضی فراگیر (مانند آنچه در بهار عربی دیده شد) و فشار بر ساختارهای قدرت مستقر را افزایش داده است.

در آینده، تحول رسانه در خاورمیانه با هوش مصنوعی، اخبار جعلی، جنگ سایبری و نظارت پیشرفته، الگوهای قدرت را به سمت غیرقطبی‌شدن، سیالیت بیشتر و وابستگی متقابل پیچیده میان دولت‌ها، گروه‌های غیردولتی و شبکه‌های فراملی سوق خواهد داد. این امر فهم مناسبات قدرت را بدون در نظر گرفتن بُعد رسانه‌ای و ژئوپلیتیک دیجیتال ناقص می‌کند.   پلتفرم‌های دیجیتال تا چه اندازه «واقعیت» را برای بازیگران منطقه می‌سازند؟ آیا اساساً رسانه‌ای فراتر از بازی قدرت در خاورمیانه وجود دارد؟ سهم واقعی «شبکه‌های فراملی و غیردولتی» در برابر «دولت‌های ملی» در تعیین سرنوشت سیاسی معاصر خاورمیانه چقدر است و رسانه چقدر توهم یا بازتاب این واقعیت را نشان می‌دهد؟ این پرسش‌ها را با روزبه ریاضی، کارشناس رسانه در میان گذاشتیم.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

پلتفرم‌های دیجیتال تا چه اندازه واقعیت را برای بازیگران منطقه می‌سازند؟

روزبه ریاضی در پاسخ به این سؤال که «پلتفرم‌های دیجیتال تا چه اندازه واقعیت را برای بازیگران منطقه می‌سازند؟» گفت:

هر روز وقتی از خواب بیدار می‌شویم و وارد شبکه‌های اجتماعی می‌شویم تا اخبار را دنبال کنیم، در واقع در میانه یک بمباران اطلاعاتی قرار داریم. اما تقریباً برای همه ما این دغدغه وجود دارد که چقدر از این اطلاعات که به ما می‌رسد، واقعیت دارد و چقدر آن نمایش رسانه‌ای است. به همین دلیل هر کسی احتمالاً رسانه‌ای را دنبال می‌کند که با افکار و برداشت‌های خودش همخوانی داشته باشد.

ریاضی برای روشن‌تر شدن عملکرد رسانه‌ها، به جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ اشاره کرد و توضیح داد که رسانه‌هایی مانند سی‌ان‌ان، تی‌آرتی یا الجزیره در موقعیت‌های مختلف چگونه عمل کرده‌اند و نقش شبکه‌های اجتماعی در آن دوران چه بوده است. او گفت که ژان بودریار سه مقاله قبل، حین و بعد از جنگ نوشت و در آن‌ها ادعا کرد «جنگ خلیج فارس هرگز رخ نداد.»:

البته بودریار نه احمق بود و نه دیوانه. حرف او عمیق‌تر از این بود. او می‌خواست بگوید تصویری که تلویزیون سی‌ان‌ان از جنگ به مردم جهان می‌داد، دیگر خود جنگ نبود؛ بلکه یک شبیه‌سازی تمیز و هالیوودی از جنگ بود که برای مخاطب ساخته شده و حتی از واقعیت خونین کف بیابان هم واقعی‌تر به نظر می‌رسید.

روزبه ریاضی در ادامه افزود که رسانه‌ها و پلتفرم‌ها همیشه ماشین توهم‌سازی نیستند. او مثال غزه را آورد و گفت این بار همان روایت رسمی و بسته‌بندی‌شده‌ای که قدرت‌ها می‌خواستند به دنیا تحمیل کنند، توسط ویدیوهای مردمی که از خیابان‌های غزه در تیک‌تاک، تلگرام و دیگر شبکه‌ها منتشر می‌شد، تقریباً کاملاً دریده شد.

او قدرت شبکه‌های اجتماعی را به یک شمشیر دو لبه تشبیه کرد:

لزوماً هشتگ‌ها نمی‌توانند همه چیز را تغییر دهند، اما گاهی یک ویدیو ساده می‌تواند امپراتوری دروغ قدرتمندان و رسانه‌هایی را که از آن‌ها حمایت می‌کنند، ویران کند.

 آیا اساساً رسانه‌ای فراتر از بازی قدرت در خاورمیانه وجود دارد؟

ریاضی با اشاره به تاریخچه الجزیره توضیح داد که سال ۱۹۹۶ امیر قطر با سرمایه‌ای حدود ۱۵۰ میلیون دلار این شبکه را راه‌اندازی کرد. در بهار عربی، الجزیره صدای مردم مصر و سوریه بود و تصاویر اعتراضات را به طور گسترده پوشش می‌داد، اما وقتی اعتراضات به بحرین رسید - یعنی همسایه و متحد استراتژیک قطر - ناگهان رویه خود را تغییر داد و آن را «جنبش فرقه‌ای» نامید:

 نیروهای قطری بخشی از ائتلاف بودند که بحرین را سرکوب کردند. خط قرمز این رسانه‌ها آزادی نبود، بلکه منافع قطر بود. در نقطه مقابل، شبکه تی‌آرتی ترکیه را داریم. در سال ۲۰۲۲، وزارت دادگستری آمریکا این شبکه را مجبور کرد که به عنوان «عامل دولت ترکیه» ثبت شود، چون هیئت مدیره‌اش مستقیماً توسط دولت تعیین می‌شود. ادعای استقلال این شبکه رسماً رد شد. همین شبکه‌ای که دم از حقوق بشر می‌زند، در برابر سرکوب روزنامه‌نگاران و کردها در داخل ترکیه سکوت مطلق اختیار می‌کند.

ریاضی تأکید کرد که این الگو برای اکثر رسانه‌های منطقه، از جمله ایران اینترنشنال نیز وجود دارد:

این شبکه‌ها از دردهای واقعی مردم سوءاستفاده می‌کنند تا آن را در کادر منافع حامیانشان نشان دهند و از آن یک قاب خیالی بسازند.  

جمهوری اسلامی نیز با شبکه‌هایی مانند پرس‌تی‌وی، المسیره، المیادین و شبکه رسمی حزب‌الله با بودجه‌های کلان، روایت خود را تبلیغ می‌کند.

ریاضی نتیجه‌گیری کرد که هیچ‌کدام از این رسانه‌ها مستقل نیستند و همه در خدمت یک قدرت دولتی یا جریان مشخص فعالیت می‌کنند؛ تفاوتشان فقط در نام آن دولت یا جریان است. او در ادامه گفت:

دولت‌ها خیلی زود فهمیدند که داشتن صرفاً شبکه تلویزیونی کافی نیست. رسانه‌ها حالا وارد گوشی‌های ما شده‌اند. ما خودمان هم می‌توانیم خبر مخابره کنیم و هم از آن برای ارتباط و سازماندهی استفاده کنیم. دیگر ماجرا مثل سابق نیست که فقط چند شبکه خاص روایت‌های خاص را منتشر کنند.

او برای مثال به ماجرای قتل جمال خاشقچی اشاره کرد و گفت برنامه‌های نفوذ سایبری که نیویورک تایمز منتشر کرد، نشان می‌داد ماه‌ها پیش از قتل، هزاران اکانت فیک سعودی در ریاض با ۲۵۰ هزار توییت حمایتی از محمد بن سلمان، فضایی بسیار خصمانه علیه خاشقچی ایجاد کرده بودند و حتی کارمندان توییتر را برای جاسوسی خریده بودند. به گفته ریاضی این موضوع به واحد ۸۲۰۰ اسرائیل (معادل NSA آمریکا)  نیز مرتبط بود. طبق گزارش گاردین در سال ۲۰۲۵، با کمک سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل و مایکروسافت، سیستمی ساخته شده بود که روزانه میلیون‌ها مکالمه را ضبط و آرشیو می‌کرد. هرچند مایکروسافت آن را نپذیرفت و گفت در حال تحقیق است، اما همین موضوع قابل تأمل است.

قدرت واقعی دست کیست؟

  ریاضی در پاسخ به این سؤال که «در نهایت قدرت واقعی دست کیست و نقش سازماندهی میدانی در برابر فضای مجازی چیست؟» گفت: پاره کردن روایت رسمی لزوماً به معنای آن نیست که شبکه‌های اجتماعی ابزاری برای انقلاب یا سازماندهی باشند. دولت‌ها نیز روی این میدان سرمایه‌گذاری سنگینی کرده‌اند.

او با اشاره به یکی از مصاحبه‌های اخیر نتانیاهو با اینفلوئنسرها و سلبریتی‌های شبکه‌های مجازی افزود که نتانیاهو به‌ویژه بر دو پلتفرم تیک‌تاک و توییتر (ایکس) تأکید کرده و ایلان ماسک را دوست خود خوانده که می‌تواند کمک کند. نتانیاهو گفته بود نسل جدید عمدتاً در تیک‌تاک زندگی می‌کند و ویدیوهای این پلتفرم تأثیر بسیار زیادی بر آن‌ها دارد.

ریاضی توضیح داد که در بهار عربی، شبکه‌های اجتماعی سرعت و هماهنگی را افزایش دادند:

اما همان‌طور که یک جامعه‌شناس گفته، وقتی سازماندهی واقعی روی زمین وجود نداشته باشد، با چند توییت نمی‌توان در برابر ارتش‌ها و قدرت‌ها ایستاد. در جنبش زن، زندگی، آزادی هم دقیقاً همین را دیدیم. با وجود شدیدترین قطع اینترنت پس از سال ۹۸، مردم همچنان در خیابان ماندند، چون درد واقعی در همان خیابان بود، نه در فضای مجازی.

به گفته ریاضی، ژان بودریار به این پدیده اشاره کرده و ما را گرفتار «هایپرریالیتی» یا واقعیت افزوده ارتباطی می‌داند. الگوریتم‌های پلتفرم‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که وقتی کاربری یک پست را لایک می‌کند یا هشتگ می‌زند، احساس می‌کند کار سیاسی انجام داده، در حالی که در واقعیت فقط داده رایگان برای شرکت‌ها تولید کرده یا انرژی سیاسی خود را تخلیه کرده است.

پس اگر رسانه‌های سنتی دروغ می‌گویند و شرکت‌های شبکه‌های اجتماعی نیز در خدمت سرمایه‌داری هستند، پس قدرت دست کیست؟ ریاضی گفت:

وقتی کارگران نیشکر هفت‌تپه بیش از بیست روز اعتصاب کردند، شلاق خوردند و رهبران سندیکایشان به زندان رفتند، آنجا قدرت واقعی طبقاتی خودش را نشان داد؛ قدرتی که از درد مشترک می‌جوشید. البته این کارگران از کانال تلگرامی خود نیز برای دادخواهی استفاده می‌کردند. ما نمی‌گوییم در فضای مجازی هیچ اتفاقی نمی‌افتد یا اصولاً بد است. اتفاقاً این دو فضا کاملاً درهم تنیده‌اند.

ریاضی در ادامه یادآوری کرد:

حرف اصلی این است که سازماندهی روی زمین اصل ماجرا است و شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها بیشتر ابزارند. مثالی از شکست هایپرریالیتی را می‌توان در تصاویر واقعی از غزه دید که از تیک‌تاک و تلگرام منتشر شد و تا حدی کنترل چند دهه‌ای قدرت‌ها بر رسانه را شکست.

به گفته او، همین اتفاق احتمالاً الان هم در ایران در حال رخ دادن است؛ تصاویری که چند هفته پس از آغاز درگیری‌ها منتشر می‌شود و واقعیتی را نشان می‌دهد که در حین جنگ پنهان مانده بود.

*این مصاحبه توسط حسین نوش‌آذر انجام شده و متن را هم او نوشته است.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.