ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

از منبر مشروطه تا هیئت‌های معترض؛ نوحه‌خوانی چگونه به میدان سیاست بدل شد؟

نوحه‌خوانی در ایران تنها زبان سوگواری نیست؛ زبانی است که در دوره‌های مختلف تاریخ، از مشروطه تا امروز، برای مشروعیت‌بخشی به قدرت یا اعتراض به آن به کار رفته است. حسین نوش‌آذر در این گفت‌وگو نشان می‌دهد چگونه آیین‌های محرم و مداحی، از بسیج سیاسی و جنگ تا دادخواهی و نوحه‌های اعتراضی، به عرصه‌ای برای کشاکش روایت‌های مختلف از عدالت، ظلم و مقاومت تبدیل شده‌اند. به باور او، نبرد بر سر معنای عاشورا همچنان ادامه دارد و مداحی امروز نیز یکی از میدان‌های مهم منازعه فرهنگی و سیاسی در ایران است.

اگر به ساختار نوحه‌خوانی‌ها، عزاداری‌ها و حتی سینه‌زنی‌های سنتی در روزهای محرم نگاه کنیم، برای مثال در بوشهر، با یک فرم پیشرفته و دقیق موسیقایی روبه‌رو می‌شویم. ناصر تقوایی در مستند «اربعین» یکی از به‌یادماندنی‌ترین تصاویر را از ارکستر آیینی بوشهر در روز عاشورا به تصویر کشیده است؛ جایی که جهانبخش کردی‌زاده، مشهور به «بخشو»، به‌عنوان یک نوحه‌خوان و شاید فراتر از آن، همچون رهبر یک ارکستر بزرگ آیینی ظاهر می‌شود و با فراز و فرود صدایش، تحریرهای منحصربه‌فرد و کنترل ریتم، ضرب‌آهنگ کل مجموعه را هدایت می‌کند. شاید در نوحه‌خوانی‌های امروز دیگر کمتر شاهد آن شور جادویی باشیم؛ اما در عوض، در سال‌های اخیر بیش از گذشته شاهد نمودهای سیاسی در مراسم نوحه‌خوانی هستیم.

اگر بخواهیم درباره عزاداری‌های محرم امسال صحبت کنیم، یکی از قوی‌ترین تصاویر به‌جامانده از این روزها، امتداد سوگواری برای کشته‌شدگان دی‌ماه بود. داغ عزیزانی که در آن روزها از دست دادیم، در تاسوعا و عاشورای امسال دوباره تازه شد و شاید این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های محرم امسال بود. در هیئت‌های عزاداری، مادرانی را دیدیم که قاب عکس جوانان عزیزشان را در دست داشتند و در میان عزاداران راه می‌رفتند و با نوحه‌ها مویه می‌کردند.

مادری که قاب عکس فرزند کشته‌شده‌اش را در آغوش گرفته بود، از میان جوانانی که زنجیر می‌زدند عبور می‌کرد، در میان آن‌ها راه می‌رفت و سرانجام در گوشه‌ای از هیئت عزاداری روی زمین نشست و مویه را آغاز کرد.  تصاویر کشته‌شدگان دی‌ماه در برخی هیئت‌های عزاداری امسال، قدم‌به‌قدم دیده می‌شد؛ جوانانی که سال‌های گذشته در همین هیئت‌ها حضور داشتند و امسال جای خالی‌شان و داغ نبودنشان در صدای گریه‌های خانواده و دوستانشان در مراسم عزاداری محرم طنین‌انداز شد.

اما این نخستین بار نیست که مردم در روزهای تاسوعا و عاشورا بار دیگر سوگوار عزیزان از دست‌رفته‌شان می‌شوند و حتی واکنشی سیاسی به بی‌عدالتی و ستم نشان می‌دهند؛ واکنشی که گاه در نوحه‌ها و مداحی‌ها نیز بازتاب پیدا می‌کند. همان‌طور که اشاره شد، این پدیده تازگی ندارد. از سال‌ها پیش، از عاشورای ۱۳۸۸ تا امروز، در برخی نوحه‌ها و آیین‌های عزاداری محرم، شاهد نوعی اعتراض سیاسی بوده‌ایم؛ شاید یکی از مشهورترین و به‌یادماندنی‌ترین نمونه‌ها، عزاداری‌های شهر یزد و نوحه معروف «از سنگ صدا آمد و از اهل صدا نه...» باشد.

نوحه‌ها و مداحی‌ها از چه زمانی رنگ و بوی سیاسی به خود گرفتند؟ این پرسش را با حسین نوش‌آذر، نویسنده و روزنامه‌نگار در میان گذاشتیم. روایت شنیدنی حسین نوش‌آذر را درباره مداحی‌ها و نوحه‌خوانی‌های ایام محرم بشنوید و اینکه این آیین‌ها چگونه به‌تدریج رنگ و بوی سیاسی به خود گرفتند.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

حسین‌ نوش‌آذر ـ پس از پیروزی انقلاب مشروطه و امضای فرمان مشروطیت از سوی مظفرالدین‌شاه، شاعران نیز به استقبال این رخداد بزرگ رفتند. یکی از نمونه‌های شناخته‌شده آن، قصیده‌ای از ادیب‌الممالک است که در آن مجلس شورای ملی را ستایش می‌کند و آن را درمانگر دردهای مردم می‌داند.

در آن دوره، شعر و مرثیه ابزاری برای تثبیت جایگاه نهاد تازه‌تأسیس پارلمان نیز بود. البته چنین نبود که همه روحانیان مخالف مشروطه باشند. برخی از مراجع تقلید مقیم نجف، مانند آیت‌الله میرزا حسین خلیلی تهرانی، با صدور بیانیه‌هایی از مشروطه حمایت کرده بودند و در برابر مخالفان آن، از جمله شیخ فضل‌الله نوری، ایستاده بودند.

اما دوران پس از مرگ مظفرالدین‌شاه و به قدرت رسیدن محمدعلی‌شاه، دوره‌ای پرتنش بود؛ دوره‌ای آکنده از تضاد و کشمکش شدید میان مجلس شورای ملی و شاه. در همین دوره بود که مداحی‌ها و نوحه‌ها، پس از پیروزی مشروطه، به اوج رسیدند.

البته مداحی فقط در اختیار مشروطه‌خواهان نبود. مخالفان مشروطه نیز، به رهبری شیخ فضل‌الله نوری، از همین ابزار برای تبلیغ عقاید خود استفاده می‌کردند. شیخ فضل‌الله و هوادارانش از بالای منبرها و در مجالس مذهبی، مشروطه‌خواهان را به کفر، بابی‌گری و پیروی از بیگانگان متهم می‌کردند و به این ترتیب، فضایی از تکفیر و خشونت علیه آنان شکل می‌دادند.

این روند، که برای ما چندان تازگی ندارد، نشان‌دهنده کارکرد دوگانه و متضاد مداحی در یک بستر سیاسی واحد است؛ همان چیزی که از جنبش سبز به این‌سو، دوباره شاهد آن بوده‌ایم.

در دوران جنگ ایران و عراق، مداحی عمدتاً در خدمت بسیج مردم برای رفتن به جبهه قرار داشت. به این معنا، مداحی بخشی از پروپاگاندای حکومتی بود. هدف اصلی آن، همان‌طور که اشاره کردید، تهییج و ایجاد شور و نشاط برای نبرد بود، نه صرفاً مرثیه‌سرایی. آیت‌الله خمینی نیز دستور داده بود که مداحی‌ها چنین کارکردی داشته باشند.

در جنبش سبز اما، مداحی و آیین‌های عزاداری به یکی از مهم‌ترین بسترهای منازعه سیاسی تبدیل شدند. مخالفان حکومت از این فضا برای بیان اعتراض‌های خود استفاده می‌کردند و در مقابل، حاکمیت مداحان معترض را به انحراف از مسیر اصلی عاشورا و هم‌صدایی با دشمن متهم می‌کرد. سرانجام نیز سرکوب گسترده‌ای در روز عاشورا رخ داد.

خاطرم هست که در آن زمان، در اوج این برخوردها، یکی از مقام‌های ارشد ارشاد اسلامی در استان یزد، مداحان معترض را «یاران شیطان» نامیده بود و گفته بود نوحه‌های آنان تحریف عزاداری شیعی است. او همچنین اشاره کرده بود که این نوحه‌ها به‌گونه‌ای است که «رسانه یزید» برای آن کف می‌زند.

استفاده از چنین تعابیری، همان جدال انبیا و اشقیا را این‌بار در عرصه سیاسی بازتولید می‌کند؛ جایی که مداحان معترض در برابر جریان رسمی قرار داده می‌شوند و در جایگاه «اشقیا» نشانده می‌شوند.

این تنش در نهایت به رخدادهای عاشورای ۱۳۸۸ انجامید. در آن زمان، اعتراضات سیاسی و آیین‌های مذهبی به شکلی بی‌سابقه در هم تنیده شدند. هواداران جنبش سبز از فضای عزاداری محرم برای برگزاری تظاهرات گسترده علیه نتایج انتخابات استفاده کردند. این تظاهرات، که در روزهای تاسوعا و عاشورا در تهران و بسیاری از شهرهای دیگر برگزار شد، به یکی از نقاط اوج اعتراضات سال ۸۸ تبدیل شد.

این تجمعات با واکنش شدید نیروهای امنیتی و انتظامی روبه‌رو شد و درگیری‌های گسترده‌ای رخ داد. خاطرم هست که گفته می‌شد دست‌کم ۳۷ نفر کشته شدند و حدود ۱۴۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر نیز بازداشت شدند. چون این سرکوب در ایام سوگواری امام حسین رخ داد، تأثیر عمیقی بر فضای سیاسی و اجتماعی ایران گذاشت.

پس از آن، تحت تأثیر اعتراضات و بحران‌های اجتماعی دهه ۱۳۹۰، به مداحی‌های اعتراضی رسیدیم؛ مداحی‌هایی که عمدتاً مضمونی حماسی دارند و بر محور دادخواهی شکل گرفته‌اند. دادخواهی، تا پیش از جنگ، یکی از موضوعات اصلی جامعه ایران بود.

مداحان معترض نیز می‌گویند این دادخواهی‌ها و حماسه‌ها ریشه در تاریخ شعر شیعی دارند؛ شعری که حق‌طلب است. آنان خود را بلندگوی مکتب عاشورا و پیام‌رسان آن واقعه تاریخی می‌دانند و معتقدند باید حرف دل مردم زمان خود را بزنند.

من برای این گفت‌وگو چند نمونه را یادداشت کرده‌ام. برای مثال، هیئت «کوچه بیوک» و نوحه معروف «الله‌الله».

این نوحه در سال ۱۳۹۳ منتشر شد و در آن ابیاتی مانند این شنیده می‌شود:

«الله‌الله، فریاد از جور زمانالله‌الله، کی می‌آید پایان رنج بشر؟»

این اشعار، به دلیل بیان مفاهیمی فراتر از سوگ صرف ــ مانند امید، رهایی و دادخواهی ــ به یکی از پرمخاطب‌ترین نوحه‌های محرم در فضای مجازی تبدیل شدند و واکنش‌های بسیاری برانگیختند. خود من هم از میزان استقبال از آن شگفت‌زده شده بودم.

نمونه دیگر، هیئت بعثت است که به خواندن نوحه‌هایی با مضامین اعتراضی شناخته می‌شود. در یکی از نوحه‌های مشهور این هیئت آمده است:

«ای یزید بی‌کفایت، دین ما این دین نبودظلم و بیداد و جنایت، حق مردم این نبود.»

یا هیئت فهادان که در یکی از نوحه‌هایش می‌خواند:

«شریعت از بیخ و بن خراب،کاخش به خون آباد است.»

این اشعار، به‌طور مستقیم ساختار قدرت را نقد می‌کنند.

نمونه دیگر، هیئت شیخداد است که نوحه‌های آن نیز به‌عنوان نمونه‌هایی از مداحی اعتراضی شناخته می‌شوند. در این آثار، بر مفاهیمی مانند آزادی، آزادگی و نرفتن زیر بار ستم تأکید می‌شود.

اگر بخواهیم از منظر نشانه‌شناسی به مداحی نگاه کنیم، باید گفت که مداحی اصولاً بر مجموعه‌ای از دوگانه‌های نمادین استوار است؛ دوگانه‌هایی مانند:

  • عاشورا؛ ایستادگی در برابر باطل.
  • کربلا؛ سرزمین تنهایی و وفاداری.
  • تشنگی؛ نماد عشق و پایداری، در برابر دنیاطلبی و سازش.
  • علم؛ پرچم هدایت، در برابر شمشیر که نماد قدرت ستمگر است.
  • حسین؛ نماد نور و حقیقت، در برابر یزید که نماد ظلمت، دروغ و استبداد است.

این تقابل‌ها، هسته مرکزی معنا در مداحی را شکل می‌دهند.

اما در فرهنگ ایران اتفاق مهم دیگری هم رخ می‌دهد و آن تعزیه است.

تعزیه، در اجرا، گاه از این دوگانه‌های ساده فراتر می‌رود و به لایه‌های پیچیده‌تری از معنا می‌رسد. در تعزیه، شخصیت‌ها همیشه کاملاً سفید یا سیاه نیستند. نقش‌هایی وجود دارند که در دوگانه خیر و شر نمی‌گنجند و برای آن‌ها حتی رنگ‌هایی مانند زرد یا آبی در نظر گرفته می‌شود؛ رنگ‌هایی که از موقعیتی میانی، مبهم و قابل تغییر خبر می‌دهند.

این ویژگی نشان می‌دهد که تعزیه می‌تواند پیچیدگی‌های اخلاقی را نیز به صحنه بیاورد.

اتفاقاً جذابیت تعزیه همین‌جاست؛ اینکه این دوگانه‌های مطلق را به چالش می‌کشد. برای مثال، بازیگری که نقش شمر را ــ به‌عنوان نماد شر مطلق ــ بازی می‌کند، در فاصله میان اجرا با احترام با بازیگر نقش امام حسین گفت‌وگو می‌کند. تماشاگر در همان لحظه درمی‌یابد که میان «نقش» و «بازیگر» فاصله‌ای وجود دارد و خیر و شر، در صحنه نمایش، امری بازنمایی‌شده هستند.

اما در مداحی چنین فاصله‌ای از میان می‌رود. مداح، روایت را به‌عنوان حقیقتی بی‌واسطه عرضه می‌کند و همین، کارکرد سیاسی آن را بسیار پررنگ‌تر می‌سازد.

به همین دلیل است که در سال‌های اخیر، برخی از نوحه‌های اعتراضی با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شده‌اند. برای نمونه، در یکی از این نوحه‌ها می‌شنویم:

«در دین شما نام خدا هست، خدا نیستهر جا ستمی بود، لبی باز نکردیددر گوش بیداد، سخن ساز نکردید...»

یا در نوحه‌ای دیگر آمده است:

«مستملک ری، خانه‌ات خراباین کاخ ظالمان می‌شود خراب...»

و در ادامه می‌شنویم:

«آزادی گوهر دین استبیداری شرط یقین استطوفان ستم سنگین است...»

این مضامین نشان می‌دهد که زبان مداحی اعتراضی، بیش از آنکه صرفاً زبان سوگواری باشد، به زبان عدالت‌خواهی، آزادی‌خواهی و اعتراض اجتماعی نزدیک شده است.

در واقع، آنچه امروز در بخشی از مداحی‌های اعتراضی می‌بینیم، تلاشی است برای بازخوانی واقعه عاشورا در نسبت با مسائل روز جامعه؛ تلاشی برای آنکه مفاهیمی مانند ظلم، عدالت، آزادی و حق‌طلبی از محدوده روایت تاریخی خارج شوند و به مسائل معاصر پیوند بخورند.

البته این جریان همچنان در برابر روایت رسمی قرار دارد. روایت رسمی می‌کوشد عاشورا را در قالب آیینی صرف، بدون ارجاع به مسائل امروز، بازنمایی کند؛ در حالی که مداحی اعتراضی تلاش می‌کند همان نمادها و نشانه‌های دینی را به زبان نقد قدرت و دادخواهی ترجمه کند.

به همین دلیل، مداحی در ایران امروز صرفاً یک آیین مذهبی نیست؛ بلکه به عرصه‌ای برای کشاکش روایت‌های مختلف از عدالت، حقیقت، ظلم و مقاومت نیز تبدیل شده است. این کشاکش، همچنان ادامه دارد و احتمالاً در آینده نیز یکی از مهم‌ترین عرصه‌های منازعه فرهنگی و سیاسی در جامعه ایران باقی خواهد ماند.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.