ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

گوشه‌ای از نحوه توزیع سود جنگ در آمریکا

منفعت شرکت‌های اسلحه‌سازی و دارندگان تکنولوژی آدم‌کشی در نظامی‌گری و جنگ‌افروزی است. شرکت‌های دیگری هم هستند که از جنگ سود می‌برند . در آمریکا، در نمونه جنگی که علیه ایران پیش بردند، شرکت‌های نفتی از آن جمله‌اند. مقاله‌ای درباره سود این شرکت‌ها

جنگ اخیر علیه ایران باعث بروز یک شوک عظیم نفتی جهانی شده است. تقریبا همه مردم جهان به نفت یا محصولاتی که به نفت مربوط می‌شوند، وابسته‌اند. این به این معناست که تقریبا همه اکنون برای برآوردن نیازهای اولیه زندگی روزمره هزینه بیشتری می‌پردازند. به نظر بحران نادری است که همه را به یک اندازه آسیب می‌زند. اما واقعیت چیز دیگری است.

پژوهش‌های جدید اقتصاددانان، گرگور سیمینیوک، ایزابل وبر و همکارانش، با رویکرد جرم‌شناسی مالی نشان می‌دهند که چگونه شوک‌های عرضه، جریان پول را به سمت بالا هدایت می‌کنند: بیش از ۵۰٪ از سودهای حاصل از شوک‌های عرضه مرتبط با کووید و اوکراین در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ به ۱٪ بالای هرم توزیع ثروت آمریکا اختصاص یافته است. ۵۰٪ پایین فقط ۱٪ دریافت کردند. دلایل زیادی وجود دارد که باور کنیم همین الگو اکنون در حال تکرار است.

سازوکار قضیه ساده است. فرض کنید جنگ منابع نفت یک شرکت را نابود کند، اما نه منابع نفت شرکت شما را. قیمت جهانی نفت افزایش می‌یابد چون کل عرضه کاهش یافته، حتی اگر شرکت شما هیچ چیزی از دست نداده باشد. اکنون همان مقدار نفت را با قیمت‌های بسیار بالاتر می‌فروشید، بدون اینکه هیچ کاری برای بهبود محصول یا بهره وری خود انجام داده باشد. این یک آوردهٴ خالص است.

وقتی این اتفاق در شوک‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ رخ داد، شرکت‌هایی مانند اکسون موبیل و شورون سودهای بی‌سابقه‌ای ثبت کردند. به طور قابل درکی، درخواست‌هایی برای مالیات بر این سودها و بازگرداندن چیزی به مردم با هزینه افزایش قیمت در جایگاههای سوخت مطرح شد.

همان طور که دارن وودز، مدیرعامل اکسون موبیل، اظهار داشته است: «در آمریکا بحث‌هایی درباره بازگرداندن بخشی از سودهای صنعت ما به طور مستقیم به مردم آمریکا مطرح شده است. در واقع، دقیقا همین کاری است که ما انجام می‌دهیم — به شکل سود سهام سه ماههٴمان.»

بدیهی است که احتمالا شما کسی نیستید که آن سود سهام را دریافت می‌کنید.

پول نصیب چه کسی می‌شود؟

برای پیگیری اینکه سود سوخت‌های فسیلی واقعا به چه کسانی می‌رسد، پژوهشگران زنجیره مالکیت را از شرکت‌های نفتی تا سهامداران فردی دنبال کردند — از جمله افرادی که به طور غیرمستقیم از طریق صندوق‌های پوشش ریسک، صندوق‌های سرمایه گذاری یا شرکت‌های دیگر، دارای سهام نفتی هستند. این یافته بسیار روشن است.

۱٪ بالای هرم توزیع ثروت بیش از نیمی از کل سود سوخت‌های فسیلی را در شوک‌های عرضه ۲۰۲۱–۲۲ به خود اختصاص داد. نیمه پایین آمریکایی‌ها تنها ۱٪ را دریافت کردند. این موضوع به طور بنیادی نحوه درک ما از تورم ناشی از شوک عرضه را تغییر می‌دهد. اگر فقط به افزایش قیمت‌ها در سمت مصرف‌کننده نگاه کنید، می‌بینید که این تورم تقریبا همه را به یک اندازه تحت تأثیر قرار می‌دهد — حدود ۶,۵٪ در سال ۲۰۲۲ در گروه‌های درآمدی. اما وقتی سودهایی که به سهامداران بازمی گردد را در نظر بگیرید، تصویر کاملا متفاوتی شکل می‌گیرد.

برای یک درصد برتر، تورم مؤثر در سال ۲۰۲۲ حدود ۳٪ بود ، زیرا سود تقسیمی و درآمد سهام آن‌ها بخش زیادی از افزایش قیمت‌ها را جبران می‌کرد. برای ۵۰٪ پایین، چنین جبرانی وجود نداشت. آن‌ها مجبور بودند تمام ضربه را تحمل کنند.

الان چه اتفاقی دارد می‌افتد؟

شرکت‌های منفرد قبلا بیلان‌هایشان را گزارش داده‌اند. شل و بی پی اعلام کرده‌اند که سود عظیمی حاصل شده است.   crack spreads آمریکا، معیار استاندارد حاشیه سود پالایشگاه‌ها [که به تفاوت قیمت بین نفت خام و فرآورده‌های نفتی پالایش‌شده برمی‌گردد] نشان می‌دهد که بخش زیادی از افزایش هزینه سوخت، بازتاب حاشیه سود بالاتر است، نه هزینه‌های ورودی بالاتر. و چون شرکت‌های بزرگ نفتی به صورت عمودی یکپارچه شده‌اند، از هر دو طرف سود می‌برند: از افزایش قیمت‌هایی که نفت خام مازاد خود را می‌فروشند و همچنین از افزایش حاشیه سود پالایشگاه‌های خودشان.

به نظر می‌رسد بازارها از عموم مردم جلوتر بوده‌اند. ذخایر سوخت‌های فسیلی در ژانویه و فوریه امسال، زمانی که تنش‌ها با ایران برای اولین بار افزایش یافت و حمله ایالات متحده به ونزوئلا، ترس (یا شاید امید) از اختلال بیشتر در عرضه را برانگیخت، شروع به افزایش کرد.

شوک‌های عرضه به طور خودجوش نابرابری ایجاد نمی‌کنند، بلکه نابرابری موجود را تشدید می‌کنند. جنگ علیه ایران برندگان و بازندگان اقتصادی خود را انتخاب نکرد؛ ساختار مالکیت صنعت جهانی سوخت‌های فسیلی این کار را انجام داد. وقتی آنچه را که در ادامه می‌آید به سادگی «تورم» یا «پویایی بازار» توصیف می‌کنیم، از زبانی خنثی برای توصیف چیزی استفاده می‌کنیم که در اصل، انتقال منابع از افرادی است که رنج می‌برند به افرادی که رنج نمی‌کشند.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.