ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

مذاکرات اسلام‌آباد: پایان یک رویای بلندپروازانه یا آغاز مرحله‌ای پیچیده‌تر؟

علی افشاری، تحلیلگر سیاسی، با رد تفسیر ساده از مذاکرات اسلام‌آباد به عنوان یک «شکست» مطلق، معتقد است آنچه در پایتخت پاکستان روی داد، در واقع برخورد یک رویای بلندپروازانه با واقعیت‌های ساختاری بود. از نگاه او، تلاش برای حل همزمان اختلافات هسته‌ای، تحریم‌ها، وضعیت تنگه هرمز و مناسبات منطقه‌ای در یک دور مذاکره، طرحی بیش از حد بلندپروازانه بود. افشاری این رویداد را نه نقطه پایان، بلکه «آغاز مرحله‌ای پیچیده‌تر» توصیف می‌کند؛ مرحله‌ای که در آن توازن قوا تغییر کرده و آمریکا بیش از ایران در معرض هزینه‌های تشدید تنش قرار دارد.

مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در اسلام‌آباد، با میانجی‌گری پاکستان، پس از چند هفته درگیری و آتش‌بس موقت، روز شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ (۱۱ آوریل ۲۰۲۶) آغاز شد. گفت‌وگوها که طولانی‌ترین دور مذاکره مستقیم دو طرف در سال‌های اخیر بود، حدود ۲۱ ساعت به طول انجامید و حتی به روز یکشنبه کشیده شد، اما طرفین بر سر مسائل کلیدی مانند برنامه هسته‌ای ایران، رفع تحریم‌ها، وضعیت تنگه هرمز و شرایط پایان درگیری‌های منطقه‌ای به نتیجه نرسیدند؛ آمریکا بر «شرایط نهایی خود» تأکید داشت که ایران این شرایط را به‌عنوان دیکته یک‌طرفه درک کرد. سرانجام هم مذاکرات بدون توافق پایان یافت، جی‌دی ونس، رئیس هیأت دیپلماتیک آمریکا اعلام کرد ایران شرایط آمریکا را نپذیرفته، و هیئت‌ها اسلام‌آباد را ترک کردند، هرچند هر دو طرف و همچنین پاکستان فضای گفت‌وگو را باز نگه داشتند.

این دور، علی‌رغم ناکامی در دستیابی به توافق دائمی، به عنوان بالاترین سطح تعامل مستقیم دو کشور در دهه‌های اخیر ثبت شد و نشان‌دهنده ادامه تنش همراه با امکان دورهای بعدی‌ست و از طرف دیگر احتمال از سرگیری و تشدید جنگ را افزایش می‌دهد. اختلافات اصلی شامل تقاضای ایران برای کنترل تنگه هرمز و امتناع از تحویل ذخایر اورانیوم غنی‌شده بود. رسانه‌های ایرانی شکست را به «خواسته‌های بیش از حد و غیرواقعی» آمریکا نسبت دادند. اکسیوس می‌نویسد که هیچ‌کس انتظار توافق نهایی در همان روز را نداشت، اما طرف آمریکایی امیدوار به ایجاد شتاب برای ادامه مذاکرات (حتی با تمدید آتش‌بس) بود. ونس گفت آمریکا «پیشنهاد نهایی و بهترین» خود را روی میز گذاشته و منتظر پاسخ ایران است. آیا مذاکرات اسلام‌آباد شکست خورد؟ آیا در این مذاکرات طرفین به هم نزدیک شدند و یا اینکه برعکس، اسلام‌آباد یک بن‌بست ساختاری در روابط ایران و آمریکا را عیان کرد و اکنون احتمال تشدید تنش‌ها افزایش یافته است؟ با علی افشاری تحلیلگر سیاسی گفت‌و‌گو کرده‌ایم. می‌شنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

علی افشاری معتقد است که شکست مذاکرات اسلام‌آباد را نمی‌توان به طور مطلق «شکست» نامید، زیرا هدف دو طرف، دستیابی به توافقی جامع و گسترده بود که فراتر از پایان جنگ و تخاصم نظامی می‌رفت و شامل حل اختلافات قدیمی، برداشتن تحریم‌ها و ایجاد رابطه‌ای جدید بین ایران و آمریکا می‌شد. او تأکید دارد که این طرح بسیار جاه‌طلبانه و بلندپروازانه بود و از ابتدا مشخص بود که نمی‌تواند یک‌باره تحقق یابد؛ نوع نگاه دو طرف تفاوت اساسی داشت و آمریکا نیز با همین انتظار وارد مذاکرات شده بود.

افشاری توضیح می‌دهد که تمرکز اولیه طرف آمریکایی بر مسئله هسته‌ای بود که حتی پیش از جنگ ۳۹ روزه مطرح بوده و پس از بن‌بست مذاکرات به حمله نظامی منجر شد، در حالی که جمهوری اسلامی خواهان تعریف رژیم جدیدی برای تنگه هرمز و مناسبات منطقه‌ای است؛ موضوعی جهانی که پیامدهای گسترده‌ای دارد و احتمال موفقیت را به دلیل قرار گرفتن همه مسائل مورد اختلاف روی میز، بسیار اندک کرده بود.

او در ادامه تحلیل خود می‌گوید که این شکست به معنای پایان دیپلماسی یا بازگشت خودکار به جنگ نیست، بلکه آغاز مرحله‌ای پیچیده‌تر است که دو طرف، به‌ویژه دولت آمریکا، باید تصمیمات سختی بگیرند.

افشاری خروجی‌های بالقوه مذاکرات را در سطوح مختلف توصیف می‌کند: سطح اول، پایان جنگ به صورت دوفاکتو بدون توافق مکتوب (مشابه جنگ دوازده‌روزه) که احتمال آن را زیاد می‌داند و منجر به «صلح مسلح» شکننده می‌شود؛ سطح بالاتر، آتش‌بس مبتنی بر معیارها و اصول مشخص همراه با مسائل اقتصادی جزئی؛ و سطوح پیشرفته‌تر شامل توافق الزام‌آور بر سر هسته‌ای، نظامی و منطقه‌ای (حتی با تأیید شورای امنیت) یا حتی سرمایه‌گذاری اقتصادی آمریکا و بازگشت به روابط سیاسی پیش از انقلاب.

به عقیده او، احتمال تحقق سطوح بالاتر بسیار کم است، زیرا بن‌بست‌های ساختاری و سیاسی عمیقی بر سر هرمز، لبنان، برنامه هسته‌ای و تحریم‌ها وجود دارد.

افشاری در پایان تأکید می‌کند که جمهوری اسلامی پس از جنگ، اهرم‌های چانه‌زنی و توان خود را به شکل ملموسی افزایش داده، در حالی که دولت آمریکا قدرت پیشین خود در میز دیپلماسی را از دست داده و پذیرش آتش‌بس موقت از سوی ترامپ نه از موضع قدرت، بلکه نتیجه شکست راهبردی در میدان نظامی، تاب‌آوری سیاسی و اجتماعی طرف مقابل بوده است.

او معتقد است که تشدید تنش بیشتر به ضرر دولت ترامپ تمام می‌شود و احتمال بازگشت به جنگ کم است، هرچند آمریکا ممکن است از اهرم‌ها برای اعمال فشار و مانور استفاده کند تا جمهوری اسلامی را به پذیرش محدودیت‌هایی وادار کند؛ اما این سیاست‌ها پایه‌ای در واقعیت فعلی ندارند و وضعیت همچنان نامشخص و پیچیده باقی مانده است.

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.