بر سر انستیتو پاستور ایران چه آمد؟
روایت تخریب انستیتو پاستور ایران در جریان جنگ
حملات به ساختمان مرکزی انستیتو پاستور ایران، قدیمیترین و مهمترین مرکز تحقیقاتی و تولید واکسن ایران، پرسشهایی درباره ابعاد خسارت، دلایل آسیبدیدن این مرکز و پیامدهای آن برای نظام سلامت ایران ایجاد کرده است. این گزارش، بر پایه روایتهای میدانی، اظهارات مقامهای بهداشتی و گزارشهای علمی، ابعاد مختلف این رویداد را بررسی میکند.

حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت ایران با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس گفته است که بخشهایی از انستیتو پاستور در حملات اسرائیل و آمریکا دچار آسیب جدی شده است. ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ ـ عکس: وحید آنلاین
تخریب بخشهایی از ساختمان اصلی انستیتو پاستور ایران در فروردینماه امسال و همزمان با درگیریها و حملات نظامی اخیر، توجهها را به این مرکز جلب کرد. انستیتو پاستور، یکی از مهمترین و قدیمیترین مؤسسههای علمی، تحقیقاتی و دارویی ایران، در کانون این پرسش قرار گرفت که آیا آسیبدیدگی آن صرفاً به دلیل مجاورت با ساختمانهای حساس حکومتی بوده، یا اینکه این مرکز بهطور مستقیم هدف حملات قرار گرفته است.
به گفته دکتر مسعود حبیبی، معاون فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، ۳۶۰ مرکز بهداشتی، درمانی، آموزشی و تحقیقاتی وزارت بهداشت در جریان جنگ اخیر مورد اصابت قرار گرفتهاند و بسیاری از این مراکز، از جمله انستیتو پاستور تهران، به گفته مقامهای وزارت بهداشت مستقیماً هدف حملات بودهاند.
حدود دو هفته بعد از این حملات، انستیتو پاستور مستقر در پاریس در بیانیهای مطبوعاتی با کسانی که تحت تأثیر این حملات قرار گرفتهاند ابراز همدردی کرد و در عین حال تأکید داشت که بین انستیتو پاستور پاریس و انستیتو پاستور ایران همکاری مستقیمی وجود ندارد و انستیتو پاستور ایران از سال ۱۹۴۶ مستقل شده است.
روایت حملات به ساختمان مرکزی
بر اساس گزارش میدانی روزنامه شرق به قلم زهرا جعفرزاده که در پانزدهم فروردین منتشر شد، ساختمان انستیتو پاستور ایران در فاصله نهم اسفند تا سوم فروردین سه بار هدف حملات موشکی قرار گرفت. حمله اول در نهم اسفند، حمله دوم در پانزدهم اسفند و آخرین حمله در سوم فروردین رخ داد.
بررسیهای میدانی این روزنامهنگار نشان میداد تمامی خیابانهای منتهی به خیابان پاستور و بهطور مشخص محدوده انستیتو پاستور ایران مسدود شده و مأموران مسلح از گیتهای بتنی در منطقه خیابان دوازده فروردین محافظت میکنند. ساکنان کوچههای مسکونی اطراف تخلیه شده بودند، گاز منطقه قطع بود و از یک کوچه ۴۰ پلاکی تنها دو تا سه خانواده باقی مانده بودند.در میانه خیابان دوازده فروردین، آسفالت خیابان کنده شده و شیشههای ساختمانهای اطراف فروریخته بود. به نقل از اهالی محل در گزارش شرق، یک ساختمان سهطبقه در کوچههای منتهی به انستیتو پاستور بهطور کامل تخریب شده و ساکنانش بیخانه مانده بودند.
خبرنگار شرق در روایت خود از محل حادثه مینویسد:
مأموران اجازه ورود نمیدهند. آنها میگویند آخرین حمله موشکی سوم فروردین اتفاق افتاده اما از آنجایی که همان روز تصاویر تخریبها منتشر شده، همه تصور کردهاند که دقیقاً همان روز یعنی سیزدهم فروردینماه این مؤسسه تخریب شده است. البته مأموران این را هم گفتند که این مؤسسه مستقیم مورد حمله قرار نگرفته است. خیابان کناری گیت جدیتری دارد. سه نفر با اسلحه ایستادهاند و در نهایت یکی از آنها با خبرنگار برای رفتن به محدوده مؤسسه همراه میشود. از دور تصویر واضحی پیدا نیست. خیابان اصلی با مأموران مسلح دیگری بسته شده و ماشین سنگینی هم در ابتدای مسیر قرار گرفته است. آن طرف گیت تخریبها بسیار است. از دور محوطه انستیتو پاستور پیداست. دیوارهایش فروریخته اما امکان ورود یا تصویربرداری وجود ندارد. یکی از مأموران میگوید دیوارهای این مؤسسه ریخته است اما تخریب کامل صورت نگرفته.

به گفته سخنگوی وزارت بهداشت انستیتو پاستور سه بار مورد اصابت قرار گرفت که در نتیجه آن بخشهای مالاریا، بانک سلولی، تحقیقات بالینی، بیوتکنولوژی و بخشهای پشتیبانی مانند فناوری اطلاعات، فنی مهندسی، دبیرخانه شبکه کشوری تحقیقاتی، تأسیسات و ابنیه اداری و مالی تخریب شدند و شدت حرارت و حجم تخریب به اندازهای بود که فعالیت ساختمان مرکزی متوقف شده است.
به دلیل وقوع حملات در ساعات غیراداری، هیچیک از کارکنان دچار آسیب فیزیکی نشدند.
کمی بعد وزیر بهداشت میزان خسارت مادی به آزمایشگاهها، تجهیزات و ساختمانهای این انستیتو را دستکم سه هزار میلیارد تومان برآورد کرد.
جایگاه انستیتو پاستور در نظام سلامت ایران
انستیتو پاستور ایران مجموعهای راهبردی در نظام سلامت کشور بود که در محوطهای به وسعت ۲۳ هزار مترمربع فعالیت میکرد. احسان مصطفوی، رئیس این انستیتو، اعلام کرده است که این مجموعه شامل ۱۳ آزمایشگاه مرجع کشوری، سه آزمایشگاه همکار مرجع، هشت آزمایشگاه بهداشتی، ۲۳ بخش تحقیقاتی، دو مرکز همکار سازمان جهانی بهداشت، سه بانک زیستی، سه دبیرخانه شبکههای تحقیقاتی، سه مرکز تحقیقاتی، یک واحد واکسیناسیون و یک آزمایشگاه مورد تأیید سازمان غذا و دارو بوده است.
این مرکز همچنین ۱۱۰ عضو هیئت علمی، ۴۰۰ کارشناس و ۸۰۰ دانشجوی دورههای تخصصی داشته است.
به گفته مقامات بهداشتی، انستیتو پاستور دیدهبان اصلی کشور در شناسایی و کنترل بیماریهای بومی و نوپدید مانند طاعون، تولارمی، تب خونریزیدهنده کریمه-کنگو، هاری و کووید-۱۹ محسوب میشد.
کرمانپور تأکید کرده است که تخریب این مرکز، برخلاف آسیب دیدن یک بیمارستان که درمان داخلی را مختل میکند، به سلامت جهانی آسیب میزند، زیرا این نهاد عضو شبکه بینالمللی پاستور است و بخشی از داروها و فرآوردههای آن با همکاری سازمان جهانی بهداشت تولید و توزیع میشد.
ادعاها درباره فعالیتهای بیولوژیکی
دولتهای ایالات متحده و اسرائیل تا این لحظه نامی از این مرکز نبردهاند و اصابت به این نقطه خاص را تأیید یا تکذیب نکردهاند. با این حال، پنتاگون، کاخ سفید و ارتش اسرائیل در بیانیههای کلی خود اعلام کردهاند که اهداف حملات در تهران شامل مقرهای دولتی، زیرساختهای نظامی و «مراکز تحقیقاتی با کاربرد دوگانه» بوده است؛ مراکزی که به گفته آنها میتوانند بهعنوان پوشش غیرنظامی برای تحقیقات بیولوژیکی یا نظامی مورد استفاده قرار بگیرند.
قرار گرفتن انستیتو پاستور در خیابان پاستور تهران و مجاورت آن با مقرهای دولتی، در منطقهای که در طول جنگ بارها هدف حملات قرار گرفت، بر ابهامها درباره علت هدف قرار گرفتن این مرکز افزوده است.
در این میان، گمانهزنیها و شایعاتی درباره فعالیت این مرکز در زمینه سلاحهای شیمیایی و بیولوژیکی نیز مطرح شد. سخنگوی وزارت بهداشت در پاسخ به این ادعاها به روزنامه شرق گفت تولید چنین سلاحهایی در دنیا توسط مؤسسات علمی انجام نمیشود و نهادهای نظامی مستقلاً این فعالیتها را انجام میدهند.
او تأکید کرد که انستیتو پاستور یک مؤسسه علمی بینالمللی با نظارتهای جهانی است و امکان چنین اقداماتی در آن وجود ندارد.
پس از تخریب آزمایشگاهها، هشدارهایی درباره احتمال انتشار غبارهای آلوده در خیابانهای اطراف منتشر شد، اما مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت و انستیتو پاستور در بیانیهای مشترک اعلام کردند که مواد حساس این مؤسسه پیش از حملات به مکانهای امن منتقل شده بودند.
در این بیانیه همچنین تأکید شد که شدت حرارت ناشی از انفجارها میتوانسته هرگونه عامل میکروبی یا ویروسی احتمالی را از بین ببرد و بررسیها نشان داده هیچ تهدید میکروبی یا شیمیایی متوجه کارکنان، ساکنان اطراف یا جامعه نبوده است.
واکنشها و ارزیابیهای علمی
مجله علمی The Lancet در مقالهای که در می ۲۰۲۶ منتشر شد، به بررسی ابعاد علمی این واقعه پرداخت و نوشت انستیتو پاستور ایران در اواخر مارس ۲۰۲۶ بر اثر سلسله حملات هوایی دچار خسارتهای شدیدی شده است.
در این مقاله آمده است که این مؤسسه ۱۰۶ ساله نقشی کلیدی در مبارزه با پاتوژنهای انسانی در منطقه داشته و در طول تاریخ خود به اپیدمیها و پاندمیهای متعددی پاسخ داده است. این مرکز محل استقرار آزمایشگاههای مرجع، واحدهای تحقیق و تولید واکسن، پایش پاتوژنها و تیمهای پاسخ به شیوع بیماریها بوده است.
بر اساس گزارش منتشرشده در لنست، سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده که آسیبهای واردشده، توان عملیاتی این مرکز را بهشدت کاهش داده است. این حملات در حالی رخ داد که سالها تحریم، نظام سلامت ایران را پیشاپیش در وضعیت شکنندهای قرار داده بود.
نویسندگان مقاله همچنین یادآوری کردهاند که در سال ۲۰۱۸ نیز در لنست درباره تأثیر تحریمهای آمریکا بر برنامه حذف هپاتیت ویروسی در ایران هشدار داده بودند؛ برنامهای که به واکسنهای تولید داخل و داروهای وارداتی ضروری وابسته بود.
در دوران پاندمی کووید-۱۹ نیز ایران با موجهای متعدد بیماری روبهرو شد، در حالی که تحریمها دسترسی به امکانات پایش ژنومیک و منابع حیاتی برای آمادگی انستیتو پاستور را محدود کرده بود. نویسندگان مقاله تأکید میکنند که تخریب فعلی، تهدیدی تازه و بسیار گستردهتر ایجاد کرده است؛ تهدیدی که شامل نابودی یک نهاد بنیادین سلامت عمومی میشود.
نویسندگان لنست در ادامه نوشتهاند که اگرچه کسی در این حملات آسیب فیزیکی ندیده، اما آزمایشگاههای مرجع حیاتی از جمله پایش ژنومیک، هاری، اچآیوی/ایدز، هپاتیت ویروسی و بیماریهای منتقله از طریق ناقلین آسیب جدی دیدهاند.
به نوشته آنها، از بین رفتن بخشی از این زیرساختها میتواند باعث شود شیوعهای فصلی و منطقهای در آینده پاسخ سریع و مؤثر پایش ژنتیکی دریافت نکنند و این مسئله امنیت سلامت منطقه را با خطر روبهرو کند.
نویسندگان مقاله خواستار مداخله جامعه جهانی برای بازسازی کامل ظرفیتهای تشخیصی و پایشی این مرکز شدند.
تدروس آدهانوم، دبیرکل سازمان جهانی بهداشت نیز اعلام کرد از اول مارس تاکنون بیش از ۲۰ حمله به نظام سلامت ایران صورت گرفته که دستکم ۹ کشته بر جای گذاشته است.
یک قرن فعالیت علمی و تحقیقاتی
انستیتو پاستور ایران در سال ۱۲۹۹ خورشیدی (۱۹۲۰ میلادی) تأسیس شد و یکی از قدیمیترین مراکز تحقیقاتی و تولیدی خاورمیانه به شمار میرود. شکلگیری این نهاد به تلاشهای لویی پاستور در مبارزه با بیماریهای واگیردار بازمیگردد.
تأسیس این مرکز در پی نیاز فوری ایران به مقابله با بیماریهای بومی و اجرای واکسیناسیون عمومی صورت گرفت.
این مؤسسه در طول بیش از یک قرن فعالیت، تولیدکننده اصلی واکسنهای بدو تولد در ایران بوده است. واکسنهای بثژ (BCG) و هپاتیت B که در بدو تولد به کودکان ایرانی تزریق میشوند، در کنار واکسن هاری دامی، واکسن کرونا، کیتهای تشخیصی و داروهای نوترکیب، بخشی از محصولات این مرکز بودهاند.
واقفان و شکلگیری انستیتو پاستور
در مقالهای که چند سال پیش توسط مرضیه طاهری و احسان مصطفوی ــ رئیس فعلی انستیتو پاستور که در آن زمان دانشیار مرکز تحقیقات بیماریهای نوپدید و بازپدید انستیتو بود ــ در نشریه «پزشکی، تاریخ و اخلاق» منتشر شد، به تفصیل درباره واقفان انستیتو پاستور ایران و نقش آنها در شکلگیری این مجموعه علمی توضیح داده شده است.
هرچند نام عبدالحسین میرزا فرمانفرما بهعنوان واقف اصلی انستیتو پاستور مشهور است، اما بر اساس این مقاله، دستکم شش خیر دیگر نیز در ساخت و توسعه این مجموعه مشارکت داشتهاند و کمکهای دولتی نیز در کنار این وقفها نقش مهمی ایفا کرده است.
عبدالحسین میرزا فرمانفرما، شاهزاده قاجار و نخستوزیر ایران در دوران احمدشاه قاجار، از مالکان بزرگ ایران بود و املاک گستردهای در نقاط مختلف کشور داشت. او بخشی از دارایی خود را برای تأسیس بیمارستان، مدرسه و مسجد وقف کرده بود.
فرمانفرما در سال ۱۳۰۳ خورشیدی زمینی به مساحت ده هزار مترمربع ــ محل فعلی انستیتو پاستور ایران ــ را از باغ مشهور «اطلس» که بخشی از اراضی مسکونی او در تهران بود، وقف انستیتو پاستور ایران کرد.
در مقدمه وقفنامه آمده بود که به دلیل شیوع «امراض مسریه مزمنه» در ایران، بهویژه تهران، و دشواری دسترسی مردم به مواد تزریقی و واکسن، لازم است مرکزی تأسیس شود که:
«مواد تزریقیه و اسباب و لوازم تلقاحیه امراض متنوعه از قبیل آبله و طاعون و وبا و دیفتری و گزیده مار و سیفلیس و سوزاک و امثال آنها در آن محل تهیه و تدارک شود... و یک مریضخانه که بیست مریض را در آنجا بتوانند بپذیرند در آنجا تهیه و تدارک شود و مرضای آنان در مریضخانه آنجا معالجه گردند.»
فرمانفرما حتی برای تأمین آب مجموعه نیز در وقفنامه پیشبینیهایی کرده بود:
از آب مجرای دو ساعت مزبور هم محل مزبور و ساکنین در آن، از طبیب و جراح و اجزا و مستخدمین و مرضی مشروب و سقایت شوند.
او علاوه بر زمین، مبلغ ده هزار تومان نیز برای ساخت بناها و تأسیسات اولیه اختصاص داد. هیئت دولت وقت نیز برای تجهیز ساختمان و تهیه ملزومات انستیتو، پانزده هزار تومان به این بودجه افزود.
از دیگر واقفان مهم این مجموعه، منوچهر قراگزلو بود؛ نماینده دوره نوزدهم مجلس شورای ملی و یکی از ملاکان بزرگ همدان. او در سال ۱۳۳۲ و همزمان با اپیدمی طاعون در غرب کشور، زمین و ساختمانی به مساحت ۳۵۷۶ مترمربع را در روستای اکنلو، در مرز استانهای زنجان، کردستان و همدان، برای مطالعات طاعون انسانی وقف کرد.
این مجموعه بعدها به پایگاه تحقیقاتی بیماریهای نوپدید و بازپدید انستیتو پاستور تبدیل شد؛ مرکزی که سالها یکی از مهمترین مراکز مطالعه طاعون در خاورمیانه بود.
دکتر صبار فرمانفرمائیان، فرزند عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نیز از دیگر واقفان مهم انستیتو پاستور بود. او ابتدا در پاریس پزشکی خواند و سپس تحصیلات خود را در سوئیس ادامه داد و در سال ۱۳۱۷ خورشیدی دکترای پزشکی عمومی خود را از دانشگاه ژنو دریافت کرد.
در کارنامه علمی و اجرایی او، مدیریت برنامه ریشهکنی مالاریا در ایران، همکاری با وزارت بهداشت دولت دکتر محمد مصدق، استانداری فارس، مسئولیت برنامههای سازمان جهانی بهداشت در دفاتر بیروت و قاهره و همچنین مشاوره سازمان جهانی بهداشت برای کنترل مالاریا در آفریقا دیده میشود.
دولت ایران در سال ۱۳۵۰ از او دعوت کرد به کشور بازگردد و ریاست انستیتو پاستور ایران را بر عهده بگیرد.
او چند ماه پیش از مرگش، خانه و باغ شخصی خود در شمیران را که شامل باغی بزرگ و چهار باب مغازه بود، برای ایجاد درمانگاه تخصصی، واکسیناسیون بیماریهای مسری و احداث آزمایشگاههای پزشکی وقف انستیتو پاستور کرد.
در کنار این نامها، زهرا تاجر مشائی، علیاصغر اکبری، ذبیحالله ممیززاده و حسین حیدری نیز از دیگر خیرینی بودند که با وقف املاک و داراییهای خود به توسعه انستیتو پاستور در تهران و شهرستانها کمک کردند.

برنامههای بازسازی و احیای فعالیتها
پس از حملات، احسان مصطفوی، رئیس انستیتو پاستور، اعلام کرد که با وجود آسیبهای شدید به ساختمان مرکزی تهران، ساختارهای تولیدی مؤسسه در حوزه تولید واکسن و محصولات بیولوژیک مانند سرمهای تزریقی، کیتهای تشخیصی و آنتیژنها از آسیب جدی مصون ماندهاند.
به گفته او، تولید و توزیع واکسنهای هپاتیت، بثژ، هاری دامی و کرونا همچنان ادامه دارد و متوقف نشده است.
مهدی روحانی، مدیر روابط عمومی مؤسسه، نیز اعلام کرد بخشی از تجهیزات و فعالیتهای آزمایشگاهی به مراکز پشتیبان در تجریش، آمل و کرج منتقل شدهاند تا وقفهای در خدمات تشخیصی و پایش بیماریها ایجاد نشود.
برای بازسازی این مرکز، خیرینی از داخل و خارج ایران اعلام آمادگی کردهاند و برخی نهادهای دولتی و مالی نیز از برنامههای حمایتی سخن گفتهاند.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اعلام کرد که قرار است با استفاده از ظرفیتهای مالیاتی، آزمایشگاههای جدیدی در دانشگاههای شریف، شهید بهشتی، علم و صنعت، صنعتی اصفهان و همچنین انستیتو پاستور ساخته شود.
بانک صادرات ایران نیز پس از بازدید از بخشهای آسیبدیده، آمادگی خود را برای تأمین مالی، استفاده از ظرفیت ماده ۵۶ قانون الحاق، تسهیل واردات تجهیزات تخصصی، سرمایهگذاری و مشارکت در بازسازی این مرکز اعلام کرد.
در عین حال، مقامهای وزارت بهداشت تأکید کردهاند که ساختمانهای تاریخی انستیتو پاستور دارای ارزش میراثی هستند و بازسازی آنها باید بدون تغییر در هویت معماری و تاریخی مجموعه انجام شود.




نظرها
نظری وجود ندارد.