ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

دوگانه مرگبار: حجتیه مدرن، مذاکره و پایان عصر آرمان‌گرایی

در شکاف عمیق قدرت پس از خامنه‌ای، «حجتیه مدرن» به عنوان نماد تندروترین جریان انقلابی، با اصرار بر آرمان‌گرایی آخرالزمانی در برابر هرگونه مذاکره و توافق ایستاده است. آیا این دوگانه «ایدئولوژی مطلق در برابر بقای نظام» عصر آرمان‌گرایی جمهوری اسلامی را به پایان می‌رساند؟ مهدیه گلرو، فعال سیاسی، در گفت‌وگو با ما به بررسی ریشه‌های تاریخی این جریان، آسیب‌های آن بر عقلانیت و کنشگری مدنی، و وزن‌کشی جاری میان «میدان» و «میز مذاکره» می‌پردازد.

جریان فکری موسوم به «حجتیه مدرن» (که با جبهه پایداری، حلقه نزدیک به سعید جلیلی و برخی چهره‌های دولت پیشین همخوانی دارد) با تکیه بر قرائتی افراطی و آخرالزمانی از اندیشه‌های سید قطب و آیت‌الله مصباح یزدی، در لایه‌های عمیق ساختار قدرت ایران نفوذ کرده است. این جریان با قیافه «سوپرانقلابی»، دیپلماسی و مذاکره را خیانت و جنگ ابدی با جهان غیرمسلمان را یک ضرورت ایدئولوژیک معرفی می‌کند.  در عمل، این جهان‌بینی به حذف سیستماتیک عقلانیت، اقتصاد و تکنوکراسی منجر شده است. «خلوص‌گرایی ویرانگر» این جریان، هر صدای میانه‌رو یا کارشناسی را طرد کرده و بدنه جامعه را از حاکمیت جدا ساخته. نتیجه این رویکرد، فلج شدن اقتصاد، تضعیف جایگاه ژئوپلیتیک ایران، فرار سرمایه و مغزها، بیکاری گسترده و مدیریت فاجعه‌بار کشور در سایه تحریم‌ها و انزوای بین‌المللی است. با خانم مهدیه گلرو، فعال سیاسی درباره این شکاف ساختاری در جمهوری اسلامی گفت‌وگو کرده‌ایم.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

شکاف عمیق قدرت: دوگانه ایدئولوژی و بقا پس از خامنه‌ای

به گفته گلرو موضوعی که امروز در فضای سیاسی بحث‌برانگیز شده است، نوع نگاهی است که خود ساختار حاکمیت جمهوری اسلامی تلاش می‌کند بیش از گذشته آن را تقویت کند: ایجاد یک دوگانه و شکاف عمیق درون ساختار قدرت. به یک معنا آنچه که تا پیش از این برخی آن را «هسته سخت قدرت» می‌نامیدند، اکنون بیشتر به سمت فاصله گرفتن از مردم حرکت کرده است.

به گفته گلرو پس از کشته شدن خامنه‌ای که نقش تعادل‌بخش بین نیروها را داشت، درگیری‌های درون حکومت که از زمان احمدی‌نژاد نیز وجود داشته به شکل چشمگیری افزایش یافته است. اگر خامنه‌ای با موضع‌گیری یک‌طرفه یا جمع کردن اختلافات، فضا را کنترل می‌کرد، اکنون، به ویژه در دو سه هفته اخیر این درگیری‌ها به مراتب شدیدتر شده.

گلرو افزود که بیش از هر زمان دیگری این جریان‌ها در حال سناریوسازی و رقابت شدید هستند تا اردوگاه خود را قوی‌تر نشان دهند و ثابت کنند کدام بخش بیشتر به نفع نظام عمل می‌کند:

جریان پایداری (که به عنوان حجتیه مدرن شناخته می‌شوند) می‌گویند: ما داریم به اصول و آرمان‌های انقلاب پایبند می‌مانیم، از جمله دشمنی با آمریکا و اسرائیل. طرف مقابل می‌گوید: نه، ما هستیم که با واقع‌بینی و از طریق مذاکره و پایان دادن به جنگ، نظام را حفظ می‌کنیم. در نهایت هر دو ادعا می‌کنند که هدف اصلی‌شان حفظ نظام است؛ اما یکی ایدئولوژی و آرمان‌های انقلابی را اولویت قرار داده و دیگری بقای خودِ جمهوری اسلامی و ادامه موجودیت آن را.

باید توجه داشت که حمایت علنی خامنه‌ای از جریان‌های تندرو هرگز کامل و بی‌قیدوشرط نبوده، بلکه رویکردی دوگانه و پیچیده داشته است. خامنه‌ای با حمایت از چهره‌هایی مانند مصباح یزدی و تقویت جریان پایداری در نهادها و انتخابات، بستری برای نفوذ این گروه فراهم کرده بود و در این موضوع هیچ شکی وجود ندارد. با این حال، در سال‌های اخیر با تأکید بر عقلانیت، اجتناب از افراط و حمایت مشروط از دیپلماسی، تا حدی از این جریان تندرو فاصله گرفته بود. شاید به همین دلیل هم رقابتی میان جریان‌های رقیب بر سر مصادره سخنان او به نفع خودشان شکل گرفته بود.

گلرو با توجه به نقش یادشده دومین رهبر جمهوری اسلامی گفت بعد از کشته شدن خامنه‌ای، بسیاری تحلیل می‌کردند که حذف او ممکن است باعث فروپاشی ساختار جمهوری اسلامی شود، اما اکنون با گذشت دو ماه، چنین اتفاقی رخ نداده و این نشان می‌دهد که ساختاری فراتر از شخص رهبری وجود دارد؛ ساختاری که عمدتاً نظامی یا شبه‌نظامی است و کلیت آن را سپاه، بیت رهبری و نیروهای وابسته تشکیل می‌دهند.

او تأکید کرد که عقلانیت مورد نظر خامنه‌ای، عقلانیت یک رهبر ایدئولوژیک و انقلابی بود، نه عقلانیت سیاسی و منافع‌محور معمولی. از این رو، حتی وقتی از عقلانیت سخن می‌گفت، اولویت را بر حفظ اصول ایدئولوژیک (مانند مخالفت دائمی با آمریکا و اسرائیل و شعار «جنگ جنگ تا پیروزی») قرار می‌داد، نه صرفاً بقای نظام از طریق مذاکره و تعامل.

گلرو گفت که در حال حاضر هنوز وزن‌کشی میان دو اردوگاه (یکی که اولویت را به ایدئولوژی می‌دهد و دیگری که اولویت را به بقای نظام از طریق مذاکره) ادامه دارد و هیچ‌کدام به طور قطعی دست بالا را نگرفته‌اند.

او افزود که رسانه‌های مختلف نیز همچنان موضع‌گیری‌های متضاد دارند و تنها زمانی می‌توان جهت‌گیری نهایی را تشخیص داد که یکی از این دو جریان، به‌ویژه با حمایت نیروهای نظامی و سپاه، برتری آشکار پیدا کند.

از خیابان تا میز مذاکره: وزن‌کشی جدید قدرت

با این‌حال از هم‌اکنون نیز می‌بینیم که هرگاه به تفاهم یا توافق نزدیک می‌شویم، صدای «حجتیه مدرن» بلندتر شنیده می‌شود. اختلافات جناحی به عنوان یک یک ابزار چانه‌زنی بر سر میز مذاکره؟ یا درگیری میدان با دیپلماسی؟

به گفته گلرو، با توجه به شعارهایی که بعد از اولین دور مذاکرات در خیابان‌ها علیه قالیباف سر داده شد و تجمعات و مداخله‌های سیاسی که در میادین تهران علیه مذاکره‌کننده‌ها برگزار شد، میدان اتفاقاً در دست همان طیف تندروست که به اصطلاح حجتیه مدرن نامیده می‌شوند.  

 با این حال، گروهی که الان مذاکرات را انجام می‌دهد، از نظر نظامی پشتوانه قوی‌تری دارد و ظاهراً با تیم رهبری همسو است. ولی با وجود این، در دو ماه گذشته تمام ارکان جمهوری اسلامی تلاش کردند مردم را در خیابان نگه دارند، به‌طوری‌که حالا تغییر مسیر به سمت توافق به این سادگی‌ها ممکن نیست.

او افزود که این تغییر برای افکار عمومی غیرممکن به نظر می‌رسد و نیاز به زمان دارد. همین امروز هم می‌بینیم که نمایندگان مجلس در مصاحبه‌ها تأکید می‌کنند «ما از موضع قدرت مذاکره می‌کنیم» تا هم طرفداران خودشان را قانع کنند و هم طیف انقلابی و حجتیه‌ را به این نتیجه برسانند که مذاکره لزوماً به معنی شکست و تسلیم شدن در برابر قاتلان خامنه‌ای نیست. به گفته گلرو این پروسه آغاز شده و احتمالاً در روزهای آینده هرقدر گفتمان‌سازی و تسلط این نگاه بیشتر شود، احتمال رسیدن به توافق در اولین دور مذاکرات بالاتر خواهد رفت. اما اگر مذاکره‌کنندگان بدون همراه کردن بخش حجتیه مدرن و نیروهای پای کار جمهوری اسلامی تصمیمی بگیرند، قطعاً با مشکل مواجه خواهند شد؛ زیرا در نهایت این نیروها هستند که نیروی اصلی بقای جمهوری اسلامی به شمار می‌روند.  

حجتیه مدرن: بن‌بست عقلانیت و کنشگری

و اما همچنان این پرسش باقی است که خاستگاه تاریخی حجتیه مدرن چیست و تا چه حد یک مفهوم نوین و بازسازی‌شده برای توصیف جریان‌های خالص‌ساز امروزی است؟

گلرو در توضیح این معنا گفت ایده اصلی این است که هرچه سیاهی و خرابی بیشتر شود، احتمال ظهور امام زمان افزایش پیدا می‌کند. این نگاه قبل از انقلاب بسیار گسترده بود، سپس کم‌رنگ شد و دوباره دست بالا را گرفت. در اصل، هرچه سیاهی بیشتر شود، آن گروه به نتیجه مورد نظرش نزدیک‌تر می‌شود.

گلرو در اینجا به نکته مهمی اشاره کرد:   

دقیقاً همین نگاه را در اپوزیسیون هم می‌بینم که معتقدند هرقدر بمباران، ویرانی تهران، فقر و نابودی بیشتر شود، احتمال سقوط جمهوری اسلامی بالاتر می‌رود. ریشه هر دو نگاه یکی است: هرچه سیاهی بیشتر، شانس موفقیت بیشتر. به نظر من جبهه پایداری هم چنین نگاهی آخرالزمانی به مسئله دارد، در حالی که گروه دیگر که منافع بیشتری را در نظر می‌گیرند و نگاه‌شان غیرایدئولوژیک‌تر و واقع‌بینانه‌تر است، به سمت مذاکره حرکت می‌کنند.

گلرو در ادامه افزود که آسیب‌هایی که این رویکرد ایجاد می‌کند - چه در شکل آخرالزمانی جمهوری اسلامی و چه در شکل آخرالزمانی دیاسپورا - به سرمایه انسانی ضربه می‌زند؛ اولین آسیب، نادیده گرفتن کامل عقلانیت است.

 در این نگاه ایدئولوژیک، عقلانیت به معنای واقعی کلمه - همان منطق «دو دو چهار» و محاسبه‌گر اقتصادی - وجود ندارد. بر خلاف عقلانیت معمولی که خوبی‌ها و بدی‌ها را وزن می‌کند، در ترازو می‌گذارد و گزینه‌ای را برمی‌گزیند که نفع بیشتری برای مردم داشته باشد، اینجا همه‌چیز مطلق است: این خیر مطلق و آن شر مطلق. نتیجه این طرز فکر، نابودی عقلانیت و گرایش به منجی‌خواهی و آرزوهای آخرالزمانی است که جامعه را به سمت نابودی سوق می‌دهد.

دومین آسیب بزرگ، ایجاد بن‌بست در کنشگری مدنی است. وقتی هدف این باشد که هرچه شرایط بدتر، وحشتناک‌تر و سیاه‌تر شود، احتمال رسیدن به آرمان (ظهور، سقوط رژیم یا هر قدرت جایگزین) بیشتر می‌گردد، در واقع اصل بنیادین کنشگری جامعه مدنی -یعنی برداشتن قدم‌های کوچک اما پیوسته به سوی بهبود - زیر سؤال می‌رود. این نگرش در حوزه زنان، کارگری و هر عرصه مدنی دیگر، کنشگری را بی‌معنا می‌کند، زیرا به جای تلاش برای بهتر شدن، خواستار بدتر شدن شرایط است.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.