نه توافق، نه شکست: ظریف و معمای پایانناپذیر مذاکره بدون مذاکره
مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در اسلامآباد بدون توافق پایان یافت، اما آیا میتوان آن را «شکست» نامید؟ محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران، با انتشار دو توییت و مقالهای در فارن افرز، تلاش کرد روایت رایج از بنبست مذاکراتی را بر هم بزند: او از یک سو هرگونه مذاکره مبتنی بر «شرایط یکطرفه» را مردود خواند و از سوی دیگر، پیشنهاد مشخصی برای توافقی جامع شامل محدودیتهای هستهای در برابر لغو کامل تحریمها ارائه کرد. این پیامها را با رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی گذارطلب به بحث گذاشتیم.

تنش میان ایران و آمریکا ـ منبع: shutterstock
در آستانه و پس از مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در اسلامآباد، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران دو توییت مهم در شبکه ایکس منتشر کرد. ظریف در توییت اول، با تأکید بر جدیت ایران علیرغم «بدعهدیهای مکرر آمریکا»، نوشت که تهران با اعزام معتبرترین و توانمندترین تیم خود به اسلامآباد، حسن نیت نشان داده و امیدوار است ترامپ راه خروج از باتلاق خودساخته را درک کند و تا هنوز فرصت هست، به توافق برسد.
در توییت دوم (پس از پایان مذاکرات بدون توافق)، ظریف مستقیماً به اظهارات جیدی ونس واکنش نشان داد: با گفتن «Bingo» یعنی درست گفتی، روایت آمریکایی («آنها شرایط ما را نپذیرفتند») را تأیید کرد، اما بلافاصله افزود که «هیچ مذاکرهای ـ حداقل با ایران ـ برمبنای شرایط ما/شما به نتیجه نخواهد رسید» و آمریکا باید بیاموزد که «نمیتوانی شرایطت را به ایران دیکته کنی. هنوز برای یادگیری دیر نشده. هنوز.» این توییتها نه تنها روایت شکست را به نفع ایران بازتعریف میکنند، بلکه بر خط قرمز ایران در برابر تحمیل یکطرفه شروط تأکید دارند و همزمان با لحنی هشدارآمیز-امیدوارانه، فضای گفتوگو را تا حدی باز نگه میدارند.
این پیام را چگونه میتوان درک کرد؟ آیا پیام ظریف بیشتر یک تاکتیک برای کنترل روایت و حفظ عزتنفس ایران است یا نشانهای از یک خط قرمز واقعی و غیرقابل انعطاف که احتمال برگزاری دور بعدی مذاکرات مستقیم را در کوتاهمدت بسیار کم میکند؟ منابع ایرانی اعلام کردهاند که برنامهای برای دور بعدی مذاکرات ندارند و هیئت آمریکایی نیز اسلامآباد را ترک کرده است. آیا توییتهای ظریف بیشتر تلاش برای باز نگه داشتن درِ دیپلماسی (حتی به صورت غیرمستقیم از طریق پاکستان) است، یا واقعاً نشاندهنده این واقعیت است که بدون تغییر اساسی در رویکرد آمریکا و عقبنشینی از زیادهخواهیها، دور بعدی مذاکرات، حتی در سطح پایینتر بعید به نظر میرسد؟
این پرسشها را با آقای رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی گذارطلب در میان گذاشتیم.
یک کارشناس کارگزار
پیش از این، ظریف در مقالهای با عنوان «چگونه ایران باید جنگ را پایان دهد» در نشریه فارن افرز نوشته بود ایران هرچند جنگ را آغاز نکرده اما پس از بیش از یک ماه «به وضوح در حال پیروزی» است،او تأکید کرده بود که ادامه جنگ با وجود این موفقیتها، تنها به نابودی بیشتر زیرساختها و تلفات غیرنظامیان میانجامد. او هشدار داده بود که خواست تداوم جنگ در ایران اگرچه از نظر روانی قانعکننده است، اما راهبردی نیست و در عوض ایران باید از موضع قدرت، اعلام پیروزی کرده و وارد مذاکره برای توافقی جامع شود که هم جنگ کنونی و هم درگیریهای آینده را پایان دهد. در داخل ایران نیز برخی رسانهها و چهرههای تندرو آن را «سازشکارانه» و خلاف سیاست مقاومت حداکثری خواندند و حتی شایعاتی درباره احتمال حذف یا فشار بر ظریف مطرح شد. در سوی دیگر، برخی کاربران و تحلیلگران غربی و اسرائیلی نیز مقاله را «فریبکارانه» دانستند و ادعای «پیروزی ایران» را اغراقآمیز و بخشی از جنگ روانی توصیف کردند. در مجموع، مقاله بیش از آنکه به عنوان پیشنهاد واقعبینانه دیده شود، به عنوان نشانهای از بحران داخلی رژیم و تلاش برای خروج آبرومندانه از جنگ، مورد حمله قرار گرفت.
رضا علیجانی با اشاره به دو توییت محمدجواد ظریف و مقاله اخیر او در نشریه فارن افرز، گفت که ظریف را یک کارشناس کارگزار میداند، برخلاف دکتر ابراهیم یزدی که کارگزاریاش در خدمت کارشناسیاش بود.
به اعتقاد او، ظریف همزمان روایت رسمی جمهوری اسلامی را تکرار میکند و از نقد سیاستهای علی خامنهای و نقش تخریبی روسیه در مذاکرات میپرهیزد.
علیجانی مثالهایی از تاریخ مذاکرات آورد که ظریف بدون اشاره به تصمیمات کلیدی خامنهای مانند ممنوعیت ورود شرکتهای آمریکایی یا ادامه غنیسازی، تنها بر بدعهدی طرف غربی تأکید دارد.
پیشنهادهای غیرواقعی و غیرممکن
علیجانی افزود که ظریف در توییتها و مقالهاش نکات درستی مانند غیرممکن بودن سرنگونی رژیم با بمباران یا لزوم پایان جنگ برای جلوگیری از نابودی زیرساختها و تلفات غیرنظامی مطرح میکند، اما پیشنهادهای او برای خروج از بحران را غیرواقعی و غیرممکن ارزیابی کرد.
او بهویژه پیشنهاد تشکیل کنسرسیوم غنیسازی اورانیوم، رقیقسازی ذخایر ۶۰ درصدی و تعهد به عدم حرکت به سمت سلاح هستهای را فاقد پایه عملی دانست و تأکید کرد که سیاست خارجی تهاجمی، نیابتی و هستهای جمهوری اسلامی یک بسته بههمپیوسته است که بدون تغییر اساسی در آن، هیچ توافقی پایدار نخواهد بود.
در پایان، علیجانی با وجود اشاره به اینکه دریچه دیپلماسی هنوز کاملاً بسته نشده و اظهارات ونس و سخنگوی وزارت خارجه آمریکا کمی فضای امیدواری باقی گذاشته، نتیجهگیری کرد که تا زمانی که جمهوری اسلامی از «خر شیطان هستهای» پایین نیاید و سیاست خارجی خود را از حالت تهاجمی و مخالف منافع ملت ایران تغییر ندهد، احتمال برگزاری دور بعدی مذاکرات ـ حتی در سطح پایینتر و غیرمستقیم ـ بسیار ضعیف است. او افزود که تنها در صورت فشار شدید داخلی و بینالمللی بر دولت ترامپ، شاید شاهد عقبنشینی محدود آمریکا باشیم، اما بدون تغییر ریلگذاری سیاست خارجی تهران، این دریچهها پاسخ واقعی نخواهد داد.





نظرها
نظری وجود ندارد.