ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

رأی بالا به قالیباف؛ شکست تاکتیکی تندروها

رضا علیجانی، فعال سیاسی گذارطلب، در گفت‌وگو با زمانه ابقای محمدباقر قالیباف با رأی بالا در ریاست مجلس شورای اسلامی را شکست تاکتیکی تندروها (جبهه پایداری و حلقه سعید جلیلی) در مجلس اقلیت حاکم دانست. علیجانی در ادامه به بررسی آینده جنبش دموکراسی‌خواهی پرداخت و با تأکید بر تأثیر مخرب جنگ، گفت که تا سایه جنگ بر ایران حاکم است، نه تحولات درون نظام به چشم می‌آید و نه جنبش مدنی اجتماعی می‌تواند به طور مؤثر ظاهر شود.

بر اساس گزارش‌ رسانه‌های داخلی، محمدباقر قالیباف با کسب ۲۳۵ رأی از مجموع ۲۷۱ رأی نمایندگان در اجلاسیه سوم دوره دوازدهم مجلس شورای اسلامی، برای هفتمین سال پیاپی در سمت ریاست مجلس ابقا شد. این رأی حداکثری در حالی رقم خورد که تندروهای جبهه پایداری و حلقه سعید جلیلی، با طرح شائبه «غیرقانونی بودن جلسه» و اصرار بر حضور فیزیکی قالیباف، تلاش داشتند او را در روزهای حساس مذاکرات تضعیف و خلع کنند، اما این تلاش با شکست مواجه شد.

این نتیجه نشان می‌دهد که در رقابت درون‌اردوگاهی اصولگرایان، جناح عمل‌گرا به رهبری قالیباف همچنان بر تندروها برتری دارد و حمایت اکثریت نمایندگان را حفظ کرده است. اصرار پایداری‌ها بر جنجال‌آفرینی حقوقی و رسانه‌ای نه تنها قالیباف را تضعیف نکرد، بلکه موقعیت او را به عنوان رئیسی مستحکم و مورد حمایت نظام در شرایط حساس مدیریت مذاکرات یا تنش‌های دیپلماتیک تثبیت کرد.

علاوه بر این علی نیکزاد، نماینده اردبیل، و حمیدرضا حاجی بابایی، نماینده همدان، به‌عنوان نواب رئیس انتخاب شدند. نیکزاد ۱۴۳ رای و حاجی‌بابایی  ۱۰۰ رای آورد.  ۲۸۰ نماینده  هم در صحن محلس حاضر بودند. نیکزداد از اصول‌گرایان نزدیک به قالیباف و حاجی‌بابایی از اصول‌گرایان تندروست. حضور او در هیئت رئیسه، نوعی توازن و سهم‌دهی به جناح‌های دیگر داخل اصولگرایان است تا از اعتراضات و فشار تندروها کاسته شود. بررسی توازن قوا در نظام، ضعف یا قدرت تندروها، و چشم‌انداز تحولات سیاسی ایران را با آقای رضا علیجانی، فعال سیاسی گذارطلب به بحث گذاشتیم.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

آیا رأی بالای قالیباف نشان‌دهنده ضعف تندروها در اردوگاه اصولگرایان است؟

رضا علیجانی با اشاره به انتخابات هیئت رئیسه مجلس تأکید کرد که این مجلس، مجلسی استثنایی است که با کمترین میزان مشارکت مردمی در تهران و سراسر کشور تشکیل شده و نماینده اقلیت حاکم بر کشور است، نه اکثریت مردم. علیجانی افزود که قالیباف حتی در انتخابات اخیر نتوانست با رأی اول وارد مجلس شود و تندروهایی مانند نبویان، امیرحسین ثابتی و رسایی رأی بیشتری از او آورده بودند، اما در انتخابات هیئت رئیسه اخیر، قالیباف با ۲۳۵ رأی بیشترین آرا را کسب کرد.

به گفته علیجانی، قالیباف اکنون نماد و سمبل مذاکره به شمار می‌رود و این رأی بالا نشان می‌دهد که درون اقلیت حاکم، تندروها همچنان در اقلیت هستند. او توضیح داد که تندروها با فشار و ایجاد نزاع‌های داخلی، قالیباف را وادار کردند تا در این شرایط حساس، حضوری در مجلس حاضر شود و انتخابات به صورت حضوری برگزار گردد. علیجانی درباره پیام این رأی‌گیری گفت:

این مجلس ریاکارانه تلاش می‌کند همزمان رضایت پایگاه اجتماعی حکومت را کسب کند و نظر شورای نگهبان را نیز داشته باشد. اکثریت نمایندگان ساکت‌اند و فقط صدای تندروها به گوش می‌رسد. با این حال، امروز با بالاترین رأی به قالیباف به عنوان نماد مذاکره رأی دادند. این یک نمونه روشن است از اینکه تندروها در اقلیت هستند، هرچند همچنان قدرت و جایگاه مهمی در ساختار نظام دارند.

رضا علیجانی در ادامه خاطرنشان کرد که صدا و سیما در اختیار تندروها است و در تجمعات خیابانی نیز صدای آنها بلندتر به گوش می‌رسد. او این وضعیت را میراث دوره علی خامنه‌ای دانست که بخش‌های مهمی از قدرت را به طیف جلیلی، جبهه پایداری و تندروها واگذار کرده است. به اعتقاد او، این اقلیت در اقلیت، نیروهای اصلی حکومت برای سرکوب داخلی و ماجراجویی‌های خارجی هستند. علیجانی گفت:

حالا باید دید در دوره پس از خامنه‌ای، این تندروها که صدای بلندتری دارند، همان قدرت سابق را حفظ خواهند کرد یا خیر. تندروها مذاکرات را سخت می‌کنند. آنها مدافع ایدئولوژی نظام‌اند، در حالی که پراگماتیست‌ها، هرچند خودشان نیز تندرو و پوپولیست‌اند، واقع‌بین‌تر شده‌اند و می‌خواهند مذاکرات به نتیجه برسد. آنها می‌دانند که با این وضعیت اقتصادی، دیگر نمی‌توان ادامه داد.

جنگ چگونه جنبش دموکراسی‌خواهی و تحولات درون نظام را تحت تأثیر قرار داده است؟

رضا علیجانی در ادامه افزود که جنبش دموکراسی‌خواهی در ایران، جنبشی چندلایه است: بخشی از آن دموکراسی‌خواهی محض است، بخشی معیشت‌خواهی و تأمین نیازهای اولیه زندگی، و بخشی دیگر ترکیبی از هر دو. او تأکید کرد که در شرایط کنونی، به‌ویژه در میان مردمی که در پایین‌ترین سطوح هرم مازلو قرار دارند، جنبش‌های معیشت‌محور احتمالاً اولین جنبش‌هایی خواهند بود که پس از فروکش کردن جنگ ظاهر می‌شوند. هرچند در صورت‌بندی کلان سیاسی، برای رهایی از ستم و تبعیض اقتصادی نیز ابتدا باید اصلاحات سیاسی صورت گیرد.

علیجانی با اشاره به فشار اقتصادی، تنش‌های خارجی و انسداد سیاسی به عنوان سه عامل اصلی، گفت که این سه عامل با یکدیگر مرتبط هستند:

فشار اقتصادی عامل اصلی است و تنش‌های خارجی آن را تشدید می‌کند. شاید بتوان گفت این تنش‌های خارجی خود محصول سیاست‌هایی است که جمهوری اسلامی در چند دهه گذشته داشته. انسداد سیاسی هم معلول و علت است؛ هم سیاست خارجی تهاجمی و ماجراجویانه و هم سیاست داخلی سرکوب‌گرانه. من مشکلات اقتصادی را دقیقاً ناشی از این دو عامل می‌دانم.

 او در پاسخ به سؤال درباره امید به تحول از درون نظام یا تکیه بر فشار مدنی-بین‌المللی برای برگزاری رفراندوم یا انتخابات آزاد، گفت:

تغییر و تحولات در درون نظام همیشه باید مد نظر باشد. سرنگونی‌طلبان آن را اصلاً در نظر نمی‌گیرند و اصلاح‌طلبان آن را اغراق می‌کنند. فشار و حمایت بین‌المللی از جنبش‌های داخلی - نه دخالت - چیزی است که سرنگونی‌طلبان روی آن تکیه می‌کنند و اصلاح‌طلبان آن را نادیده می‌گیرند.

علیجانی در ادامه افزود:

من هم معتقدم تحولات و تغییرات در درون نظام مهم است، ولی در حد تسهیل‌گر. حمایت بین‌المللی و فشار افکار عمومی جهانی هم تسهیل‌گر است، نه عامل اصلی. عامل اصلی و فاعل اصلی، خود مردم و جنبش‌های اجتماعی در انواع و اقسام خودشان هستند؛ جنبش‌های مطالباتی، جنبش‌ها و شورش‌های اجتماعی که نظام را در مقابل خود قرار می‌دهند.

علیجانی جنگ را آفت بزرگی دانست و گفت که جنگ‌های اخیر (جنگ دوازده‌روزه و چهل‌روزه) باعث خانه‌نشین شدن جنبش اجتماعی و تسخیر خیابان توسط نیروهای حامی حکومت شده است. او تأکید کرد که جنگ نه تنها باعث تغییر حکومت نمی‌شود، بلکه حکومت را وحشی‌تر کرده، اعدام‌ها را افزایش داده، فقر مردم را بیشتر کرده و جامعه مدنی را تضعیف کرده است. این جنگ در نهایت به ضرر اقتصاد ایران، معیشت مردم، امنیت ملی و آینده جوانان تمام شده است.

او با اشاره به اختلاف تاریخی لنین و کاوتسکی در جنگ جهانی اول، گفت که بخشی از تحلیل لنین درست است؛ این جنگ، جنگ امپریالیستی است و جنگ ملی-رهایی‌بخش نیست. اما کاوتسکی هم درست می‌گفت که نمی‌توان از شکست نظامی کشور برای تغییر ساختار استقبال کرد. در نهایت، جنگ باعث کند شدن تحولات درون نظام شده است. اگر خامنه‌ای به مرگ طبیعی از دنیا رفته بود، اختلافات داخلی نظام بسیار بیشتر از این بود.

علیجانی در ادامه تأکید کرد که تا سایه جنگ هست، نه تحولات درون نظام به چشم می‌آید و نه جنبش مدنی. او گفت:

من همچنان فکر می‌کنم خیابان، جنبش اجتماعی، مطالبات مدنی و جنبش‌های سیاسی، عامل و فاعل اصلی تغییرند. هرچند به صورت تسهیل‌گر، تحولات داخل حکومت و حمایت جهانی از جنبش‌های داخلی هم مهم است؛ نه دخالت و نه تصدی‌گری. ما الان می‌دانیم چه چیزهایی کار نمی‌کند: سند اصلاحات علنی کار نمی‌کند، حمله و بمباران هوایی کار نمی‌کند، جنبش‌های خشونت‌محور کار نمی‌کند. بنابراین جنبش‌هایی با حداکثر پرهیز از خشونت و با بستر مردمی عمیق، عامل و بستر اصلی تغییر در ایران خواهند بود.

*این مصاحبه توسط حسین نوش‌آذر انجام شده و متن را هم او نوشته است.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.