از طرح موساد تا بنبست ناسیونالیسم کرد؛ بازخوانی سناریوی سیاه
آذر ماجدی، فعال سیاسی نامآشنا در گفتوگو با زمانه در چارچوب یک تحلیل طبقاتی-ژئوپلیتیکی ارزشمند از برخی سناریوهای رسانهای پرده برمیدارد و خطر «قطب سوم نادیده گرفته شده» یا آن صدای سوم اکثریت را که در جنگ به گوش نمیرسد گوشزد میکند. ماجدی به این موضوع هم اشاره میکند که غزه و بیداری وجدان جهانی فرصتی است برای بازتعریف جایگزین رادیکال، نه مانند وابستگان به احزاب کرد ناسیونالیست، عقبنشینی به پشت یکی از دو قطب موجود.

یکی از رزمندگان حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، در حالی که تفنگش را در دست دارد، در موقعیتی نزدیک به مرز عراق با ایران در منطقه خودمختار کردستان عراق ایستاده است. ۸ مارس ۲۰۲۶. خبرگزاری فرانسه
در ماههای اخیر، برخی گزارشهای رسانههای اسرائیلی از جمله جروزالمپست، موضوع تسلیح احزاب ناسیونالیست کرد ایرانی توسط آمریکا و اسرائیل را دوباره به کانون بحثهای سیاسی تبدیل کرده است. طبق این گزارشها، موساد نقش کلیدی در طراحی و پیشبرد طرحی داشته که هدف آن استفاده از کردها به عنوان نیروی زمینی اصلی علیه جمهوری اسلامی بود. این طرح شامل انتقال سلاحهای سبک و ضدتانک، پشتیبانی هوایی آمریکا و اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز کردستان ایران میشد تا بدون اعزام گسترده نیروهای آمریکایی، رژیم از درون تضعیف و سرنگون شود.
اما در مقابل این روایتها، بایز افروزی، فعال سیاسی کرد، در مصاحبه با رادیو زمانه ادعای مهمی مطرح کرده است. او فاش کرده که تسلیحات آمریکایی ارسالشده هرگز به دست احزاب کرد ایرانی نرسیده و همچنان در انبارهای وزارت داخله اقلیم کردستان عراق در اربیل نگهداری میشوند. به گفته او، محاسبات احتیاطآمیز مقامات اقلیم کردستان به دلیل ترس از انتقام شدید جمهوری اسلامی، بر وعدههای واشنگتن غلبه کرده و عملاً پروژه را به بنبست رسانده است.
این تناقض میان گزارش جروزالمپست و ادعای بایز افروزی، دقیقاً همان خطری است که آذر ماجدی پیشتر در مقالهاش و برنامه «رمز پیروزی» درباره آن هشدار داده بود: خطر «سناریوی سیاه» تجزیه ایران با ابزار احزاب ناسیونالیست کرد و وابستگی آنها به قدرتهای خارجی. اکنون با روشن شدن جزئیات بیشتر این ماجرا، در ادامه نظرات تحلیلی آذر ماجدی را درباره ماهیت این پروژه، دلایل شکست آن و پیامدهایش برای مردم کردستان و ایران را میشنوید:
لازم به یادآوریست:
- نقد ناسیونالیسم کرد به معنای نفی رنج مردم کردستان از تبعیض و سرکوب نیست.
- تنها راه مقابله با سناریوی تجزیه، نه سرکوب امنیتی و نه وابستگی به آمریکاست، بلکه ارائه یک پروژه سوسیالیستی دموکراتیک و فدرال (یا غیرمتمرکز) برای همه ایران است که در آن حقوق همه گروههای زبانی ـ اجتماعی به رسمیت شناخته شود.
سناریوی سیاه بالکانیزه شدن ایران
آذر ماجدی با اشاره به بحثهای اخیر درباره طرحهای موساد گفت که نزدیک به چهار سال است درباره یک سناریوی سیاه در ایران، یعنی بالکانیزه کردن یا سوریهای کردن این کشور هشدار داده است. او تأکید کرد که این تحلیل بر پایه اسناد منتشرشده از سوی پنتاگون، موساد و دیگر مراکز امپریالیستی بوده و هیچ بخشی از آن ساخته و پرداخته خود او نبوده است. ماجدی افزود که این هشدارها ابتدا با ناباوری و گاهی تمسخر بخشهایی از چپ و راست مواجه شد، اما متأسفانه اکنون ثابت شده که تحلیل او درست از آب درآمده است. او یادآوری کرد که این بحث ریشه در نوشتهها و تحلیلهای منصور حکمت دارد که حدود سی سال پیش خطر سناریوی سیاه و بالکانیزه شدن ایران را پیشبینی کرده و تأکید کرده بود که باید مردم را برای مقابله با آن آماده کرد. به گفته ماجدی، اکنون پس از نزدیک به سی سال، این پیشبینی در حال تحقق است و بسیاری از نیروها در برابر آن غافلگیر شدهاند.
او در ادامه به نقش نیروهای ناسیونالیست کرد اشاره کرد و گفت که این نیروها از ابتدا در رکاب آمریکا و اسرائیل قرار گرفتهاند:
من از اول بر این نظر بودم که نیروهای ناسیونالیست کرد در دست آمریکا و اسرائیل قرار گرفتهاند و نه تنها همکاری میکنند، بلکه در اشکال مختلف، بهویژه در یک سال اخیر، از آمریکا و اسرائیل ملتمسانه خواستهاند که ایران را بمباران کند.
ماجدی با استناد به مصاحبهها و گزارشهای رسانههای معتبر بینالمللی از جمله بیبیسی، رسانههای اسرائیلی، سیانان و تلویزیون فرانسه، افزود که این احزاب آماده بودند تا به عنوان پیادهنظام آمریکا و اسرائیل وارد عمل شوند، اما ظاهراً به دلیل تغییر نظر ترامپ یا ملاحظات دیگر، دستور نهایی صادر نشد.
کاملاً روشن است که این نیروهای ناسیونالیست کرد اعلام آمادگی کرده بودند تا به عنوان پیادهنظام آمریکا و اسرائیل در این جنگ شرکت کنند. چون اسرائیل صراحتاً گفته که نیروهایش را به طور زمینی وارد نخواهد کرد و فقط هوایی عمل میکند و آمریکا هم اکراه دارد نیروی زمینی وارد کند. ایران هم به لحاظ جغرافیایی قابل قیاس با عراق نیست که فقط با بمباران بتوان آن را تسخیر کرد. بنابراین مجبورند از نیروی پیادهنظام استفاده کنند. این احزاب ناسیونالیست کرد با هم قرار گذاشته بودند؛ اسرائیل دربارهشان فیلم تهیه کرده، تلویزیون اسرائیل، سیانان و تلویزیون فرانسه از مقرهایشان، آموزشها و تمریناتشان گزارش دادهاند. حتی صحبت کردهاند که وسایل لازم را تهیه کرده بودند و دم مرز منتظر حمله بودند.
ماجدی یادآوری کرد که بحث دریافت سلاح ثانوی است. مهم این است که این احزاب آماده همکاری کامل بودند، جلسات متعدد با سیا برگزار کردند، در واشنگتن نشستند و به عنوان نیروی نیابتی امپریالیسم سازماندهی شدند.
ناسیونالیسم، نماینده بورژوازی نه نماینده مردم
آذر ماجدی تأکید کرد که ناسیونالیسم را حتی اگر بخش زیادی از مردم به آن توهم داشته باشند و در پارلمانهای کشورهای اروپایی و جاهایی که هنوز ذرهای دموکراسی باقی مانده به آن رأی دهند نماینده مردم نمیداند:
ناسیونالیسم نماینده بورژوازی است، نه نماینده مردم و نه نماینده طبقه کارگر. این ناسیونالیسم افراطی که اینگونه در دست آمریکا و اسرائیل سازماندهی شده، به هیچ وجه نماینده مردم کردستان نیست. مردم هیچ بخشی از کردستان را نمایندگی نمیکند.
ماجدی هشدار داد که اگر این سناریوی سیاه شکل بگیرد و پروژه بالکانیزه کردن ایران پیش برود، مردم کردستان جزو اولین قربانیان آن خواهند بود:
اتفاقی به شدت وحشتناکتر از آنچه در سال ۱۹۹۱ برای مردم کردستان عراق افتاد. اینها دوست مردم کردستان نیستند، نماینده مردم کردستان نیستند. آنها دارند از ستم ملی مردم کردستان به نفع قدرت و ثروت خودشان استفاده میکنند. همانطور که در مقالهام گفتم، این ناسیونالیستها مثل زالو از ستم ملی و درد مردم روی زمین دارند استفاده میکنند.
او با اشاره به وضعیت واقعی جامعه کردستان ایران گفت که مردم کردستان به این نیروها توهم زیادی ندارند. هرچند ممکن است بخشی فریب بخورند، اما ادعای وجود پایگاه اجتماعی قوی برای این احزاب را مورد تردید قرار داد:
مردم نشستهاند و دارند به چشم خودشان میبینند که این نیروی نظامی پیادهنظام آمریکا قرار است بیاید کردستان را «آزاد» کند. این یک خرافه است، یک روایت دروغین است و من فکر نمیکنم هیچ انسانی با ذرهای عقل و خرد این بحث را قبول کند.
ماجدی در ادامه خاطرنشان کرد که اگر این سناریو تحقق پیدا کند، نه فقط مردم کردستان، بلکه دیگران هم از جمله مردم بلوجستان، خوزستان و آذربایجان نیز قربانی خواهند شد، لذا ضرورت دارد که همه در برابر این سناریوی سیاه بایستند.
شکست پروژه و غافلگیری هیئت حاکمه آمریکا و اسرائیل
آذر ماجدی در ادامه گفتوگو با زمانه خاطرنشان کرد که اشتباه محاسباتی تنها محدود به ناسیونالیستهای کرد نبود، بلکه به نظر میرسد دولت آمریکا و دولت اسرائیل - که نماینده آن نتانیاهو است - نیز متوجه اشتباه خود شدهاند. او توضیح داد که تصمیمگیریها توسط دو نفر انجام نمیشود و هیئت حاکمه آمریکا در موقعیتی قرار گرفته که کنگره اعلام کرده ترامپ حق ندارد بدون اجازه کنگره حمله کند و آنها با شرایطی روبرو شدهاند که انتظارش را نداشتند.
ماجدی افزود که مفسران مختلف راست و چپ، بهویژه کسانی که اطلاعات نظامی و تحلیل سیاسی دقیقتری دارند یا سابقه فعالیت در پنتاگون، سیا یا موساد را داشتهاند، همگی بر این نکته تأکید دارند که آمریکا و اسرائیل در محاسبات خود درباره ایران دچار اشتباه جدی شدهاند. به گفته او، آنچه مسلم است این است که این پروژه شکست خورده است:
یکی از اولین قربانیان این شکست، ناسیونالیستهای فاشیست کرد هستند که حاضر شده بودند به عنوان پیادهنظام آمریکا و اسرائیل جامعه ایران را به پای نابودی بکشانند و در ایجاد سناریوی سیاه در ایران نقش باند سیاسی ایفا کنند. آبروشان رفته، اعتبارشان رفته و حالا در این دست و پا زدن نمیدانند چه کار کنند.
اتهام همسویی با «محور مقاومت»
آذر ماجدی یادآوری کرد که با توچه به دوگانهسازیها در یک فضای قطبی، وقتی مخالفان نمیتوانند به استدلالها پاسخ دهند، طرف مقابل را «محور مقاومتی» مینامند. به گفته او، دلیل اصلی این امر آن است که این نیروها دوقطبی کاذب میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایجاد کردهاند و قطب سومی را که منصور حکمت مطرح میکرد، کاملاً فراموش کردهاند.
ماجدی با اشاره به جدایی سال ۱۹۹۱ از حزب کمونیست ایران، یادآوری کرد که یکی از دلایل مهم آن غلبه گرایش ناسیونالیستی کرد در حزب بود. او سپس به تحلیل کلیدی منصور حکمت اشاره کرد که در سال ۲۰۰۱، دو قطب تروریسم را در جهان تشخیص داد: تروریسم اسلامی و تروریسم دولتی آمریکا.
منصور حکمت گفت دو قطب تروریسم در دنیا به وجود آمده که در منطقه ما برجسته شده است: قطب تروریسم اسلامی در مقابل قطب تروریسم دولتی یعنی آمریکا. ما باید قطب سوم را تشکیل دهیم و در مقابل هر دو اینها بایستیم، نه اینکه پشت یکیشان بایستیم. این را منصور حکمت در سال ۲۰۰۱ نوشت، درست چند ماه قبل از اینکه بیماریاش شدید شود. او در آن زمان هشدار داد که تمام این سازمانها ساخته سازمان سیا و موساد هستند. حماس را اسرائیل در سال ۱۹۸۷ ساخت، القاعده و طالبان را سازمان سیا با کمک موساد و آمریکا ساختند، داعش را هم موساد، سیا و آمریکا ساختند. حتی جمهوری اسلامی را هم در سال ۱۹۷۹ توسط آمریکا سر کار آوردند تا منطقه را با تنش بکشند.
او هشدار داد که عدهای از روی نفرت بهحق از جمهوری اسلامی، تروریسم اسلامی را چنان بزرگنمایی کردهاند که ناخواسته به دفاع از تروریسم دولتی آمریکا و اسرائیل کشیده شدهاند:
در نتیجه هر کسی که آمریکا، امپریالیسم، اسرائیل و نسلکشی را افشا کند، به او برچسب «محور مقاومت» میزنند، یعنی طرفدار جمهوری اسلامی. اینها حواسشان نیست که عملاً با این کارشان به محور مقاومت و جمهوری اسلامی کمک میکنند. متوجه نیستند که یکی از برندگان جنگ تا کنون جمهوری اسلامی بوده و مردم و جامعه بازندههای اصلیاند.
ماجدی در پایان با اشاره به لحظه تاریخی حساس کنونی - بهویژه پس از نسلکشی غزه - گفت که بخش بزرگی از مردم جهان با وجدان بیدار شدهاند. اگر چپ و کمونیستهای آگاه پرچم رادیکال سوسیالیستی و قطب سوم را بلند نکنند و آلترناتیو واقعی ارائه ندهند، این انرژی و آگاهی به سمت جمهوری اسلامی و محور مقاومت هدایت خواهد شد. او نتیجه گرفت که تنها با آگاهیبخشی رادیکال، حفظ همبستگی و ایستادگی در برابر جنگ و ویرانی میتوان جنبش انقلابی سرنگونی را زنده نگه داشت.
*این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و متن را نیز او نوشته است.



نظرها
نظری وجود ندارد.