دو جناح در «جنگ خامنهای»: از وارثان انقلاب تا معماران عادیسازی
در پی ترور خامنهای و تحولات پس از آن، آرایش سیاسی جمهوری اسلامی دستخوش تغییرات اساسی شده و بلوکبندی جدیدی در ساختار قدرت شکل گرفته است؛ از یک سو، جناح عملگرا به رهبری چهرههایی چون عراقچی و قالیباف به دنبال عادیسازی روابط با جهان و پایان محدودیتهای منطقهای و غربی است و از سوی دیگر، جبهه پایداری با تکیه بر آرمانهای ضداستکباری و شعار انتقام، هرگونه انعطاف دیپلماتیک را رد میکند. در این میان، سخنرانی جنجالی اخیر سید علی خمینی با ادبیات تند و سازشناپذیر علیه مذاکره با آمریکا، تلاشی برای تثبیت جایگاه این جبهه دوم ارزیابی شده است.آیدین اخوان، پژوهشگر اقتصاد سیاسی، در گفتوگو با زمانه ضمن اشاره به این بلوکبندی جدید، نقش نامهای خانوادگی را در جانشینی مجتبی خامنهای و ظهور سید علی خمینی تعیینکننده میداند و معتقد است که در نبود نقطه مرکزی قدرت، درگیری آشکار این دو جناح ممکن است به زلزلهای در ساختار قدرت بینجامد.

انتقام. از صحنههای دوره تدفین سیدعلی خامنهای. ۱۵ تیر ۱۴۰۵، خبرگزاری ایرنا
در سخنرانی جنجالی اخیر سید علی خمینی، نوه خمینی، در مراسم بزرگداشت علی خامنهای خط مشی تند و سازشناپذیری آشکار شد. وی مذاکره برای صلح با آمریکا را خیانت خواند، تأکید کرد که «هر کس پیام دوستی به آمریکا بفرستد، دهانش خبیث و نجس است» و مذاکره را صرفاً شکلی از جنگ توصیف کرد. این اظهارات در شرایطی مطرح شده که پس از ترور خامنهای، نشانههایی از آرایش سیاسی تازه در ساختار قدرت جمهوری اسلامی مشاهده میشود؛ جایی که چهرههای نزدیک به خط سخت و انقلابی، با تکیه بر آرمانهای ضداستکباری و لزوم انتقام، در حال تثبیت موقعیت خود هستند و هرگونه انعطاف دیپلماتیک را رد میکنند.
این سخنرانی احتمال شکلگیری آرایش سیاسی جدید در رأس نظام، با محوریت نسل جدید حامیان سرسخت مقاومت و رد هرگونه مصالحه را مطرح میکند. سید علی خمینی با اشاره به حضور مردمی و لزوم ادامه مسیر «امام شهید»، عملاً هرگونه تلاش برای تنشزدایی با غرب را زیر سؤال برد و بر تداوم تقابل تأکید کرد. آیا این را میتوان به عنوان نشانهای از رادیکالیزه شدن بیشتر سیاست خارجی و داخلی پس از تحولات اخیر تفسیر شود و نشاندهنده این باشد که جناحهای میانهرو یا واقعگرا در حال تضعیف بیشتر هستند؟ با آقای آیدین اخوان، پژوهشگر اقتصاد سیاسی، گفتوگو کردهایم.
بلوکبندی جدید قدرت در جمهوری اسلامی
آیدین اخوان ابتدا با اشاره به سخنرانی سید علی خمینی در قم، گفت که با توجه به تحولات پس از مرگ آیتالله خامنهای و جنگ اخیر، دیگر نمیتوان از دستهبندیهای سیاسی قبلی مانند اصولگرا و اصلاحطلب استفاده کرد.
به گفته او، بلوکبندی جدید قدرت حول دو گروه اصلی شکل گرفته است: گروهی که در پی گذار از پارادایم انقلابی دوران دو رهبر پیشین هستند و خواهان عادیسازی روابط با جهان، پذیرش مشروط نظم بینالمللی، همکاری اقتصادی و پایان محدودیتهای منطقهای و غربیاند. در مقابل، گروه دوم که ادامه منطقی جبهه پایداری محسوب میشوند، همچنان بر ادبیات و آرمانهای انقلابی خمینی و خامنهای تأکید دارند و عملگرا نیستند. اخوان افزود که سخنرانی سید علی خمینی دقیقاً در چارچوب تلاش این جبهه دوم برای تثبیت خود قابل درک است:
به دلیل اینکه آن جبهه که در ادامه خط پایداری هست، جبههای که الان با شاخصه انتقام و خونخواهی دارند خودشان را تعریف میکنند در سیاست ایران، اینها در حقیقت چهره معتبر و سرشناسی به جز جلیلی که طبیعتاً محبوب نیست، حتی در بین هسته سخت قدرت در آن نظام، چهره دیگری در واقع ندارند که پشتش جمع بشوند و در واقع آن را نماد سیاسی خودشان تبدیل کنند.
اخوان تأکید کرد که سید علی خمینی پیش از این چهره سیاسی بارزی نبوده و تنها ویژگی برجستهاش نام خانوادگیاش است که این جریان تلاش کرده از آن به عنوان ابزاری برای مواجهه با جناح رقیب بهره ببرد.
موضعگیریها درباره مذاکره و تأثیر آن بر سیاست خارجی
آیدین اخوان با اشاره به بخشهایی از سخنرانی سید علی خمینی گفت که وی مذاکره را معادل جنگ دانسته و این حرف تا حدی درست است، زیرا جنگ و مذاکره هر دو ابزارهای سیاست بینالمللی برای رسیدن به توافق و ایجاد نظم جدید هستند.
با این حال، اخوان تأکید کرد که نمیتوان سیاست خارجی جمهوری اسلامی را صرفاً منطبق با نظرات سید علی خمینی دانست، زیرا او در حال حاضر چهره تأثیرگذار و وزنهای در تصمیمگیریهای حاکمیت نیست. به گفته او، تیم مذاکرهکننده و کسانی که سیاست خارجی را پیش میبرند، عمدتاً از جناح عملگرا هستند؛ چهرههایی مانند عراقچی و قالیباف در این جریان شاخصاند.
اخوان افزود که گفتمان مطرحشده توسط سید علی خمینی ادامه همان نگاه انقلابی است که تفاوت میان دموکراتها و جمهوریخواهان آمریکا را بیمعنا میداند:
این همان نگاه انقلابی است که میگوید من فراتر از پراگماتیسم، از دنیای سیاست، یک حقیقت مطلق برای من وجود دارد و هیچ چیزی غیر از آن نمیتواند برای من درست باشد. این در واقع برخلاف حتی نظر خود خمینی است. یعنی خود خمینی، پدربزرگ آقای علی خمینی، هرچند اینطور حرف میزد گاهی، ولی در عمل رفتارهایش در جریان گروگانگیری ما میدانیم که گروگانگیری برای این ادامه پیدا کرد که کارتر شکست بخورد و پس از آن نیکسون سرکار آمد.
به اعتقاد اخوان، سخنان سید علی خمینی بیشتر جنبه شعاری دارد، از نظر بلاغت و عمق سیاسی ضعیف است و فاقد دانش عمیق سیاسی به نظر میرسد:
گروهی ممکن است تلاش میکنند چهرهای از او بسازند. ولی به نظر نمیآید که در حال حاضر دستکم این نظرات تعیینکننده سیاست خارجی جمهوری اسلامی باشد. اگر این ایده حاکم بشود در نهایت این درگیری که در آن ساختار قدرت جمهوری اسلامی وجود دارد، این ادامه همان راهی است که خامنهای میگفت، یعنی نه جنگ میکنیم نه مذاکره میشود. و این مدل برخورد با سیاست بینالملل که نتیجهاش را دیدیم و دیدیم که هم جنگ شد و هم مذاکره کردیم.
نقش نام خانوادگی در جانشینی مجتبی خامنهای و ظهور سید علی خمینی
آیدین اخوان در ادامه گفتوگو با زمانه با باز کردن بحث از چگونگی انتخاب مجتبی خامنهای به رهبری، گفت که عدم وجود مخالفت جدی با رهبری او، عمدتاً به دلیل پسر خامنهای بودنش بود. به عقیده او، در شرایط بحرانی و آشوب پس از ترور علی خامنهای، هیچ چهره وحدتبخش دیگری قادر نبود تمام کانونهای قدرت نظام را پشت سر خود جمع کند. نام «خامنهای» با مازاد سیاسی که از پدر به ارث برده بود، این قابلیت را داشت که در آن برهه حساس، وحدت ایجاد کند و از تنشهای داخلی جلوگیری نماید. اخوان افزود که هرچند پیش از آن گمانهزنیهایی درباره مخالفت خود علی خامنهای یا برخی گروههای تأثیرگذار در خبرگان و شبکههای قدرت با این جانشینی وجود داشت، اما شرایط آشوبزده و مازاد سیاسی نام خانوادگی، همه را قانع کرد که سید مجتبی خامنهای تنها گزینهای است که میتواند وحدت ایجاد کند. او این الگو را به سید علی خمینی تعمیم داد و گفت:
به همین ترتیب ما میتوانیم ببینیم که چرا یک فردی به نام علی خمینی الان تبدیل میشود به سخنگوی جریان پایداری. دقیقاً مسئله فامیلی این آدم است و این که یک مازاد سیاسی دارد این نام، که خاطراتی را برای آن بخش انقلابیتر اصولگرایان و طرفداران نظام زنده میکند و در واقع دارد ارجاع تاریخی میدهد به آن دوران و به آن شخص. حتی در کسانی که خیلی تبلیغات کردند، رسانههای در واقع طرفدار این جریان که خیلی روی این سخنرانی کار کردند و این را خیلی مهم و بزرگ جلوه دادند، در واقع ارجاعشان به این بود که گویی خمینی دوباره زنده شده، با همان ادبیات و همان بلاغت و همان در واقع فلسفه و بینش دارد صحبت میکند.
با این حال، به گفته اخوان، اگر کسی با دقت به محتوای سخنرانی گوش دهد، از نظر کیفیت و عمق سیاسی چیز خاصی در آن وجود ندارد و تأکید اصلی بر نام خانوادگی و ایجاد حمایت از طریق ارجاع تاریخی است.
عدم وجود استراتژی واحد در سیاست خارجی و درگیری جناحها
آیدین اخوان در ادامه گفت که در حال حاضر نمیتوان از یک استراتژی واحد در تهران سخن گفت، زیرا دو جناح رقیب در سیاست خارجی جمهوری اسلامی فعال هستند و با یکدیگر وزنکشی میکنند. گاهی یکی و گاهی دیگری در رسانهها و فضای نمادین دست بالا را میگیرد و هر کدام آینده متفاوتی را برای کشور ترسیم میکنند.
به گفته او، جبهه پایداری آیندهای را تصویر میکند که با چشمپوشی از عوامل جهانی و منطقی همراه است؛ موضعی شبیه آنچه سید علی خمینی بیان کرد که «ما جنگ نمیخواهیم ولی هیچ کار دیگری هم نمیکنیم». اخوان این رویکرد را واقعبینانه ندانست، زیرا معادلات جهانی در حال تغییر است و نیازمند تغییر پارادایم و ایجاد بالانس جدید در قواست. در مقابل، جناح عملگرا آینده متفاوتی ترسیم میکند که بر روابط بینالملل و تعامل با جهان تمرکز دارد.
اخوان تأکید کرد که سرنوشت سیاست خارجی جمهوری اسلامی بستگی به این دارد که کدام جناح فرمان را به دست بگیرد، صدای رقیب را بیاثر کند و نظام را نمایندگی نماید. او افزود که این تفکیک فقط داخلی نیست؛ در آمریکا نیز گروههایی وجود دارند که معتقدند با بخشی از حاکمیت ایران میتوان به توافق رسید، در حالی که گروه دیگر کل نظام را یکدست و غیرقابل معامله میدانند:
یعنی مسئله همیشه این بوده در سیاست خارجی جمهوری اسلامی و سیاست خارجی آمریکا که آیا این دو جناحی که مثل هم فکر میکنند همزمان به قدرت برسند، میتوانند با همدیگر در واقع ارتباط درستی برقرار کنند، در نقطه درستی به هم برسند یا نه. که این سوالات هنوز جوابش روشن نیست، برای اینکه معادلات متفاوتی وجود دارد هم در سیاست داخلی آمریکا، انتخاباتی که در نوامبر هم داریم، این که آیا دموکراتها به قدرت برسند یا حتی در خود جمهوریخواهها دو دست وجود دارد. این که جمهوریخواهانی که طرفدار عدم مداخله در امور کشورهای دیگر هستند به قدرت برسند یا جمهوریخواهانی که مداخلهگر هستند. خود این هم در واقع بخشی را، یعنی دو جناح داخلی جریان جمهوریخواه هم در واقع تعیین میکند که در نهایت چه اتفاقی در مورد ایران بیفتد.
و در ایران، به گفته اخوان درگیری آشکار دو جناح که با نبود نقطه مرکزی قدرت مانند علی خامنهای، ممکن است طولانی نشود و حتی منجر به زلزلهای در ساختار قدرت و ایجاد فضای کاملاً متفاوت شود.
*این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و متن را نیز او نوشته است.



نظرها
نظری وجود ندارد.