ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

دو نسل از پناهندگان افغان در ایران؛ از مهاجرت معیشتی تا پناه سیاسی در سایه تحولات جهانی

پرویزشاه صافی ـ پس از دهه‌ها مهاجرت، امروز دو نسل از پناهندگان افغان در ایران با وجود تفاوت در مسیرهای مهاجرت، در یک نقطه مشترک ایستاده‌اند: جست‌وجوی امنیت، اقامت پایدار و کرامت انسانی. این مقاله بررسی می‌کند که چگونه تحولات تازه در روابط ایران و غرب و احتمال کاهش تحریم‌ها می‌تواند بر آینده میلیون‌ها مهاجر و پناهجوی افغان تأثیر بگذارد. آیا گشایش‌های سیاسی و اقتصادی پیش‌رو، به بهبود وضعیت حقوقی و اجتماعی آنان نیز خواهد انجامید؟

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

خبر آمادگی کشورهای اروپایی برای لغو تحریم‌ها و احتمال گشایش در روابط ایران و آمریکا، برای بسیاری از مردم ایران نویدبخش آینده‌ای متفاوت است؛ آینده‌ای همراه با کاهش فشارهای اقتصادی، رونق کسب‌وکارها و بهبود معیشت عمومی. اما در کنار این امید گسترده، گروهی بزرگ و کمتر دیده‌شده نیز این تحولات را با دقت دنبال می‌کنند: پناهندگان و مهاجران افغان که سال‌هاست در ایران زندگی می‌کنند و چشم‌انتظار آن هستند که این تغییرات، فراتر از اقتصاد، به بهبود وضعیت انسانی، حقوقی و اجتماعی آنان نیز منجر شود. در واقع، وضعیت پناهندگان افغان در ایران را می‌توان در قالب دو نسل متفاوت مهاجرت تحلیل کرد؛ دو نسلی که هرچند در زمان و انگیزه مهاجرت تفاوت دارند، اما امروز در یک نقطه مشترک به هم می‌رسند: نیاز به امنیت، اقامت پایدار و کرامت انسانی.

نسل نخست؛ مهاجرت تاریخی و زندگی‌های ریشه‌دار در ایران

نسل نخست مهاجران افغان را می‌توان کسانی دانست که در دهه‌های گذشته، در پی جنگ‌های داخلی، ناامنی، فقر و بی‌ثباتی سیاسی کشورشان را ترک کردند. این گروه ایران را به‌عنوان نزدیک‌ترین و امن‌ترین مقصد انتخاب کردند و اکنون بسیاری از آنان بیش از دو یا سه دهه است که در این کشور زندگی می‌کنند. در میان این نسل، خانواده‌هایی دیده می‌شوند که فرزندانشان در ایران متولد شده‌اند، در مدارس این کشور رشد کرده‌اند و هویت اجتماعی‌شان با جامعه میزبان گره خورده است. بخش قابل توجهی از نیروی کار در حوزه‌هایی مانند ساختمان، کشاورزی، خدمات و تولید نیز از میان همین نسل شکل گرفته است. با وجود این پیوندهای عمیق، مهم‌ترین چالش آنان همچنان وضعیت اقامت نامشخص و ناپایدار است؛ مسئله‌ای که زندگی روزمره را در حالت اضطراب دائمی قرار داده و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت را محدود کرده است.

نسل دوم؛ پناهجویان پس از سقوط جمهوری افغانستان

در مقابل، نسل دوم پناهندگان افغان عمدتاً پس از تحولات سال ۲۰۲۱ و سقوط نظام جمهوری افغانستان شکل گرفت. این گروه شامل طیف گسترده‌ای از افراد است: فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، پژوهشگران، استادان دانشگاه، روشنفکران، کارکنان نهادهای مدنی، نیروهای امنیتی و سربازان پیشین دولت افغانستان. برای این افراد، مهاجرت نه انتخاب اقتصادی، بلکه فرار از تهدید مستقیم امنیتی و خطر مرگ بوده است. بسیاری از آنان به دلیل فعالیت‌های سیاسی، رسانه‌ای یا همکاری با نهادهای داخلی و بین‌المللی، در صورت بازگشت به افغانستان با خطر بازداشت، شکنجه یا حتی اعدام مواجه هستند. این گروه با امید به حمایت‌های بین‌المللی و انتقال به کشورهای ثالث وارد ایران شده‌اند، اما روندهای طولانی اداری و کندی بررسی پرونده‌ها باعث شده هزاران نفر همچنان در وضعیت بلاتکلیفی باقی بمانند. برای آنان، اقامت صرفاً یک موضوع حقوقی نیست، بلکه مسئله‌ای مرتبط با حق حیات و امنیت جانی است.

نقطه مشترک دو نسل؛ اقامت، کرامت و آینده نامعلوم

اگرچه این دو نسل از نظر زمان مهاجرت و شرایط اولیه تفاوت دارند، اما امروز در یک واقعیت مشترک قرار گرفته‌اند: نبود اقامت پایدار و امنیت حقوقی روشن. این وضعیت باعث شده خانواده‌ها در ترس دائمی از آینده زندگی کنند و امکان برنامه‌ریزی اجتماعی و اقتصادی از آنان سلب شود. در کنار مسئله اقامت، محدودیت‌های شغلی، دشواری دسترسی به خدمات درمانی، آموزشی و بانکی، و نبود چارچوب حقوقی شفاف، از دیگر چالش‌های مشترک این دو نسل است. همین عوامل باعث شده است که مهاجران افغان، بیش از هر زمان دیگری، تحولات سیاسی و اقتصادی ایران و منطقه را با حساسیت دنبال کنند.

اقامت موقت بشردوستانه و رعایت اصول بین‌المللی

برای نسل دوم، یعنی پناهجویان پس از سقوط افغانستان، یکی از مهم‌ترین خواسته‌ها اقامت موقت، قانونی و بشردوستانه است. این نوع اقامت می‌تواند به آنان اجازه دهد تا در دوره انتظار برای انتقال به کشورهای ثالث، در امنیت نسبی زندگی کنند. در کنار این مطالبه، این گروه بر رعایت اصول بنیادین کنوانسیون‌های بین‌المللی پناهندگان نیز تأکید دارد؛ به‌ویژه اصولی مانند رفتار انسانی، منع آزار و تحقیر، و حق برخورداری از امنیت و کرامت انسانی در کشور میزبان. در چارچوب این اصول، انتظار حداقلی آنان این است که با داشتن یک مدرک یا وضعیت اقامتی مشخص، از برخوردهای تحقیرآمیز احتمالی در برخی اماکن یا توسط برخی مأموران مصون باشند و هویت انسانی و قانونی آنان به رسمیت شناخته شود. این خواسته نه تنها یک مطالبه حقوقی، بلکه یک ضرورت انسانی و اخلاقی است که می‌تواند هم به کاهش تنش‌های اجتماعی کمک کند و هم با اصول پذیرفته‌شده بین‌المللی و ارزش‌های انسانی سازگار باشد. چنین رویکردی می‌تواند جایگاه کشور میزبان را در حوزه احترام به کرامت انسان‌های آسیب‌پذیر تقویت کند. همچنین باید توجه داشت که بسیاری از این افراد سرمایه‌های انسانی ارزشمندی هستند که در صورت مدیریت صحیح، می‌توانند در آینده نقش مهمی در بازسازی افغانستان یا حتی توسعه کشورهای مقصد ایفا کنند.

پیوند تحریم‌ها، اقتصاد منطقه و سرنوشت مهاجران

در سطحی گسترده‌تر، هرگونه گشایش اقتصادی ناشی از کاهش تحریم‌ها می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران داشته باشد. ایران به‌عنوان یکی از اقتصادهای مهم منطقه، در صورت بهبود شرایط اقتصادی می‌تواند نقش کلیدی در رشد تجارت منطقه‌ای، افزایش سرمایه‌گذاری و توسعه بازارهای کار ایفا کند. این روند، به‌طور غیرمستقیم، می‌تواند فرصت‌های بیشتری برای مهاجران افغان نیز ایجاد کند. بسیاری از آنان دارای تحصیلات دانشگاهی، مهارت‌های تخصصی و تجربه حرفه‌ای هستند که در صورت فراهم شدن شرایط مناسب، می‌توانند در اقتصاد ایران و آینده منطقه نقش‌آفرینی کنند.

کرامت انسانی؛ مطالبه مشترک دو نسل

در نهایت، آنچه هر دو نسل مهاجران افغان را به هم پیوند می‌دهد، یک مطالبه بنیادین است: حفظ کرامت انسانی. آنان نمی‌خواهند به‌عنوان بار اضافی دیده شوند، بلکه خواهان آن هستند که به‌عنوان انسان‌هایی شناخته شوند که سال‌ها در کنار جامعه میزبان زندگی کرده و در بخش‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی نقش داشته‌اند. بسیاری از آنان در سخت‌ترین شرایط اقتصادی در کنار مردم ایران کار کرده‌اند، سهمی در تولید و خدمات داشته‌اند و اکنون انتظار دارند که در فضای جدید، فرصت بیشتری برای مشارکت و زندگی آبرومندانه داشته باشند.

جمع‌بندی؛ آزمونی برای سیاست و انسانیت

تحولات سیاسی و اقتصادی پیش‌رو تنها یک مسئله دیپلماتیک یا اقتصادی نیست؛ بلکه آزمونی برای رویکرد انسانی در قبال میلیون‌ها مهاجر است. اگر این تغییرات با نگاه انسانی همراه شود، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری سیاست‌هایی شود که هم منافع کشور میزبان را حفظ کند و هم کرامت مهاجران را تضمین نماید. در چنین شرایطی، لغو تحریم‌ها تنها آغاز یک تحول اقتصادی نخواهد بود، بلکه می‌تواند سرآغاز فصلی تازه باشد؛ فصلی که در آن، دو نسل از پناهندگان افغان در ایران، پس از سال‌ها بلاتکلیفی، شاید برای نخستین بار طعم ثبات، امنیت و امید به آینده را تجربه کنند.

پرویزشاه صافی، کارشناس علوم سیاسی و فعال حقوق بشر

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.