ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

گزارش میدانی

ابطال پاسپورت ایرانی برخی مخالفان در ارمنستان؛ شکل تازه‌ای از سرکوب جمهوری اسلامی

رهام بخشنده ـ‌ این گزارش، دو روایت از ایرانیان مخالف در ارمنستان است که پاسپورت‌ ایرانی‌شان ابطال شده است. یکی از آنها می‌گوید: واقعا سخت است برای من. تصور کنید بدون هیچ اطلاعی و بدون هیچ دادگاهی، بدون این‌که من حتی بتوانم از خودم دفاع کنم، از قدرت دولتی خودشان استفاده کردند برای این‌که هویت من را از من بگیرند.

پس از خیزش دی ماه ۱۴۰۴ جمهوری اسلامی اشکال سرکوب خود را به‌گونه‌ای افسارگسیخته گسترش داده است. از اعدام‌های بی‌حدوحصر، ایست‌های بازرسی، قطع اینترنت، کنترل اجتماعی گسترده و… این‌ها در تداوم کشتاری هستند که در خیابان‌های ایران در دی ۱۴۰۴ روی داد. جنگ نیز فضایی را به وجود آورد که حکومت از طریق آن جامعه را به درون سیاه‌چاله‌ای سرکوب پرتاب کند.

حال این‌ها اشکالی از سرکوب هستند که به صورت روشن و عیان اتفاق می‌افتد و همه متوجه‌ی قساوت آن هستند. در این میان جمهوری اسلامی روشی از سرکوب را پیش گرفته است که خشونت آن نه صرفا فیزیکی و روانی، بلکه به صورت مستقیم هویت حقوقی افراد را نشانه می‌گیرد. در هفته‌های گذشته ما شاهد این بوده‌ایم که جمهوری اسلامی پاسپورت بعضی از مهاجران به کشور‌های مرزی ایران نظیر ارمنستان را ابطال کرده است. این خشونتی است که تنها تصور آن نیز برای آدمی دشوار است. حکومت به انجام این کار نه تنها هویت حقوقی و ملی انسان‌ها را به طور مطلق نفی می‌کند، بلکه اساسا کشور مرزی چون ارمنستان را برای فردی که پاسپورت او ابطال شده است بدل به زندان می‌کند. او رسما و قانونا دیگر نمی‌تواند به کشور دیگری سفر کند و باید در یک کشور به مانند زندانی یا اسیر اردوگاهی عمر خود را سپری کند. آن هم در کشوری که به‌خوبی می‌دانیم برای معترضان ایرانی مکان امنی نیست و جمهوری اسلامی در آن‌ها نفوذ سیاسی، فرهنگی و امنیتی عمیقی دارد.

در سال‌های اخیر جمهوری اسلامی بارها مبارزان دیاسپورا را مورد حمله قرار داده است و پس از قیام ژینا این حملات بیشتر شده است. از طرفی جمهوری اسلامی در ترور‌های برون‌مرزی مخالفانش سابقه‌ای طولانی دارد. اما سرکوب‌های برون‌مرزی جمهوری اسلامی عمدتا متوجه‌ی چهره‌های سیاسی شناخته شده و یا حتی چهره‌های سازمانی و حزبی بوده است. ولی حال می‌بینیم که اکنون روشی را اتخاذ کرده است که معترضانی غیر سازمانی و یا حتی مخالفان عقیدتی و مذهبی که چهره‌های رسانه‌ای و اجتماعی معروفی نیستند را هدف سرکوب هویتی و حقوقی قرار می‌دهد.

از این‌رو با اساس این روش از سرکوب جمهوری اسلامی توانسته است اشکال برون‌مرزی سرکوب‌اش را به صورت اجتماعی‌تر و گسترده‌تر به کار ببند. قساوتی که هدفش انسان‌زدایی از افراد از طریق ابطال هویت حقوقی آن‌ها در سطح بین‌الملل است. در واقع، جمهوری اسلامی از طریق این عمل خشونت‌بار یک جمعیت جدید تولید کرده است. جمعیتی که هویت آن‌ها نفی شده است، هیچ حقوقی ندارند و در کشوری زندانی شده‌اند که آن‌ها در بی‌دفاع‌ترین شکل ممکن قرار داده است.

از طرف دیگر، باید دقت کرد که حتی در خارج کشور، با این‌حال که اپوزیسیون راست‌گرا داعیه‌ی نفوذ در دولت‌های غربی را دارند و خود را صاحب کرسی قدرت در غرب می‌داند. حتی اندک تلاشی نمی‌کند تا جان این افراد را نجات دهد. این امر دو نشانه دارد: برای بدنه‌ی اصلی این اپوزیسیون معترضان و حتی طرفدارانش بازهم جمعیت مازادی هستند که باید کشته شود یا اینکه نفوذ آن‌ها در روابط قدرت دولت‌های غربی دروغی بیش نیست. واقعیت هرچه باشد، گواهی بر ضعف و ناتوانی این اپوزیسیون است. از این جهت مبارزات در کشور‌های مرزی ایران می‌تواند امری تاثیر‌گذار باشد در جهت هم‌بستگی با دیگر ملل‌ها حرکت کند، اما در چنین وضعیتی که اپوزیسیون حتی در حمایت و نجات جان مبارزان گامی برنمی‌دارد، سرکوب‌های جمهوری اسلامی می‌تواند بیش از پیش ویرانگر باشد.

مسعود طاهری که مدیریت یک کلیسا در ایروان را بر عهده دارد متوجه‌ی این سرکوب شده است و در زمانی که می‌خواسته است به اسپانیا سفر کند متوجه شده است که پاسپورتش ابطال شده است و حق  خروج از ارمنستان را ندارد. او‌ جز افرادی که این مساله را روایت کرده است:

این هم نوعی جنایت جمهوری اسلامی است در سکوت. واقعا سخت است برای من. تصور کنید بدون هیچ اطلاعی و بدون هیچ دادگاهی، بدون این‌که من حتی بتوانم از خودم دفاع کنم، از قدرت دولتی خودشان استفاده کردند برای این‌که هویت من را از من بگیرند.

مسعود طاهری گفته است که پیش از این لحظه، هشدار‌هایی توسط دولت ارمنستان دریافت کرده است:

بعد از کشته شدن خامنه‌ای اداره امنیت ارمنستان با ما جلسه گذاشت و از ما خواست به هیچ وجه دیگر تجمع برگزار نکنیم. به ما هشدار دادند که اطلاعاتی دریافت کردیم که جان شما در خطر است. از ما خواستند که اگر امکان دارد یک مدتی از ارمنستان خارج شویم که من گفتم به‌دلیل شغلم نمی‌توانم این‌کار را انجام دهم. به بچه‌های دیگر پیشنهاد دادند که برای شما بلیط تهیه کنیم اگر مشکل مالی دارید. گفتند برای ما اهمیت دارد که در خاک ارمنستان برای هیچ ایرانی چه مخالف، چه موافق اتفاقی نیفتد چون امنیت ما به‌خطر می‌افتد. در نهایت از ما قول گرفتند که فعالیت نکنیم در انظار عمومی و رفت‌وآمدهایمان و فعالیت‌مان کمتر باشد.   

به‌طور‌ کلی ارمنستان جز کشور‌هایی که یکی از اصلی‌ترین گره‌گاه‌های لجستیکی جمهوری اسلامی است و با وجود انزوای مالی جمهوری اسلامی در سطح جهانی، با ارمنستان مبادله مالی گسترده‌ای دارد. از این جهت نفوذ عمیقی نیز بر این کشور دارد. چهره‌های امنیتی‌اش در آنجا رفت و آمد دارد و به همین علت دولت ارمنستان نیز رویکردی محافظه‌کارانه با این اتفاقات دارد. به همین علت ابطال پاسپورت ایرانیان در ارمنستان غیرقابل مقایسه با ایرانیان در اروپا است. آن‌ها در خطر دستگیری توسط  جمهوری اسلامی قرار می‌گیرند و اقامت پناهندگی ارمنستان نیز با محدودیت‌های جدی روبه‌رو‌ است که نمی‌تواند جان آن‌ها را ضمانت کند. همچنین مرز‌های زمینی ارمنستان به‌گونه‌ای بسته است که آن‌ها هیچ راه گریزی ندارند.

یکی از افرادی که پاسپورتش ابطال شده است و نمی‌خواهد هویتش مشخص شود، به ما گفته است:

پس از اینکه در تجمع‌هایی علیه قطعی اینترنت در ایران شرکت کردیم. به‌طرز عجیبی تحت نظر قرار گرفتیم، تا اینکه متوجه شدیم پاسپورت‌هایم با اینکه سه سال اعتبار داشته است ابطال شده است، بر اساس پیگیری‌هایی که انجام شد فهمیدیم افرادی که در تجمع‌ها به صورت پی‌در‌پی شرکت می‌کردند پاسپورت‌هایشان ابطال شده است. در این بین فردی هم بود که یک بار به خاطر تجمع در استانبول از ترکیه دیپورت شده بود و به ایروان آمده بود. با اینکه او اقامت دائم ترکیه را داشت. جمهوری اسلامی هویت ما را نشانه گرفته است. ما الان هیچ حقوقی نداریم، حتی نمی‌توانیم کارهای ساده اداری انجام بدهیم.

در زمان جنگ و آتش‌بس، جمهوری اسلامی بارها بر ملی‌گرایی و وحدت ملی تاکید کرده است. اکنون با توجه به اعدام‌ها، اشکال مختلف سرکوب نظیر ابطال پاسپورت و مصادره اموال و… یا ویران شدن جریان‌های معیشتی مردم تنها یک نشانه دارد و آن‌ استفاده از ملی‌گرایی برای تقویت یک ساختار سرکوب مبتنی بر خودی و غیر خودی است.  

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.