نامه تاجزاده از زندان اوین: سندی تاریخی علیه جنگ و تلاشی برای اثرگذاری سیاسی
نامه سیدمصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی زندان اوین، به دونالد ترامپ در میانه یک جنگ سرنوشتساز، از نظر رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی، یک «سند تاریخی» است که نشان میدهد مخالفان داخلی نیز با جنگ مخالفاند. اما علیجانی تأکید میکند که اگرچه تاجزاده با تکیه بر «نفی توأمان استبداد داخلی و استیلای خارجی» و الگوی جنبش «زن، زندگی، آزادی» در جای درستی ایستاده، با این حال او معتقد است جمهوری اسلامی «قربانی نیست، مسبب این جنگ بوده» و باید بیشتر و پیشتر از ترامپ، مقامات ایران را به مذاکره فراخواند.

عکس از علیرضا رمضانی/جماران
سید مصطفی تاجزاده، سیاستمدار اصلاحطلب و زندانی سیاسی که یازدهمین سال محکومیت خود را در زندان اوین سپری میکند، در ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ نامهای سرگشاده به رئیس جمهور آمریکا نوشته و برای انتشار در اختیار انصاف نیوز گذاشته است. نامه در حالی منتشر شده که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) با حملات گسترده هوایی و موشکی به تأسیسات هستهای، نظامی و برخی اهداف غیرنظامی آغاز شد وارد هفتهٔ ششم خود شده است.
تاجزاده در این نامه میگوید که جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران غیرقانونی، غیرانسانی و فاجعهبار است، بهویژه اگر با بمباران زیرساختهای غیرنظامی مانند نیروگاهها، پلها و تأسیسات آبشیرینکن همراه شود. او با اشاره به کودتای ۱۹۵۳ علیه مصدق هشدار میدهد که این جنگ، برخلاف نیت ترامپ، نه تنها ایران را تضعیف نمیکند، بلکه احساسات ضدآمریکایی را شعلهور ساخته و احتمالاً به تقویت استبداد داخلی و وقوع تغییری ناخواسته شبیه انقلاب ۵۷ منجر خواهد شد. او مینویسد:
عبرتآموز آنکه اگر علیه دولت دکتر مصدق کودتا نمیشد، به احتمال بسیار قوی، "انقلاب ۵۷" (۱۹۷۹ م) رخ نمیداد. به باور من، شما ناخودآگاه در حال رقم زدن دوبارهی همان تغییر هستید.
تاجزاده در عین حال تأکید میکند که ایرانیان (همانطور که در جنبش «زن، زندگی، آزادی» نشان دادند) خواهان دموکراسی هستند اما نیازمند دخالت نظامی خارجی نیستند. او از ترامپ میخواهد بهعنوان آغازگر جنگ، فوراً آن را متوقف کند و به دیپلماسی برد ـ برد بازگردد، در حالی که از جمهوری اسلامی نیز میخواهد به مطالبات دموکراتیک مردم و نگرانیهای هستهای بینالمللی پاسخ دهد.
این نامه، که صدای یک زندانی زیر بمباران را به سندی تاریخی تبدیل کرده، پرسشهای اساسی پیش روی ما میگذارد: مخاطب واقعی این نامه چه کسی است و چه تأثیری میتواند بر افکار عمومی یا تصمیمسازان اروپایی داشته باشد؟ آیا تقارن «توقف جنگ» و «اصلاحات داخلی» در شرایط بمباران، بار مسئولیت را عادلانه تقسیم کرده است؟ و آیا چنین روایتی میتواند رابطه نیروهای مخالف با آمریکا را بازتعریف کند؟ با آقای رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی گفتوگو کردهایم. میشنوید:
به گفته رضا علیجانی، نامهی تاجزاده را باید در زمان و مکان خاص آن تحلیل کرد: جنگی که ترامپ تهدید کرده ایران را به «عصر حجر» بازگرداند و فضایی که هم از آسمان بمباران میشود و هم از زمین کوچکترین زمینه برای اعتراض وجود ندارد. علیجانی تأکید میکند که هدف واقعی انتشار این نامه در رسانهای مثل انصاف نیوز، «ثبت یک سند تاریخی از سوی یک زندانی سیاسی» است که نشان دهد مخالفان داخلی نیز با این جنگ مخالفاند. او با اشاره به شخصیت ترامپ میگوید مخاطب مستقیم نامه به دلیل سبک تصمیمگیریاش چندان تحت تأثیر نامههای اخلاقی قرار نمیگیرد، اما اگر این نامه ترجمه شود، میتواند بر سازمانهای حقوق بشری، اتحادیه اروپا و حتی مناسبات داخلی آمریکا تأثیر بگذارد، «هرچند در حد و حدود خودش» و نه به صورت تحولات فوری.
تقسیم مسئولیت و نسبت جمهوری اسلامی با جنگ
علیجانی در پاسخ به این پرسش که آیا تاجزاده مسئولیت را میان مهاجم و قربانی متوازن تقسیم کرده، توضیح میدهد که تاجزاده تأکید بیشتری بر ترامپ به عنوان آغازگر جنگ دارد و هرگز قربانیان را مورد بازخواست قرار نمیدهد. اما علیجانی صراحتاً میگوید: «جمهوری اسلامی قربانی نیست، مسبب این جنگ بوده است.» به باور او، سیاستهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی (مانند برنامه هستهای بدون شفافیت و مواضع خصمانه) زمینهساز این جنگ شده است. علیجانی با اشاره به جملهی گوترش درباره حمله حماس که «در خلأ رخ نداده»، معتقد است تاجزاده در این نامه محتاطانهتر از گذشته عمل کرده، اما در عین حال معتقد است «باید بیشتر و پیشتر از ترامپ، مقامات جمهوری اسلامی را به مذاکره دعوت و تشویق کرد.» و نباید با سماجت و سیاست خارجی «زده ملی» کشور را به ویرانی کشاند. او تأکید میکند مذاکره به معنای پذیرش بیقیدوشرط شرطهای طرف مقابل نیست.
تمایز استبداد داخلی و سلطه خارجی
علیجانی قویاً تأکید میکند که مهمترین و درستترین بخش نامه، جایی است که تاجزاده میان «استبداد داخلی» و «سلطه خارجی» تمایز قائل میشود و از جنبش «زن، زندگی، آزادی» بهعنوان الگویی از کنش مدنی، خشونتپرهیز و بدون نیاز به دخالت نظامی خارجی یاد میکند.
به گفته علیجانی، «این درستترین جایی است که یک فعال سیاسی میتواند بایستد» و تاجزاده دقیقاً در کنار مردم ایران ایستاده، نه در کنار متجاوزان و نه در کنار کسانی که فرش زیر پای خارجیها پهن میکنند.
او تأکید میکند که دخالت نظامی خارجی نه تنها به دموکراسی کمکی نکرده، بلکه «رنج مردم را افزایش داده، جامعه مدنی و بخش خصوصی را تضعیف کرده و روند گذار به دموکراسی را کندتر ساخته است.» علیجانی در پایان، توصیه تاجزاده به جمهوری اسلامی را «توافق شرافتمندانه» میخواند؛ توافقی که به معنای کنار گذاشتن سیاستهای جنگافروزانه، بازگشت به مطالبات دموکراتیک مردم و رفع نگرانیهای بینالمللی درباره برنامه هستهای است.
گفتوگو را از طریق افزونه پخشکننده صدا هم میتوانید بشنوید:




نظرها
نظری وجود ندارد.