فراخوان رضا پهلوی برای جام جهانی؛ فرار به استادیوم پس از شکست در سیاست
علی جوادی در این دیدگاه مینویسد فراخوان بیت رضا پهلوی برای حضور با پرچم شیر و خورشید در جام جهانی فوتبال، بیش از آنکه نشانه قدرت سیاسی باشد، نشانه فرار از سیاست به نمایش است. جریانی که نتوانسته است خود را بهعنوان آلترناتیوی واقعی برای جامعه ایران تثبیت کند، اکنون میکوشد از فضای استادیوم، رسانه و تصویر، جای خالی پایگاه اجتماعی و افق سیاسی خود را پر کند.

چند تن از بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران در دیدار با انگلیس ـ جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ در قطر ـ عکس از خبرگزاری فرانسه

فراخوان بیت رضا پهلوی برای حضور با پرچم شیر و خورشید در جام جهانی فوتبال، در ظاهر یک دعوت نمادین است. اما در واقع تلاشی است مذبوحانه برای زنده نگه داشتن پروژهای سیاسی که حکم شکست خود را در متن همین جنگ ارتجاعی و ضدانسانی دریافت کرده است. این فراخوان میگوید حضور با پرچم شیر و خورشید در استادیومها "صدای ملت ایران" را به جهان میرساند. اما قبل از هر چیز باید پرسید: کدام صدا؟ صدای چه کسی؟ و با چه حقی؟
هیچ فرد، خاندان یا جریان سیاسیای نمیتواند خود را سخنگوی نود میلیون انسان معرفی کند. کارگر اعتصابی در اهواز، زن معترض در تهران، زندانی سیاسی، کولبر، معلم معترض، بازنشسته محروم و خانوادههای دادخواه، هیچکدام اختیار نمایندگی خود را به بیت رضا پهلوی واگذار نکردهاند. آنچه این فراخوان "صدای ملت" مینامد، در واقع صدای یک جریان دستراستی، جنگطلب و ارتجاعی است که میکوشد خود را به ضرب اکانتهای فیک موساد و ایران اینترنشنال به جامعه حقنه کند.
وقتی این جریان از "وحدت زیر پرچم" سخن میگوید، بسیاری از مردم نه تصویری از آزادی، بلکه شبح ساواک، سرکوب، سلطنت موروثی و سنتی را به یاد میآورند که هنوز هم بخشی از هوادارانش در خیابانهای اروپا با این شمایلها رژه میروند. از تطهیر ساواک تا حمایت از جنگ و تحریم، از شعارهای مرگطلبانه علیه مخالفان تا وعده انتقام و اعدام در فردای قدرتگیری، این اردوگاه بارها نشان داده است که مسئلهاش آزادی نیست، بلکه کسب قدرت و به دست گرفتن طنابهای دار و استثمار است. و این همان نقطهای است که ورشکستگی سیاسی ناسیونالیسم سلطنتی خود را آشکار میکند.
ناسیونالیسم همواره تلاش میکند مسائل واقعی انسانها را به مسئله هویت ملی تقلیل دهد. انسان گرسنه نیست؛ "عضوی از ملت" است. در این دستگاه فکری، انسان واقعی ناپدید میشود و جای خود را به موجودی انتزاعی و موهوم به نام "ملت" میدهد.
همانگونه که جمهوری اسلامی مردم را زیر پرچم "امت اسلامی" محو میکند، ناسیونالیسم سلطنتطلب نیز آنان را زیر پرچم "ملت ایران" محو میکند. یکی فرد را در اسلام حل میکند و دیگری در ملت. در هر دو روایت، آزادی و کرامت انسان قربانی یک هویت کاذب میشود.
از این زاویه، فراخوان جام جهانی فقط یک فراخوان ورزشی نیست. تلاشی است برای بازتولید همان اسطورهای که سلطنت بر آن بنا شده بود: اینکه جامعه از شهروندان آزاد و برابر تشکیل نشده، بلکه از رعایایی تشکیل شده است که باید حول پرچم، تاج و شکوه گذشته متحد شوند.
اما جامعه ایران امروز نه برای بازگشت به گذشته، بلکه برای رهایی از کل این گذشته به میدان آمده است. مردمی که علیه جمهوری اسلامی برخاستند، برای جایگزین کردن عمامه و اسلام با تاج و ناسیونالیسم به خیابان نیامدند. برای آن نجنگیدند که پرچمی ارتجاعی را با پرچم ارتجاعی دیگر عوض کنند. آنها برای آزادی، برابری، رفاه، کرامت انسانی و پایان دادن به هر شکل از استبداد مبارزه کردند. و بزرگترین فریب ناسیونالیسم همین است که مبارزه برای آزادی را به جنگ پرچمهای ارتجاعی تبدیل میکند.
جمهوری اسلامی میگوید مشکل جامعه دشمنان "ایران اسلامی" هستند. سلطنتطلبان میگویند مشکل جامعه دشمنان "ایران باستان" هستند. اما برای میلیونها انسان، مشکل نه دشمنان ایران اسلامیاند و نه دشمنان ایران باستان؛ مشکل خود نظامهای مبتنی بر قدرت، مذهب، نابرابری، استثمار و سرکوب است.
به همین دلیل، نمایش هزاران پرچم شیر و خورشید در ورزشگاهها نه یک زندانی سیاسی را آزاد میکند، نه یک حکم اعدام را متوقف میکند و نه یک سفره خالی را پر میکند.
این فراخوان بیش از آنکه صدای مردم ایران باشد، اعتراف به ورشکستگی یک پروژه سیاسی است؛ پروژهای که پس از سالها تبلیغ، لابیگری، حمایت رسانهای و شرطبندی بر جنگ و سرسپردگی به دول مرتجع رقیب، امروز چیزی جز پرچم، نوستالژی و اسطورهسازی ملی برای عرضه ندارد.
جام جهانی تمام میشود. پرچمها جمع میشوند. عکسها در شبکههای اجتماعی فراموش میشوند. اما مسئله واقعی همچنان باقی میماند: چگونه میتوان جمهوری اسلامی را سرنگون کرد و جامعهای آزاد، برابر و انسانی ساخت؟
مسئله جامعه ایران انتخاب میان عمامه و تاج نیست. انتخاب میان دو پرچم و دو روایت از گذشته نیست. مسئله این است که آیا انسان آزاد و برابر محور جامعه خواهد بود یا بار دیگر زیر نام "امت"، "ملت"، "شاه"، "رهبر" و هر هویت مقدس دیگری له خواهد شد.
آلترناتیو واقعی نه در بازگشت به سلطنت است و نه در بقای جمهوری اسلامی. آلترناتیو واقعی در شکل دادن به جامعهای است که در آن هیچکس به دلیل مذهب، قومیت، جنسیت، عقیده سیاسی یا موقعیت اقتصادی از حقوق بیشتری برخوردار نباشد؛ جامعهای بدون اعدام، بدون زندانی سیاسی، بدون تبعیض و بدون حاکمیت مذهب و سرمایه بر زندگی انسانها.
پرچم انسانیت نه پرچم انتقام، نه پرچم جنگ و نه پرچم نوستالژی است. پرچم انسانیت، پرچم آزادی، برابری و حرمت انسان است.



نظرها
نظری وجود ندارد.