حذف «لولای» قدرت: معمای آینده جمهوری اسلامی
حسین نوشآذر ـ علی لاریجانی در شرایطی بر اثر حمله اسرائیل کشته شد که با مرگ رهبر جمهوری اسلامی، عملاً به مهمترین چهره در ساختار قدرت تبدیل شده بود. رضا علیجانی، فعال سیاسی گذارطلب، در گفتوگو با رادیو زمانه کارنامه سهگانه او را روایت میکند؛ از تندرویهای اولیه تا عملگرایی میانی و بازگشت دوباره به «تنظیمات کارخانه» در سالهای پایانی. به اعتقاد علیجانی، آنچه با ترور لاریجانی از میان رفت، نه صرفاً یک مقام بلندپایه، که حلقهای بود که جریان میانهرو را به همراهی با رادیکالها قانع میکرد.اکنون این پرسش مطرح است که آیا فقدان این «لولا» به شکافی عمیقتر میان میدان و دیپلماسی خواهد انجامید؟

حذف علی لاریجانی به عنوان «لولای» قدرت: معمای آینده جمهوری اسلامی (عکس: رادیو زمانه)
علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، که شامگاه دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ در شصتوهشتسالگی در حمله اسرائیل کشته شد، سیاستمداری کهنهکار و از نمادهای مهم «الیگارشی» در ایران پس از انقلاب بود. او بیش از هر کس دیگری ریاست مجلس را برعهده داشت و بارها تلاش کرد به مقام ریاستجمهوری برسد و نفر دوم کشور شود، اما هر بار به گونهای ناکام ماند. با این حال، او در زمان و شرایطی درگذشت که با کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی و سپس غیبت فرزند او، رهبر جدید، گفته میشد که «عملاً» زمام امور حکومتی را در دست داشت.
اما در تحلیل کارنامه او، چهرهای تکبعدی نمیبینیم. رضا علیجانی، فعال سیاسی اصلاحطلب، در گفتوگو با رادیو زمانه از سه دوره متمایز در حیات سیاسی لاریجانی سخن میگوید: از تندرویهای اولیه در صداوسیما و وزارت ارشاد گرفته تا دوره میانی عملگرایی و تعدیل مواضع در مذاکرات هستهای، و سرانجام بازگشت او به «تنظیمات کارخانه» در سالهای پایانی عمر.
به اعتقاد علیجانی، لاریجانی متأخر نه یک میانهرو، که توجیهگر اصلی سیاستهای تندروانه بود؛ کسی که با نفوذش بر جریان میانهرو، آنها را به همراهی با رادیکالها قانع میکرد.
حالا با ترور او، نه فقط یک مقام ارشد، که «لولای» ارتباطی میان دو جریان اصلی قدرت از میان رفته است. پرسش اینجاست که آیا حذف علی لاریجانی به معنای تندروتر شدن سیاستها و تشدید شکاف میان میدان و دیپلماسی خواهد بود، یا برعکس، ممکن است زمینهساز نقد و تعدیل سیاستهای جنگطلبانه شود؟ در شرایطی که جنگ با هدف قرار دادن زیرساختهای صنعتی ایران وارد مرحله تازهای شده، گفتوگو با آقای با رضا علیجانی، فعال ملی مذهبی سکولار درباره آینده سیاستورزی در ایران پس از لاریجانی را پی میگیریم. میشنوید:
آقای رضا علیجانی در گفتوگو با ما به سه دوره متمایز در کارنامه سیاسی لاریجانی اشاره میکند. دوره نخست، دوران فعالیتهای او در سپاه، وزارت ارشاد اسلامی و سپس صداوسیما است که به گفته علیجانی، بدترین تولیدات سیاسی علیه مخالفان در آن دوره شکل گرفت و تندترین مواضع علیه مذاکرات هستهای اتخاذ شد.
دوره میانی اما دوره تعدیل و عملگرایی لاریجانی است؛ او در این دوره به اهمیت توازن در سیاست خارجی پی برد و به چهرهای «پراگماتیک» تبدیل شد. این تغییر موضع به قیمت ردصلاحیتهای مکرر او در انتخاباتهای بعدی تمام شد.
اما علیجانی تأکید ویژهای بر دوره متأخر زندگی لاریجانی دارد؛ دورهای که پس از کنار گذاشته شدن و سپس بازگشت به قدرت با اعتماد مجدد خامنهای رقم خورد. به باور او، لاریجانی در این دوره عملاً به «تنظیمات کارخانه» بازگشت و از یک چهره میانهرو و عملگرا به تندترین مواضع روی آورد. علیجانی نمونه این مواضع را در توجیه سرکوبهای داخلی، تهدید علیه گروسی و سربازان آمریکایی، و تأکید بر بستن تنگه هرمز میبیند. به همین دلیل، او کارکرد لاریجانی را در این سالها نه پیوند زدن تندروها به میانهروها، که توجیهگر سیاستهای تندروانه برای جریان میانهرو میداند.
علیجانی معتقد است که ترور لاریجانی، اگرچه ضربهای به نظام است، اما لزوماً به معنای تندروتر شدن سیاستها نیست. از یک سو، با حذف این «لولا»ی ارتباطی، میانهروها دیگر توجیهی برای همراهی با سیاستهای رادیکال نخواهند داشت و شاید جسارت نقد پیدا کنند. از سوی دیگر، فاصله میان میدان و دیپلماسی بیشتر خواهد شد. او در پایان چشمانداز را به سرنوشت جنگ گره میزند و معتقد است طرفین درگیر (آمریکا، اسرائیل و ایران) به دلیل فشارهای اقتصادی، فرسایشی شدن جنگ و تنشهای داخلی، به دنبال راهی برای خروج از بنبست هستند، حتی اگر این خروج با افزایش ریسک همراه باشد.
گفتوگو را از طریق افزونه پخشکننده صدا هم میتوانید بشنوید:





نظرها
نظری وجود ندارد.