تفاهم ایران و آمریکا؛ آیا جامعه مدنی دوباره به حاشیه رانده میشود؟
در حالی که تفاهم ایران و آمریکا بر پرونده هستهای و ترتیبات امنیتی و اقتصادی متمرکز است، حقوق بشر، زندانیان سیاسی و مطالبات جامعه مدنی در آن غایباند. بهنام داراییزاده در گفتوگو با زمانه میگوید حذف این موضوعات از متن توافق به معنای پایان مطالبهگری نیست؛ بلکه پرسش اصلی این است که آیا جامعه مدنی ایران بار دیگر به حاشیه رانده میشود یا میتواند از فضای احتمالی تنشزدایی برای طرح مطالبات خود بهره بگیرد؟

پرچم ایران و آمریکا ـ عکس: shutterstock
میان ایران و آمریکا تفاهمنامهای منتشر شد که در آن حتی کوچکترین اشارهای به وضعیت حقوق بشر در ایران نشده، و مسئله آزادی زندانیان سیاسی، لزوم پایبندی جمهوری اسلامی به تعهدات بینالمللی حقوق بشری و همچنین مطالبات شهروندان بیدفاعی که از دل یکی از کهنترین سرکوبهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران عبور کردهاند، در این توافقنامه مورد توجه قرار نگرفته است.
روشن است که این تفاهمنامه با هدف ترسیم چارچوبی برای برنامه هستهای ایران و نیز مسائل امنیتی و نظامی منطقه تنظیم شده است. با این حال، برخی آن را فرصتی برای نفس کشیدن و طرح دوباره وضعیت جامعه مدنی، و حتی امکانی برای گذار مسالمتآمیز از جمهوری اسلامی میدانند. در مقابل، برخی دیگر پرسش مهمی را مطرح میکنند: جایگاه و صدای مردم در این تفاهمنامه کجاست؟ اساساً جایگاه مردم در چنین توافقهای سیاسی کجاست؟ مردمی که هیچ نقشی در شکلدادن به این مذاکرات و تصمیمها ندارند، در حالی که این تصمیمها مستقیماً بر سرنوشت آنان اثر میگذارد.
این پرسشها را با بهنام داراییزاده، حقوقدان و پژوهشگر ارشد کمپین حقوق بشر ایران در میان گذاشتیم. بشنوید:
انتشار تفاهمنامه میان ایران و آمریکا با واکنشهای متفاوتی روبهرو شده است. برخی آن را فرصتی برای کاهش تنشها، کاستن از فشارهای اقتصادی و گشایش نسبی فضای سیاسی میدانند و برخی دیگر بر غیبت کامل حقوق بشر در این توافق تأکید میکنند؛ توافقی که در آن هیچ اشارهای به آزادی زندانیان سیاسی، توقف اعدامها، حق آزادی بیان یا تعهدات حقوق بشری جمهوری اسلامی نشده است.
در شرایطی که جامعه ایران طی سالهای اخیر همزمان با سرکوب داخلی، تحریمهای گسترده، جنگ و بحرانهای اقتصادی روبهرو بوده، این پرسش همچنان مطرح است که جایگاه حقوق بشر در چنین توافقهایی کجاست و آیا اساساً میتوان انتظار داشت که دولتها در مذاکرات خود مطالبات حقوق بشری را نیز وارد دستور کار کنند؟
بهنام داراییزاده، حقوقدان و پژوهشگر ارشد کمپین حقوق بشر ایران، معتقد است پاسخ این پرسش نه کاملاً مثبت است و نه کاملاً منفی.
حقوق بشر و دیپلماسی؛ سابقهای که نباید فراموش شود
داراییزاده میگوید واقعیت این است که دولتها در مذاکرات خود در درجه نخست بر ملاحظات امنیتی، سیاسی و اقتصادی تمرکز میکنند. اما به باور او این واقعیت نباید به این نتیجهگیری منجر شود که حقوق بشر اساساً جایی در معادلات دیپلماتیک ندارد.
او یادآوری میکند که در تاریخ روابط بینالملل نمونههای متعددی وجود دارد که موضوع حقوق بشر بخشی از مذاکرات سیاسی بوده است.
به گفته او، توافق هلسینکی در سال ۱۹۷۵ میان غرب و اتحاد جماهیر شوروی یکی از شناختهشدهترین نمونههاست؛ توافقی که در کنار ملاحظات امنیتی، حقوق بشر را نیز وارد مناسبات میان دو بلوک کرد. او همچنین به مذاکرات عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا اشاره میکند؛ روندی که در آن موضوعاتی مانند لغو برخی محدودیتها علیه کردها، گسترش آزادیهای مدنی و اصلاحات حقوقی بخشی از شروط اروپا بود.
داراییزاده حتی به تجربه جمهوری اسلامی در دهه هفتاد خورشیدی اشاره میکند؛ دورهای که روابط ایران و اتحادیه اروپا در قالب «گفتوگوهای انتقادی» دنبال میشد و موضوع حقوق بشر یکی از محورهای آن بود. در همان سالها گزارشگران ویژه سازمان ملل به ایران سفر کردند و بخشی از این تحرکات نتیجه فشارهای بینالمللی و گفتوگوهای سیاسی بود.
او میگوید:
انتظار طرح مسائل حقوق بشری در مذاکرات سیاسی انتظار بیجایی نیست. مسئله این نیست که حقوق بشر نمیتواند در دستور کار قرار بگیرد؛ مسئله این است که آیا ارادهای برای طرح آن وجود دارد یا نه.
غیبت حقوق بشر؛ شکست جامعه مدنی نیست
همزمان با انتشار تفاهمنامه، برخی فعالان حقوق بشر نگراناند که حذف کامل این موضوع از مذاکرات، نشانه عقبنشینی یا شکست جنبش حقوق بشری باشد.
داراییزاده با این برداشت موافق نیست. او تأکید میکند که دستاوردهای حقوق بشری معمولاً محصول توافقهای دیپلماتیک نیستند، بلکه حاصل سالها فعالیت مستمر جامعه مدنی، مستندسازی نقض حقوق بشر، دادخواهی قربانیان و فشار افکار عمومی هستند.
از نگاه او، اگرچه دولتها ممکن است در مقاطعی حقوق بشر را نادیده بگیرند، اما این امر از اهمیت فعالیتهای حقوق بشری نمیکاهد. وظیفه کنشگران حقوق بشر حفظ حافظه جمعی، ثبت موارد نقض حقوق بشر، حمایت از قربانیان و جلوگیری از فراموشی مطالبات جامعه است.
به گفته او مسیر حقوق بشر از میز مذاکره آغاز نمیشود، بلکه از پایداری جامعه مدنی و پیگیری مستمر مطالبات عدالتخواهانه مردم شکل میگیرد..
جامعهای میان دو تیغه
داراییزاده وضعیت امروز ایران را شرایطی میداند که در آن جامعه مدنی میان دو فشار همزمان قرار گرفته است؛ از یک سو سرکوب داخلی و از سوی دیگر تحریمها، جنگ و تنشهای منطقهای.
به باور او، سالهای اخیر نشان دادهاند که تشدید درگیریهای خارجی و فضای امنیتی داخلی، هر دو به تضعیف جامعه مدنی و محدودتر شدن فضای فعالیت حقوق بشری منجر میشوند.
با این حال او معتقد است که حتی در چنین فضایی نیز کنشگران حقوق بشر نمیتوانند از مسئولیت خود عقبنشینی کنند. حفظ صدای قربانیان، ثبت روایتها و جلوگیری از به حاشیه رانده شدن مطالبات مردم، همچنان بخشی از وظیفه جامعه حقوق بشری است.
مهمترین اولویتها؛ از اعدام تا حق معیشت
داراییزاده در پاسخ به این پرسش که امروز مهمترین اولویتهای حقوق بشری در ایران چیست، از مقابله با مجازات اعدام به عنوان نخستین و فوریترین موضوع نام میبرد.
به گفته او، افزایش کمسابقه اعدامها، بهویژه اعدام زندانیان سیاسی، یکی از جدیترین نگرانیهای کنونی است. آزادی زندانیان سیاسی، مقابله با شکنجه و اعترافات اجباری، تضمین دادرسی عادلانه و دفاع از آزادی بیان و حق تشکلیابی نیز از دیگر مطالبات فوری هستند.
اما او بر نکته دیگری نیز تأکید میکند؛ اینکه حقوق بشر تنها به حقوق مدنی و سیاسی محدود نمیشود.
از نگاه او، گسترش فقر، فروپاشی معیشت، نابرابری اقتصادی، دسترسی نابرابر به آموزش و خدمات درمانی و شکافهای فزاینده طبقاتی نیز بخشی از مسئله حقوق بشر در ایران هستند.
او میگوید:
حقوق بشر فقط حقوق مدنی و سیاسی نیست. حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هم به همان اندازه اهمیت دارند. آموزش برابر، دسترسی به درمان و فرصتهای اقتصادی عادلانه نیز مطالبات حقوق بشریاند.
حق زندگی؛ حلقه اتصال همه مطالبات
در نهایت، داراییزاده معتقد است بسیاری از بحرانهای کنونی حقوق بشر در ایران به یک مفهوم بنیادین بازمیگردند: حق زندگی.
حق زندگی برای زندانی سیاسی که با خطر اعدام روبهرو است، برای معترضی که در خیابان سرکوب میشود، برای خانوادهای که زیر فشار فقر قرار گرفته و برای شهروندی که از ابتداییترین حقوق اجتماعی محروم شده است.
در شرایطی که توافقهای سیاسی بیش از هر چیز بر ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیک متمرکز شدهاند، جامعه مدنی ایران همچنان با این پرسش روبهرو است که چگونه میتواند صدای کسانی را که در این توافقها جایی ندارند، زنده نگه دارد.
*زهرا باقریشاد این مصاحبه را انجام داده است.



نظرها
نظری وجود ندارد.